نشست «عصر جنگهای تحمیلی اخیر؛ روایتها در عصر استقامت» از سلسله برنامههای «رواق تورق»، صبح دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵ در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
در این نشست سردار مهدی امیریان؛ رئیس سازمان ادبیات و تاریخ دفاع مقدس و مقاومت، محمدجواد کاموربخشایش؛ نویسنده و پژوهشگر ادبیات پایداری و حسن بهشتیپور؛ کارشناس روابط بینالملل سخن گفتند. جواد کلاتهعربی مدیر نشر ۲۷ بعثت، گلعلی بابایی پژوهشگر و مستندنگار دفاع مقدس، فرزانه قلعهوند معاون پژوهشی مؤسسه پیام آزادگان و جمعی از آزادگان دفاع مقدس نیز در این نشست حضور داشتند.
امیریان در این نشست با اشاره به مهمترین نکته در روایت استقامت گفت: باید مراقبت کنیم که روایت از میدان جا نماند. پیش از آنکه وارد بحث استقامت در عصر جنگهای تحمیلی اخیر شویم و بخواهیم این استقامت را روایت کنیم، اول باید مراقبت کنیم که این روایت از میدان جا نماند. ما در زمینه ثبت و روایت بهموقع وقایع جنگ، تجربیات خوبی نداریم. جدیترین تجربه ما در اینباره، همان هشت سال دفاع مقدس است که با فاصله زمانی وارد مرحله روایتگری آن شدیم. جمعآوری اسناد را با تأخیر آغاز کردیم و سپس ساماندهی و تولید آن در قالبهای مختلف اعم از کتاب و رمان را در دستور کار قرار دادیم.
وی افزود: همین فاصله میان شروع جمعآوری اسناد و خود واقعه هشت سال دفاع مقدس باعث شد که تحریف، این خلأ را پر کند. ما خیلی زود گرفتار پاسخگویی به سؤالاتی شدیم که ما را از تمرکز بر روایت دفاع مقدس هشت ساله دور کرد. همانطور که رهبر شهیدمان فرمودند باید مراقب تحریف و فراموشی باشیم؛ چراکه دست تحریف همیشه به دنبال تاریخ است. این تجربهای است که از دفاع مقدس هشت ساله به دست آوردهایم. حالا با توجه به آن تجربه، در مواجهه با جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان میدانیم که نباید روایت از میدان عقب بماند. به نظر میآید در همین مدت کارهای خوبی انجام شده و از آن تجربه بهره گرفته شده است. حداقل در حوزه جمعآوری اسناد اطلاع دارم و میدانم بسیاری از انتشارات کار تولید کتاب را آغاز کردهاند؛ اما با این حال باید مراقبت کنیم که روایت از میدان جا نماند، چون میدان هنوز تمام نشده است.
امیریان در ادامه سخنانش به نکته دومی اشاره کرد که به باور او باید در روایت عصر استقامت مورد توجه قرار گیرد: ما قرار است اسناد را جمعآوری کنیم و در این کار هم باید دستبالا را ببینیم؛ یعنی همه جزئیات را ثبت و جمعآوری کنیم. اما لزوماً هر چیزی که جمع میکنیم، باید منتشر شود؟ خیر؛ اینجا مخاطبشناسی مسئله بسیار مهمی است. باید بدانیم برای چه قشری و چه سطحی روایت و اثر تولید میکنیم. ما در روایت دفاع مقدس هشت ساله هم دقیقاً با همین موضوع روبهرو بودیم و به این نکته توجه میکردیم که برای هر گروه از مخاطبان، چه نوع روایتی مناسب است. اکنون نیز در روایت استقامت عصر جنگهای تحمیلی اخیر همین نکته مهم است؛ باید متناسب با مخاطب روایت کنیم، نه اینکه صرفاً هر سندی که جمع کردیم را بدون توجه به مخاطب منتشر کنیم.
روایت بنیان همه ژانرهاست
محمدجواد کاموربخشایش، نویسنده و پژوهشگر ادبیات پایداری، در این نشست با اشاره به اندیشه پل ریکور و گادامر، اندیشمندان حوزه روایتشناسی، گفت: روایت مفهومی گستردهتر از خاطره، تاریخ شفاهی، داستان و داستانک است. روایت بنیان همه این ژانرهاست. ما از ابتدای زندگی تا کنون با روایت پیش میآییم. روایت یکی از مهمترین ابزارهای انسان برای فهم زمان و فهم خود است؛ ابزاری که به زندگی هویت و معنا میدهد. روایت تا جهان بوده و تا انسان هست، وجود داشته و خواهد داشت. پایه اندیشه ارسطو در کتاب «بوطیقا» نیز همین بحث روایت است. روایت وقتی به تصویر تبدیل شود، سینما میشود و وقتی با تخیل همراه شود، داستان میشود.
وی افزود: ما خودمان را از طریق روایت میشناسیم و دیگران هم ما را بر اساس همین روایتها میشناسند. وقتی از ما میخواهند خودمان را معرفی کنیم، در واقع داریم خودمان را روایت میکنیم. در هر موقعیتی، بخشی از تجربههایمان را انتخاب میکنیم و بخشی را نمیگوییم. این گزینش خاطرات، همان مفهوم روایت است که به هویت فردی ما شکل میدهد. روایت ابزار شناخت انسان و جهان است. روایت در زندگی انسان چند نقش اساسی دارد. نخست، معنا دادن به تجربههاست. ما مجموعهای از رویدادهای پراکنده در ذهن داریم. پیوند دادن میان آنچه اتفاق افتاده و آنچه آن اتفاق برای ما معنا دارد، همان روایت است. دوم، حفظ حافظه و جلوگیری از فراموشی است. اگر قصه عاشورا روایت نمیشد، امروز چیزی از آن واقعه نداشتیم. شاهنامه نیز از کیومرث تا دورههای بعد، سینهبهسینه و از طریق روایت به ما منتقل شده است. روایت به حافظه جمعی انسان کمک میکند تا فراموشی صورت نگیرد.
کاموربخشایش ادامه داد: نقش سوم، ایجاد ارتباط میان انسانها و انتقال تجربه است. یک انسان نمیتواند همه تجربههای زندگی را از سر بگذراند. روایت تجربهها را به هم منتقل میکند و به ما کمک میکند با دیگران همدلی کنیم. نقش چهارم، کمک به فهم گذشته و حال و پیوند آن با آینده است. ریکور معتقد است زمان، حافظه و روایت سه عنصر اصلی در حوزه روایتنگاری هستند. نقش پنجم، شکلدهی به هویت جمعی است. خاطره تا در ذهن ما بماند، خاطره فردی است؛ اما وقتی از ذهن ما بیرون میآید و روایت میشود، به هویت جمعی تبدیل میشود. هویت اسلامی و ایرانی ما از طریق مجموعه همین روایتها شکل گرفته است. میان روایت و زندگی، یک رابطه چرخشی برقرار است؛ ما زندگیمان را روایت میکنیم و روایتهای ما بر زندگی دیگران اثر میگذارد. این چرخه در طول تاریخ از ابتدای بشریت ادامه داشته و ادامه خواهد داشت.
قصه چیست؟ روایت چیست؟
حسن بهشتیپور، کارشناس روابط بینالملل، در این نشست با اشاره به اینکه روایت را نباید محدود به تاریخ شفاهی جنگ یا دفاع مقدس دید، گفت: روایت مفهوم گستردهتری دارد. وقتی میگوییم روایت، یعنی قصه گفتن و داستان واقعی نقل کردن. اما پرسش اصلی این است که آیا روایت فقط به این معناست که عدهای شروع کنند به نوشتن حوادث جنگ و تحولات؟ یا باید موضوع را عمیقتر و گستردهتر ببینیم؟
وی افزود: روایت در واقع سه مرحله دارد. مرحله اول، پیش از شکلگیری روایت است. مرحله دوم، دورهای است که روایت در حال ترویج است و رسانهها آن را منتشر میکنند. مرحله سوم که از همه مهمتر است، جا افتادن روایت در فکر و قلب مخاطبان است. وقتی میگوییم ما در مقابل متجاوزی مثل آمریکا و اسرائیل قرار داریم، این مفهوم باید در روح و فکر جامعه ایرانی جا بگیرد و مردم بدانند که باید در میدان مقاومت و استقامت حاضر باشند. مرحله سوم، صرفاً با نوشتن اینکه در فلان تاریخ چه جنایتی رخ داد، به دست نمیآید. یکی از بنیادهای اصلی روایت، معنا بخشی است. ما باید ببینیم که در ذهن و عینیت جامعه، چه معنایی را میتوانیم به وجود بیاوریم. معنا بخشی یکی از مهمترین مسائل در روایت است.
بهشتیپور برای روشنتر شدن این موضوع مثالی زد و گفت: وقتی رهبری جدید انتخاب شد، جملهای ساخته شد با این مضمون که «دست خدا عیان شد، خامنهای جوان شد». این یک معنا بخشی است. یک شعر با قافیه و چارچوب مشخص، پیام بسیار گستردهای را منتقل میکند. همین معنا بخشی باعث شد که خبرنگار سیانان گزارشی برای مخاطب آمریکایی تهیه کند و بگوید آمریکا این همه هزینه کرد و عملیات انجام داد، اما نتیجه این شد که یک خامنهای ۸۶ ساله به خامنهای ۵۰ ساله تبدیل شد. این گزارشگر، آن الهامبخشی را از معنا بخشی ما گرفته و آن را برای مخاطب خودش ترجمه کرده است.




نظر شما