تحولات منطقه

چندی پیش هنگام جست‌وجو در سایت‌های مختلف، گذرم به بخش آگهی‌های غیررسمی کاربران در یک سایت خدمات کفن و دفن افتاد.

یک جامعه‌شناس از مصرف نمایشی در مراسم ترحیم و تجمل‌گرایی تا چند متر زیر خاک می‌گوید/ بدرقه میلیاردی برای سفر بی‌بازگشت
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

چندی پیش هنگام جست‌وجو در سایت‌های مختلف، گذرم به بخش آگهی‌های غیررسمی کاربران در یک سایت خدمات کفن و دفن افتاد.
کاربری از فروش یک طبقه قبر در قطعه ۱۱۱، پشت گل‌فروشی و در بهترین جای قطعه که متوفی سال ۶۹ دفن شده؛ به قیمت یک‌میلیارد تومان نوشته بود.
لحن کامنت‌ها بیشتر به آگهی‌های خریدوفروش ملک شباهت داشت؛ با نشانی دقیق، تعداد طبقات، موقعیت مناسب و قیمت‌های میلیاردی؛ با این تفاوت که این‌بار صحبت نه بر سر معامله خانه و آپارتمان، که درباره چند متر جای خالی برای دفن بود.
در بخش رسمی خدمات، قیمت سنگ قبر متفاوت است؛ سنگ‌هایی که دیگر فقط یک تکه سنگ ساده برای درج نام و تاریخ تولد و مرگ نیستند. برای مثال صاحبان عزا می‌توانند سنگ قبر مرمر سبز جواهرنشان خاص طرح یادگار اعیانی را ۹۷۰ میلیون تومان و «سنگ قبر مرمر شیرسنگی طرح سلطان» را به قیمت ۸۵۰ میلیون تومان تهیه کنند.
در بخش دیگری «تاج‌گل ترحیم حلقه‌ای آنتوریوم و ارکیده خاطره‌ها» را با قیمت ۳میلیارد و ۶۲ میلیون تومان و تاج‌گل قلبی را با امکان چاپ عکس دلخواه ۲۰۰میلیون تومان قیمت‌گذاری کرده‌اند.
برای برق انداختن سنگ قبر خریداری شده هم می‌توان واکس سنگ قبر ۷۰۰هزار تومانی یا محلول نانو براق‌کننده سنگ مزار را با قیمت ۹۵۰هزار تومان تهیه کرد و... .
انگار مرگ هم صاحب بازاری کامل و پرزرق‌وبرق شده است؛ بازاری که از خرید قبر آغاز می‌شود و تا سنگ‌های سلطنتی، تاج‌گل‌های چندصد میلیونی و براق‌کردن مزار ادامه پیدا می‌کند. دیدن این اعداد یک پرسش را پررنگ‌تر می‌کند: از چه زمانی سوگواری و بدرقه عزیزان از دست‌رفته، به ویترینی برای تجمل، رقابت و نمایش توان مالی تبدیل شد؟
همین اعداد عجیب و پرسش‌هایی که پشت آن‌ها شکل می‌گرفت را بهانه‌ای برای گفت‌وگو با نادر صادقیان، جامعه‌شناس، درباره تغییرات مراسم تدفین و ترحیم در جامعه امروز قرار دادیم.

چرا سوگواری از یک آیین همدلی به عرصه نمایش موقعیت اقتصادی تبدیل شده است؟

متأسفانه امروز با پدیده‌ای به نام «مرگ لاکچری» روبه‌رو شده‌ایم. همان‌طور که علم، مدرک دانشگاهی، ازدواج و حتی روابط عاطفی انسان‌ها در معرض کالایی‌شدن و تجاری‌شدن قرار گرفته‌اند، مرگ نیز به‌تدریج در حال تبدیل‌شدن به یک کالا و زمینه‌ای برای تجارت است. در ادبیات جامعه‌شناسی، این وضعیت ذیل مفهوم کالایی‌شدن امور، حتی مسائل معنوی و انتزاعی، تعریف می‌شود. تبلیغات، ناآگاهی، چشم‌وهم‌چشمی و شکل‌گیری برخی عرف‌های نادرست سبب شده‌اند هزینه‌کردهای نمایشی در مراسم تدفین و ترحیم تا حدی در جامعه رواج پیدا کند. رسانه‌ها نیز گاهی به این جریان دامن می‌زنند و در نتیجه، مرگ و برگزاری مراسم عزاداری برای برخی به نوعی کسب‌وکار تبدیل شده است.
البته در سال‌های اخیر گروه‌هایی نیز در برابر این جریان ایستاده‌اند. نمونه آن، خانواده‌هایی هستند که اعلام می‌کنند هزینه برگزاری مراسم یا خرید تاج‌گل را صرف امور خیریه خواهند کرد؛ رویکردی که می‌تواند جایگزینی مناسب برای تشریفات پرهزینه و غیرضروری باشد.

مراسم تدفین و ترحیم در گذشته چه کارکردی داشت و در سال‌های اخیر چه تغییراتی پیدا کرده است؟

در بررسی این موضوع باید دو وجه را در نظر گرفت. نخست اینکه چنین تشریفات و هزینه‌هایی هیچ ارتباطی با آموزه‌های دینی ندارند و حتی برخلاف هدف اولیه این تعالیم عمل می‌کنند. براساس بررسی‌ها و پرس‌وجوهایی که داشته‌ام، در گذشته‌های دور فلسفه همراهی با خانواده متوفی در روزهای سوم، هفتم و تا چهلم این بود که بستگان، همسایگان و اهالی محل، خانواده داغدیده را تنها نگذارند. وابستگان درجه‌یک متوفی به‌دلیل فشار روحی و آسیب عاطفی، توان و حوصله انجام کارهای روزمره ازجمله پخت‌وپز را نداشتند و اطرافیان در این مدت از آن‌ها حمایت می‌کردند. امروز اما این روند کاملاً برعکس شده است؛ خانواده‌ای که خود درگیر سوگ و فشار عاطفی است، باید مسئولیت پذیرایی از دیگران را نیز برعهده بگیرد. در برخی شهرستان‌ها نیز به‌دلیل رفت‌وآمد میهمانان، خانواده متوفی ناچار به تدارک ناهار و پذیرایی‌های مفصل می‌شود و مبالغ سنگینی را برای برگزاری این مراسم هزینه می‌کند. از سوی دیگر، شاهد شکل‌گیری برخی مناسک ساختگی در مراسم تدفین و ترحیم هستیم؛ مناسکی که گروه‌های زیادی از گسترش آن‌ها کسب درآمد می‌کنند و به اعتقاد من، درآمد حاصل از این بازار، خالی از شبهه نیست.

چه عواملی در گسترش تشریفات پرهزینه مراسم ترحیم نقش دارند و رواج این رفتارها چه پیامدهایی برای جامعه دارد؟

متأسفانه برخی این تشریفات را به مصداقی از «مصرف منزلتی» یا «مصرف نمایشی» تبدیل کرده‌اند. در جامعه‌شناسی، مصرف نمایشی به رفتاری گفته می‌شود که فرد از طریق هزینه‌کردن، تمول و جایگاه اجتماعی خود را به دیگران نشان می‌دهد. وقتی برگزاری مراسم پرهزینه به نشانه ثروت و منزلت تبدیل شود، خانواده‌ها و اقشاری که توان انجام چنین هزینه‌هایی را ندارند، زیر فشار قرار می‌گیرند و احساس می‌کنند از دیگران عقب مانده‌اند.
این رفتارها هیچ ارتباطی با مسائل اعتقادی ندارند و کارکرد معنوی مشخصی نیز در آن‌ها دیده نمی‌شود؛ بلکه بیشتر حاصل رقابتی کور، چشم‌وهم‌چشمی و تقلیدی نسنجیده‌اند و نمی‌توان برای آن‌ها پایه‌ای دینی یا اخلاقی در نظر گرفت. آنچه جای تأسف دارد، نقش فضای مجازی در گسترش این رفتارهاست؛ فضایی که به‌سادگی قابل کنترل نیست. در چنین شرایطی، اقدام رسانه‌ها برای روشنگری و آگاه‌کردن افکار عمومی می‌تواند به اصلاح این روند کمک کند. در وضعیت کنونی جامعه و در شرایط تورم و گرانی، هزینه‌کردن مبالغ سنگین برای تشریفات مراسم ترحیم، منطقی نیست؛ به‌ویژه زمانی که بسیاری از اقشار با مشکلات اقتصادی و اجتماعی متعددی روبه‌رو هستند. این هزینه‌ها می‌توانند صرف امور خیریه و کمک به کودکان مبتلا به سرطان، بیماران، افراد بی‌خانمان و بیکار یا تأمین جهیزیه خانواده‌های نیازمند شوند.
از هر زاویه‌ای که به موضوع نگاه کنیم، چه از منظر دینی و مسئله ثواب و عقاب و چه از جنبه اخلاقی و انسانی، کمک به نیازمندان به‌مراتب ارزشمندتر از هزینه‌کردهای نمایشی است. با این حال، تقلید و چشم‌وهم‌چشمی همچنان مانع تغییر این رفتارها شده است؛ چنان‌که گفته‌اند: «خلق را تقلیدشان بر باد داد؛ ای دوصد لعنت بر این تقلید باد».

چشم‌وهم‌چشمی و نگرانی از قضاوت فامیل چقدر خانواده داغدار را به پرداخت هزینه‌های غیرضروری وادار می‌کند؟

بسیار تأثیرگذار بوده و این یک الگوی رفتاری نادرست است که برای تغییر آن به روشن‌بینی، اعتمادبه‌نفس و توان «نه گفتن» نیاز داریم.
اگر خانواده‌ای قصد هزینه‌کردن دارد، می‌تواند همان مبلغ را به یک مؤسسه خیریه اهدا و اعلام کند هزینه مراسم یا تاج‌گل را صرف کمک به نیازمندان کرده است؛ اقدامی که در بسیاری از نقاط جهان نیز رایج است. اصلاح این وضعیت نیازمند شکستن الگوهایی است که به‌اشتباه به یک رفتار عادی تبدیل شده‌اند. این تغییر باید از جایی آغاز شود و رسانه‌ها، نخبگان اجتماعی، روان‌شناسان، جامعه‌شناسان و دیگر گروه‌های اثرگذار می‌توانند در تقویت آن نقش مهمی داشته باشند. خانواده‌ها نیز نباید به‌دلیل نگرانی از قضاوت فامیل، خود را ناچار به تکرار این تشریفات بدانند. کسانی که این صف را می‌شکنند و برخلاف رسم نادرست رایج عمل می‌کنند، آغازگر تغییرند. خوشبختانه برخی خانواده‌ها این مسیر را آغاز کرده‌اند و هرچه این رفتار بیشتر دیده و تقویت شود، امکان اصلاح روند موجود نیز افزایش پیدا می‌کند.

این تشریفات میان طبقات مختلف چه تفاوتی دارد؟

می‌توان «مرگ لاکچری» را گونه‌ای از مد نیز دانست. مدها معمولاً از طبقات مرفه آغاز می‌شوند و سپس طبقات متوسط و پایین جامعه، با هدف کسب منزلت اجتماعی، از آن‌ها تقلید می‌کنند.
بنابراین مسیر گسترش این رفتارها بیشتر از طبقات بالا به پایین است؛ هرچند هر مدی پس از مدتی جایگاه خود را از دست می‌دهد و دمده می‌شود، زیرا ناپایداری، یکی از ویژگی‌های اصلی مد است. متأسفانه رسانه‌های فراگیر در برابر گسترش این رفتارها خنثی، بی‌تفاوت و کم‌عمل ظاهر شده‌اند و نهادهای آموزشی نیز چنین موضوعاتی را جدی نمی‌گیرند. در نتیجه، برخی گروه‌های اجتماعی که از تربیت اخلاقی محکم و مشخصی برخوردار نیستند، کورکورانه از این الگوها تقلید می‌کنند. بحث من مخالفت با هرگونه هزینه‌کردن نیست؛ هزینه باید معقول، اخلاقی و انسانی باشد و کارکرد اجتماعی مؤثری داشته باشد. اگر کسی علاقه‌مند به پرداخت هزینه است، می‌تواند آن را در مسیری صرف کند که منفعتی برای جامعه داشته باشد، نه اینکه منابع، امکانات و دارایی‌های خود را بدون هیچ کارکرد مثبتی به باد دهد. این رفتار را باید بدون تعارف نقد کرد و در برابر گسترش آن ایستاد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha