اظهارات تند و افشاگرانه ساپینتو علیه علی تاجرنیا، رئیس باشگاه استقلال، اگرچه در واکنش به صحبتهای او مطرح شده، اما مجموعهای از پرسشهای جدی را درباره دومین دوره حضور این مربی پرتغالی در استقلال ایجاد کرده است. مهمتر از همه اینکه اگر آنطور که ساپینتو میگوید بسیاری از تصمیمهای نقلوانتقالاتی و مدیریتی بدون نظر او گرفته شده، پس چرا در طول فصل مسئولیت فنی و نتایج تیم را برعهده داشت؟
بازگشت ساپینتو به استقلال از همان ابتدا نیز یک انتخاب معمولی نبود. او در دوره نخست حضورش، با وجود محبوبیت میان بخشی از هواداران، در دو دربی شکست خورد و دو جام را از دست داد. با این حال، در شرایطی که مذاکرات استقلال با کاریله، سرمربی برزیلی، در حال انجام بود، فشار فضای مجازی و تجمع هواداران مقابل باشگاه مسیر را تغییر داد و ساپینتو بار دیگر روی نیمکت آبیها نشست؛ مربیای که از دوره قبلی یک محرومیت طولانی و پروندهای حلنشده نیز به جا گذاشته بود.
پس از آن، استقلال وارد یکی از پرهزینهترین بازارهای نقلوانتقالاتی خود شد. بازیکنان مختلفی با قراردادهای سنگین به تیم اضافه شدند و حالا ساپینتو میگوید در بخش قابل توجهی از این خریدها نقشی نداشته و مدیران باشگاه شخصاً تصمیم گرفتهاند. اما این ادعا یک سؤال ساده ایجاد میکند: اگر سرمربی در انتخاب بخش مهمی از بازیکنان نقشی نداشته، چرا در طول فصل نسبت به این مسئله موضع شفاف و علنی نگرفت؟
ساپینتو حتی درباره جذب یاسر آسانی نیز روایت متفاوتی ارائه کرده و این انتقال را به نام خود زده است؛ در حالی که درباره برخی تصمیمهای دیگر، از جمله جذب آنتونیو آدان، کنار گذاشتن سیدحسین حسینی و ماجرای طولانی انتقال عیسی آلکثیر که در نهایت هزینه مالی قابل توجهی برای استقلال ایجاد کرد، پاسخ روشنی ارائه نشده است.
او همچنین مدعی شده با حضور سعید فتاحی در مجموعه استقلال مخالف بوده و باشگاه این مدیر را برای تأثیرگذاری بر داوران وارد تیم کرده است؛ ادعایی سنگین که نیازمند سند و توضیح است. این در حالی است که در طول فصل، نشانههایی از رابطه مناسب میان ساپینتو و فتاحی وجود داشت و اختلاف این دو در مقطع پایانی فصل، نمیتواند به تنهایی تمام روایت امروز سرمربی پرتغالی را اثبات کند.
در بخش دیگری از صحبتهایش، ساپینتو حذف استقلال از آسیا برابر الحسین را نیز متوجه مدیریت کرده، اما درباره شکست سنگین و عجیب ۷ بر یک مقابل الوصل توضیح قابل قبولی ارائه نداده است. آن شکست، در هر باشگاه حرفهای میتوانست به معنای پایان همکاری با سرمربی باشد، اما مدیریت استقلال در آن مقطع همچنان پشت ساپینتو ایستاد و او تا یک هفته پیش از آغاز جنگ، سرمربی تیم باقی ماند.
این همان نقطهای است که نمیتوان همه چیز را به گردن مدیریت انداخت. بله، مدیریت استقلال در فصل گذشته اشتباه کم نداشت؛ از تصمیمهای نقلوانتقالاتی و هزینههای سنگین گرفته تا ضعف در زیرساخت و ناتوانی در ایجاد ثبات. اما سرمربی هم نمیتواند وقتی تیم موفق است، خود را در جایگاه فرمانده قرار دهد و وقتی شکست و ناکامی فرا میرسد، نقش خود را به حداقل برساند.
حتی صدرنشینی استقلال نیز نمیتوانست تمام مشکلات فنی تیم را پنهان کند. تعطیلی لیگ به دلیل جنگ، مسابقات مهم و دشواری را از استقلال دور کرد و فرصت داد بسیاری از معادلات ناتمام بماند. اتفاق مهمتر اینکه پس از جدایی ساپینتو، برخلاف برخی جداییهای جنجالی گذشته، خبری از موج گسترده اعتراض هواداران و تجمع برای بازگرداندن او نبود؛ موضوعی که نشان میدهد محبوبیت او، دستکم در مقطع جدایی، آنقدر که تصور میشد پشتوانه نداشت.
ساپینتو حالا میتواند مدیریت استقلال را نقد کند و حتی بخشی از انتقادهایش نیز درست باشد؛ اما نقد مدیریت، به معنای پاک شدن کارنامه خودش نیست. او نمیتواند از تصمیمهای بد باشگاه بگوید و همزمان درباره مسئولیت خود در نتایج، انتخابهای فنی و اتفاقات پرحاشیه فصل گذشته سکوت کند.
استقلال در فصل گذشته نه یک قربانی صرف مدیریت بود و نه ساپینتو ناجیای که قربانی تصمیمهای دیگران شده باشد. سهم هر دو طرف در آنچه بر سر تیم آمد باید جداگانه بررسی شود.
به نظر میرسد پرونده بازگشت ساپینتو به فوتبال ایران، دستکم در استقلال، بسته شده است؛ نه فقط به دلیل این مصاحبهها، بلکه به خاطر میراثی که از دومین حضورش در این باشگاه باقی ماند. آقای ساپینتو، مدیریت استقلال قابل نقد است؛ اما شما هم از پاسخگویی معاف نیستید.




نظر شما