تحولات منطقه

۳۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۱
کد مطلب: ۱۱۶۶۸۹۸

ایران زیر محاصره؛ اقتصاد جنگی چگونه دوام می‌آورد؟

جنگ اقتصادی واشنگتن علیه مردم ایران؛ فشار از نفت به سفره رسید

محاصره آمریکا علیه ایران فقط نفت و درآمدهای ارزی را هدف نگرفته بلکه مسیر تجارت، حمل‌ونقل و تأمین کالا را نیز مختل کرده است. نتیجه، تورم سنگین و کوچک‌شدن سفره مردم است؛ جایی که هزینه جنگ اقتصادی واشنگتن روزبه‌روز محسوس‌تر می‌شود.

ایران زیر محاصره؛ اقتصاد جنگی چگونه دوام می‌آورد؟
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

واشنگتن برای عقب راندن ایران فقط به فشار نظامی تکیه نکرده بلکه جنگ اقتصادی را به سفره مردم کشانده است. از سقوط صادرات نفت تا جهش قیمت غذا و سوخت، هدف روشن است؛ افزایش هزینه مقاومت. در این میان آزمون تهران، خنثی‌کردن این فشار بدون فرسوده‌کردن جامعه است.

جنگ اقتصادی واشنگتن علیه مردم؛ از نفت تا سفره

اقتصاد ایران در شرایطی زیر فشار قرار گرفته که جنگ، تحریم و محاصره دریایی آمریکا همزمان مسیرهای اصلی درآمد و تجارت کشور را هدف گرفته‌اند. صادرات نفت ایران، که یکی از مهم‌ترین منابع درآمد ارزی کشور است، طبق برآوردهای اوایل سپتامبر از حدود ۱.۷ میلیون بشکه در روز در سال گذشته به حدود ۲۶۰ هزار بشکه کاهش یافته است.

همزمان هزینه حمل‌ونقل افزایش یافته، کانال‌های پرداخت محدودتر شده و شرکت‌های خارجی با خطر تحریم‌های ثانویه روبه‌رو هستند. این یعنی حتی کالاهایی که امکان ورود به ایران دارند نیز با هزینه بیشتری به بازار داخلی می‌رسند.

آمار تورم، عمق این فشار را نشان می‌دهد. تورم سالانه در اوت ۲۰۲۶ به ۶۹.۹ درصد و تورم نقطه‌به‌نقطه به ۸۹ درصد رسیده و تورم مواد غذایی ۱۲۷.۵ درصد گزارش شده است. در چنین شرایطی، جنگ اقتصادی دیگر مفهومی انتزاعی نیست؛ در قیمت نان، اجاره، حمل‌ونقل و دارو خود را نشان می‌دهد.

قیمت نان لواش نمونه روشنی است. این نان از ۵۰۰ تومان در سپتامبر ۲۰۲۴ به ۴۰۰۰ تومان در ژوئیه ۲۰۲۶ رسیده است؛ افزایشی نزدیک به ۷۰۰ درصد. هزینه زندگی یک خانواده کارگری نیز بیش از ۹۰ میلیون تومان برآورد شده، در حالی که بسته دستمزد قانونی یک کارگر دارای خانواده حدود ۱۶.۶ میلیون تومان است.

این ارقام نشان می‌دهد هدف محاصره فقط کاهش درآمدهای دولت نیست؛ فشار نهایی می‌تواند به سطح زندگی جامعه منتقل شود.

سوخت، حمل‌ونقل و زنجیره‌ای که متوقف نمی‌شود

افزایش قیمت بنزین برای مصرف بالای ۱۱۰ لیتر در ماه، در همین چارچوب باید دیده شود. از ۷ سپتامبر، نرخ این بخش از مصرف به ۱۰۰ هزار ریال، معادل ۱۰ هزار تومان، در هر لیتر رسید؛ دو برابر نرخ قبلی.

دولت افزایش قیمت را با رشد مصرف، محدودیت ظرفیت تولید داخلی، قاچاق و ضرورت مدیریت یک کالای به‌شدت یارانه‌ای توجیه کرده است. اما در شرایط جنگی، مسئله تنها قیمت بنزین نیست. سوخت در تمام زنجیره اقتصاد حضور دارد؛ از کامیون و تاکسی گرفته تا تولید و توزیع مواد غذایی.

وقتی بیمه، حمل‌ونقل دریایی، مسیرهای تجاری و پرداخت‌های بین‌المللی تحت فشار تحریم و محاصره قرار می‌گیرند، هزینه این اختلالات در نهایت به قیمت کالایی می‌رسد که مصرف‌کننده ایرانی در فروشگاه خریداری می‌کند.

به همین دلیل، فشار اقتصادی واردشده بر ایران را نمی‌توان صرفاً با ضعف مدیریت داخلی توضیح داد. بخش مهمی از بحران، نتیجه فشاری است که هدف آن دقیقاً افزایش هزینه ادامه مقاومت برای جامعه ایران است.

واشنگتن تلاش می‌کند درآمدهای نفتی را کاهش دهد، شرکای تجاری ایران را تحت فشار قرار دهد و هزینه اقتصادی مقاومت را بالا ببرد. طبیعی است که چنین سیاستی مستقیماً قدرت خرید مردم را هدف نگیرد، اما سازوکار آن به‌گونه‌ای است که می‌تواند فشار را از ترازنامه دولت به سفره خانوار منتقل کند.

ارز کمیاب؛ اولویت با نیازهای اساسی

در چنین شرایطی، مهم‌ترین مسئله برای ایران نحوه استفاده از منابع محدود است. کشور به ارز برای دارو، غذا، خوراک دام، ماشین‌آلات و قطعات صنعتی نیاز دارد و همزمان باید مسیرهای جدیدی برای تجارت ایجاد کند.

در این زمینه، اوراسیا و مسیرهای زمینی اهمیت پیدا می‌کنند. توافق تجارت آزاد ایران با اتحادیه اقتصادی اوراسیا از مه ۲۰۲۵ اجرایی شده و دسترسی ایران به بازارهای روسیه، قزاقستان، بلاروس، ارمنستان و قرقیزستان را تسهیل کرده است. قزاقستان نیز در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۱ میلیون تن غلات به ایران صادر کرده است.

مسیر ریلی چین ـ آسیای مرکزی ـ ایران نیز یک مسیر مهم دیگر است. در سپتامبر، قطار ۵۵ کانتینری چین از طریق قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان به سمت سرخس حرکت کرد. این مسیرها نشان می‌دهند محاصره دریایی لزوماً به معنای قطع ارتباط ایران با زنجیره تأمین اوراسیا نیست.

البته این مسیرها هزینه‌های خود را دارند و نمی‌توانند یک‌شبه جای تجارت دریایی را بگیرند. پیش از جنگ، بیش از ۸۰ درصد تجارت ایران از نظر حجم از سواحل جنوبی عبور می‌کرد و انتقال این حجم به مسیرهای زمینی و ریلی زمان و هزینه قابل توجهی می‌طلبد.

با این حال، در شرایط جنگ اقتصادی، ایران باید تمام ظرفیت‌های موجود را فعال کند. اولویت باید تأمین غذا، دارو و نهاده‌های تولید باشد و هر مانع داخلی که هزینه واردات کالاهای ضروری را افزایش می‌دهد، باید کاهش یابد.

همزمان، فشار اقتصادی نباید به شکلی توزیع شود که اقشار کم‌درآمد بیشترین هزینه را بپردازند. حمایت از خانوارها، کنترل موقت قیمت کالاهای ضروری، توسعه مسیرهای تجاری اوراسیایی و کاهش اصطکاک‌های گمرکی می‌تواند بخشی از اثر محاصره را مهار کند.

جنگ اقتصادی آمریکا را نمی‌توان با یک تصمیم داخلی خنثی کرد. اما می‌توان اجازه نداد هزینه آن به‌طور نامتناسب بر دوش کسانی قرار گیرد که کمترین توان برای تحمل آن را دارند. در نهایت، موفقیت اقتصاد جنگی ایران فقط با میزان صادرات نفت یا عبور قطارها سنجیده نمی‌شود؛ معیار اصلی، حفظ توان جامعه برای ادامه زندگی در شرایط محاصره است.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha