در حالی که سیاستهای کلان سالها بر محور «خودکفایی در تولید» متمرکز بوده، غفلت از پیشنیازهای زنجیره تأمین و وابستگی ۷ تا ۹ میلیارد دلاری به واردات نهادههای دامی، امنیت غذایی ایران را در سایه تحریمها و فشارهای اقتصادی به شدت آسیبپذیر کرده است.
این بحران چندوجهی که اکنون با پیامدهای تلخی چون فرونشست زمین، ناترازی انرژی و کاهش قدرت خرید مردم همراه شده است، نشان میدهد تأمین پایدار غذا دیگر تنها با تولید محصول در مزرعه محقق نمیشود؛ بلکه دسترسی اقتصادی جامعه به غذای سالم و استقلال در تأمین نهادههای اولیه، شرط اصلی بقای سفرههاست.
در شرایطی که کشور همزمان با فشارهای اقتصادی، محدودیتهای بینالمللی و چالشهای زیرساختی مواجه است، این پرسش مطرح میشود که آیا ایران از امنیت غذایی پایدار برخوردار است و نقاط آسیبپذیر این حوزه کجاست؟
زهرا جهانبخشیان، کارشناس خانه واکاوی امنیت غذایی نوین، در گفتوگو با قدس با تأکید بر اینکه امنیت غذایی مفهومی فراتر از تولید محصولات کشاورزی است، اظهار کرد: وقتی درباره توانایی تأمین مواد غذایی صحبت میکنیم، دستکم دو بُعد مهم مطرح است؛ نخست اینکه مواد غذایی باید از نظر فیزیکی در دسترس و وجود داشته باشند و دوم، افراد جامعه توانایی اقتصادی تهیه و خرید آن را داشته باشند.
این کارشناس حوزه امنیت غذایی ادامه داد: دسترسی به غذا تنها به معنای وجود محصول در بازار نیست؛ بلکه دسترسی اقتصادی مردم به آن نیز اهمیت دارد. علاوه بر این، مواد غذایی باید از کیفیت و سلامت لازم برخوردار باشند؛ زیرا هدف نهایی امنیت غذایی این است که جامعهای سالم داشته باشیم.
وی با اشاره به نقش ذخیرهسازی کالاهای اساسی در مدیریت امنیت غذایی گفت: در دورههایی مانند نزدیک شدن به ایام نوروز یا ماه مبارک رمضان، دولتها برای اینکه دسترسی مردم به کالاهای مورد نیاز پایدار بماند، اقدام به ذخیرهسازی برخی اقلام میکنند. این اقدامها برای حفظ ثبات بازار و جلوگیری از ایجاد اختلال در دسترسی مردم انجام میشود.
وی افزود: البته باید توجه داشت این دسترسی اقتصادی هم باشد و مردم باید توانایی تأمین این کالاها را داشته باشند. طرحهایی مانند کالابرگ نیز با هدف تقویت دسترسی اقتصادی اقشار مختلف جامعه طراحی شدهاند، هرچند میزان اثربخشی آنها نیازمند بررسی جداگانه است.
امنیت غذایی؛ زنجیرهای از مزرعه تا سفره
جهانبخشیان در ادامه با اشاره به ضرورت نگاه زنجیرهای به موضوع امنیت غذایی اظهار کرد: در حوزه کشاورزی اصطلاح «از مزرعه تا سفره» بسیار مطرح است، اما این نگاه نیازمند تکمیل شدن است؛ زیرا پیش از رسیدن محصول به مزرعه، باید نهادههای لازم برای تولید آن تأمین شود. به عنوان نمونه، برای تولید نان که از مهمترین کالاهای سفره ایرانیان است، ابتدا باید گندم تولید شود. برای تولید گندم نیز نهادههایی مانند آب، زمین، کود، سم در صورت مواجهه با آفات و بیماریها، نیروی انسانی و ماشینآلات مورد نیاز است.
وی ادامه داد: پس از تولید گندم نیز این محصول مستقیم به دست مصرفکننده نمیرسد و باید فرایندهایی مانند ذخیرهسازی، سبوسگیری، تبدیل به آرد، توزیع و درنهایت عرضه از طریق شبکه نانوایی طی شود. وی در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت نهادههای کشاورزی و دامی کشور گفت: در سالهای گذشته تمرکز زیادی روی خودکفایی برخی محصولات داشتیم و در برخی موارد نیز موفق بودیم، اما خودکفایی در تولید یک محصول، اگر همراه با برنامهریزی برای نهادههای مورد نیاز آن نباشد، میتواند وابستگی جدیدی ایجاد کند. یکی از مهمترین موضوعاتی که این روزها مطرح است، وابستگی کشور به نهادههای دامی مانند ذرت، سویا و کنجاله سویاست که بخش قابل توجهی از آنها از خارج کشور تأمین میشود.
وی تصریح کرد: زمانی که برای افزایش تولید شیر، گوشت و مرغ برنامهریزی میکنیم، باید همزمان زیرساختهای لازم برای تأمین نهادههای مورد نیاز آنها نیز توسعه یابد، اما در بسیاری از موارد این هماهنگی میان بخشهای مختلف زنجیره اتفاق نیفتاده است.
وابستگی ۹ میلیارد دلاری به نهادهها
وی اظهار کرد: جیره غذایی دام، طیور و آبزیان در کشور وابستگی زیادی به دو محصول ذرت و سویا دارد، در حالی که شرایط اقلیمی ایران برای تولید این محصولات با محدودیتهایی مواجه است.
وی افزود: اقلیم ایران برای تولید محصولاتی مانند گندم ظرفیت مناسبی دارد، اما در مورد محصولاتی مثل سویا و ذرت شرایط متفاوت است؛ زیرا این محصولات به شرایط اقلیمی خاصی نیاز دارند و توسعه کشت آنها با محدودیتهایی مانند منابع آبی مواجه است.
این کارشناس ادامه داد: در سالهایی که برای توسعه دامپروری، مرغداری و افزایش تولید محصولات پروتئینی سرمایهگذاری کردیم، باید متناسب با آن برای توسعه تولید نهادههای مورد نیاز مانند سویا و ذرت نیز برنامهریزی میکردیم، اما این موضوع در بسیاری از موارد مغفول ماند.
وی خاطرنشان کرد: وابستگی کشور به واردات نهادههای دامی سالانه حدود ۷ تا ۹ میلیارد دلار نیاز ارزی ایجاد میکند و این حجم از وابستگی ارزی در شرایط محدودیتهای بینالمللی، اختلال در مسیرهای تجاری و مشکلات حملونقل میتواند به یک چالش جدی تبدیل شود.
خودکفایی؛ ضرورت امروز با شرط نگاه زنجیرهای
وی در پاسخ به این پرسش که آیا سیاست خودکفایی در شرایط فعلی همچنان قابل دفاع است، اظهار کرد: اتفاقاً شرایط جنگی اخیر ضرورت توجه به سیاست خودکفایی را بیشتر نشان داد، اما مسئله اصلی این است که خودکفایی باید با نگاه زنجیرهای دنبال شود. بسیاری از مشکلات امروز ما مانند بحران آب، فرونشست زمین و مسائل زیستمحیطی به این دلیل تشدید شده که در مسیر خودکفایی، همه اجزای زنجیره تولید به صورت هماهنگ دیده نشدهاند. اگر قرار است تولید یک محصول افزایش پیدا کند، باید همزمان موضوعاتی مانند بهرهوری آب، مکانیزاسیون، فناوریهای نوین و حفظ منابع پایه نیز مورد توجه قرار گیرد.
جهانبخشیان تأکید کرد: خودکفایی به معنای افزایش تولید به هر قیمت نیست؛ بلکه باید به گونهای باشد که منابع کشور نیز حفظ شود و تولید پایدار شکل بگیرد.
۴ چالش کلان امنیت غذایی کشور
وی با اشاره به بررسیهای خانه واکاوی امنیت غذایی نوین اظهار کرد: در حال حاضر مجموعهای از چالشهای کلان در حوزه امنیت غذایی کشور وجود دارد که هر کدام از آنها خود مجموعهای از مسائل زیرمجموعه را شامل میشوند.
جهانبخشیان گفت: یکی از مهمترین مسائل، «پایین بودن بهرهوری در بخش کشاورزی است». بهرهوری آب، بهرهوری زمین، حفظ حاصلخیزی خاک و بهرهوری نیروی انسانی از جمله موضوعاتی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
وی افزود: در کنار پایین بودن بهرهوری، وابستگی به نهادههای کشاورزی، پایین بودن نفوذ دانش و فناوری در بخش کشاورزی و مسائل مرتبط با سلامت و الگوی تغذیه جامعه نیز ازجمله موضوعات مهم در امنیت غذایی کشور هستند.
وی با اشاره به یکی از دلایل مطرحشده درباره ضعف ورود فناوری به کشاورزی اظهار کرد: بسیاری از کارشناسان معتقدند خردمقیاس بودن کشاورزی کشور موجب شده استفاده از فناوری و مکانیزاسیون صرفه اقتصادی کمتری داشته باشد. این موضوع درست است، اما به این معنا نیست که به دلیل خردمقیاس بودن کشاورزی، امکان ورود دانش و فناوری وجود ندارد.
وی ادامه داد: در کنار طرحهایی مانند تجمیع اراضی، باید به سمت تولید تجهیزات، ماشینآلات و فناوریهایی برویم که متناسب با شرایط کشاورزی خردمقیاس کشور باشد.
بحران آب و فرونشست؛ هزینه پنهان خودکفایی
جهانبخشیان در ادامه اظهار کرد: یکی از موضوعات مهمی که باید در کنار بحث امنیت غذایی مورد توجه قرار گیرد، مسئله منابع پایه مانند آب و خاک است. بخش عمدهای از منابع آبی در حوزه کشاورزی مصرف میشود و پایین بودن بهرهوری آب موجب شده است فشار زیادی بر منابع آبی وارد شود. وی تصریح کرد: در کنار موضوع آب، کاهش حاصلخیزی خاک، فرونشست زمین و از دست رفتن بخشی از ظرفیت تولیدی اراضی کشاورزی ازجمله پیامدهایی است که میتواند در بلندمدت بر امنیت غذایی کشور اثرگذار باشد. وی افزود: اگر افزایش تولید بدون توجه به بهرهوری، حفظ منابع طبیعی و اصلاح روشهای تولید دنبال شود، ممکن است در آینده خود به یک تهدید برای امنیت غذایی تبدیل شود.
جنگ، ضعفهای پنهان امنیت غذایی را آشکار کرد
جهانبخشیان گفت: حتی کشورهای پیشرفته نیز در شرایط بحرانی متوجه آسیبپذیریهای زنجیره غذایی خود شدهاند. در بررسی خانه واکاوی امنیت غذایی نوین درخصوص وضعیت آمریکا مشاهده شد حتی بدون درگیری مستقیم نظامی، عواملی مانند بسته شدن مسیرهای مهم تجاری، کاهش عبور و مرور کودهای شیمیایی و افزایش قیمت سوخت میتواند بر کشاورزی اثرگذار باشد. وی ادامه داد: در آن کشور نیز موضوع وابستگی به برخی نهادهها و ضرورت سرمایهگذاری برای افزایش استقلال در این حوزه مورد توجه قرار گرفته است. اگر شرایط جنگی اخیر موجب شده ضعفهای حوزه امنیت غذایی کشور بیشتر دیده شود، میتوان از این فرصت برای اصلاح ساختارها، افزایش بهرهوری و برنامهریزی دقیقتر استفاده کرد.
ناترازی انرژی، تهدیدی برای تولید غذا
این کارشناس حوزه امنیت غذایی اظهار کرد: ناترازی برق و گاز نیز میتواند بر زنجیره تأمین غذا اثرگذار باشد. در بخش گلخانهها، تأمین انرژی حرارتی اهمیت زیادی دارد و در حوزه کشاورزی نیز برق مورد نیاز چاههای کشاورزی و تجهیزات آبیاری از عوامل مهم تولید محسوب میشود.
وی در پاسخ به این پرسش که مهمترین چالش فعلی امنیت غذایی کشور چیست، خاطرنشان کرد: چهار مسئله کلانی که اشاره شد، هر کدام به اندازه کافی مهم هستند، اما در شرایط فعلی، افزایش قیمت مواد غذایی و کاهش دسترسی اقتصادی به کالاهای خوراکی باید مورد توجه باشد. برای حل این مسئله نیز باید به افزایش بهرهوری در بخش کشاورزی توجه کرد.
جهانبخشیان در ادامه افزود: امنیت غذایی تنها به تولید و تأمین غذا محدود نمیشود، بلکه سلامت الگوی مصرف جامعه نیز بخشی از این مفهوم است. افزایش برخی بیماریهای مرتبط با سبک تغذیه مانند دیابت نشان میدهد کیفیت و سلامت غذا نیز باید در سیاستگذاریهای این حوزه مورد توجه قرار گیرد.




نظر شما