تحولات منطقه

جنگی که واشنگتن با وعده تغییر رژیم، نابودی برنامه هسته‌ای و مهار قدرت منطقه‌ای ایران آغاز کرد، اکنون به تلاش برای ارزان کردن بنزین آمریکایی تقلیل یافته است؛ اعترافی سیاسی به اینکه جنگ، بیش از تهران، اقتصاد و اعتبار آمریکا را تحت فشار قرار داده است.

از «تغییر رژیم» تا بنزین ارزان؛ عقب‌نشینی آمریکا در جنگی که خودش گران‌ترش کرد
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

جنگ آمریکا علیه ایران وارد ششمین ماه شده است؛ جنگی که قرار بود تنها شش هفته طول بکشد. در این فاصله، اهداف اعلام‌شده واشنگتن یکی پس از دیگری کوچک‌تر شده‌اند؛ از «تغییر رژیم» در تهران تا نابودی برنامه هسته‌ای، سپس از بین بردن توان موشکی ایران و مهار نیروهای همسو با تهران و در نهایت بازگشایی تنگه هرمز.

اکنون جی.‌دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، هدف تازه‌ای را مطرح کرده است؛ پایین آوردن قیمت نفت و بنزین برای مصرف‌کننده آمریکایی. ونس صراحتاً گفت: «این هدف شماره یک است؛ اینکه نفت و گاز برای آمریکایی‌ها در سراسر کشور ارزان باشد.»

این تغییر لحن، صرفاً تغییر یک اولویت اقتصادی نیست؛ نشانه‌ای از فرسایش اهداف جنگی واشنگتن است. اگر جنگ برای تغییر ساختار سیاسی ایران آغاز شده بود، چرا شش ماه بعد مهم‌ترین دغدغه دولت آمریکا قیمت بنزین در جایگاه‌هاست؟

از رؤیای پیروزی تا مدیریت هزینه‌های جنگ

دولت ترامپ جنگ را با اهدافی بسیار بزرگ آغاز کرد، اما هر بار که تحقق یکی از آنها دشوارتر شد، هدف بعدی کوچک‌تر شد. در روایت اولیه واشنگتن، قرار بود فشار نظامی و اقتصادی، تهران را وادار به تغییر رفتار کند. سپس تمرکز بر برنامه هسته‌ای قرار گرفت و بعد توان موشکی و شبکه منطقه‌ای ایران به مسئله اصلی تبدیل شد.

اکنون اما همه این اهداف تحت‌الشعاع یک مسئله فوری‌تر قرار گرفته‌اند؛ هزینه جنگ برای رأی‌دهنده آمریکایی. قیمت بنزین در آمریکا به حدود ۴.۰۶ دلار در هر گالن رسیده؛ در حالی که یک سال پیش ۳.۱۴ دلار بود. گازوئیل نیز از ۳.۶۹ دلار به حدود ۵.۴۶ دلار رسیده است. این افزایش در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای می‌تواند برای دولت ترامپ به یک بحران سیاسی تبدیل شود.

تناقض بزرگ این است که این بحران تا حد زیادی محصول همان سیاستی است که واشنگتن اکنون می‌خواهد هزینه‌هایش را مدیریت کند. جنگ و اختلال در تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز، عرضه جهانی انرژی را محدود کرده و قیمت نفت خام شاخص جهانی را بار دیگر به بالای ۹۰ دلار در هر بشکه رسانده است.

به بیان ساده، واشنگتن ابتدا بحران انرژی را تشدید کرد و اکنون برای مدیریت پیامدهای آن به دنبال راه‌حل است.

تنگه هرمز؛ جایی که محاسبات آمریکا شکست خورد

تنگه هرمز روشن‌ترین نماد این شکست محاسباتی است. این تنگه که پیش از جنگ روزانه بیش از ۱۰۰ کشتی از آن عبور می‌کردند، اکنون شاهد عبور روزانه تعداد بسیار محدودی کشتی است و بخش قابل‌توجهی از نفتکش‌ها نیز از این مسیر خارج شده‌اند.

حتی ادعای ترامپ درباره اینکه آمریکا «کنترل کامل» تنگه را در اختیار دارد، نتوانسته واقعیت بازار را تغییر دهد. تا زمانی که خطر حمله به کشتی‌ها وجود دارد، مالکان کشتی، شرکت‌های بیمه و خطوط کشتیرانی حاضر نیستند به‌سادگی این مسیر را به وضعیت عادی بازگردانند.

دو شرکت بزرگ کشتیرانی دولتی چین نیز اخیراً عبور نفتکش‌های خود از تنگه را متوقف کردند؛ اقدامی که نشان می‌دهد برتری نظامی آمریکا الزاماً به معنای تضمین امنیت تجارت نیست.

نتیجه آن، حذف روزانه حدود ۵ تا ۶ میلیون بشکه نفت از بازار جهانی است؛ کمبودی که مستقیماً بر قیمت انرژی اثر گذاشته است.

از این منظر، جنگ به جای آنکه قدرت آمریکا را برای کنترل جریان انرژی به نمایش بگذارد، آسیب‌پذیری اقتصاد جهانی در برابر اختلال در یک گلوگاه راهبردی را آشکار کرده است.

بحران فقط نفت نیست؛ پالایشگاه‌ها هم تحت فشارند

مشکل آمریکا فقط کمبود نفت خام نیست. پالایشگاه‌های این کشور با حدود ۹۶ درصد ظرفیت فعالیت می‌کنند، اما قیمت بنزین و گازوئیل همچنان افزایش می‌یابد. همزمان، حملات پهپادی به پالایشگاه‌های روسیه و آسیب‌های ناشی از جنگ به تأسیسات خاورمیانه، ظرفیت پالایش جهانی را محدود کرده‌اند.

«کوین بوک»، مدیر شرکت مشاوره «کلیرویو انرژی پارتنرز»، می‌گوید: «پاسخ فقط آمریکایی وجود ندارد. مسئله جهانی است. اختلال‌ها در همه‌جا عظیم هستند و پالایشگاه‌های زیادی از مدار خارج شده‌اند.»

او تأکید دارد که حتی افزایش عرضه نفت خام نیز مشکل را حل نمی‌کند؛ زیرا پالایشگاه‌های کافی برای تبدیل آن به بنزین، گازوئیل و سوخت جت وجود ندارد.

افزایش قیمت گازوئیل نیز درست در آستانه فصل برداشت محصولات کشاورزی آمریکا رخ داده و می‌تواند هزینه تولید و حمل‌ونقل را افزایش دهد. بنابراین، بحران انرژی از بازار نفت عبور کرده و به اقتصاد واقعی آمریکا رسیده است.

وقتی «ایده‌های وحشتناک» گزینه می‌شوند

در این شرایط، محدود کردن صادرات محصولات پالایش‌شده آمریکا دوباره مطرح شده است؛ اقدامی که می‌تواند در کوتاه‌مدت عرضه داخلی را افزایش دهد، اما خطر ایجاد مازاد در سواحل خلیج مکزیک، کاهش تولید پالایشگاه‌ها و افزایش قیمت در دیگر مناطق کشور را به همراه دارد.

این سیاست همچنین متحدان آمریکا را که به صادرات انرژی این کشور وابسته شده‌اند، تحت فشار قرار خواهد داد. «کوین بوک» درباره چنین گزینه‌ای می‌گوید: «ایده وحشتناکی است. اما ایده‌های وحشتناک در ماه آوریل می‌توانند در ماه اکتبر به گزینه تبدیل شوند.»

این جمله شاید بهترین توصیف از وضعیت کنونی دولت ترامپ باشد. واشنگتن جنگ را با اهدافی حداکثری آغاز کرد، اما اکنون درباره قیمت بنزین، پالایشگاه‌ها و رضایت رأی‌دهندگان آمریکایی تصمیم‌گیری می‌کند.

معرفی قیمت انرژی به‌عنوان «هدف شماره یک» از سوی ونس، در واقع اعترافی ناخواسته به یک واقعیت بزرگ‌تر است؛ هرچه جنگ طولانی‌تر شده، فاصله میان اهداف اولیه آمریکا و واقعیت میدان بیشتر شده است.

جنگی که قرار بود قدرت آمریکا را به نمایش بگذارد، اکنون واشنگتن را وادار کرده هزینه بحران انرژی‌ای را مدیریت کند که خودِ جنگ به تشدید آن کمک کرده است؛ هزینه‌ای که نه فقط تهران، بلکه اقتصاد و جامعه آمریکا نیز باید بپردازند.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha