بابک یکتاپرست، معاون اجتماعی سازمان انتقال خون ایران، در گفتوگو با ایلنا با اشاره به وضعیت ذخایر خونی کشور گفت: حتی در دوران جنگ نیز کمبود خون نداشتیم و ذخایر در شرایط مطلوب قرار گرفت، اما این وضعیت نباید به معنای کاهش مشارکت مردم در اهدای خون تلقی شود؛ چراکه نیاز به خون و فرآوردههای خونی، مستمر و همیشگی است.
وی با بیان اینکه خون و فرآوردههای آن تاریخ مصرف دارند، توضیح داد: برای نمونه، پلاکت تنها سه روز قابلیت نگهداری دارد و اگر همه اهداکنندگان در یک مقطع زمانی مراجعه کنند، بخشی از این فرآوردهها پس از پایان مهلت مصرف از بین میرود. بنابراین مدیریت اهدای خون باید متناسب با نیاز مراکز درمانی و به شکل منطقهای، استانی و شهری انجام شود.
مشارکت زنان؛ حلقه مفقوده اهدای خون
یکی از مهمترین موضوعاتی که سازمان انتقال خون در سال جاری دنبال میکند، افزایش مشارکت بانوان در اهدای خون است. یکتاپرست با اشاره به اجرای آزمایشی این طرح در پنج استان گفت: این طرح در شاهرود، اراک، قزوین، بجنورد و بندرعباس در حال اجراست و برای تجهیز و آمادهسازی این مراکز بودجههای ویژهای در نظر گرفته شده است.
به گفته معاون اجتماعی سازمان انتقال خون، در حال حاضر میانگین مشارکت بانوان در اهدای خون در کشور حدود ۵ درصد است؛ رقمی که فاصله قابل توجهی با ظرفیت بالقوه زنان در تأمین ذخایر خونی دارد.
یکتاپرست تأکید کرد که افزایش مشارکت زنان صرفاً با فراخوان عمومی محقق نمیشود و نیازمند اقدامات فرهنگی و ایجاد فضای مناسب در مراکز انتقال خون است. به همین دلیل، طراحی محیط، نحوه تکریم اهداکنندگان و حتی شیوه پیامرسانی برای جذب بانوان در این طرح مورد توجه قرار گرفته است.
این در حالی است که تجربه دوران جنگ نشان داد زنان میتوانند در مواقع بحرانی مشارکت چشمگیری داشته باشند. بر اساس اعلام یکتاپرست، میزان اهدای خون بانوان در دوره ۳۹ روزه جنگ حدود ۸۰ درصد افزایش یافت. اهدای خون جوانان نیز در همین دوره ۶۳ درصد بیشتر شد.
اکنون چالش اصلی این است که این مشارکت مقطعی به یک رفتار مستمر تبدیل شود.
خون صادر نمیشود؛ داستان پلاسما چیز دیگری است
یکی از ابهامهای رایج درباره صنعت خون، موضوع واردات و صادرات آن است. معاون اجتماعی سازمان انتقال خون در اینباره صراحتاً اعلام کرد که ایران واردات یا صادرات خون ندارد و اساساً خون کشورها به یکدیگر صادر یا وارد نمیشود.
یکتاپرست دلیل این مسئله را «جغرافیای بیماریها» عنوان کرد و گفت در هر منطقه بیماریها و عوامل خاصی وجود دارد که ممکن است از طریق خون منتقل شوند؛ بنابراین خون کشور دیگر نمیتواند بهعنوان یک محصول معمولی وارد چرخه درمان شود.
اما ماجرای پلاسما متفاوت است. پلاسما میتواند در تولید داروهای مهمی مانند فاکتورهای انعقادی و ایمونوگلوبولینها مورد استفاده قرار گیرد. به گفته یکتاپرست، از هر اهداکننده خون دستکم سه نوع فرآورده خونی استخراج میشود و در کنار گلبول قرمز و پلاکت، بخشی از پلاسما ممکن است مازاد بر نیاز باشد.
این پلاسمای مازاد، بر اساس قراردادهای موجود، برای فرآوری به برخی شرکتهای اروپایی ارسال میشود و پس از تبدیل به داروهای مشتق از پلاسما، دوباره به کشور بازمیگردد. بخشی از این فرآوری نیز توسط شرکتهای داخلی انجام میشود.
بنابراین به گفته مسئول سازمان انتقال خون، آنچه در این چرخه جابهجا میشود خون یا فرآورده خونی برای تزریق نیست، بلکه پلاسمای مازاد برای تولید دارو است؛ موضوعی که نباید با واردات و صادرات خون اشتباه گرفته شود.
نیاز به خون تعطیلبردار نیست
وضعیت مطلوب ذخایر خونی نباید این تصور را ایجاد کند که سازمان انتقال خون دیگر نیازی به مراجعه اهداکنندگان ندارد. اتفاقاً کوتاه بودن عمر برخی فرآوردهها باعث میشود استمرار اهدا اهمیت بیشتری پیدا کند.
یکتاپرست از اهداکنندگان خواست به جای مراجعه صرفاً در زمان وقوع حوادث یا بحرانها، اهدای خون را به یک رفتار منظم تبدیل کنند. بر اساس توصیه سازمان انتقال خون، آقایان میتوانند سالانه چهار بار و بانوان سه بار برای اهدای خون مراجعه کنند.
مسئله مهم اینجاست که مدیریت ذخایر خون با ذخیرهسازی بلندمدت تفاوت دارد. نمیتوان مقدار نامحدودی خون را برای روز مبادا کنار گذاشت، زیرا بخشی از فرآوردهها عمر کوتاهی دارند. به همین دلیل، تأمین خون یک فرآیند روزانه و مستمر است که نیازمند حضور همیشگی اهداکنندگان است.
از این منظر، افزایش مشارکت بانوان میتواند یکی از راههای مهم پایدارتر کردن شبکه تأمین خون کشور باشد؛ بهویژه اینکه سهم فعلی زنان، یعنی حدود ۵ درصد، نشان میدهد ظرفیت قابل توجهی هنوز فعال نشده است.
گروههای خونی نادر؛ وقتی بانک خون کافی نیست
چالش دیگر در حوزه انتقال خون به بیماران دارای گروههای خونی نادر مربوط میشود. اگرچه اغلب مردم گروههای خونی را در قالب هشت گروه اصلی A، B، AB و O مثبت و منفی میشناسند، اما در میان جمعیت، افرادی با ویژگیهای خونی خاص نیز وجود دارند که نمیتوانند از خون گروههای معمول استفاده کنند.
یکتاپرست با اشاره به گروه خونی «بمبئی» به عنوان یکی از شناختهشدهترین گروههای خونی نادر گفت این موارد گاهی تنها زمانی شناسایی میشوند که فرد برای جراحی یا دریافت خون به بیمارستان مراجعه کند و آزمایشهای سازگاری نشان دهد خونهای معمول برای او قابل استفاده نیست.
در چنین شرایطی، بانک اطلاعاتی گروههای خونی نادر اهمیت ویژهای پیدا میکند. سازمان انتقال خون با شناسایی اهداکنندگان دارای این گروههای خاص میتواند در مواقع نیاز، آنها را فراخوان کند تا خون مورد نیاز بیمار تأمین شود.
مشکل اما زمانی جدیتر میشود که خود فرد از نادر بودن گروه خونیاش اطلاع نداشته باشد و نیاز بیمار نیز بهصورت ناگهانی و در شرایط اورژانسی ایجاد شود. در این وضعیت، شناسایی سریع فرد دارای گروه خونی مشابه و انتقال فرآورده مورد نیاز میتواند حیاتی باشد.
در مجموع، اگرچه ذخایر خونی کشور در شرایط فعلی مطلوب توصیف شده، اما پایداری این وضعیت به استمرار اهدای خون وابسته است. در این میان، افزایش مشارکت بانوان، مدیریت دقیق زمان و مکان اهدا، توسعه بانک اطلاعاتی گروههای خونی نادر و تقویت زیرساختهای صنعت پلاسما، چهار محور مهمی هستند که میتوانند آینده نظام انتقال خون کشور را مقاومتر کنند؛ چراکه در این حوزه، مطلوب بودن ذخایر امروز، تضمینی برای تأمین خون مورد نیاز فردا نیست.




نظر شما