تحولات منطقه

جنگ میان ایران، اسرائیل و آمریکا توازن راهبردی خاورمیانه را دگرگون کرده است؛ هرمز اکنون در قلب رقابت بر سر امنیت، اقتصاد و نفوذ سیاسی قرار دارد و ایران همچنان اهرمی تعیین‌کننده بر یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های دریایی جهان دارد.

راهبرد تهران در عصر پساجنگ؛ حفظ هرمز، تثبیت قدرت، مهار آمریکا
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

جنگ نشان داد ایران نه تنها از جنگ عبور کرده، بلکه هرمز را به اهرم سیاسی خود تبدیل کرده است. اکنون در حالی که آمریکا و ایران از بازگشت به جنگ پرهیز دارند، خاورمیانه در آستانه انفجار دوباره است.

پیروزی تهران؛ فقط زنده ماندن نبود

جنگی که اسرائیل و آمریکا با هدف تغییر رژیم در تهران آغاز کردند، نتوانست به هدف اعلام‌شده خود برسد. همین ناکامی، به ایران امکان داده است جنگ را از زاویه‌ای متفاوت روایت کند: وقتی حریف هدفی حداکثری تعیین می‌کند، زنده ماندن می‌تواند به معنای پیروزی باشد.

اما تهران تنها به بقا اکتفا نکرده است. به گفته «راب گایست پینفولد» (Rob Geist Pinfold) متخصص امنیت خاورمیانه و روابط بین‌الملل، ایران توانسته وضعیتی ایجاد کند که در آن هیچ سناریوی سیاسی یا نظامی روشنی برای واگذاری کنترلش بر تنگه هرمز وجود ندارد. حتی بدون بستن کامل آبراه، کافی است تهران نشان دهد می‌تواند چنان ناامنی ایجاد کند که شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌گران از عبور از آن عقب‌نشینی کنند.

هرمز؛ پول کمتر، پرستیژ بیشتر

اهمیت هرمز برای ایران صرفاً اقتصادی نیست. پینفولد معتقد است کنترل این تنگه «همیشه کمتر درباره پول و بیشتر درباره اعتبار و پرستیژ سیاسی بوده است». بنابراین حتی اگر تهران در قالب توافقی با عمان از تهدید کشتی‌های تجاری عقب‌نشینی کند، بعید است از مطالبه نقش سیاسی در مدیریت آبراه دست بکشد.

سناریوی بازگشت هرمز به سطح کشتیرانی پیش از جنگ، نیازمند توافقی است که در آن ایران و دست‌کم بخشی از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در نظارت بر آبراه نقش داشته باشند. حتی احتمال صرف‌نظر کردن ایران از دریافت عوارض نیز به رفع گسترده تحریم‌های آمریکا گره خورده است.

خلیج فارس؛ ائتلافی که یکدست نیست

کشورهای عربی خلیج فارس نیز با وجود حملات ایران، هنوز وارد یک تغییر راهبردی کامل نشده‌اند. بسیاری از آنها، به‌ویژه عربستان، حفظ وضع موجود، احترام به حاکمیت و جلوگیری از فروپاشی دولت‌ها را بر مداخله ترجیح می‌دهند. آنها بیش از تغییر رژیم، از سناریوی آشوب بی‌پایان در ایران نگران‌ هستند.

با این حال، ادامه جنگ این محاسبات را تحت فشار گذاشته است. برخی کشورهای شورای همکاری به سمت پاسخ‌های سخت‌گیرانه‌تر حرکت کرده‌اند، اما همچنان با تهران مذاکره می‌کنند. بحرین در اردوگاه تندروتر قرار دارد و عمان همچنان بر تعامل تمرکز دارد؛ بنابراین سخن گفتن از «موضع واحد خلیج فارس» گمراه‌کننده است.

نه جنگ، نه صلح؛ خطر دور بعدی

مشکل اصلی اکنون این است که جنگ پایان یافته، اما مناقشه حل نشده است. به گفته پینفولد، در تهران و تل‌آویو بسیاری انتظار دور دیگری از جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل را دارند؛ هرچند او خود نیز این پیش‌بینی را قطعی نمی‌داند.

در مقابل، منطقه در وضعیت فرسایشی «نه جنگ، نه صلح» گرفتار شده است؛ آتش‌بس‌های شکننده با تشدیدهای پراکنده همراه می‌شوند و مذاکرات نیز پیشرفت ملموسی ایجاد نمی‌کنند. همزمان، اعتماد تهران به واشنگتن پس از خروج آمریکا از برجام و حملات مستقیم سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ به‌شدت تضعیف شده است.

این وضعیت یک تناقض خطرناک ساخته است؛ نه ایران و نه آمریکا ظاهراً خواهان جنگ دوباره نیستند، اما هیچ‌کدام حاضر نیستند شرایط لازم برای کاهش واقعی تنش را فراهم کنند. نتیجه می‌تواند ماندگاری همین بن‌بست باشد؛ بن‌بستی که در آن هرمز همچنان اهرم ایران، بی‌اعتمادی همچنان مانع مذاکره و جنگ بعدی همچنان یک احتمال واقعی باقی می‌ماند.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha