ترامپ میخواست با اعلام پایان «عملیات خشم حماسی» تصویر یک جنگ تمامشده را بسازد، اما میدان نبرد روایت دیگری دارد؛ ۴۴۴ نیروی آمریکایی پس از اعلام پایان عملیات کشته یا زخمی شدهاند و حتی آمار رسمی پنتاگون نیز زیر سؤال رفته است.
جنگ تمام شد؛ اما تلفات تازه آغاز شد
اعلام پایان عملیات «خشم حماسی» در ۷ ژوئیه قرار بود نقطه پایانی بر یکی از پرهزینهترین ماجراجوییهای نظامی دولت ترامپ باشد، اما آمار رسمی پنتاگون دقیقاً خلاف این تصویر را نشان میدهد. از مجموع ۸۸۰ نیروی آمریکایی کشته یا زخمیشده، ۴۴۴ مورد پس از ۷ ژوئیه ثبت شده است؛ یعنی در ۱۲ هفته پس از اعلام پایان عملیات، تقریباً نیمی از کل تلفات ثبتشده جنگ رخ داده است.
این فقط یک اختلاف آماری نیست؛ نشانهای از فاصله میان روایت سیاسی واشنگتن و واقعیت میدانی است. ترامپ در حالی درگیری با ایران را «مسئله کوچکی» توصیف کرده که پنتاگون در همان بازه با موج تازهای از مجروحیتها مواجه بوده است. در هفته گذشته نیز ۲۹ ملوان و هشت تفنگدار دریایی به فهرست مجروحان اضافه شدند.
۱۲۰۰ هشدار قرمز و ۱۵ پایگاه زیر آتش
ابعاد فشار نظامی بر نیروهای آمریکایی تنها در جدول تلفات دیده نمیشود. ژنرال کن ویلسباخ، رئیس ستاد نیروی هوایی، گفته است نیروهای این نیرو طی تنها ۳۸ روز بیش از ۱۲۰۰ هشدار قرمز دریافت کردند؛ هشدارهایی که به معنای احتمال حمله قریبالوقوع موشکی، هوایی یا زمینی است. در همین مدت، بیش از ۴۲۰ مأموریت خنثیسازی مهمات انفجاری نیز انجام شد.
این حملات محدود به یک نقطه نبوده است. طبق اطلاعات مقامهای آمریکایی و گزارشهای منتشرشده، ایران به بیش از ۱۵ پایگاه آمریکا در خاورمیانه حمله کرده و صدها تأسیسات نظامی در بحرین، عراق، اردن، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات آسیب دیده یا تخریب شدهاند. نیروی هوایی آمریکا نیز در کمی بیش از یک ماه ۴۸ عملیات تعمیر باندهای فرودگاهی انجام داده است.
حمله ۲۸ فوریه به تأسیسات نیروی دریایی آمریکا در منامه بحرین نیز اهمیت ویژهای داشت. هانگ کائو، سرپرست وزارت نیروی دریایی آمریکا، بعداً درباره ابعاد خسارت گفت ایران «بحرین را بهطور کامل به هم ریخت». این اعتراف با ادعاهای اولیه پنتاگون درباره محدود بودن اثر حملات فاصله قابل توجهی دارد.
مسئله فقط تلفات نیست؛ مسئله آمار تلفات است
بحران زمانی جدیتر میشود که خودِ آمار رسمی پنتاگون نیز محل مناقشه باشد. واشنگتنپست در ۱۸ سپتامبر گزارش داد که شش مقام آمریکایی از حداقل ۲۲ کشته نظامی سخن گفتهاند؛ در حالی که پایگاه عمومی پنتاگون در آن زمان رقم پایینتری را نشان میداد.
پیشتر نیز «سامانه تحلیل تلفات دفاعی ارتش آمریکا»(DCAS)، پایگاه رسمی ثبت تلفات، در مواردی شاهد تغییرات بدون توضیح بوده است. حتی در یک مقطع، شمار نیروهای «زخمی در عملیات» ۱۵ نفر کاهش یافت. پنتاگون درباره این اختلافها توضیح روشنی ارائه نکرده است.
نمونه دیگر، هشت تفنگدار دریایی است که تقریباً ۱۰ روز پس از حمله ۱۴ سپتامبر وارد آمار رسمی شدند. «جوآن کرنشاو»، از کارکنان سابق «سامانه تحلیل تلفات دفاعی ارتش آمریکا»(DCAS)، گفته بود در گذشته دادههای تلفات «خیلی سریع» و بهصورت روزانه بهروزرسانی میشدند.
در مقابل، یک مقام فعلی آمریکایی تأخیرهای اخیر را ترکیبی از «بیکفایتی» و کند کردن عمدی انتشار اطلاعات برای کنترل پیامدهای عمومی توصیف کرده است؛ ادعایی که پنتاگون آن را نپذیرفته است.
جنگی که حتی نامش هم نمیتواند هزینهاش را پنهان کند
بحران اصلی دولت ترامپ شاید همین باشد؛ یعنی تلاش برای کوچک نشان دادن جنگ، دیگر با دادههای میدان همخوان نیست. «جیدی ونس» میگوید این «جنگ» نیست و «هاوارد لاتنیک» حتی گفته بود «هیچ آمریکایی کشته نشده است»؛ در حالی که آمار رسمی پنتاگون دستکم ۱۹ کشته را ثبت کرده و گزارشهای واشنگتنپست از تعداد بیشتری سخن میگویند.
از سوی دیگر، برآوردهای کنگره نشان میدهد هزینه عملیات آمریکا نیز تا پایان ژوئن به حدود ۳۳.۴ میلیارد دلار رسیده بود؛ رقمی که شامل ۲۲.۳ میلیارد دلار مهمات، ۷.۴ میلیارد دلار هزینههای افزایشی عملیات و ۳.۷ میلیارد دلار خسارت تجهیزات میشود. برآورد جداگانه دفتر بودجه کنگره نیز تا اول اوت رقم حدود ۳۸ میلیارد دلار را مطرح کرده است.
بنابراین، «پایان خشم حماسی» بیش از آنکه پایان جنگ باشد، تغییر نام و تغییر روایت آن بوده است. وقتی پس از اعلام پایان عملیات، ۴۴۴ نیروی آمریکایی دیگر کشته یا زخمی میشوند و همزمان درباره دقت آمار رسمی نیز پرسشهای جدی مطرح است، دیگر مسئله فقط شکست یک عملیات نیست؛ مسئله، ناتوانی واشنگتن در پایان دادن به جنگی است که خودش تلاش کرده بود کوچک، محدود و قابل مدیریت نشان دهد.





نظر شما