هفته دفاع مقدس؛ یاد و خاطره شهدا و میراث خوبیهای آن روزها
هشت سال دفاع مقدس، نه تنها یک نبرد نظامی در برابر تجاوز بعثی، بلکه فصل درخشانِ بازخوانیِ هویت دینی و ملی ایرانیان در عصری دشوار بود. در حالی که نظام نوپای جمهوری اسلامی آماج حملات همه جانبهی قدرتهای جهانی قرار گرفته بود، فرزندانِ برومندِ این مرزوبوم با اتکا به ایمان قلبی و مشیِ ولایتمداری، حماسهای بیبدیل از استقامت را خلق کردند. این دوران که با تقدیم گلگونکفنان و ایثارگرانِ راه حق آمیخته گشت، مکتبی جامع از خودباوری، بصیرت و وحدت کلمه را در تاریخ معاصر به یادگار گذاشت. امروز یادآوریِ آن روزهای آسمانی، نه یک تعصب تاریخی، بلکه ادای دِینی است برای پاسداشتِ ارزشهایی که ضامن امنیت، عزت و اقتدار امروزِ ایران اسلامی شده است.
دفاع مقدس، آیینهای تمامنما از گذشت و ایثاری است که پیوند میانِ نسلها را با عطرِ شهادت، در جانِ تاریخِ ما جاودانه میسازد. این مقاومت، گواهیِ زنده بر پیروزیِ خون بر شمشیر و نمادِ عزتِ ملتی است که هرگز در برابرِ زیادهخواهیِ مستکبران سر خم نکرد.
یاد و نام شهدا؛ امانتی که نزد ملت مانده است
برخی نامها هرگز از صفحهی تاریخ پاک نمیشوند؛ نام شهیدان دفاع مقدس چنین نامهایی است. مردانی و زنانی که در سختترین شبهای این سرزمین، آرام خوابیدند تا کشور ما آرام بخوابد؛ لباس خاکی و خونی پوشیدند تا کودکان ایران رنگ آسمان و مدرسه ببینند. شهید آن نیست که تنها جانش را داد؛ شهید آن است که همهی داراییهای خود، از جوانحت و عشق و آینده تا خواب راحت و بغل پدر و مادر، را روی میز گذاشت و برای سربلندی این ملت انتخاب کرد.
هفتهی دفاع مقدس، از ۳۱ شهریور تا ۷ مهر هر سال، فقط یادکرد یک واقعهی تاریخی نیست؛ روایت یک آزمون بزرگ ملی است که ملت ایران سربلند از آن بیرون آمد. در این هفته، ما به خانههایی سر میزنیم که هنوز پرچم سیاه بر درشان است؛ به عکسهایی نگاه میکنیم که هر سال جوانتر میشوند و به شوقشان دل میدهیم؛ و در مییابیم که یاد شهدا نه یک آیین رسمی که یک امانت است؛ امانتی که نزد هر ایرانی، از پیر و جوان، سپرده شده است. این متن کوششی است برای پاسداشت همین امانت: بازگویی روز آغاز جنگ، روایت هشت سال ایستادگی، یادآوری چهرههای روشن شهدا، و شمارش خوبیهایی که از آن دوران به زندگی امروز ما رسیده است.
۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان ایران مورد هجوم شد
بامداد سیویکم شهریور ۱۳۵۹، با حملهی گستردهی هوایی و زمینی ارتش رژیم بعث عراق، جنگی تحمیلی بر ایران آغاز شد که هشت سال طول کشید و در تاریخ این سرزمین به «دفاع مقدس» شهرت یافت. طبق گزارشهای تاریخی، واحدهای زرهی و پیادهنظام دوازده لشگر عراق در جبههای به طول بیش از هزار کیلومتر، مرزهای جنوب غربی و غرب ایران را مورد تهاجم قرار دادند؛ حملهای که از سه محور جنوبی، میانی و شمالی با حدود پنجهزار تانک، صدها قطعه توپخانه، صدها فروند هواپیما و بالگرد انجام شد. در روزهای نخست، چند شهر و دهها روستای مرزی اشغال شد و شهرهایی چون خرمشهر بهطور کامل در اشغال متجاوزان قرار گرفت.
این تجاوز بیپاسخ هم نبود؛ اما بیواکنش هم ماند. مجلس شورای امنیت سازمان ملل و بسیاری از نهادهای بینالمللی در برابر این حمله سکوتی طولانی داشتند و برخی قدرتهای بزرگ و رژیمهای منطقه، کمکهای کلان مالی، نظامی و تبلیغاتی در اختیار صدام حسین گذاشتند؛ بهگونهای که در برخی روزهای جنگ، توازن تسلیحاتی به سود عراق بود. عراق ماهها پیش از تهاجم نیز در منطقههای مرزی تعرضاتی انجام داده و در ۲۶ شهری الجزایر را۹ قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر را یکجانبه فسخ کرده بود؛ نشانههایی که همراه با پارهکردن متن قرارداد در مجلس عراق، پیشدرآمد حملهی سراسری بود. آنچه در آن روزهای سخت اهمیت یافت، واکنش مردمی بود: جوانانی که به جبههها شتافتند، مردم شهرهای مرزی که پشت سر رزمندگان ایستادند، و دلهایی که باور داشتند این خاک با هیچ بها و معاملهای فروخته نخواهد شد.
هشت سال ایستادگی؛ از مقاومت در مرزها تا پیروزی ملت
هشت سال دفاع مقدس، داستان مردمی است که در برابر ماشینی از آهن و فولاد، با ایمان و وحدت ایستادند. در طول این هشت سال، بیش از ۱۹ عملیات بزرگ، ۱۹ عملیات متوسط و ۱۲۵ عملیات کوچک توسط رزمندگان اسلام انجام شد و جبهههای جنوب، غرب و شمال کشور صحنهی حماسههایی شد که نامهایشان امروز در حافظهی ملت حک شده است: فتحالمبین، بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱، خیبر، والفجر مقدماتی و والفجر ۸، کربلای ۵ و بسیاری عملیات دیگر که هر یک مهرهای از زنجیرهی پیروزی ملت بود. آزادسازی خرمشهر، که به «سوم خرداد» شهرت یافت، نقطهی عطفی بود که نشان داد متجاوز در برابر ملتی که یکدست ایستاده است به هدف نمیرسد؛ بهگونهای که پس از آن، برخی دولتهای غربی و منطقهای تلاش کردند به جنگ پایان دهند و از سقوط صدام جلوگیری کنند.
پایان این جنگ، نه به انتخاب دشمن، که به نتیجهی مقاومت ملت بود. سرانجام ارتش متجاوز رژیم عراق پس از تحمل شکستهای پیاپی به پشت مرزهای شناختهشدهی بینالمللی رانده شد و در ۲۹ مرداد ۱۳۶۷، بر اساس قطعنامهی ۵۹۸ سازمان ملل متحد، آتشبس میان دو کشور برقرار شد. جنگی که عراق آن را برای براندازی نظام نوپای جمهوری اسلامی و تجزیهی ایران آغاز کرده بود، نهتنها به هدفش نرسید، بلکه نقطهی تثبیت هویت ملی و خودباوری ایرانیان شد. امروز، وقتی از «هفتهی دفاع مقدس» سخن میگوییم، از همین هشت سال روایت میکنیم؛ سالهایی که نشان دادند مردمی که همدل شوند، با هیچ ارتشی تنبه شکست نمیدهند.
یاد و خاطره شهدا، گنجینهای پایان ناپذیر
وقتی نام شهدا را میبریم، نباید آنان را تنها در قاب عکس و جملههای پرشور محصور کنیم. هر یک انسانی با آرزوها و پیوندهای روزمره بود: پسری که هنوز دلش برای خانه تنگ میشد؛ پدری که فرزندش را در آغوش نگرفته بود؛ دانشآموزی که دفتر و کتابش را کنار گذاشت؛ سربازی که نامهی مادر را بارها میخواند؛آنان از زندگی رویگردان نبودند؛ درست برعکس، زندگی و آزادی را آنقدر دوست داشتند که برای حفظ آن از خود گذشتند؛ به همین دلیل، یاد شهدا هم اندوه دارد و هم روشنایی: اندوهِ فقدان عزیزان و روشناییِ راهی که انتخاب کردند.
دفاع مقدس متعلق به یک گروه یا یک نسل نبود؛در کنار رزمندگان، مادرانی بودند که با بغضی فروخورده فرزندشان را بدرقه میکردند؛ پدرانی که با وجود نگرانی، دل فرزندانشان را به راه میسپردند؛ همسرانی که سالها چشمبهراه بازگشت ماندند؛ و کودکانی که گاه پدر را تنها از روی تصویر میشناختند. در جبهه نیز مردمی از قومیتها، شهرها و باورهای گوناگون کنار یکدیگر ایستادند. در آمار منتشرشده از سوی بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، از بیش از ۲۱۳ هزار شهید یاد شده و نام و سهم گروههای مختلفی چون دانشآموزان، دانشجویان، روحانیان و پیروان ادیان دیگر نیز در شمار شهیدان آمده است. این یادآوری نشان میدهد دفاع از میهن تجربهای فراگیر و ملی بود، نه خاطرهای محدود به یک دسته یا یک منطقه.
در کنار شهدا، جانبازان و آزادگان نیز بخش جداییناپذیر این حافظهاند. جانبازانی که درد را سالها با خود حمل کردند و آزادگانی که ماهها و سالها دور از خانه، امید بازگشت را زنده نگه داشتند، هر یک روایتی از پایداری دارند. یاد آنان و تکریم خانوادههای شهدا، فقط سپاسگزاری برای گذشته نیست؛ توجه به انسانهایی است که بار سنگین آن گذشته را تا امروز با خود آوردهاند. شایسته است در این هفته، به جای سخن گفتن تنها از حماسه، پای حرف خانوادهها و پیشکسوتان بنشینیم، خاطرههایشان را با اجازه و احترام ثبت کنیم و از آنان بپرسیم چه چیزی در آن روزهای دشوار بیش از همه به آنان نیرو میداد. پاسخها ممکن است متفاوت باشد، اما در بسیاری از روایتها، عشق به خانواده، ایمان، رفاقت و امید به آزادی میهن به هم میرسند.
دستاوردهایی که از دفاع مقدس ماند
از خوبیهای آن روزها، نخست همدلی بود. جنگ، با همهی تلخیها و ویرانیهایش، مردمی را که شاید پیش از آن یکدیگر را نمیشناختند، کنار هم نشاند. رزمندهی یک شهر در سنگر با جوانی از شهری دیگر برادر میشد؛ مردم برای فرستادن نان، لباس گرم، دارو و نامه به جبهه تلاش میکردند؛ و خانوادهها در خانههایشان جایی برای پذیرایی از مهاجران و آسیبدیدگان باز میکردند ؛ حس «ما» از دلِ یاریهای کوچک و بزرگ پدید آمد: از بستهای که مادری برای جبهه میبست تا گروهی که برای تعمیر خانههای آسیبدیده دست به کار میشدند. این همدلی یادآوری میکند که سرمایهی یک ملت تنها در امکانات مادی نیست؛ اعتماد و مهربانی میان مردم نیز میتواند در سختترین لحظهها نگهدارنده باشد؛
خوبی دیگر، خودباوری و تلاش برای آموختن و ساختن بود. نیازهای فوری جنگ، مهندسان، نیروهای فنی، پزشکان و امدادگران را به یافتن راهحلهای بومی واداشت. بسیاری از کارها زیر فشار کمبودها، با ابتکار و همکاری پیش رفت. تجربهی دفاع مقدس، آنگونه که در گزارش سفارت جمهوری اسلامی ایران در توکیو دربارهی این مناسبت آمده، به تقویت باور به ظرفیتهای داخلی و اهمیت آمادگی دفاعی کمک کرد. اما دستاورد اصلی فقط ساخت ابزار یا تقویت توان نظامی نبود؛ فهم این حقیقت هم بود که دانش، مهارت، نظم و کار گروهی در روزهای صلح نیز برای پیشرفت کشور لازماند.
دفاع مقدس همچنین معنای مسئولیت را پررنگ کرد. در آن روزها، بسیاری خود را تماشاگر نمیدانستند: یکی به جبهه رفت، دیگری پناه داد، کسی خون اهدا کرد و دیگری به آموزش یا امداد پرداخت. امروز نیز میتوان همین روحیه را در خدمت به مردم، درستکاری در کار، مراقبت از همسایه، پاسداری از اموال عمومی و تلاش برای آبادانی کشور ادامه داد. اینها شاید به بزرگی نبردهای تاریخی به چشم نیایند، اما در زندگی روزمره همان ارزشها را زنده میکنند: ایثار، مسئولیتپذیری، شجاعت و وفاداری به جمع. اگر از خوبیهای آن روزها سخن میگوییم، باید خوبیهای کوچک و ماندگاری را هم ببینیم که در رفتار مردم ریشه دواند و میتواند چراغ راه امروز باشد.
هفته دفاع مقدس امروز؛ پیام آن برای نسل امروز
هفتهی دفاع مقدس فرصتی است برای آنکه گذشته را نه با فراموشی پشت سر بگذاریم و نه تنها در حسرت آن متوقف بمانیم. میتوانیم در مدرسه و دانشگاه، در خانواده و محله، از نسل پیشین بخواهیم خاطرههایش را بازگو کند؛ به دانشآموزان کمک کنیم تفاوت میان روایت مستند و افسانهپردازی را بشناسند؛ و نام شهدا را با شناختن انسانهایی که بودند زنده نگه داریم. دیدار با خانوادههای شهدا و جانبازان، خواندن نامهها و خاطرات، بازدید از یادمانها و گفتوگو دربارهی ارزش صلح و امنیت، راههایی ساده و اثرگذار برای این یادآوریاند. گزارش صداوسیمای یزد نیز از برنامههای هفته، از جمله تجلیل از رزمندگان و پیشکسوتان دفاع مقدس، یاد میکند.
بزرگداشت شهدا هنگامی معنا پیدا میکند که به زندگی امروز ما راه یابد. اگر میخواهیم قدردان فداکاری آنان باشیم، باید با مهربانی و انصاف با یکدیگر رفتار کنیم، برای آبادانی ایران بکوشیم، اختلافها را به گفتوگو بسپاریم و امنیت و آرامش کشور را گرانقدر بدانیم. احترام به خانوادههای شهدا و پیشکسوتان باید از کلام فراتر رود و در شنیدن، رسیدگی و پاسداشت شأن آنان دیده شود. جنگ برای هیچ ملتی زیبایی ندارد؛ آنچه ماندگار است، دفاع از جان و خانه و امید مردم، و تلاشی است که آنان را از اسارت و ویرانی دور میکند.
7- اشاره به برکات دفاع مقدس
دفاع مقدس فراتر از یک نبرد نظامی، تجربهای عمیق در تعالی روح و پیوند میان ایمان و عمل بود. نخستین پیامد آن، تقویت ایمان و توکل بر خداوند در مواجهه با سختیها بود که منجر به ظهور نسلهایی با روحیه شهادتطلبی شد. این دوران باعث بازگشت به ارزشهای اسلامی و پیوند دوباره میان ملت و دین در عرصهی عمل گشت. از نظر معنوی، تجلی معنای ایثار و فداکاری در بالاترین سطح خود، زیور اخلاق را در میان رزمندگان نهادینه کرد. همچنین، دفاع مقدس موجب افزایش آگاهی دینی و معرفتشناسی در بطن جامعه شد که ریشه در شناخت عمیق از حق و باطل داشت. این دوران، پویایی و حیات معنوی را در ساختار اجتماعی بازگرداند و مفهوم «جهاد» را از متون به زیست واقعی تبدیل کرد. در نهایت، برکات معنوی آن شامل ایجاد نوعی انسجام روحی و وحدت قلبی میان مردم بود که در سختترین شرایط نیز تسلیم نشد. این تجربه، الگویی ماندگار از سیر و سلوک جمعی در مسیر حق و تعالی انسانی ارائه داد.
علاوه بر این، دفاع مقدس باعث تعالی اخلاق اجتماعی و گسترش فرهنگ گذرا بودن دنیا در میان مردم شد. همچنین، این دوران موجب تقویت پیوند میان رهبری و پیروان بر پایه اعتماد متقابل و ایمان مشترک گشت. در نهایت، این تجربه، بصیرت سیاسی و دینی را به عنوان یک ضرورت معنوی در ساختار فکری ملت تثبیت کرد.
بنابراین :
در پایان این هفته، شایسته است با خود عهد کنیم که یاد شهدا را به رفتاری روشن و انسانی پیوند بزنیم: در برابر بیعدالتی بیتفاوت نمانیم، هنگام نیاز دست یاری دراز کنیم، در کار خویش درستکار باشیم و برای آیندهای امنتر و آبادتر تلاش کنیم ؛ نام شهدا با گل و پرچم گرامی داشته میشود، اما با مسئولیتپذیری و محبت زنده میماند؛ هفتهی دفاع مقدس، هفتهی سپاس از آنان و هفتهی یادآوری سهم هر یک از ما در ساختن ایرانی شایستهی آرمانهایشان است. یادشان گرامی و راهشان روشن باد.




نظر شما