وقتی رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضور چند ده میلیونی در تشییع علمدار مقاومت را جلوهای از اخوت دینی و «فصل جدیدی از بیداری و نقشآفرینی برای تغییر معادلات از پیشساخته مستکبران» توصیف کردند، عمق این پیوند آسمانی بیش از هر زمان دیگری نمایان شد.
در مکتب اهلبیت(ع)، ایران و عراق دو ملت جدا از هم نیستند، بلکه به تعبیر دقیق مراجع عظام، خودِ یکدیگرند؛ باوری ریشهدار که در جریان حضور کریمانه حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی، نماینده ولیفقیه در عراق در دفتر روزنامه، محور این گفتوگو قرار گرفت تا ابعاد این برادری دینی، نقشآفرینی مرجعیت نجف اشرف و افق پیشروی جبهه مقاومت واکاوی شود. با ما همراه باشید.

حضور بیسابقه و میلیونی عراقیها در تشییع رهبر شهید، با نگاهی به پیوندهای عمیق دو ملت، چه پیامی درباره اتحاد جریان مقاومت دارد؟
وحدت میان ملت ایران و عراق، ریشهای بسیار عمیقتر و فراتر از مناسبات سیاسی مرسوم دارد. برای درک این امر باید تاریخ را بدون تحریف بخوانیم. واقعیت این است حساب ملت عراق از رژیم بعث و صدام ملعون همواره جدا بوده است. صدام جنگ را تحمیل کرد، اما محاسباتش از بنیاد اشتباه بود. فراموش نکنیم در همان عملیات آزادسازی خرمشهر، وقتی ۱۹هزار بعثی به اسارت درآمدند، بسیاری از آنان اساساً با شوق خود را تسلیم کردند. نقطه عطف این برادری در سال ۱۳۶۱ رقم خورد؛ زمانی که سپاه بدر متولد شد. مجاهدان غیور عراقی در کنار برادرانی از بحرین، کویت، لبنان، سوریه، مصر و تونس، تنوع زبانی و فرهنگی را کنار گذاشتند و زیر یک پرچم علیه ماشین جنگی بعث جنگیدند. آنها در عملیاتهای بزرگی چون مرصاد خون دادند و ایستادند. این پیوند وحدت همواره وجود داشته و پس از سقوط رژیم بعث و تسخیر عراق توسط آمریکا نیز تداوم یافت. با وجود اینکه نظام سلطه و آمریکا تلاش کرد این رشته محبت را قطع کند، جوانان برومند ایران و عراق با عشق به ولایت فقیه، رهبر شهید انقلاب حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای و ارزشهای اسلامی، بیش از پیش به هم پیوند خوردند. گروههای مردمی الحشدالشعبی در عراق شجاعانه علیه آمریکاییها جنگیدند و آنها را مجبور کردند به پایگاههای بزرگ خود محدود شوند. با وجود تمام این فتنهها، شاهد هستیم این محبتها روزبهروز بیشتر شده است. در این ۱۱ سالی که در آنجا مسئولیت دارم، به چشم خود دیدهام این عشق و علاقه مدام رو به افزایش است.
رهبر شهید بارها به موضوع بیداری امتهای اسلامی و تغییر مسیر تاریخ اشاره کرده بودند؛ جریانی که تجلی روشن آن را در بدرقه باشکوه ایشان نظارهگر بودیم. این تحول شگرف فرهنگی و سیاسی را بهویژه در میان آحاد مردم عراق، چگونه تحلیل و ارزیابی میفرمایید؟
یکی از نقاط عطف این تحول بنیادین، شهادت مظلومانه سردار بزرگ اسلام شهید حاج قاسم سلیمانی و مجاهد نستوه شهید ابومهدی المهندس بود. شهادت این عزیزان در عراق یک انقلاب جدید و تحولی اصیل و عمیق ایجاد کرد. اما در تشییع رهبر شهید، تعبیری که بسیاری از تحلیلگران عرب به کار بردند این بود که «الثوره» (انقلاب) رخ داده است. در گذشتهای نه چندان دور، شاید عدهای از نصب تصاویر امام خمینی(ره) و رهبر شهید اجتناب میکردند، اما امروز تصاویر مبارک ایشان در سراسر عراق به چشم میخورد.
عشق ریشهدار مردم عراق سبب شد در جریان تشییع پیکر رهبر شهید، جمعیت عظیمی از بغداد، بصره و سایر استانها به میدان بیایند. بسیاری از مردم ساعات طولانی در مسیرها حضور داشتند و این حضور میلیونی چیزی جز یک معجزه الهی نبود. از زمان تشییع امام شهید تا مراسم چهلم، مرتب مراسم برگزار میشد و مردم دسته دسته برای بیعت به دفتر میآمدند. هنگامی که به همراه هیئتی ایرانی متشکل از آیات و بزرگانی مانند حجتالاسلام دکتر قمی معاون امور بینالملل دفتر رهبر معظم انقلاب، آیتالله کعبی و آیتالله حسینی بوشهری رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم برای قدردانی از ملت و دولت عراق حضور پیدا کردیم، عراقیها میگفتند: «ما باید از شما تشکر کنیم که لطف کردید و این پیکر مطهر را به خاک ما آوردید». امروز شعار «ایران و عراق، لایمکن الفراق» به معنای واقعی کلمه عینیت یافته است. جالب است بدانید در فرهنگ کشورهای عربی، به کشور عربی «شفیق»(برادر) و به کشور غیرعربی «صدیق»(دوست) میگویند؛ اما امروز ملت عراق، مردم ایران را «شفیق» خود میدانند و احساس هموطنی و برادری عمیقی با ملت ایران دارند.
این پیوند ناگسستنی و برادری دینی که از دل مجاهدتها جوشیده، ما را به اهمیت راهبردی وحدت امت اسلامی میرساند. در شرایطی که دشمنان بیش از گذشته بر تفرقهافکنی میان شیعه و اهل سنت متمرکز شدهاند، مهمترین راهکار دینی و عملی برای خنثیسازی این توطئهها چیست؟
برای تحقق وحدت باید بدانیم عموم برادران اهل سنت جهان براساس آیه مودت «قُل لا أَسأَلُکُم عَلَیهِ أَجرًا إِلَّا المَوَدَّةَ فِی القُربی» محب اهلبیت(ع) هستند. بغض و کینه به اهلبیت(ع) عمدتاً به جریانهای منحرفی مانند وهابیت تعلق دارد، وگرنه بزرگان اهل سنت ارادت ویژهای به خاندان عصمت(ع) دارند. برای نمونه، محیالدین ابن عربی، عارف نامی اهل سنت صلواتی منسجم برای چهارده معصوم(ع) انشا کرده و در آثارش صراحتاً بر عصمت، علم الهی و ظهور حضرت مهدی(عج) از نسل امام حسین(ع) تأکید کرده است. اثر ارزشمند فضل بن روزبهان خُنجی در کتاب وَسیلَةُ الْخادِم نیز نمونهای دیگر از شرح حال چهارده معصوم(ع) توسط یک عالم اهل سنت است. در این میان، باید به کلام عمیق مرجع عالیقدر، حضرت آیتاللهالعظمی سیستانی استناد کنیم که فرمود: «نگویید برادران ما، بلکه بگویید اینها خودِ ما هستند». این نگاه بلند قرآنی در میدان عمل نیز اثبات شده است؛ چنانکه در بحران داعش، بزرگانی نظیر شیخ محمد مصری یا دکتر رمضان گوتی در سوریه و اندونزی، به جرم دوستی با حقیقت به دست تروریستها به شهادت رسیدند. امروز میلیاردها مسلمان داریم که حیف است با دستهای پنهان سرویسهای جاسوسی انگلیس و صهیونیستها به سمت تفرقه کشیده شوند. در صدر اسلام نیز سیره عملی امیرالمؤمنین(ع) و تعامل سازنده ایشان با خلفای وقت، همواره بر حفظ مصالح کلان اسلام استوار بود و امروز نیز ما باید با همین نگاه عادلانه، منسجم و برادرانه، تمامی توطئهها را خنثی کنیم.
در همین ایام تصویر آن کودک خردسال عراقی که با معصومیت، لباس خود را به تابوت مطهر رهبر شهید رساند، بسیار دیده شد. این شور و عاطفه در نسل جدید عراق چه پیامی برای آینده جبهه مقاومت دارد؟
این شور انقلابی و عشق سوزان در نسل جدید عراق، ریشه در فطرت پاک و اعتقادات اصیل این مردم دارد، اما اوجگیری آن ناشی از مشاهده عینی پایداری و اقتدار جمهوری اسلامی ایران در برابر استکبار جهانی است. هنگامی که مردم منطقه دیدند جمهوری اسلامی در برابر زیادهخواهیهای آمریکا شجاعانه ایستاد و تسلیم نشد، مظلومیت و در عین حال اقتدار ملت ایران به اثبات رسید. این ایستادگی مقتدرانه ثابت کرد مقاومت هزینه دارد و دستاوردهای بزرگی به همراه میآورد، اما تسلیم شدن به مراتب هزینه سنگینتری دارد. امروز بسیاری از بزرگان و اندیشمندان اهل سنت و سایر جریانها، با خیره شدن به این پایداری، جمهوری اسلامی را پناهگاه امن جریان مقاومت میدانند و این اشتراک در ایستادگی، نسل جدید عراق را به این خودباوری رسانده است که میتوان در برابر نظام سلطه ایستاد و پیروز شد.
در معماری این مقاومت دینی و پیوند قلبی ملتها، جایگاه رفیع مرجعیت شیعه در نجف اشرف نقشی بیبدیل دارد. رویکرد پدرانه، هدایتگرانه و دعای خیر حضرت آیتالله العظمی سیستانی برای ملت ایران، چه تأثیری در تحکیم این اتحاد راهبردی دارد و نگاه ایشان به جایگاه ولایت فقیه چگونه است؟
حضرت آیتالله العظمی سیستانی(حفظهالله) انسانی بسیار زیرک، خوشفهم و سیاستمدار است. در همان جلسه اولی که به عنوان معارفه خدمت ایشان رسیدم، پس از انجام تشریفات معارفه، صراحتاً فرمود: «هر چه آقا میگویند» و منظورشان رهبر شهید انقلاب بود. بعد از گذشت چند سال و پس از ایام اربعین، وقتی گزارش مشروحی از انسجام و نزدیکی قلوب مردم ارائه دادم و در پایان دعا کردم خداوند ایشان را مستدام بدارد و حفظ کند، ایشان نکته بسیار عمیق و تکاندهندهای فرمود: «برای آقا(رهبر شهید انقلاب) دعا کنید که الان تشیع و اسلام به ایشان بستگی دارد». این دیدگاه بلند و عمیق ایشان است.
به عنوان کلام پایانی و با تکیه بر همین پشتوانههای معنوی و راهبردی، پیام و توصیه شما برای جوانان، نخبگان و پویندگان مسیر مقاومت در این روزهای سرنوشتساز چیست؟
ما ضمن اینکه باید مشکلات موجود جامعه را ببینیم و برای حل آنها تلاش کنیم، نباید پیشرفتها و دستاوردهای عظیم کشور را نادیده بگیریم. جنگ اقتصادی و تحریمهایی که امروز با آن روبهرو هستیم، مسئلهای تازه نیست؛ کشور ما حدود ۴۸ سال است که با این فشارها دستوپنجه نرم میکند اما در عین حال در حوزههای علمی، پزشکی، کشاورزی و فناوریهای پیشرفته دفاعی و امنیتی به رشد خیرهکنندهای دست یافته است. امروز با وجود کمبودهای احتمالی در برخی تجهیزات هوایی، خلبانان شجاع و نیروهای مسلح ما با تکیه بر خودباوری به اقتدار رسیدهاند. سالانه بیش از ۱۲میلیون زائر میان ایران و عراق در رفتوآمدند که نشاندهنده امنیت پایدار و پیوندهای عمیق مردمی است. ممکن است در حوزه مدیریت اجرایی یا برخی سلیقهها ضعفهایی وجود داشته باشد یا گرانیها به معیشت مردم فشار بیاورد، اما نعمتهای الهی در این سرزمین فراوان است. نگاه ما نباید صرفاً به مشکلات محدود بماند؛ باید شکرگزار نعمتهای الهی باشیم، امید را در دلها زنده نگه داریم، با روحیه انقلابی در مسیر پیشرفت کشور گام برداریم و بدانیم آینده از آنِ صابران و مجاهدان در راه خداست.





نظر شما