زایندهرود در سالهای اخیر بیش از آنکه یک جریان پایدار برای کشاورزی اصفهان باشد، به رودخانهای با جریانهای مقطعی تبدیل شده است؛ آبی که در مقاطعی رها میشود، زمینهای تشنه را برای مدتی به چرخه تولید بازمیگرداند و سپس با کاهش دوباره جریان، کشاورزان را با همان پرسش همیشگی درباره امکان ادامه کشت مواجه میکند. این نوسان، برنامهریزی برای تولید را دشوار کرده و فاصله میان ظرفیت کشاورزی منطقه و آبی که عملاً در اختیار آن قرار میگیرد، بیشتر شده است.
در چنین شرایطی، مسئله فقط کاهش سطح زیر کشت نیست؛ الگوی کشاورزی نیز در حال تغییر است. بخشی از محصولات و باغهایی که به آب پایدار نیاز دارند، در برابر بیثباتی منابع آبی آسیبپذیرتر شدهاند و همزمان حرکت به سمت کشتهای کمآببر، گلخانهای و شیوههای نوین آبیاری شتاب گرفته است. با این حال، حتی تغییر الگوی کشت نیز نمیتواند خلأ ناشی از نبود جریان پایدار آب را به طور کامل جبران کند و پیامدهای آن از تولید داخلی تا کیفیت محصول و بازارهای صادراتی امتداد پیدا میکند.
اکنون پرسش اصلی برای کشاورزی اصفهان، دیگر صرفاً توسعه سطح زیر کشت نیست؛ مسئله بر سر امکان حفظ کشاورزی موجود و سازگار کردن آن با شرایط جدید آبی است.
در گفتوگو با اسفندیار امینی، مدیر اجرایی اتاق اصناف کشاورزی استان اصفهان و مدیر کانون خبرگان کشاورزی استان اصفهان وضعیت تخصیص و تأمین آب زایندهرود، میزان دسترسی کشاورزان به آب در سال جاری، تغییر الگوی کشت، آسیب به باغها و محصولات چندساله و همچنین پیامدهای تداوم این روند بر تولید و صادرات محصولات کشاورزی اصفهان را بررسی کردهایم.
با توجه به اینکه امسال زایندهرود در چند مرحله برای کشاورزی بازگشایی شد اما جریان آن دوباره کاهش یافته، این میزان آب تا چه اندازه توانست نیاز واقعی کشاورزان را تأمین کند و چه میزان از زمینهای کشاورزی همچنان بدون آب ماند؟
وزارت نیرو از سال ۱۳۴۷ تا سال ۱۳۹۲، برابر تابلو منابع و مصارف حوضه زایندهرود که به تصویب شورای عالی آب رسیده، هزار و ۹۷۶ میلیون مترمکعب آب برای توسعه کشاورزی، شرب و مصارف شهری، صنایع و خدمات در سه استان اصفهان، یزد و چهارمحال و بختیاری تخصیص داده، اما تنها معادل ۳۸۴ میلیون مترمکعب آب تولید کرده است. این در حالی است که برابر مواد ۲۱، ۲۴، ۲۹، ۳۳ و ۴۴ قانون توزیع عادلانه آب، ابتدا باید آب تأمین و سپس تخصیص داده شود.
چون میزان آبی که تخصیص داده شده نزدیک به پنج برابر آبی است که تأمین شده، به همین دلیل برای تأمین نیاز بهرهبرداران جدید، از حقابههای کشاورزان، محیط زیست و تالاب گاوخونی برداشت میشود و این آب به بهرهبرداران جدید اختصاص پیدا میکند. سالهاست درگیر این موضوع هستیم؛ هم از نظر قضایی و هم از نظر اجتماعی، اما همچنان نتوانستهایم آن را حل کنیم. البته منابع جدیدی را برای تأمین آب در نظر گرفتهاند که هنوز محقق نشده و به همین دلیل شاهد هستیم که رودخانه دوباره خشک میشود.
امسال نیز سهم محدودی از آبی که وارد سد زایندهرود شده بود به کشاورزان اختصاص پیدا کرد. از حدود ۷۷۰ میلیون مترمکعب آب، نزدیک به ۴۲۰ میلیون مترمکعب به بخش کشاورزی تخصیص داده شد. این میزان موجب شد کشاورزان در مناطق آبخور حوضه زایندهرود، بهطور میانگین تنها حدود ۲۵ درصد از اراضی خود را زیر کشت ببرند. البته در مناطق بالادست، میزان کشت مقداری بیشتر بود و هر چه به سمت پاییندست پیش میرفتیم، درصد اراضی زیر کشت کاهش پیدا میکرد، اما در مجموع میانگین کشت در حدود همان ۲۵ درصد بود.
تداوم خشکسالی و بیثباتی جریان زایندهرود طی چند سال گذشته چه تغییری در سطح زیر کشت و نوع محصولات کشاورزی اصفهان ایجاد کرده است؟ آیا محصولاتی از چرخه کشت خارج شدهاند؟
وقتی آب رهاسازی میشود، کشاورز بسته به اینکه در آن فصل چه محصولاتی را میتواند کشت کند، نوع کشت خود را انتخاب میکند و متناسب با حجم آبی که در اختیار دارد، تصمیم میگیرد چه مساحتی یا چه درصدی از زمین خود را زیر کشت ببرد. البته برخی کشاورزان استخر ذخیره آب دارند و سامانههای آبیاری نوین را اجرا کردهاند؛ این افراد هم بهرهوری بیشتری دارند و هم احتمالاً میتوانند سطح زیر کشت خود را افزایش دهند.
اما به دلیل منقطع بودن رهاسازی جریان آب، بسیاری از کشتهای ریشهای و چندساله مانند یونجه و زعفران، همچنین کشتهای درختچهای و برخی درختان مثمر و حتی مزارع چوب و گونههای مختلف مورد استفاده برای تولید چوب، آسیب دیدهاند و بسیاری از آنها خشک شدهاند.
در شرایطی که جهاد کشاورزی اعلام کرده به دلیل محدودیت شدید منابع آبی، توسعه باغها در استان متوقف شده و تمرکز بر حفظ باغهای موجود و استفاده از ارقام مقاوم به خشکی است، آینده کشاورزی سنتی اصفهان را چگونه میبینید؟
روال فعلی حاکم بر دو وزارتخانه نیرو و جهاد کشاورزی به این صورت است که قانونمحور نبوده و تشخیصمحور عمل میکنند. ما حدود دو دهه است که پیگیر مسائل حقوقی هستیم، اما در این دو وزارتخانه محور تصمیمگیریها قانون نیست و بیشتر تشخیص مدیریتی است. بدتر از آن، دستگاههای نظارتی هستند که اهتمامی برای الزام دستگاهها به اجرای قوانین ندارند.
اگر این رویه ادامه پیدا کند، همان طور که منحنیها نشان میدهند، هر سال که جلوتر آمدهایم، حجم آبی که از حقابهها به بخش کشاورزی تحویل داده شده، کمتر و کمتر شده است. کشاورزان نیز در مقاطعی برای جبران این کمبود، شروع به استفاده از سفرههای زیرزمینی کردند، اما پس از مدتی سفرههای زیرزمینی هم تمام شدند. در برخی مناطق، آبخوانها کاملاً خشک شدند و در برخی مناطق که آبخوانها به رودخانه نزدیکتر بودند و شرایط بهتری داشتند، میزان آب آنها نیز کاهش پیدا کرد.
پیشبینی این است که اگر برای تأمین آبهای تخصیصیافته فکری نشود، کشاورزی حوضه زایندهرود به سمت تعطیلی میرود. اصلاً بحث توسعه نیست؛ بحث حفظ وضعیت موجود است. البته کشاورزان هرچه بیشتر با کمآبی تطبیق پیدا کردهاند، نوع کشت خود را نیز تغییر دادهاند، اما با توجه به روند کاهش آب، شرایط همچنان نگرانکننده است.
اگر روند کاهش تحویل آب به بخش کشاورزی، بهویژه در استان اصفهان، با همین سرعت ادامه پیدا کند و در مقابل، تخصیص آب به سایر بخشهای مصرف در سه استان بیشتر و بیشتر شود، پیشبینی ما این است که کشاورزی حوضه زایندهرود در استان اصفهان به سمت نابودی پیش برود.
چه راهکاری برای این مسئله پیشنهاد میدهید؟
اجرای قانون. قانونگذار در ماده ۶ آییننامه اجرایی ماده ۶۳ قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت و همچنین مواد ۴۴ و ۴۵ قانون توزیع عادلانه آب، وزارت نیرو را مکلف کرده است که یا برای تخصیصهای خود آب تأمین کند و ضمن پرداخت خسارت به حقابههایی که از قبل برداشت شده، حقابه آنها را بازگرداند، یا اگر نمیتواند برای تخصیصهای انجامشده آب تأمین کند، این تخصیصها را به ارزش روز بازخرید کند. غیر از این، راه دیگری متصور نیست.
ریشه اصلی بحران زایندهرود را کجا میدانید؟
آمار بارشها نکته دیگری را نشان میدهد. آمار بارش در سرشاخههای حوضه زایندهرود، میزان آبی که ثبت و وارد سد زایندهرود شده و همچنین میزان بارشی که باریده شده، نشان میدهد خشکسالی، یا دستکم نرمی که در حوضه زایندهرود حاکم است، تغییر چندانی نکرده است. البته مقداری تبدیل بارش جامد به مایع را داریم، اما بهواقع بر اساس میزان بارش ثبتشدهای که سازمان هواشناسی و شرکتهای آب منطقهای دو استان اعلام میکنند، ما خشکسالی به آن مفهوم نداشتهایم.
اگر روند بارشهای طبیعی در حوضه زایندهرود را در یک دوره ۱۰ ساله بررسی کنیم، تغییر قابل توجهی نمیبینیم. ما مشکلاتی در حوضه زایندهرود داریم که اصلیترین آن، تخصیصهای اضافی است. بخشی از مشکل نیز به نوعی به دلیل یک لجامگسیختگی است؛ به این صورت که قسمت بالادست زایندهرود به استان دیگری واگذار شده و آنها مدیریت جداگانهای دارند و بر اساس تشخیص خودشان عمل میکنند. بخشی دیگر در استان اصفهان قرار دارد و حتی در همین قسمت نیز در بالادست رودخانه و سرشاخههایی که دسترسی به آب دارند، نوعی بینظمی حاکم است. این مسائل در کنار یکدیگر موجب شدهاند این وضعیت ایجاد شود و این وضعیت ارتباطی با خشکسالی ندارد.
کمبود آب و کاهش تولید چه اثری بر صادرات محصولات کشاورزی اصفهان گذاشته است؟
در مورد صادرات نیز بهصورت طبیعی، هر میزان که آب کاهش پیدا کند، تولید محصول هم کاهش مییابد. البته در اصفهان طی سه دهه گذشته، به دلیل همین وضعیت حوضه زایندهرود، کشاورزان بیشتر به سمت کشتهای گلخانهای و استفاده از روشهای آبیاری قطرهای رفتهاند و تا حدی توانستهاند کاهش تولید را جبران کنند.
با این حال، با روندی که در پیش گرفتهایم، هر چه سطح کشت کاهش پیدا کند، صادرات نیز آسیب میبیند. بهویژه تولیدکنندگانی که با صادرکنندگان قرارداد دارند و صادرکنندگانی که با مشتریان خارجی قرارداد بستهاند، در تأمین محصول و بهخصوص تأمین محصول باکیفیت با مشکل مواجه خواهند شد.
بسیاری از محصولات در مقاطعی که آب رودخانه وجود دارد، از آب شیرین و مناسب استفاده میکنند، اما وقتی آب رودخانه کاهش پیدا میکند و سطح آب سفرههای زیرزمینی نیز پایین میرود، کیفیت آب هم نامناسبتر میشود. در نتیجه، این مسئله هم بر میزان تولید و هم بر کیفیت محصولات اثر میگذارد و در نهایت صادرات را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
در این صورت کدام محصولات میتوانند جایگزین بخشی از کشتهای آببر شوند؟
وقتی در فضای آزاد صحبت میکنیم، نیاز آبی محصولات یک تعریف دارد؛ وقتی همان محصول در محیط گلخانهای تولید میشود، تعریف دیگری پیدا میکند و زمانی که کشت به صورت طیفی و با استفاده از آبیاری قطرهای انجام میشود نیز شرایط متفاوتی دارد.
بهخودیخود در این مناطق شاهد هستیم که طیف محصولات بهتدریج در حال تغییر است. برای مثال، درختانی که عمدتاً از خانواده رز بودند مانند سیب، هلو، زردآلو، گوجهسبز و بسیاری محصولات دیگر، بهتدریج جای خود را به کشتهایی مانند پسته، انجیر، زرشک و محصولات دیگر دادهاند.
بسیاری از گیاهان زراعی نیز آرامآرام به سمت کشتهایی با نیاز آبی کمتر، مانند جو، زعفران، گیاهان دارویی و حبوبات در حال تغییر هستند. جهاد کشاورزی نیز روی این موضوع کار میکند، اما همین محصولات کمآببر هم به آب نیاز دارند و بدون آب امکان تولید آنها وجود ندارد.





نظر شما