در روز پایان مهلت ۶۰روزه تفاهمنامه، ترامپ دوباره از ادبیات «تسلیم» استفاده کرد. او گفت ایران باید پرچم سفید را بالا ببرد و از وجود یک کانال مستقیم با فرماندهان سپاه سخن گفت و حتی عمان را تهدید کرد که اگر مانع تلاش برای بازگشایی هرمز شود، هدف حمله قرار خواهد گرفت. در همین حال، آمار کشتیرانی در هرمز تصویر دیگری میدهد. روز یکشنبه هیچ کشتی تجاری در دادههای Kpler از هرمز عبور نکرده است.فاصله میان این دو تصویر، مسئله اصلی امروز است. آمریکا پس از ۶ماه جنگ شاید قادر باشد خسارتهای سنگینی وارد کند، اما هنوز نتوانسته همان قدرت را به کنترل پایدار مهمترین آبراه منطقه تبدیل کند.
یک درس قدیمی از آبهای خلیج فارس
در سال ۱۹۸۷ نیز آمریکا برای حفاظت از نفتکشهای کویتی عملیات «ارنست ویل» را آغاز کرد؛ بزرگترین عملیات اسکورت دریایی این کشور پس از جنگ جهانی دوم. با این حال، همان نخستین کاروان با برخورد نفتکش بریجتون به مین روبهرو شد و چند ماه بعد مین دیگری بهشدت به ناو آمریکایی ساموئل بی. رابرتز آسیب زد. حضور گسترده نیروی دریایی، خطر را کاهش داد، اما نتوانست آن را از محیط تجاری خلیج فارس حذف کند.
ناو بیشتر، لزوماً دریای امنتر نمیسازد
امروز این مسئله ابعاد پیچیدهتری پیدا کرده است. مؤسسه انگلیسیRUSI در تحلیلی درباره هرمز نوشته است بازگشایی واقعی آبراه زمانی رخ میدهد که شرکتهای بیمه دوباره حاضر باشند کشتیها را با نرخهای اقتصادی پوشش دهند. از نگاه این مؤسسه، حتی نابودی بخش بزرگی از ظرفیت دریایی و موشکی ایران تضمین نمیکند تهدید علیه کشتیرانی بهطور کامل از میان برود و یک راه حل صرفاً نظامی برای هرمز بسیار دشوار است.این همان محدودیتی است که اکنون در راهبرد آمریکا آشکارتر شده است. مسئله دیگر تعداد ناوها یا تعداد حملات نیست. واشنگتن باید نشان دهد قادر است نتیجه سیاسی متفاوتی از شرایط موجود تولید کند ولی این توانایی را ندارد.
فشار بدون نتیجه
ارزیابی ماه گذشته چتمهاوس نیز از همین زاویه قابل توجه است. این اندیشکده بریتانیایی به این جمعبندی رسیده بود که اهداف اصلی آمریکا از جنگ (از فروپاشی ساختار سیاسی تا وادار کردن ایران به تسلیم و از بین بردن قابلیتهای راهبردی آن) محقق نشده و ایران بهجای ورود به یک نبرد کوتاه برای برتری نظامی، خود را با منطق «فرسایش راهبردی» تطبیق داده است. به تعبیر این تحلیل، ایران تلاش کرده هزینههای سیاسی، اقتصادی و نظامی جنگ را برای طرف مقابل در طول زمان افزایش دهد و گزینههای خود را برای مراحل بعد حفظ کند.
مسئلهای بزرگتر از توان شلیک
مؤسسه کوئینسی در ارزیابی تاریخی خود از سیاست مهار ایران نکته مشابهی را مطرح کرده است. فشارهای اقتصادی و نظامی طی دههها اقتصاد ایران را تضعیف کردهاند، اما به تغییر راهبردی مورد انتظار واشنگتن منجر نشدهاند. در جنگ کنونی نیز محاصره و حملات شدید توانستهاند آسیب قابل توجهی ایجاد کنند، اما از نگاه این گزارش، ایران همچنان از عمق جغرافیایی، مسیرهای زمینی جایگزین و ظرفیت تحمیل هزینه در هرمز برخوردار است.
اهمیت آخرین روز تفاهمنامه دقیقاً در همین نقطه بود. مهلتی که قرار بود به توافق نهایی و بازگشت هرمز به وضعیت عادی منجر شود، پایان یافت؛ اما نه تنگه هرمز مطابق خواست واشنگتن باز شده و نه ایران قدرت موشکی و ظرفیت هستهای خود را از دست داده است. ترامپ دچار بحران دستاورد است و این بحران، پریشانگوییهای اخیر او را به خوبی توضیح میدهد.




نظر شما