تحولات منطقه

سریال «سرو، سپید، سرخ» که فصل اول آن فروردین امسال روی آنتن رفت، حالا با فصل دوم به شبکه یک سیما بازگشته است.

گردان سینما و رسانه در خط مقدم دفاع از وطن
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

سریال «سرو، سپید، سرخ» که فصل اول آن فروردین امسال روی آنتن رفت، حالا با فصل دوم به شبکه یک سیما بازگشته است؛ مجموعه‌ای که روایت‌هایش را به قصه‌های ایثار، مقاومت و فداکاری گره زده و این بار در قالب ۹ اپیزود، از نگاه کارگردانان مختلف به سراغ این مفاهیم رفته است. فصل دوم این مجموعه از یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ پخش خود را آغاز کرده و آثاری از کارگردانانی چون حسین مهکام، امیر داسارگر، دانش اقباشاوی، مریم اسمی‌خانی و قربانعلی طاهرفر را دربرمی‌گیرد. «سرو، سپید، سرخ» محصول مشترک سیمافیلم، سازمان هنری رسانه‌ای اوج و مؤسسه فرهنگی هنری اندیشه شهید آوینی است. به همین بهانه با حسین مهکام و قربانعلی طاهرفر دو کارگردان این مجموعه، درباره تجربه ساخت اپیزودهایشان و روایت مفهوم ایثار و فداکاری گفت‌وگو کرده‌ایم.

روایتی خیالی با رگه‌هایی از واقعیت

حسین مهکام، کارگردان اپیزود «بانکدار»، درباره ایده اصلی این اثر می‌گوید: نویسنده اپیزود خودم بودم ولی نمی‌دانم جرقه یک کار چطور زده می‌شود؛ یک داستان ناگهان در ذهن آدم شکل می‌گیرد. من در روزهای نخست جنگ تصمیم گرفتم چند قصه بنویسم و این هم یکی از همان داستان‌ها بود. بعد با دوستانم در سازمان اوج صحبت کردم و برای ساخت پروژه، چند طرح را به آن‌ها ارائه دادم. این کار را از میان آن چند طرح پسندیدند و قرار شد آن را کامل کنم و بسازیم.
او درباره اینکه داستان «بانکدار» تا چه اندازه به واقعیت نزدیک است و آیا می‌توان رگه‌هایی از یک اتفاق واقعی را در آن پیدا کرد، عنوان می‌کند: داستان کاملاً تخیلی است؛ البته هر داستانی که مربوط به جنگ باشد، بدون تردید رگه‌هایی از اتفاق‌های واقعی هم در آن وجود دارد. وقتی قرار است درباره جنگ و اتفاق‌های مربوط به آن قصه‌ای روایت شود، نمی‌توان ارتباط آن را با واقعیت و تجربه‌های انسانی که در آن دوره شکل گرفته است، به‌طور کامل نادیده گرفت.مهکام درباره محدودیت‌های تولید این اپیزود به دلیل فشردگی زمان و امکانات تولید، توضیح می‌دهد: محدودیت‌هایی را به دلیل فشردگی زمان تولید (که برای همه اپیزودها وجود داشت) داشتیم، اما واقعاً احساس محدودیت نکردیم. امکاناتی که تهیه‌کنندگان، مدیر گروه فیلم سازمان اوج و مجری طرح در اختیار ما گذاشتند، به شکلی بود که از این نظر احساس محدودیت نداشتم. کار من بیش از ۱۰ لوکیشن داشت و مانند همه پروژه‌ها تولید شد. بنابراین از نظر امکانات و شرایط تولید، مسئله‌ای نداشتیم که بگویم مانع کار شده است. درباره انتخاب بازیگران هم معمولاً در سینما معیارهایی برای انتخاب بازیگر دارم که اینجا نیز از همان معیارها استفاده کردم و با همان سلیقه و نگاه، بازیگرانم را انتخاب کردم.

روایت درست قصه در زمان محدود

کارگردان «بانکدار» درباره بزرگ‌ترین چالش خود در تولید این اپیزود می‌گوید: چالش محدودیت زمان تولید برای همه این اپیزودها وجود داشت؛ یعنی پیش‌تولید یک‌هفته‌ای و تولید پنج تا ۶روزه. تهیه‌کنندگان، مجری طرح و سازمان اوج فشاری به من وارد نکردند که مثلاً گروه بازیگران در چارچوب خاصی انتخاب شود یا لوکیشن حتماً در محدوده خاصی باشد اما بزرگ‌ترین چالش برای من این بود که بتوانم این قصه را درست تعریف کنم.مهکام درباره دغدغه شخصی خود برای روایت قصه‌های جنگ رمضان توضیح می‌دهد: قصه این اپیزود درباره کاری است که یک بانکدار انجام می‌دهد؛ یک آدم که معاون شعبه بانکی است و در این داستان، یک کار مهم انجام می‌دهد. البته این قصه هیچ ربطی به هک کردن بانک ندارد. من یک فیلمسازم که در این مملکت زندگی می‌کنم و قطعاً تحت تأثیر جنگ قرار می‌گیرم. دلم می‌خواهد درباره این اتفاق کار بسازم و به خاطر هجمه‌ای که به مملکت ما وارد شده، قطعاً قصه‌هایی به ذهنم می‌آید. مگر می‌توانم نسبت به چنین اتفاقاتی واکنش نداشته باشم؟

جنگ، فراتر از میدان نبرد

مهکام درباره اهمیت روایت ابعاد مختلف جنگ و اینکه چه چیزی موجب شده در «بانکدار» به سراغ زندگی آدم‌هایی برود که مستقیم در میدان جنگ حضور ندارند، می‌گوید: برایم مهم است ببینم چه کسانی به‌طور مستقیم درگیر این جنگ هستند و چه کسانی به‌طور غیرمستقیم درگیر آن می‌شوند. این جنگ روی زندگی آدم‌ها چه تأثیری می‌گذارد و آن‌ها در چنین موقعیتی چه کارهایی می‌کنند و تحت تأثیر چه چیزی قرار می‌گیرند بنابراین این حیطه خیلی وسیع‌تر می‌شود و ما اقشار بیشتری از مردم را می‌بینیم که در زمان جنگ درگیر هستند؛ چراکه همه آدم‌ها بالاخره به نسبتی با جنگ درگیر می‌شوند و نمی‌توان این تأثیر را فقط به کسانی محدود کرد که مستقیماً در میدان جنگ حضور دارند.
وی درباره اینکه دوست دارد مخاطب پس از تماشای این اپیزود چه چیزی در ذهنش باقی بماند و چه برداشتی از روایت «بانکدار» داشته باشد می‌افزاید: برای من مهم است که یک داستان درست تعریف کنم که بتواند تأثیر احساسی خوبی بگذارد. البته منظورم از تأثیر احساسی، یک تأثیر زودگذر نیست؛ بلکه داستان بتواند ذهن و قلب مخاطب را درگیر کند تا به این فکر کند که بالاخره یک اتفاق مثل جنگ چه تأثیراتی می‌تواند بر زندگی خودشان و دیگر افراد بگذارد.

روایتی برخاسته از یک پویش ملی

قربانعلی طاهرفر، کارگردان اپیزود «جان‌فدا» درباره جزئیات ساخت آن توضیح می‌دهد: اپیزود «جان‌فدا» مبتنی بر همان پویش ملی «جان‌فدا» شکل گرفته و حسن عطارها نویسندگی آن را بر عهده داشته‌ است. من از حدود سه ماه پیش طراحی این کار را انجام دادم و یک مشاور امنیتی نیز در کنار کار حضور داشت. در این مسیر، جلسات متعددی با ایشان درباره فیلم‌نامه داشتیم و همچنین عزیزانمان در مؤسسه آوینی همراه بودند تا به یک راهبرد مشخص در حوزه روایت و قصه برسیم. طاهرفر درباره ترکیب بازیگران این اپیزود خاطرنشان می‌کند: دانیال نوربخش نقش اصلی را بر عهده دارد و در کنار او عبدالرضا نصاری حضور دارد. محل اتفاق داستان، آذربایجان و شهرستان کلیبر است. از طرف دیگر، این اثر به زبان ترکی تولید شده و ما فقط می‌توانستیم از بازیگرانی استفاده کنیم که به زبان ترکی مسلط بوده و بومی همان منطقه نیز باشند. بخش عمده بازیگران ما بومی همان منطقه هستند و بخشی دیگر نیز از بومیان ساکن تهران. این ویژگی به ما کمک کرد تا فضای بومی اثر و زبان و حال ‌و هوای منطقه را در انتخاب بازیگران حفظ کنیم.

چالش‌های ساخت یک اثر جنگی

کارگردان «جان‌فدا» درباره چالش‌های ساخت یک اثر جنگی می‌گوید: من به دلیل اینکه تجربه کوچکی در حوزه کارهای جنگی و دهه ۶۰ داشته‌ام با چالش‌های خیلی زیادی مواجه نبودم، اما در این کار یک یا دو نگاه وجود داشت؛ یک نگاه اجرایی و یک نگاه تکلیفی. واقعیت این است که من، تهیه‌کننده و تقریباً همه کسانی که در این پروژه همراهی می‌کردند، یک نگاه تکلیفی نسبت به جنگ داشتیم.
اگر از نظر حسی بخواهیم حساب کنیم، از بدو شروع جنگ، همه فیلمسازانی که دل در گرو آرمان‌های دفاع مقدس و جنگ داشتند و با آن‌ها در ارتباط بودم، در تکاپو بودند تا کاری با موضوع جنگ و اتفاقاتی که در این دوره افتاده است انجام دهند.
شاید مهم‌ترین اتفاق سینمایی همین بوده است؛ یعنی احساس وظیفه و احساس رسالتی که بر دوش این بچه‌ها سنگینی می‌کرد.طاهرفر درباره تعداد لوکیشن‌ها و شرایط تولید اثر توضیح می‌دهد: ما چون در شهرستان بودیم، یکی از پرلوکیشن‌ترین اپیزودهای «سرو، سپید، سرخ» را داشتیم و بچه‌ها جهادی کار کردند.
یکی از سختی‌های کار، تعدد لوکیشن‌ها بود و دیگری، شهرستانی ‌بودن لوکیشن‌ها و محدودیت‌های تأمین صحنه و لباس. یکی دیگر از دشواری‌ها نیز همین بومی ‌بودن اثر بود؛ یعنی وقتی به زبان آذری صحبت می‌کنیم، این موضوع برای گروه تازگی دارد و آشنایی همه عوامل با این فضا و ویژگی، زمانبر است.

شکل‌گیری یک جریان رسانه‌ای و سینمایی

طاهرفر با اشاره به اهمیت شکل‌گیری چنین جمعی از فیلمسازان و تأثیر آن بر آینده تولیدات سینمایی و رسانه‌ای می‌افزاید: اینکه این فرصت در اختیار فیلمسازان قرار می‌گیرد اتفاقی جلوتر از خود تولیدات و محصول نهایی است.
به نظرم در همین شرایط، یک گردان رسانه‌ای و یک گردان سینمایی ایجاد شد که هر لحظه و در هر تاریخی که اتفاقی رخ دهد، نظام می‌تواند روی این نیروهای رزمی رسانه‌ای و سینمایی خودش حساب ویژه‌ای باز کند.
طبیعتاً هر چه زمان جلوتر برود، می‌توانیم آثار به‌مراتب تأثیرگذارتر و بهتری تولید کنیم؛ چون خیلی از این آثار در دل جنگ و در بازه زمانی جنگ، با محدودیت‌های بسیار، چه از نظر تکنیک، چه از نظر تولید محتوا و چه از نظر تنگناهای مالی تولید شده‌اند. این نشان می‌دهد وقتی احساس تکلیف و احساس رسالت وجود داشته باشد، کار پیش خواهد رفت.
او با اشاره به نقش انگیزه و باور شخصی فیلمسازان در تولید این آثار می‌گوید: برای این کارها، نفس گرم شهدای عزیزمان و نظر لطف آن‌ها هم مؤثر بوده است. اگر می‌بینیم نقاط ضعفی وجود دارد یا شاید اثری به آن درجه مطلوبیت نرسیده است، اصلاً از سمت صاحبان اثر نیست و به محدودیت‌ها به‌ویژه محدودیت‌های زمانی برمی‌گردد. فکر می‌کنم در آینده شاهد آثاری بسیار تأثیرگذارتر، ماندگارتر، ماناتر و از نظر ساختاری و محتوایی بهتر خواهیم بود.
او درباره اینکه دوست دارد مخاطب پس از تماشای اپیزود «جان‌فدا» چه چیزی از آن را به یاد بسپارد، عنوان می‌کند: هر ایرانی، در هر جایگاهی و در هر نقطه‌ای می‌تواند در سرنوشت ملی خود نقش خودش را ایفا کند. قهرمان قصه من فردی است که هیچ ‌کس در روستای خودشان او را باور ندارد و به واسطه یک اتفاق بسیار ساده که با جنگ مرتبط است، فرصتی برای شکوفایی استعدادش پیدا می‌کند. در واقع، بستری فراهم می‌شود که بتواند خودش را به اثبات برساند. همین جنگ سبب می‌شود باوری عمیق که نسبت به خودش داشته و دیگران آن را قبول نمی‌کردند، به بار بنشیند. یکی از برکات این اتفاق این است که او در جریان یک قصه و ماجرا، همه را به سمت این باور می‌کشاند و در نهایت خودش را اثبات می‌کند. برای من مهم است که مخاطب این وجه از داستان را ببیند؛ اینکه هر فردی، فارغ از جایگاه و موقعیتی که دارد، می‌تواند در یک بزنگاه تاریخی نقش خودش را ایفا کند و اثرگذار باشد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha