ماه صفر به آخرین روزهای خود نزدیک میشود و صدای پای زائران امام مهربانیها از جادههای منتهی به مشهدالرضا(ع) به گوش میرسد؛ زائرانی که از دور و نزدیک دلهایشان را به مشبکهای پنجره فولاد حرم مطهر عالم آل محمد(ع) گره زدهاند و پا در این مسیر عاشقی گذاشتهاند تا در روز شهادت حضرت شمسالشموس(ع) خودشان را به مشهد برسانند و با امام خود تجدید عهد کنند.
برای همنفس شدن با گامهای زائران رضوی، به جاده قدیم مشهد-نیشابور میروم تا قصههای حضور زائران را از زبان خودشان بشنوم. در این جاده کاروانهای خانوادگی و کوچک و بزرگی را میبینم که اغلب جوان و نوجوان هستند. جنگ تحمیلی و شهادت امام خامنهای(ره) این مسیر را متفاوتتر از سالهای گذشته کرده است. برخی از این کاروانها با پرچمهای سرخ خونخواهی رهبر شهید انقلاب، پا به این مسیر عاشقی گذاشتهاند. بعضی نیز پرچم ایران را در دست دارند. موکبها هم با نصب عکس شهدای جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان و نصب پرچمهای سرخ خونخواهی و پرچم ایران، حال و هوای متفاوتی را در این جاده رقم زدهاند.
خدمت در این مسیر رنگ و بوی متفاوتی دارد؛ برخی کفش زائران را واکس میزنند و تمیز میکنند، دختران و پسران نوجوان و کودک نیز در حال خادمی در جاده و موکبها هستند و میان زائران رضوی آب و شربت توزیع میکنند، بعضی از نوجوانان نیز در کنار بزرگترها در موکبها در پخت غذا برای زائران کمک میکنند و کودکانی هم با بطری آبی در دست، روی زائرانی که در زیر آفتاب سوزان جاده در حال پیادهروی هستند، آب میریزند.
این مسیر خدمت به زائر امام رضا(ع) کوچک و بزرگ نمیشناسد و همه با دل و جان به زائران امام مهربانیها خدمت میکنند.
در کنار خادمان نوجوان، زائران نوجوان نیز شور و نشاط عجیبی به این مسیر نورانی بخشیدهاند. برای شنیدن قصه برخی از آنها به سراغ چهار پسر نوجوان میروم. سیدمحمد میلاد پانزده ساله از شهر خرو شهرستان زبرخان با سه دوستش راهی مشهد شده و مسیر ۱۱۰ کیلومتری را از شهرشان برای رسیدن به حرم مطهر رضوی میپیماید. او سومین سالی است که پیاده به مشهد میآید و دوستان همراهش برای نخستین بار پا در این مسیر گذاشتهاند.
از سیدمحمد درباره حس و حالش در این مسیر میپرسم. او میگوید: من هر سال به خاطر امام رضا(ع) از این مسیر پیاده به مشهد میآیم؛ چرا که لذت خاصی در این پیادهروی وجود دارد. درباره لذت این پیادهروی برای دوستانم تعریف کردم و به آنها گفتم بیایید تا انشاءالله هرچه از امام رضا(ع) بخواهید، آقا به شما بدهد و آنها با من همراه شدند.
سعید گرگانی نوجوان پانزده ساله دیگری که با دایی و پسرداییاش پا به این مسیر عاشقی گذاشته، با لهجه شیرین خراسانی درباره اینکه چه شد برای نخستین بار به این پیادهروی آمده، اظهار میکند: خیلی دوست داشتم برای امام رضا(ع) به این پیادهروی بیایم و از ایشان میخواهم پدرم را شفا دهد.خلوص و دل پاک نوجوانان در این مسیر، رنگ و بوی دیگری دارد؛ چرا که قلبهای پاکشان پیش از گامهایشان به حرم مطهر رسیده و حالا پس از روزها پیادهروی زیر پرتو سوزان خورشید، با چهرهای آفتابسوخته از عشق بیدلیل و بیبهانهشان به امام مهربانیها میگویند.
پس از نوجوانان، حضور بانوان از گوشهگوشه ایران به چشم میخورد. مریم عوض ایسینی با چادر بندری از دور هم نشان میدهد از بندرعباس آمده است. او که همراه دوستانش از ملکآباد پیادهروی را آغاز کرده، نخستین بار است که پا در این مسیر میگذارد. مریم با بیان اینکه سومین سالی است که دوستانم در این پیادهروی شرکت میکنند، می گوید: میخواستم به پیادهروی اربعین بروم. دوستانم گفتند بیا تا حرم مطهر امام رضا(ع) پیاده برویم، تفاوتی ندارد. به همین خاطر با آنها راهی این مسیر شدم. پیش از اینکه به این سفر بیایم، ناراحت بودم و از وقتی پیادهروی را شروع کردم، به برکت امام رضا(ع) آرامتر شدم.
طاهره قلیپور هم از فریدونکنار با کاروان بیش از ۳۰ نفره از باغچه نیشابور پیادهروی را آغاز کرده است. او میگوید: هشت سال است این مسیر را طی میکنیم. قبلاً از سمت قوچان پیادهروی را آغاز میکردیم و اکنون سه سال است از سمت نیشابور میآییم.
او با بیان اینکه سلامتی و فرج امام زمان(عج) و پیروزی اسلام و مسلمانان کل جهان؛ به ویژه ایران را از امام رضا(ع) میخواهیم، خاطرنشان میکند: امسال با پرچم ایران در این مسیر قدم گذاشتیم تا وحدت همه ایرانیها را زیر سایه این پرچم نشان دهیم.
در این پیادهروی معنوی برخی همراه با خانواده شرکت کردهاند، مانند مهدی حسنی؛ پدر یک خانواده پنج نفره کرمانی با دو پسر و یک دختر و همسرش از ۳۵ کیلومتری مشهد (روستای ملکآباد) پیادهروی را آغاز کرده است. خودش برای نخستین بار پا در این مسیر عاشقی گذاشته؛ اما خانوادهاش سومین بار است.
آقای حسنی درباره اینکه چه چیزی سبب شد با خانواده به این سفر معنوی بیاید، میگوید: خانواده به من گفتند پیادهروی در این مسیر هم مانند پیادهروی اربعین در عراق است و این موضوع موجب شد امسال با آنها پیاده به مشهد بیایم.
او تفاوت پیادهروی در این مسیر را عشق به رهبر شهید ایران میداند و بیان میکند: امسال به نیت آقای شهید راهی شده ایم.
زائران دیگری نیز به نیت آقای شهید ایران و زیارت مزار قائد امت، پا در این مسیر گذاشتهاند و این را میتوان در کلام و عکسهایی که از آقای شهید ایران در دست دارند، متوجه شد.
برخی نیز بدون آنکه عکسی از رهبر شهید ایران در دست داشته باشند، در دلشان داغدار امام خود و خواهان انتقام خون پاک ایشان هستند.
یگانه فرنیایی، بانوی جوانی از زاهدان، همراه همسر و اقوام همسرش پا در این مسیر گذاشته است. او که از باغچه پیادهروی را آغاز کرده، نخستین بار است پیادهروی طریق الرضا(ع) را تجربه میکند. همسفرانش اما دومین سال است که در این پیادهروی حضور پیدا میکنند.
فاطمه خانم یکی از همسفران او است و درباره زیباییهای این مسیر میگوید: هرچقدر پیادهروی سخت و سنگینی وسایل اذیتکننده باشد؛ اما حرکت در این مسیر به انسان آرامش میدهد. آنقدر حس و حال خوبی در این مسیر داریم که متوجه نمیشویم چگونه به مشهد میرسیم.
او درباره تفاوت پیادهروی امسال نسبت به سال گذشته بیان میکند: هر قدمی که برمیدارم، برای گرفتن انتقام خون آقای شهید ایران است و با این حس انتقام پیادهروی میکنم.
در ادامه، به سراغ امیرعلی شمسایی مطلق، نوجوان دوازده ساله کرمانی میروم. او که با مادر و دو نفر از اقوامش دل به جاده زده، درباره تجربه پیادهروی خود میگوید: دو روز است در راه هستیم. این نخستین بار است برای پیادهروی به مناسبت شهادت امام رضا(ع) به مشهد میآیم. قبل از این هم برای زیارت امام رضا(ع) آمده بودم؛ اما این بهترین تجربه من است.
نازنین زهرا محمدحسنی، نوجوان شانزده سالهای که با مادرش در این مسیر، امیرعلی و مادرش را همراهی میکند، درباره تفاوت پیادهروی اربعین و این پیادهروی اظهار میکند: این پیادهروی خوب است؛ اما پیادهروی اربعین چیز دیگری است.
مادر نازنین زهرا درباره حضورشان برای نخستین بار در این پیادهروی میگوید: حضرت آقا امسال ما را طلبیدند تا برای زیارتشان به مشهد بیاییم. زیارت ایشان هم لیاقت میخواهد و ما افتخار میکنیم که چنین آقا و مولایی داشتیم. مطمئن باشید به یُمن قدوم آقای شهید ایران در مشهد، از امسال به بعد پیادهروی شهادت امام رضا(ع) پررنگتر از گذشته خواهد شد.
در این مسیر دلدادگی به حضرت شمسالشموس(ع) زائران سختیهایی را به جان میخرند که در زندگی روزمره برایشان خیلی سختتر به نظر میرسید.
در این راستا امیرحسین عباسنژاد که فرزند چهار ماههاش را از باغچه تا ۵ کیلومتری مشهد در آغوش گرفته، نظرم را به خود جلب میکند. او که با همسر، خواهر و دیگر خانمهای فامیل از بندرعباس آمده، نخستین سال است در پیادهروی شهادت امام رئوف(ع) شرکت میکند.
آقای عباسنژاد با اشاره به اینکه همسر و خواهرانش مشوق حضور او در این مسیر بودند، بیان میکند: آنها به من گفتند این پیادهروی هم مانند پیادهروی اربعین است. من هم برای اینکه تا به حال به کربلا نرفته بودم، آمدم تا در این پیادهروی شرکت کنم و ببینم حرکت در این مسیر چه حس و حالی دارد.
در مسیر، پیرمرد تبریزی را میبینم که ویلچر همسرش را هل میدهد. وقتی از سختی مسیر با این وضعیت میگویم، لبخند میزند و میگوید: پیادهروی در این مسیر سخت نیست. گویی هر سختی در مسیر رسیدن به ضامن آهو حضرت انیسالنفوس(ع) ناگهان هیچ میشود و احلی من العسل است.
در کنار همه این زیباییهای مسیر، شاید دلشکستگانی که به امام خود پناهنده شدهاند، بیش از همه نه با پای تن که با پای دل به این مسیر عاشقی قدم گذاشتهاند.
مریم دهقان، دختر جوانی است از همان دلشکستگان که با کاروانی از مهولات آمده و پیادهروی را از رباط سنگ آغاز کرده است. او که نخستین پیادهروی در مسیر دلدادگی به امام رئوف(ع) را تجربه میکند، درباره علت حضورش اظهار میکند: امسال خیلی دلشکسته بودم و تنها امیدم امام رضا(ع) بود. حاجتی داشتم و نذر کردم که به این پیادهروی بیایم. ۶ ماه است نتوانسته بودم به مشهد بیایم. الحمدلله قسمت شد تا برای سالروز شهادت امام رضا(ع) خودم را به مشهد برسانم.
و حالا هرچه به مشهد نزدیکتر میشویم، گویی خستگی از قدمهای زائران فاصله میگیرد و جای خود را به شوقی میدهد که وصفش آسان نیست؛ شوق رسیدن به پنجره فولاد، به صحنهای حرم مطهر و به آغوش امن امامی که هزاران دل، حاجت و دلتنگی را با خود تا مشهد آوردهاند.
۲۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۴:۱۴
کد مطلب: ۱۱۶۰۶۳۶
ماه صفر به آخرین روزهای خود نزدیک میشود و صدای پای زائران امام مهربانیها از جادههای منتهی به مشهدالرضا(ع) به گوش میرسد.
زمان مطالعه: ۷ دقیقه
منبع: روزنامه قدس






نظر شما