واشنگتن این روزها بیش از آنکه تصویری از یک دولت منسجم و باثبات ارائه دهد، به کشتیای میماند که در میانه تلاطم، مسافرانش یکییکی عرشه را ترک میکنند. تازهترین خروج، «کارولین لیویت» سخنگوی کاخ سفید است که دونالد ترامپ اعلام کرده در پایان آگوست یعنی همین ماه میلادی، از سمت خود کنار میرود. روایت رسمی، تمایل لیویت برای اختصاص زمان بیشتر به خانواده پس از تولد دومین فرزندش است و گفته میشود او قرار است همچنان بهعنوان مشاور بیرونی ترامپ فعالیت کند.
با این حال، همزمانی این خروج با موج جابهجاییهای ماههای اخیر، پرسشهایی درباره وضعیت درونی دولت دوم ترامپ ایجاد کرده است. لیویت پس از بازگشت از مرخصی زایمان، تنها چند هفته در جایگاه سخنگوی کاخ سفید فعالیت کرد و اکنون از تریبونی کنار میرود که در ماههای گذشته یکی از مهمترین سنگرهای دفاع رسانهای از دولت ترامپ بود. گزارشهایی نیز درباره فشار کاری شدید و فضای پرتنش کاخ سفید منتشر شده است؛ هرچند این موارد را نمیتوان بهعنوان علت قطعی استعفای او تلقی کرد.
«لیویت» نه اولی بود و احتمالاً نه آخری
فهرست خروجیها البته به لیویت محدود نمیشود و در سطح کابینه ترامپ نیز در ماههای گذشته شاهد مثالهای فراوان دارد. کریستی نوم، وزیر امنیت داخلی در اسفندماه از دولت کنار گذاشته شد و تنها یک ماه بعد، پم باندی، دادستان کل نیز از سمت خود برکنار شد. در همان مقطع، لوری چاوز-دمِر از وزارت کار کنارهگیری کرد و در اردیبهشتماه نیز نوبت به تولسی گابارد، مدیر اطلاعات ملی رسید. در برخی موارد، کاخ سفید دلایل مشخصی برای این تغییرات ارائه کرد؛ در موارد دیگر، گزارشهای رسانهای از اختلافات مدیریتی، تحقیقات داخلی یا نارضایتی ترامپ از عملکرد مقامات حکایت داشتند.
اما شاید مهمترین مورد برای سنجش اختلافات سیاسی درون دولت، استعفای «جو کِنت» رئیس مرکز ملی مبارزه با تروریسم باشد. کنت در مارس ۲۰۲۶ یعنی چند هفته پس از آغاز حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران، صراحتاً در اعتراض به این جنگ، استعفا و استدلال کرد که ایران تهدید قریبالوقوعی برای آمریکا نبوده است. او همچنین درباره نقش فشار اسرائیل و لابیهای طرفدار اسرائیل در تصمیم واشنگتن انتقاد کرد. این استعفا برخلاف بسیاری از خروجهای دیگر، صرفاً یک تغییر شغلی عادی نبود و به شکاف در اردوگاه موسوم به «اول آمریکا» بر سر جنگ ایران اشاره داشت.
دولت دوم ترامپ، رکورددار تغییر اعضای کابینه
از منظر آماری نیز ادعای بیثباتی دولت ترامپ را نمیتوان یک برداشت رسانهای صرف دانست. بر اساس تحلیل «Partnership for Public Service»، در ۱۸ ماه نخست دولت دوم ترامپ، ۲۷ مقام منصوبشده که برای تصدی سمت خود به تأیید سنا نیاز داشتند، از سمتهایشان خارج شدهاند؛ این رقم در دوره مشابه دولت اول ترامپ ۱۱ نفر بود؛ یعنی حدود ۱۴۵ درصد افزایش. همچنین رقم دولت دوم ترامپ تقریباً ۶ برابر میانگین خروجی در دوره مشابه دولتهای جورج دبلیو بوش، باراک اوباما و جو بایدن گزارش شده است.
البته این آمار بهتنهایی اثبات نمیکند همه خروجها ناشی از نارضایتی سیاسی یا فروپاشی درونی دولت است. برخی استعفاها دلایل خانوادگی یا شخصی داشتهاند و برخی برکناریها نیز مستقیماً به عملکرد یا حواشی مدیریتی مرتبط بودهاند. اما کنار هم قرار گرفتن این رخدادها، تصویری از دولتی ارائه میدهد که در آن ماندگاری مقامات ارشد بسیار کمتر از چیزی است که برای یک ساختار اجرایی باثبات انتظار میرود. برای دولتی که با شعار «اول آمریکا» و وعده بازگرداندن نظم و اقتدار به واشنگتن روی کار آمد، این پرسش اکنون جدیتر از همیشه مطرح است: آیا این جابهجاییها صرفاً بخشی از سبک مدیریتی ترامپ و بازآرایی طبیعی قدرتاند یا نشانه شکافهایی عمیقتر در تیمی که قرار بود این بار منسجمتر از دوره نخست عمل کند؟ لیویت فعلاً آخرین نام این فهرست است؛ اما شاید مهمتر از رفتن او، این باشد که چه کسی نفر بعدی خواهد بود.





نظر شما