برای ۹ سال، «پوکمون گو» (Pokémon Go) از بازیکنانش میخواست از خانه بیرون بروند و «همه را شکار کنند». میلیونها کودک و والدینشان در خیابانهای شهرها راه میرفتند و دوربینهای تلفنهایشان را بالا گرفته بودند. برخی برای بهدست آوردن جوایز داخل بازی، از مجسمهها، پارکها، گوشههای خیابان و دستکم در یک مورد، از داخل یک آپارتمان فیلمبرداری کردند. اما فرد یا شرکتی دیگر در حال جمعآوری نتایج این کار بود.
آنچه میلیونها کاربر «پوکمون گو» بازی میپنداشتند، بخشی از زیرساختی شد که امروز برای ناوبری سامانههای خودمختار در محیطهای فاقد GPS توسعه مییابد؛ نمونهای تکاندهنده از اینکه چگونه دادههای روزمره کاربران، بدون آگاهی کامل آنان، میتواند وارد زنجیره فناوری نظامی شود.
از بازی کودکانه تا زیرساخت نظامی
پشت داستان «پوکمون گو»، یک تحول مهم در اقتصاد داده پنهان است؛ کاربران فقط بازی نمیکردند، بلکه بهصورت داوطلبانه محیط واقعی اطراف خود را برای شرکت نقشهبرداری میکردند. از سال ۲۰۲۱، بازیکنان میتوانستند در ازای دریافت پاداش، از پارکها، مجسمهها، خیابانها و دیگر نقاط واقعی اسکن تهیه کنند. حاصل این فرایند، بنا بر گزارش اصلی، حدود ۳۰ میلیارد اسکن بود.
این تصاویر برای توسعه «سامانه موقعیتیابی بصری» (VPS) نیانتیک به کار رفت؛ فناوریای که به جای تکیه بر ماهواره، تصاویر دوربین را با مدل سهبعدی محیط تطبیق میدهد. اهمیت آن زمانی آشکار میشود که جیپیاس به دلیل پارازیت، جعل سیگنال یا شرایط محیطی از کار بیفتد.
اما مسئله اصلی صرفاً فناوری نیست؛ مسئله مالکیت و رضایت است. «یرون فان دن هوفن» (Jeroen van den Hoven)، استاد اخلاق و فناوری دانشگاه صنعتی دلفت، درباره این فرایند گفت: «افرادی که فکر میکردند در حال بازی هستند، آشکارا فریب خوردهاند.»
حلقهای که به پنتاگون رسید
مسیر انتقال این فناوری به حوزه دفاعی نیز چندان دور از گذشته نیانتیک نیست. بنیانگذار آن، «جان هنکه» (John Hanke)، پیشتر شرکت «کیهول» (Keyhole) را تأسیس کرده بود؛ شرکتی که با سرمایهگذاری «این-کیو-تل» (In-Q-Tel)، بازوی سرمایهگذاری سازمان سیا، از ورشکستگی نجات یافت و بعدها فناوری آن به «گوگل ارث»(Google Earth) تبدیل شد.
در سال ۲۰۲۵، بخش بازی نیانتیک با معاملهای ۳.۵ میلیارد دلاری به «اسکوپلی»(Scopely) منتقل شد، اما فناوریهای مکانی در شرکتی مستقل به نام «نیانتیک اسپیشال» (Niantic Spatial) باقی ماندند. سپس این شرکت با «ونتور» (Vantor)، شرکت فعال در حوزه اطلاعات مکانی و دفاعی، برای توسعه موقعیتیابی پهپادها در محیطهای فاقد جیپیاس همکاری کرد. خود نیانتیک و ونتور تأکید کردهاند که دادههای خام «پوکمون گو» مستقیماً در اختیار ونتور قرار نگرفته است.
اما همین تمایز، پرسش مهمتر را از بین نمیبرد؛ آیا فناوریای که بخشی از آموزش آن با داده بازیکنان شکل گرفته، اکنون در خدمت کاربردهای نظامی قرار دارد؟
پاسخ فنی روشنتر است. «نیانتیک» و «ونتور» در حال ترکیب سامانه موقعیتیابی زمینی نیانتیک با فناوری هوایی ونتور هستند تا پهپادها، خودروهای خودمختار و دیگر سامانهها بتوانند بدون جیپیاس در یک چارچوب مختصات مشترک فعالیت کنند. آزمایشهای اولیه، به گفته نیانتیک، کاهش خطای موقعیتیابی تا ۷۰ درصد و دقتی حدود ۱.۵ متر در برخی سناریوها را نشان داده است.
مسئله بزرگتر از پوکمون گو است
شاید مهمترین نکته این داستان، خود «پوکمون گو» نباشد. مسئله، مدلی است که شرکتهای فناوری در آن کاربران را با پاداشهای کوچک به تولید دادههایی ترغیب میکنند که ارزش واقعی و کاربردهای آیندهشان بسیار فراتر از تجربه اولیه کاربر است.
«ایان بوگوست» (Ian Bogost)، فیلسوف رسانه، سالها پیش برای چنین مدلی اصطلاح «بهرهکشیافزار» را به کار برد: اقتصادی که در آن کاربر تصور میکند محصول را مصرف میکند، در حالی که خودش به بخشی از ماده اولیه محصول تبدیل شده است.
در اینجا نیز بازیکنان برای گرفتن جایزه، جهان اطرافشان را اسکن کردند؛ شرکت نقشه ساخت؛ هوش مصنوعی آموزش دید و همان فناوری اکنون در حال ورود به حوزهای است که میتواند با پهپادهای نظامی و عملیات فاقد GPS مرتبط شود.
البته نباید ادعا کرد که «پوکمون گو مستقیماً پهپادهای نظامی را آموزش داده است»؛ شواهد موجود چنین ادعایی را تأیید نمیکند. مسئله دقیقتر و در عین حال نگرانکنندهتر است؛ دادههای تولیدشده برای یک بازی، به ساخت فناوریای کمک کردند که اکنون کاربردهای دفاعی پیدا کرده است.
این همان مرزی است که اقتصاد داده را از سرگرمی جدا میکند؛ جایی که یک اسکن ساده از پارک یا خیابان دیگر فقط بخشی از یک بازی نیست، بلکه میتواند به قطعهای از نقشهای تبدیل شود که روزی یک سامانه خودمختار در میدان جنگ از آن استفاده خواهد کرد.





نظر شما