در تاریخ تشیع، برخی رویدادها مسیر تاریخ را تغییر دادهاند؛ مهاجرت تمدنساز حضرت فاطمه معصومه(س) به ایران و شهر قم یکی از همین نقاط عطف است که نباید آن را تنها به اشتیاقی خواهرانه تقلیل داد. این هجرت استراتژیک، با عبور از حصر فرهنگی عباسیان، زمینهساز شکلگیری جغرافیایی مقدس، گسترش فرهنگ زیارت، رونق شبکه حدیثی و تولید سرمایه اجتماعی عظیمی شد که قم را به پایتخت تمدن اسلامی بدل ساخت. در ادامه، ابعاد گوناگون این کنش تمدنی و سیاسی را در گفتگوی پیشرو با حجتالاسلام دکتر مهدی جبرائیلی تبریزی، از کارشناسان علوم دینی و محقق سیره اهلبیت(ع) میخوانید:

چطور میتوان هجرت را در ادبیات تمدنی تحلیل کرد و این چارچوب را درباره سفر حضرت معصومه(س) به کار بست؟
در ادبیات تمدنی، پدیده «هجرت» را میتوان از سه منظر کلیدی بررسی کرد که ابعاد عمیقی دارد. نخستین منظر، هجرت به مثابه انتقال سرمایه انسانی است؛ نخبگان دینی و فرهنگی هنگامی که از سرزمینی به سرزمین دیگر مهاجرت میکنند، تنها خود را منتقل نمیسازند، بلکه دانش، خاطره تاریخی، هویت و شبکه ارتباطی خود را نیز انتقال میدهند و مهاجرت خاندان اهلبیت(ع) و سادات به ایران بخشی از این فرآیند بود. منظر دوم، هجرت به مثابه تولید جغرافیای هویتی است؛ مکانها در بستر تاریخ به واسطه حضور شخصیتهای دینی و آیینهای جمعی از یک موقعیت ساده جغرافیایی فراتر رفته و به مکان هویتی بدل میشوند که قم نمونهای برجسته از آن است. در نهایت، هجرت به مثابه شبکهسازی تمدنی است، چرا که تمدن اسلامی از طریق شبکهای از شهرها، عالمان، راویان و مراکز دینی شکل گرفته و حضور حضرت معصومه(س) در قم نقطه آغاز تقویت این شبکه ارتباطی میان مدینه، امام رضا(ع)، ایران و شبکه علما برای تولید دانش شیعی به شمار میرود.
برای درک بهتر این بستر تمدنی، فضای سیاسی و فرهنگی عصر مأمون و شرایط حاکم بر هجرت حضرت معصومه(س) در سال ۲۰۱ هجری را چگونه ارزیابی میکنید؟
برای درک عمیقتر ابعاد تمدنی هجرت حضرت معصومه(س)، ناگزیر از شناخت دقیق فضای سیاسی و فرهنگی عصر مأمون هستیم. سال ۲۰۱ هجری، دوران اوج سیاستهای پیچیده خلافت عباسی در مواجهه با خاندان علوی بهشمار میرفت؛ بهطوریکه مأمون عباسی پس از بهشهادترساندن امام هفتم، با رویکردی نرم اما پرمخاطره، امام رضا(ع) را از مدینه به مرو انتقال داد و با تحمیل ولایتعهدی، در پی آن بود تا جایگاه منصوص امامان شیعه را تا حد یک زعامت صرفاً معنوی و بیخطر تنزل دهد. این حرکت امام رضا(ع) از مدینه به خراسان، پیامدهای جغرافیایی و فرهنگی گستردهای به همراه داشت. در همین راستا، حضرت معصومه(س) نیز پس از هجرت امام رضا(ع) به سوی ایران، برای دیدار برادر راهی این سرزمین شدند. بنابراین، هجرت حضرت معصومه(س) را نباید واقعهای مجزا دانست، بلکه باید آن را در پیوند مستقیم با شبکه مهاجرت خاندان اهلبیت(ع) و سادات به ایران و در بستر مقاومت در برابر سیاستهای دستگاه خلافت تحلیل کرد.
با توجه به فشارهای سیاسی و فرهنگی عصر مأمون، چه ویژگیها و زمینههایی موجب شد کاروان حضرت معصومه(س) قم را به عنوان مقصد نهایی برگزیند و این شهر در آن مقطع چه وضعیتی داشت؟
در ادامه تبیین فضای سیاسی عصر خلافت عباسی، یکی از مهمترین پرسشها این است که چرا کاروان حضرت معصومه(س) در نهایت به قم رسید. قم در آن دوره از سابقه درخشانی در گرایش به تشیع برخوردار بود؛ این شهر از اواخر قرن نخست هجری به دلیل مهاجرت شیعیان کوفه، از جمله خاندان اشعری، به پایگاهی شیعی تبدیل شده بود و در مسیر تبدیل شدن به کانونی مهم مذهبی و علمی قرار داشت. با این وجود، در سایه سیاستهای پیچیده مأمون، فضای این شهر به جولانگاه فرقههای گوناگونی چون واقفیه، غلات، زیدیه و اسماعیلیه بدل گشته بود و تشیع امامی در لبه پرتگاه استحاله و تفرقه قرار داشت. ورود حضرت معصومه(س) به قم با چنین بستر اجتماعی آمادهای مواجه شد و به عنوان نقطهعطفی عمل کرد که با ورود شخصیتی وابسته به خاندان امامت، موجب افزایش منزلت دینی شهر، تقویت زیارت و ارتباطات مذهبی، جذب علما، سادات و زائران، و در نهایت تقویت شبکه علمی و فرهنگی شد تا قم به عنوان مرکز تمدنی شیعه تثبیت گردد. البته تحقق این جایگاه، یک تحول فوری و یکمرحلهای نبود، بلکه این فرآیند ساختاری طی چند قرن تکامل یافت و به ثمر نشست.
کلانپروژه حضور خاندان اهلبیت(ع) در ایران چه تأثیری بر پیوند میان هویت ایرانی و تشیع داشته و هجرت حضرت معصومه(س) چه جایگاهی در این فرآیند تاریخی ایفا کرده است؟
در ادامه این مسیر تاریخی و در تببین ابعاد کلانتر موضوع، نقش خاندان اهلبیت(ع) در تمدنسازی ایران را باید در چارچوبی بزرگتر تحلیل کرد. ورود امام رضا(ع) به ایران، حضور حضرت معصومه(س) در قم و همچنین حضور و دفن شمار زیادی از سادات در نقاط مختلف کشور، در طول زمان موجب تقویت پیوند عمیق میان سه عنصر «ایران»، «تشیع» و «فرهنگ اهلبیت» شد. در این فرآیند سترگ، اگرچه شهرهای مختلفی به تدریج دارای هویت شیعی شدند، اما قم به دلیل وجود حرم مطهر حضرت معصومه(س) موقعیتی کاملاً ویژه و متمایز پیدا کرد. از این منظر، هجرت بانوی کرامت را باید بخشی بنیادین از فرآیند تاریخی ایرانیزهشدن جغرافیای تشیع و شیعیشدن بخشی از هویت فرهنگی ایران دانست. البته باید توجه داشت که این تحول عظیم و چندوجهی، فرآیندی بسیار پیچیدهتر از آن بود که تنها به یک عامل منفرد نسبت داده شود، بلکه مجموعهای پیوسته و پیچیده از عوامل سیاسی، اجتماعی، علمی و فرهنگی در شکلگیری و تکامل آن دخالت داشتهاند.
حرکت حضرت معصومه(س) به سمت ایران چه ابعادی از کنش آگاهانه در نصرت امامت را به نمایش گذاشت و حضور ایشان چه پیامدهای عمیق و ماندگاری در ابعاد علمی، فرهنگی، اجتماعی و تمدنی برای قم و جهان تشیع به همراه داشت؟
حرکت حضرت معصومه(س) از مدینه به سوی ایران، معنایی فراتر از یک مسافرت خانوادگی یافت. ایشان با کاروانی متشکل از چهارصد تن از رجال بنیهاشم، عامدانه مسیری را برگزیدند که مأمون صراحتاً از عبور امام رضا(ع) از آن جلوگیری کرده بود تا شریان ارتباطی ایشان با پایگاههای شیعی مسدود گردد. یورش نظامی به این کاروان در ساوه، شهادت همراهان و بیماری جانکاه حضرت، گواه آن است که دستگاه خلافت، این حرکت را نه کاروانی از زائران، بلکه تهدیدی سترگ علیه امنیت شبکه حاکم میپنداشت و بنابراین این هجرت را باید با هدف نصرت امامت تحلیل کرد. حضور حضرت معصومه(س) در قم، اگرچه کوتاهمدت بود، اما پیامدهای عمیق و ماندگاری در مسیر تمدن اسلامی بر جای نهاد که تا امروز ادامه دارد. پیش از ورود ایشان، قم شهری شیعی اما درگیر آشفتگیهای فکری بود، اما این حضور نقطه عطفی در هویت مذهبی و علمی این شهر شد؛ بهگونهای که قم به برکت این ورود، به پایتخت تمدن اسلامی و سرآغاز فصلی نوین در هویت مذهبی و علمی تبدیل گشت.
مهمترین میراث ماندگار این هجرت، زمینهسازی برای شکلگیری حوزه علمیه قم است. شکلگیری جریان علمی قم ریشه در حضور حضرت فاطمه معصومه(س) دارد و حوزه علمیه قم در امتداد همین ظرفیت تاریخی و معنوی شکل گرفته و توسعه یافته است تا در طول تاریخ منشأ تحولات مهم علمی، فرهنگی و اجتماعی باشد و اندیشههای برخاسته از آن در سراسر ایران و جهان اسلام گسترش یابد. این هجرت همچنین در امتداد حرکت تمدنی پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)، بستر را برای تمدن مهدوی و ظهور امام مهدی(عج) فراهم کرد. حضور ایشان مقدمهای برای تأسیس حوزه علمیه و زمینهسازی برای تمدن آخرالزمان تلقی شده است، چرا که قم در روایات بهعنوان شهری معرفی شده که علم و معارف اهلبیت(ع) از آن به نقاط مختلف جهان گسترش مییابد و علوم انسانی اسلامی به مثابه لایه نرمافزاری تمدن اسلامی در اینجا تولید و توزیع خواهد شد.
از سوی دیگر، این حرکت حلقه مفقوده ارتباط میان خاندان امامت و جوامع شیعی ایران را در حساسترین مقطع تاریخی پیوند زد، مانع از استحاله فکری تشیع در برابر فرقههای گوناگون شد، حصر فرهنگی امام هشتم را در هم شکست و مرجعیت علمی و سیاسی برادر را در برابر سیطره پیچیده عباسیان تثبیت نمود. با دفن حضرت معصومه(س) در قم، عنصر جدیدی به هویت شیعی شهر افزوده شد و قم علاوه بر شهر شیعی و مرکز فعالیت عالمان، به شهر زیارتی و حرم اهلبیت(ع) تبدیل گشت. به تعبیر تمدنی، این تحول موجب پیوند سه عنصر مکان، معنا و اجتماع شد و از ترکیب آنها جغرافیای هویتی شکل گرفت. فرهنگ زیارت نیز صرفاً یک رفتار فردی نماند، بلکه موجب تحرک جمعیت، ارتباط میان مناطق، انتقال فرهنگ، ایجاد بازارها، گسترش ارتباطات اجتماعی و شکلگیری شبکههای اقتصادی و فرهنگی شد و حرم مطهر به کانون ارتباطی تبدیل گشت تا زائران با عالمان، راویان و اندیشههای شیعی ارتباط پیدا کنند. این فرآیند به شکلگیری سرمایه اجتماعی شیعه انجامید؛ حرم حضرت معصومه(س) به محل تجمع عالمان، سادات، زائران، راویان و دانشپژوهان تبدیل شد و شبکههای اعتماد، ارتباطات و هویت مشترک را تقویت کرد تا حرم به عنوان یک نهاد اجتماعی تولیدکننده سرمایه اجتماعی عمل کند.
توسعه جایگاه علمی قم و تبدیل شدن آن به یکی از مراکز مهم حدیث شیعه از دیگر پیامدهای بلندمدت این فرآیند بود و شخصیتهای خاندانهای حدیثی در آن فعالیت کردند. در مجموع میتوان یک زنجیره تمدنی را از حضور اهلبیت و سادات، تقویت هویت شیعی قم، رونق زیارت، افزایش ارتباطات اجتماعی، رشد شبکه عالمان و تولید و انتقال دانش ترسیم کرد که به تثبیت قم بهعنوان مرکز علمی شیعه انجامید؛ هرچند از نظر روششناختی باید تأکید کرد که نمیتوان تمام رشد علمی قم را مستقیماً و تنها به این هجرت نسبت داد، بلکه این هجرت یکی از عوامل مهم در مجموعهای از عوامل تاریخی بود.
با توجه به ابعاد گوناگون این حرکت تاریخی، هجرت حضرت معصومه(س) از منظر مطالعات تمدنی جنسیت چه اهمیتی دارد و چگونه میتوان نقش ایشان را فراتر از یک شخصیت زیارتی تبیین کرد؟
در ادامه تبیین ابعاد گوناگون این حرکت تاریخی، این حادثه مهم همچنین از منظر مطالعات تمدنی جنسیت نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. در بسیاری از روایتهای تاریخی، نقش زنان در تمدن اسلامی به حاشیه رانده شده است؛ در حالی که تاریخ اهلبیت(ع) نشان میدهد زنان خاندان پیامبر(ص) در انتقال فرهنگ، مقاومت اجتماعی و حفظ هویت دینی نقش بسیار مهمی داشتهاند و حضرت معصومه(س) نمونهای بارز و برجسته از این نقشآفرینی است. هجرت ایشان را میتوان از این منظر، نوعی کنش هویتی و ارتباطی زن مسلمان دانست که ابعاد عمیقی دارد. ایشان در شرایط سیاسی پیچیده عصر عباسی، از مدینه به سمت ایران حرکت کردند و حضور مبارک ایشان در قم موجب شکلگیری یکی از مهمترین کانونهای هویتی شیعه شد. از این جهت، نقش سترگ حضرت معصومه(س) در تاریخ تمدن اسلامی را بههیچوجه نمیتوان صرفاً در چارچوب محدود «شخصیت زیارتی» خلاصه کرد.
قم چگونه به حلقه اتصال شرق و غرب جهان شیعی تبدیل شد و فرآیند گذار این هجرت از یک رخداد تاریخی ساده به یک نهاد و فرآیند کلان تمدنی را چگونه میتوان با مدل مفهومی آن تبیین کرد؟
در ادامه مباحث، یکی از ویژگیهای بارز تمدن اسلامی، شبکهای بودن آن است و قم در میان شهرهای مختلف جهان اسلام قرار داشت و به مرور به یکی از نقاط ارتباطی میان مراکز شیعی تبدیل شد. ارتباط تاریخی قم با مدینه، عراق، کوفه و بغداد از یک سو و ارتباط آن با ری، خراسان و مناطق مرکزی ایران از سوی دیگر، موجب شد قم موقعیت مناسبی برای انتقال اندیشه شیعی پیدا کند و حضور حضرت معصومه(س) یکی از عوامل اصلی قدسیشدن و هویتیابی این حلقه ارتباطی شد.
نکته بسیار مهم در تحلیل تمدنی این است که یک رویداد زمانی اهمیت واقعی پیدا میکند که بتواند از سطح حادثه به سطح نهاد منتقل شود. در مورد حضرت معصومه(س)، این الگوی گذار از طریق هجرت، وفات و تدفین در قم، شکلگیری زیارتگاه، افزایش زیارت، توسعه ساختارهای پیرامونی حرم، تقویت شبکه اجتماعی و علمی، و در نهایت نهادینهشدن قم به عنوان شهر مذهبی شکل گرفت که موجب تداوم تاریخی هویت این شهر گردید.
بر اساس مدل مفهومی تمدنی، هجرت حضرت فاطمه معصومه(س) به قم در پنج سطح هویت شامل تقویت هویت شیعی قم و افزایش منزلت خاندان اهلبیت، سطح اجتماعی شامل گسترش شبکه زائران و سرمایه اجتماعی، سطح فرهنگی شامل گسترش فرهنگ زیارت و انتقال معارف، سطح علمی شامل جذب علما و توسعه مدارس، و سطح نهادی شامل شکلگیری نهادهای مذهبی و شبکههای علمی تجلی یافت که پیامد نهایی آن تبدیل قم به یکی از کانونهای اصلی تمدن شیعی بود. این هجرت سترگ دستاوردهای گرانسنگی به همراه داشت که از جمله مهمترین آنها میتوان به تقویت هویت شیعی قم، قدسیشدن جغرافیای قم، گسترش فرهنگ زیارت، افزایش ارتباطات اجتماعی و فرهنگی، تقویت سرمایه اجتماعی جامعه شیعه، جذب علما و سادات، تقویت شبکه حدیثی و علمی قم، تثبیت قم به عنوان یکی از مراکز مهم فرهنگ شیعی، تقویت پیوند فرهنگی ایران با مکتب اهلبیت(ع) و تداوم تاریخی نقش قم در تمدن شیعی اشاره کرد.
بنابراین، میتوان گفت هجرت حضرت معصومه(س) از یک «رخداد تاریخی» به یک «فرآیند تمدنی» تبدیل شد؛ زیرا حضور ایشان در قم در طول زمان به تولید هویت، معنا، شبکه اجتماعی، فرهنگ زیارت و زیرساخت علمی انجامید و قم را به یکی از مهمترین جغرافیاهای تمدن شیعی تبدیل کرد. از این منظر، اهمیت حضرت معصومه(س) تنها در جایگاه خانوادگی و معنوی ایشان خلاصه نمیشود، بلکه حضور تاریخی ایشان در قم در شکلگیری یک کانون پایدار فرهنگی و علمی شیعه نقشی بنیادین ایفا کرده است.





نظر شما