تصمیم اخیر حکومت سوریه به ریاست ابومحمد الجولانی مبنی بر جهش ناگهانی و ۴۰درصدی قیمت سوخت، موجی بیسابقه از نارضایتی و خشم عمومی را در سراسر این کشور برانگیخته است. گزارشهای میدانی حاکی از آن است که از حلب و حماه تا مناطق روستایی رقه، دیرالزور و حسکه، هزاران معترض با سوزاندن لاستیک، مسدود کردن جادههای اصلی ازجمله بزرگراه راهبردی ام۴ و محاصره گذرگاههای مرزی و میدانهای نفتی، خیابانها را به عرصه رویارویی با حکومت بدل کردهاند. این تظاهرات که بهسرعت به فراخوان اعتصاب عمومی و شعارهایی برای سرنگونی دولت و لگدمال کردن تصاویر الجولانی انجامید، گستردهترین موج اعتراضات مردمی پس از سقوط بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ به شمار میرود.
از سراب «توسعه» تا واقعیت «تجزیه»
افزایش اخیر بهای سوخت که طی آن بنزین و گازوئیل ۲۵ تا ۴۰ درصد افزایش یافت تنها یک شوک قیمتی نیست، بلکه جرقهای بر انبار باروت ناکارآمدی ساختاری سوریه پسااسد است. در حالی که دستگاههای تبلیغاتی و رسانههای حامی حکومت الجولانی همواره با مانور بر ساختوسازها، افتتاح پاساژها، بازسازی میدانها و ورود کالاهای لوکس مصرفی، تصویری گلوبلبلی و درِ باغ سبز از ثبات و رفاه جدید ارائه میدادند، واقعیتهای اقتصادی سفره مردم این ویترین فریبنده را کاملاً خنثی کرد. نگاهی به سابقه اعتراضات نشان میدهد بحران معیشتی پیشتر در حوزههای بنیادیتری مانند نان، برق و مواد غذایی ریشه دوانده بود؛ مثلاً بهای هر بسته نان یارانهای که در دوره اسد حدود ۴۰۰ لیره بود، در سایه آزادسازی قیمتها و کاهش وزن، عملاً تا ۱۵ برابر افزایش یافته و به ۴هزار لیره رسید. نرخهای جدید برق، هزینهها را حتی در پایینترین پلههای مصرف تا ۶۷ برابر نسبت به گذشته گران کرد. روغن زیتون که یک ماده محوری در رژیم غذایی سوریها به حساب میآید، در سفره بسیاری از خانوارها کم شد. در شرایطی که بیش از ۹۰ درصد مردم سوریه زیر خط فقر روزگار میگذرانند و قدرت خرید لیره بهشدت فرسایش یافته است، ادعای «تعدیل موقت قیمتها به دلیل نوسانهای جهانی» از سوی وزارت انرژی، خشم مردمی را عمیقتر کرده است؛ مردمی که میپرسند درآمد حاصل از گذرگاههای مرزی و منابع کشور کجا هزینه میشود.فراتر از ابعاد اقتصادی، اعتراضات اخیر ابعاد عمیقتر بحران حکمرانی را در دمشقِ تحت کنترل هیئت تحریرالشام افشا میکند. حکومت الجولانی که با ادعای ایجاد «سوریه جدید و یکپارچه» روی کار آمد، در عمل حکومتی ناتوان از اعمال حاکمیت ملی و شکننده ارائه داده است. سوریه امروز عملاً کشوری «تجزیهشده» و پارهپاره است که مدیریت انرژی آن وابسته به واردات گرانقیمت، راههای ارتباطی آن تحت کنترل گروههای متعدد مسلح و منابع نفتی شرق آن خارج از دسترس مرکز است.
میدانداری اسرائیل و ادعای مضحکی به نام «توسعه»
در یک ارزیابی تحلیلی و مقایسهای، این وضعیت ناخودآگاه ناکارآمدی حکومت جدید را برجسته میکند. اگرچه حکومت بشار اسد در سالهای پایانی با سختترین تحریمهای بینالمللی و بحرانهای حاد اقتصادی دستوپنجه نرم میکرد، اما دستکم توانسته بود ساختار یکپارچه کشور، حاکمیت ملی و مرزهای سیاسی سوریه را حفظ کند و مانع فروپاشی نهادی و تجزیه عملی جغرافیای آن شود. اما در شیوه حکمرانی فعلی، نهتنها رفاه وعدهدادهشده محقق نشده، بلکه یکپارچگی سرزمینی سوریه نیز فدای جاهطلبیها و رفتارهای غنیمتجویانه جریان حاکم شده است.
یکی از دردناکترین وجوه واقعیت امروز سوریه، انفعال محض و فقدان اقتدار دفاعی حکومت الجولانی در برابر متجاوزان خارجی است. در حالی که دستگاه امنیتی الجولانی تمامی توان و اراده خود را صرف سرکوب مخالفان داخلی، معترضان معیشتی و اعتصابات شهری میکند، رژیم صهیونیستی از میدان عملی کاملاً آزاد و بدون مانع در سراسر آسمان و خاک سوریه برخوردار شده است.اسرائیل بدون دریافت کوچکترین پاسخ یا تلافی نظامی، بهصورت روزمره زیرساختهای راهبردی، میدانهای انرژی و حتی مراکز شهری سوریه را هدف حملات سنگین قرار میدهد. در جغرافیا و کشوری که یک رژیم متجاوز با اشتهای سیریناپذیر ژئوپلیتیکی حضور دارد و هر لحظه میتواند ساختار زیربنایی و امنیت پایدار آن را نابود کند، سخن گفتن از «جلب سرمایهگذاری خارجی»، «اصلاحات اقتصادی» یا «توسعه بومی» بیشتر به یک شوخی تلخ و مضحک شبیه است تا یک برنامه واقعی حکمرانی. تا زمانی که حکومتی فاقد توان بازدارندگی و اقتدار ملی باشد، هرگونه طرح توسعه روی کاغذ باقی خواهد ماند و هزینههای زیرساختی با یک تجاوز خارجی بر باد خواهد رفت.
پایان ماه عسل الجولانی
اعتراضات سراسری سپتامبر ۲۰۲۶ در سوریه، نشاندهنده پایان یافتن ماهعسل حکومت احمد الشرع یا همان الجولانی کراوات زده است. خشمی که از پمپهایبنزین آغاز شده، ریشه در تعمیق فقر، تورم چنددهبرابری در نان و انرژی، ناامنی ژئوپلیتیکی و تجزیه ساختاری کشور دارد. جامعه سوریه امروز دریافته ویترینهای رنگارنگ رسانههای حامی حکومت، پوششی بر عجز و ناکارآمدی حکومتی است که توان دفاع از مرزهای خود در برابر اسرائیل را ندارد، اما هزینههای سوءتدبیر و شکست ساختاری خود را مستقیم از سفره خالی مردم تاوان میگیرد.
استمرار این روند، حکومت انتقالی را در برابر دوگانه مخاطرهآمیزی قرار داده است: سرکوب بیشتر خشم عمومی که به اشتعال دوباره جنگ داخلی میانجامد، یا عقبنشینی و فروپاشی کامل مشروعیت ادعایی آن. سوریها اکنون درمییابند نسخه تکنوکراسی نمایشی هیئت تحریرالشام، نه سفرهای آبوناندار آورد و نه امنیتی پایدار؛ بلکه کشوری تکهتکه با حکومتی مقروض و بیدفاع در برابر بیگانگان برجای گذاشت.





نظر شما