تحولات منطقه

ظهورموعود، نقطه کمال تمدن بشری و تجلی غایی استقرار عدالت مطلق در رگ‌های جامعه جهانی است. در شرح این مفهوم عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی(ص) العالمیه گفت: حضرت مهدی(عج) «بقیةالله» است؛ به این معنا که عنصر ضامن بقا، ماندگاری و تحقق اراده پروردگار عالم است.

ظهور در بستر عدالت معنا می‌یابد
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

عدالت یکی از مهم‌ترین مفاهیم پیوندخورده با اندیشه مهدویت است؛ مفهومی که در نگاه قرآنی، از اصلاح روابط اقتصادی و اجتماعی آغاز می‌شود و در نهایت به اصلاح انسان و تحقق عدالت در گستره عالم می‌انجامد. در این منظومه، «بقیةالله» نیز مفهومی فراتر از یک عنوان برای شخص حضرت مهدی(عج) است و به جایگاه ایشان به‌عنوان مظهر و مجرای تحقق اراده الهی در جهان اشاره دارد. در این راستا به سراغ حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی میرزایی عضو هیئت علمی جامعةالمصطفی(ص) العالمیه رفته‌ایم تا درباره نسبت عدالت، «بقیةالله» و اندیشه مهدویت و چگونگی ارتباط این مفاهیم در منظومه آیات قرآن کریم بدانیم. مشروح این گفت‌وگو در ادامه آمده است.

عدالت چه جایگاهی در اندیشه مهدویت دارد و چرا می‌توان نجات عالم را در گرو تحقق عدالت دانست؟

علاج عالم، حضرت مهدی(عج) است که در عدالت و عدالت‌خواهی معنا می‌شود. نباید به‌دنبال راه‌حل دیگری رفت چراکه راه نجات جامعه در چیز دیگری نیست. جامعه با توسعه صرف اصلاح نمی‌شود، بلکه با عدالت اصلاح خواهد شد. مردم به بی‌عدالتی اعتراض می‌کنند، نه به بی‌توسعه‌گی؛ آنچه مردم را به اعتراض وامی‌دارد، ظلم و بی‌عدالتی است. مردم خواستار عدالت‌اند و در حقیقت خواستار مهدویت‌اند. مهدویت فرهنگ پاسداشت، نگاهداشت و بقای انسان، عالم و آدم است و اساساً ماجرای مهدویت همین است. اگر به داستان حضرت شعیب(ع) در قرآن کریم بازگردیم، می‌بینیم که این مسیر از کجا آغاز می‌شود و به کجا می‌رسد؛ ابتدا سخن از یک مسئله مادی است، سپس به مسئله انسان و در نهایت به مسئله عالم می‌رسد. این مفاهیم به یکدیگر پیوند دارند و خداوند این مفاهیم را به‌صورت تصادفی در کنار یکدیگر قرار نداده است. قرار گرفتن این مضامین در یک آیه نشان می‌دهد که با یک سیستم و یک دستگاه منسجم مواجه هستیم.

در آیه ۸۶ سوره مبارکه «هود» می‌خوانیم: «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ وَمَا أَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفِیظٍ»؛ در اینجا «بقیةالله» مطرح می‌شود؛ چیزی که موجب بقا و ماندگاری است و به خداوند نسبت داده می‌شود.

آن مهدویتی که در حال تحقق است، در حقیقت اراده الهی است. حضرت مهدی(عج) مظهر، مسیر و کانال اراده حق است و حرکتی که انجام می‌دهد، دقیقاً در مسیر تحقق اراده الهی قرار دارد. اراده الهی به‌وسیله حضرت مهدی(عج) در عالم تحقق پیدا می‌کند. حضرت مهدی(عج) در عالم یک پدیده است؛ البته خودش یک نفر است، اما صرفاً یک نفر نیست، بلکه یک دستگاه است؛ دستگاهی مهدوی که عالم را به حرکت درمی‌آورد و خواهد چرخاند.

وقتی این آیات را با نگاه علمی، اعتقادی، عقلانی و تدبری مطالعه کردم، به این نتیجه رسیدم که تفسیر ائمه(ع) از «بقیةالله» در این آیه، مبنی بر اینکه منظور از آن حضرت مهدی(عج) است، تفسیری درست است.

البته این برداشت منافاتی با آن ندارد که «بقیةالله» در این آیه، به معنای خیر و پاکی‌ باشد که باقی می‌ماند و در آن کم‌فروشی و نقص وجود نداشته باشد؛ همان‌گونه که در آیات پیش از آن درباره کم نگذاشتن در پیمانه و ترازو و پرهیز از کاستن از حقوق مردم سخن گفته شده است. این معنای «بقیةالله» نیز می‌تواند در جای خود مطرح باشد.

از تعبیر علامه طباطبایی می‌توان در اینجا از مفهوم «جری و تطبیق» و از «مصداق اکمل» سخن گفت؛ یعنی اگرچه «بقیةالله» در این آیه معنای عام خود را دارد، مصداق اکمل آن حضرت مهدی(عج) است. حضرت شعیب(ع) در گستره جامعه و قوم خود این مسیر را دنبال می‌کرد، اما حضرت مهدی(عج) همین حرکت را در گستره زمین و عالم دنبال خواهد کرد.

بنابراین، حضرت مهدی(عج) «بقیةالله» است؛ به این معنا که عنصر ضامن بقا، ماندگاری و تحقق اراده پروردگار عالم است. این نکته بسیار مهمی است که باید آن را بشناسیم و در فهم مهدویت مورد توجه قرار دهیم.

نسبت میان خاتمیت و مهدویت چیست و چرا ختم نبوت و دین، ضرورت وجود حضرت مهدی(عج) را به‌دنبال دارد؟

در خصوص ختم‌ها، یکی از ختم‌های بزرگ مهدوی در قرآن، ختم دین است. وقتی قرآن کریم از «خاتم‌النبیین» سخن می‌گوید، تعبیر «خاتم‌الانبیا» را به کار نبرده است. در قرآن هم «انبیا» داریم و هم «نبیین» و هر کدام ظرافت خاص خود را دارند. جمع مکسر و جمع سالم در قرآن مرادف یکدیگر نیستند. نباید تصور کرد «انبیا» همان معنایی را دارد که «نبیین» دارد.

اساساً در قرآن این دو مانند یکدیگر نیستند و هر کدام معنای خاص خود را دارند؛ همانند «أعیان» و «عیون» که هر دو در قرآن آمده‌اند، اما «أعیان» برای یک معنا و «عیون» برای معنایی دیگر به‌کار رفته است. ممکن است عرب در کاربردهای خود این دو را جابه‌جا استفاده کند، اما قرآن چنین نیست و در قرآن هر واژه دقیقاً جایگاه خود را دارد؛ همانند اثر انگشت که هر کدام ویژگی خاص خود را دارد.

بنابراین، ختم رسالت، ختم نبوت و ختم دین در این خاتمیت، اقتضای وجود حضرت مهدی(عج) است، چراکه همه‌چیز به کمال نهایی خود رسیده و اکنون باید این حقیقت به مرحله اجرا درآید. خداوند از جانب خود آن مقدار که باید ارسال می‌کرد، تا آخرین سطح ظرفیت انسان که می‌تواند به آن برسد، ارسال کرده است؛ اما میان ارسال این حقایق وحیانی و تحقق عینی آن‌ها فاصله افتاده است.

حقایق وحیانی بی‌نهایت شد، اما حرکت تحقق عینی محدود بود. اگر به تاریخ بازگردیم، می‌بینیم که پس از نزول قرآن، در فاصله‌ای چند ده‌ساله، یک کودتای نرم علیه همه قرآن رخ داد. زمانی که معاویه فرمانده عالم و فرمانده کل جهان شد و به جای پیامبر بر منبر پیامبر نشست، چه اتفاقی افتاده بود؟ آلوده‌ترین و جنایتکارترین افراد بر منبر شخص پیامبر خدا تکیه زدند. بنابراین، معلوم است که در اینجا اختلالی پیش آمده است؛ اختلالی میان نظم و نظام همان کتاب و میزان، با وضعیت طبیعی و تاریخی.

حضرت مهدی(عج) بازگرداننده مسیر تاریخ به سمت تحقق اراده الهی است و این نکته اهمیت بسیاری دارد که باید به آن توجه کنیم.

در ادامه بحث حضرت شعیب(ع)، تأکید قرآن بر پیمانه و میزان چه نسبتی با فساد اجتماعی و وضعیت انسان امروز پیدا می‌کند؟

درباره حضرت شعیب(ع) نیز نکته مهمی وجود دارد. تعبیری که حضرت شعیب(ع) دارد، این است: «إِنِّی أَرَاکُم بِخَیْرٍ»؛ حضرت به قوم خود می‌فرماید که مکیال و وزن و میزان را رعایت کنید و کم نگذارید؛ به منطق ترازو و منطق کشیدن و پیمانه وفادار باشید و پیمانه‌ها را دقیق قرار دهید. حضرت شعیب(ع) این مسئله را به یک خط قرمز تبدیل می‌کند و هشدار می‌دهد که اگر این کار رعایت نشود، زمین فاسد می‌شود و فساد همه زمین را فرامی‌گیرد.

همین ترازو از همین مغازه، از داخل همین خانه و از همین روابط و سخن گفتن آغاز می‌شود. اگر این‌ها رعایت نشود، زمین تباه می‌شود و فساد سراسر زمین را فرا خواهد گرفت.

این تعبیر حضرت شعیب(ع) که می‌فرماید: «إِنِّی أَرَاکُم بِخَیْرٍ» نیز بسیار مهم است و می‌توان آن را به زمانه امروز پیوند داد. حضرت شعیب(ع) می‌فرماید من می‌بینم که شما در وضعیت خوبی قرار دارید؛ یعنی وضعیت شما آن‌قدر افتضاح و بد نیست که بخواهید دست به همه‌چیز ببرید. شما از نظر مادی نعمت‌های زیادی دارید، پس چرا دستکاری می‌کنید؟

این مسئله نشان می‌دهد که مشکل صرفاً فقر نیست؛ بلکه یک فساد اخلاقی و یک انحراف شخصیتی و نفسانی است. فرد می‌خواهد از این ماشین به آن ماشین، از این آپارتمان به آن آپارتمان برسد و این ظلم و میل به فساد و تباهی است. مسئله این نیست که کسی برای به دست آوردن یک لقمه نان برای خانواده‌اش مجبور شده دست به کاری بزند یا از دیوار بالا برود. ممکن است خداوند در حالت اضطرار، برخی امور را ببخشد؛ اما وقتی وضعیت به‌گونه‌ای است که نعمت وجود دارد و باز انسان به‌دنبال دست‌اندازی به حقوق دیگران است، مسئله دیگر فقر نیست.

یکی از مهم‌ترین نسبت‌های آیات مربوط به مدین، حضرت شعیب(ع) و «بقیةالله» با زمانه ما همین‌جاست. امروز یکی از مهم‌ترین شاخص‌های قرن بیست‌ویکم و زمانه ما، وفور نعمت است. درست است که عدالت وجود ندارد، اما ثروت و امکانات فراوان است.افرادی در این جهان امثال ایلان ماسک وجود دارند که ثروت آن‌ها به اندازه نیمی از ذخایر مالی جهان باشد. پس معلوم است که مصداق «إِنِّی أَرَاکُم بِخَیْرٍ» در عالم امروز نیز قابل مشاهده است.

مطمئن باشید نوجوان و جوان ما اگر قرار باشد مصرف‌کننده سفره ایلان ماسک و این افراد باشد، عاقبت‌بخیر نخواهد شد. از این‌رو، انسان به یک اراده بزرگ الهی نیاز دارد. انسان به تنهایی نمی‌تواند با این غول‌ها و امپراتوری‌های تباه‌کننده جهانی مواجه شود. نیاز به یک حضور بقیةاللهی وجود دارد؛ او باید باشد تا هم بتواند حقایق عالم را ارائه دهد، هم ارزش‌ها را ارائه کند، هم انسان را نجات دهد و هم اراده‌ها را تقویت کند

منبع: خبرگزاری ایکنا

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha