جنگ هنوز ادامه دارد، اما بخش مهمی از رقابت به چیزی فراتر از میدان نبرد منتقل شده است. در واقع طرفین تلاش دارند با دست پرتری وارد مذاکرات بعدی شوند. راس هریسون، پژوهشگر ارشد مؤسسه خاورمیانه، در گفتوگو با الجزیره تحلیل کرده ایران از تنگه هرمز برای «شکل دادن به شرایط پس از جنگ» استفاده میکند؛ یعنی هدف فقط ایجاد اختلال در کشتیرانی نیست، بلکه بازسازی بازدارندگی و تبدیل فشار دریایی به امتیاز در ترتیبات سیاسی بعدی است.
این برداشت با رفتار دیپلماتیک تهران هم سازگار است. عباس عراقچی در گفتوگو با وزیر خارجه ژاپن بار دیگر بازگشت آمریکا به تفاهمنامه ژوئن را راه خروج از بحران دانسته و همزمان مسعود پزشکیان گفته ایران تا زمانی که «متجاوزان پشیمان شوند» به مقاومت ادامه میدهد. این دو موضع متناقض نیستند؛ یکی شرط پایان فشار را مشخص میکند و دیگری میخواهد نشان دهد ایران برای رسیدن به آن شرط عجلهای از موضع ضعف ندارد.
فشار برای ساختن موقعیت
از همین زاویه، اهمیت هرمز هم روشنتر میشود. تردد کشتیهای کالایی همچنان بسیار پایین است و رویترز در ۸سپتامبر گزارش داد تنها هفت شناور کالایی در روز دوشنبه از تنگه عبور کردهاند. همین اختلال موجب شده بانکها و مؤسسههای مالی پیشبینیهای بالاتری برای قیمت نفت ارائه کنند.اما نقطه مهم برای ایران این است که صرف اختلال کافی نیست. رویترز در گزارش دیگری نشان داده چرا با وجود بحران، نفت هنوز بهطور پایدار از ۱۰۰دلار عبور نکرده است. تولیدکنندگان منطقه مسیرهای جایگزین را فعال کردهاند، عرضه کشورهای خارج از اوپک بالا رفته و حتی ذخایر بزرگ چین بخشی از شوک را جذب کرده است.
این همان محدودیتی است که در یادداشت دیروز نیز مورد اشاره قرار گرفت. اهرم هرمز قدرتمند است، اما قدرت آن دائمی نیست. عراق حالا رسماً به دنبال مسیرهای صادراتی خارج از هرمز است و امارات نیز سرمایهگذاری روی بنادر و خطوط لوله جایگزین را افزایش داده است. بنابراین برای ایران، مسئله اصلی باید تبدیل این اهرم به نتیجه سیاسی پیش از کاهش تدریجی ارزش آن باشد.
چین وارد میز میشود
مهمترین تحول دیپلماتیک روز شاید در پکن رخ داد. نخستوزیر قطر برای گفتوگو درباره بحران ایران به چین رفت و وزارت خارجه قطر اعلام کرد دوحه با پکن و دیگر بازیگران برای از سرگیری مذاکرات ایران و آمریکا همکاری میکند. وانگ یی، وزیر خارجه چین نیز گفت فشار با «تفنگ و توپ» راه خروج نیست و مذاکره مسیر درست است.ورود فعالتر چین برای ایران اهمیت مضاعف دارد. تازهترین تحلیل مؤسسه واشنگتن، نوشته هنری توگندهات و گرانت راملی، استدلال میکند که راهبرد فشار اقتصادی آمریکا یک ضعف اساسی دارد. واشنگتن هنوز حاضر نشده مهمترین شریان اقتصادی ایران، یعنی ارتباط با چین را با تمام توان هدف قرار دهد، زیرا چنین اقدامی میتواند درگیری اقتصادی با پکن را دوباره شعلهور کند. نویسندگان نتیجه میگیرند بدون فشار جدی بر چین، محاصره اقتصادی ایران ناقص باقی میماند.برای ایران، این یعنی چین فقط خریدار نفت یا شریک اقتصادی نیست؛ میتواند به بخشی از موازنه سیاسی مذاکرات نیز تبدیل شود. اما پکن نیز خواهان باز شدن مسیر انرژی و ثبات بازار است، بنابراین ایران نمیتواند تصور کند منافع چین همیشه با ادامه فشار در هرمز یکسان خواهد ماند.
آمریکا هم بهدنبال اهرم است
در سوی دیگر، آمریکا و سه کشور اروپایی فشار در آژانس بینالمللی انرژی اتمی را افزایش دادهاند و میخواهند پرونده ایران دوباره به شورای امنیت گزارش شود. رافائل گروسی نیز از ایران خواسته امکان دسترسی و راستیآزمایی را فراهم کند.
این یعنی واشنگتن نیز فقط به حمله نظامی یا محاصره تکیه نکرده است. فشار هستهای، تحریم اقتصادی و عملیات دریایی سه ابزار برای بهتر کردن موقعیت آمریکا در همان چانهزنی احتمالی هستند.تحلیل اندیشکده سوفان نکته مهمی را در این باره مطرح میکند؛ فشار اقتصادی آمریکا مشکلات جدی برای ایران ایجاد کرده، اما تاکنون خواستههای اصلی تهران را تغییر نداده است. این مرکز هشدار میدهد اگر واشنگتن هیچ «راه خروج» قابل قبولی ارائه نکند، در داخل ایران استدلال طرفداران تشدید تنش تقویت خواهد شد که تنها راه شکستن فشار، بالا بردن هزینه آمریکاست.
هزینه تأخیر در منطقه
در همین حال، یمن یادآوری میکند زمان فقط علیه ایران کار نمیکند. درگیری میان انصارالله و نیروهای دولت یمن به چند جبهه گسترش یافته و حملات تازه به شهرها و تأسیسات انرژی عربستان بیش از ۷۰زخمی بر جای گذاشته است. مقامهای دولت یمن حتی از آغاز عملیات برای بازپسگیری صنعا سخن گفتهاند. گسترش بحران یک پیام روشن دارد و آن اینکه هر چه جنگ ایران و آمریکا طولانیتر شود، کنترل پیامدهای منطقهای آن دشوارتر میشود و بازیگران بیشتری منافع و محاسبات مستقل خود را وارد میدان میکنند.
تحولات ۲۴ساعت اخیر از همین منظر قابل توجه بود. اهرمهای دو طرف تقریباً روشن شدهاند؛ مسئله اکنون زمان و نحوه مصرف آنهاست.
ایران هنوز هرمز، ظرفیت پاسخ نظامی و روابطش با چین و دیگر بازیگران شرقی را در اختیار دارد. آمریکا نیز محاصره اقتصادی، قدرت نظامی و فشار هستهای را به کار گرفته است. پیروزی برای تهران الزاماً در ادامه نامحدود این رویارویی نیست. ارزش اهرم زمانی آشکار میشود که بتوان آن را به تغییری در رفتار طرف مقابل و ترتیبات سیاسی پس از جنگ تبدیل کرد.
در این مرحله، نبرد فقط بر سر میدان نیست؛ بر سر شرایط روزی است که دو طرف دوباره پشت میز بنشینند.




نظر شما