تحولات منطقه

در بزنگاه‌های خطیر و سرنوشت‌ساز تاریخی، همواره نظام محاسباتی نخبگان و توده‌های مردم در معرض یک دوگانه بنیادین قرار می‌گیرد؛ «تسلیم در برابر تهاجم همه‌جانبه برای بقای کوتاه‌مدت» یا «پایداری، خودباوری و بازتولید قدرت درونی برای نیل به عزت پایدار».

هوشمندی، مقاومت و حضور ملی؛ ضرورت بقا و سرافرازی هر ملت در فراز و نشیب‌ تاریخ
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

در بزنگاه‌های خطیر و سرنوشت‌ساز تاریخی، همواره نظام محاسباتی نخبگان و توده‌های مردم در معرض یک دوگانه بنیادین قرار می‌گیرد؛ «تسلیم در برابر تهاجم همه‌جانبه برای بقای کوتاه‌مدت» یا «پایداری، خودباوری و بازتولید قدرت درونی برای نیل به عزت پایدار». در مقطع کنونی که جبهه استکبار تمام توان سیاسی، اقتصادی، امنیتی و روانی خود را به میدان آورده است، برخی جریان‌ها با نگاهی سطحی و مرعوب القا می‌کنند کشور به نقطه ضعف رسیده و تنها راه برون‌رفت، تمکین در برابر مطالبات زیاده‌خواهانه واشنگتن و باج‌دهی به دستگاه سلطه است. در نقطه مقابل این رویکرد انفعالی، پیام راهبردی رهبر معظم انقلاب افقی سرشار از پویایی، فتح و بالندگی را ترسیم می‌کند؛ دیدگاهی که به معنی چشم‌پوشی از مشکلات معیشت مردم نیست، بلکه متکی بر درک عمیق ظرفیت‌های بالفعل جامعه و سنت‌های لایتغیر الهی است. ایشان در فرازی صریح، عزت کنونی و افق درخشان پیش‌رو را این‌گونه متذکر می‌شوند: «این مقایسه بین روزهای سابق و روزهای حال باز هم قابل بسط و توضیح است، ولی در یک کلام، بنده به‌عنوان خادم مردم عزیز ایران اعلام می‌کنم که آن روزهای سابق که دشمن ما آرزوی بازگشت به آن را دارد، گذشت و دیگر هیچ‌گاه تکرار نخواهد شد. و البته باید با درد و اندوه یادآور شَوم که در این روزها جای خمینی کبیر و خامنه‌ای عظیم‌الشأن شهید اعلی‌الله‌مقامهماالشّریف که عزت امروز کشور، وامدار رهبری‌های آنان است، بسیار خالی است. ولی به برکت گنجینه ارزشمندی که از عملکرد و کلمات درخشان و هدایت‌بخش ایشان برای پیروانشان به‌جا مانده، روزهای آینده به‌مراتب شکوهمندتر از این روزها خواهد بود، زیرا آن ققنوسی که از خرمن آتش جنگ تحمیلی اول برآمد، اینک در اثر فشارهای دشمن و به‌خصوص دو جنگ تحمیلی اخیر، آنچنان بزرگ شده است که سایه پروازش بر سرزمین‌های دشمن هم افتاده است».
در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام هادی عجمی، استاد حوزه علمیه خراسان و دبیر حلقه فقه نظام خانواده مدرسه عالی ‌فقاهت‌ عالم‌ آل‌محمد(ع)، با نگاهی تفصیلی به تحلیل پیام رهبر معظم انقلاب و ریشه‌یابی این امید واقع‌بینانه، بازخوانی عبرت‌های تاریخی و واکاوی نسبت میان اراده ملی و اقتدار همه‌جانبه پرداخته‌ایم.

توحید اجتماعی و سنت تخلف‌ناپذیر تحول درونی

بنیادی‌ترین اصل در فهم حرکت‌های تاریخ‌ساز، پایبندی به قانون تغییر است؛ قاعده‌ای تکوینی و قرآنی که در آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» تجلی یافته است. خداوند متعال مقدر فرموده سرنوشت هیچ جامعه‌ای دگرگون نشود، مگر آنکه آحاد آن، اراده کنند و جهت‌گیری‌های باطنی و رفتارهای اجتماعی خود را تغییر دهند. در زمانه‌ای که فشارهای تحریمی، گرانی‌ها و فضای نبرد به اوج می‌رسد، کسانی با نادیده گرفتن این حقیقت مسلم، نسخه تسلیم می‌پیچند و ادعا می‌کنند دیگر کاری از دست ما برنمی‌آید و باید در برابر طاغوت سر خم کنیم تا شاید راه تنفسی باز شود.
اما خطای بزرگ این جریان، ندیدن حقیقت قدرت مردم و تکیه بر سراب کمک‌های بیرونی است. حل مسائل اساسی یک کشور—به‌ویژه در هنگامه ابتلائات سنگین و ادوار جنگ—هرگز از مجرای انفعال محقق نمی‌شود؛ بلکه این گره‌ها منحصراً با دست توانمند خود مردم و اراده عمومی جامعه باز می‌شوند. جامعه‌ای که تصمیم به تغییر نگیرد و در صحنه حاضر نباشد، هیچ نیروی بیرونی، او را نجات نخواهد داد. نگاه به قدرت درون‌زا، شعار نیست؛ بلکه یگانه ضابطه قطعی برای بقا و سرافرازی هر ملت در فراز و نشیب‌های تاریخ است.

مروری بر عبرت‌های تاریخ

ملت ایران و امت اسلام در گذر قرون، تجربه‌های تلخی از غیبت اجتماعی و رها کردن صحنه در مقاطع حساس پشت سر گذاشته‌اند؛ عبرت‌هایی گرانبها که نشان می‌دهند چگونه تفرقه و ناامیدی، پیروزی‌های در دسترس را به شکست‌های سنگین تبدیل کرد. نهضت ملی شدن صنعت نفت مثالی روشن از این ماجراست. در آن دوران، مردم با اشتیاق تمام به میدان آمدند، نیروهای مؤمن و سلحشوری چون شهید نواب صفوی با فداکاری و حذف موانع، حتی از طریق احکام شرعی مسیر را هموار کردند و نفت ملی شد؛ اما متأسفانه به سبب بروز شکاف و اختلاف شدید میان دکتر مصدق و آیت‌الله کاشانی، گرد یأس بر جامعه پاشیده شد، مردم چنددسته شدند و در نهایت خیابان‌ها را ترک کردند. پیامد مستقیم این کناره‌گیری و انفعال، کودتای ننگین ۲۸ مرداد با مشارکت انگلیس و آمریکا بود که نتیجه آن، بیش از دو دهه تسلط و تاراج مستقیم ثروت نفت ایران توسط واشنگتن شد. در سطحی عمیق‌تر و درس‌آموزتر در تاریخ اسلام، واقعه جانسوز عاشورا قرار دارد. بی‌تردید قیام حضرت اباعبدالله الحسین(ع) ذاتاً یک پیروزی حقیقی و تمدنی در امتداد تاریخ است، اما از بعد ظاهری، ضربه سهمگین شهادت امام(ع) و اسارت اهل‌بیت(ع)، ثمره تلخ عدم حضور به‌موقع و شناخت ناقص مردم کوفه بود. همان مردمانی که اندکی بعد در قیام توابین و نهضت مختار به صحنه آمدند، شجاعانه جنگیدند و هزاران شهید دادند، اگر همین عزم و بذل جان را در روز عاشورا و در رکاب امام معصوم(ع) انجام می‌دادند، صفحه تاریخ دگرگون می‌شد. حتی بر مبنای مضامین برخی روایات، بستر فراهم بود که با همراهی و حضور کامل مردم، حرکت نهایی و حکومت مهدوی در همان مقطع رقم بخورد؛ اما کوتاهی، ترس و غیبت اجتماعی جامعه آن روز، وعده نصرت و غلبه مؤمنان بر زمین را قرن‌ها به تأخیر انداخت. تکرار نکردن این هزینه‌ها، نیازمند هوشیاری درزمینه زمان‌سنجی حضور است.

واقع‌بینی امیدوارانه در برابر توهم تسلیم‌پذیری

مواضع استوار رهبر معظم انقلاب برآمده از رویکردی واقع‌بینانه و مبتنی بر شواهد عینی میدانی است. در سنجش توازن قوا باید به وضوح دید دشمنان ما و در رأس آن‌ها دولت آمریکا، در ماه‌های اخیر از تمام ظرفیت‌ها، امکانات فناورانه، فشارهای مالی و توان ائتلاف‌سازی با همراهی هر رژیم و کشوری که می‌توانستند، برای ضربه زدن به ارکان نظام اسلامی استفاده کرده‌اند و دشمن از هیچ جنایت، توطئه و تهاجمی که در توانش بوده دریغ نکرده و اگر اقدامی صورت نگرفته، نه از سر انسانیت و رحم، بلکه معلول قطعی ناتوانی عملیاتی آنان در عبور از سد دفاعی و اقتدار بازدارنده ایران بوده است.
نقشه‌های خباثت‌آمیز آنان که با نقاب حقوق بشر و فریب حمایت از مردم طراحی شده بود تا همان سناریو ویران‌سازی، فروپاشی و تجزیه را که در کشورهایی مثل لیبی رخ داده بود، در کشور عزیز ما پیاده کنند، منحصراً بر اثر دیوار محکم هوشیاری و حضور مستمر مردم ناکام ماند. امروز کار به جایی رسیده که اقدامات تحریمی و حتی جنجال‌های توییتری سران کاخ سفید، دیگر توان تثبیت سلطه بر بازار جهانی نفت را ندارد و اقتصاد غرب به‌صورت پیوسته متحمل هزینه‌های جبران‌ناپذیر پایداری این ملت می‌شود.

هزینه مقاومت در برابر فلاکت سازش با عبرت از ونزوئلا

هیچ انسان منصفی منکر گرانی‌ها، افزایش نرخ دلار و سختی‌های شدید اقتصادی نیست؛ فشارهایی که بخش مهمی از آن ناشی از خصومت خارجی و بخشی نیز محصول سوءمدیریت و بی‌برنامگی‌های داخلی است. اما پرسش حیاتی اینجاست؛ آیا هزینه تسلیم از هزینه مقاومت کمتر است؟ تجربه معاصر بین‌المللی پاسخی تلخ و تکان‌دهنده به این پرسش می‌دهد. نگاهی به وضعیت کشور نفت‌خیزی چون ونزوئلا بیانگر سرنوشت محتوم سازش است؛ کشوری که در شرایط بحران، طبق آمارهای رسمی صدها میلیارد دلار نفتش فروخته شد، اما آمریکا پس از مسدودسازی و مصادره اموال، با ادعای پرداخت قطره‌چکانی، در عمل تنها اعدادی در مقیاس بسیار ناچیز و تحقیرآمیز را به آنان بازگرداند و بی‌شرمانه این چپاول روز روشن را هدیه مردم ونزوئلا به آمریکا قلمداد کرد. این سرنوشت ملتی است که در دام اعتمادسازی یک‌طرفه با مستکبران بیفتد.
اگر هوشمندی، مقاومت و حضور جانانه ملت ایران نبود، مستکبران با ما رفتاری به مراتب وحشیانه‌تر از جنایاتی که علیه مردم مظلوم و سلحشور غزه به راه انداخته‌اند، پیش می‌گرفتند؛ چراکه ضرباتی که از استقلال و قدرت جمهوری اسلامی دریافت کرده‌اند، کینه عمیق‌تری را در دل آنان کاشته است. سختی‌های مقاومت، مشابه مشقت‌های نفسگیر ساخت یک بنای عظیم و مستحکم است؛ در جریان ساخت خانه، رنج و گرد و غبار بسیار است، اما وقتی سقف عزت، استقلال و آرامش افراشته می‌شود، ثمره شیرین امنیت و رهایی از یوغ بیگانه، تمامی آن تلخی‌ها را جبران می‌کند. تحمل هزینه‌های ایستادگی نه‌تنها خردمندانه، بلکه تنها ضامن ممانعت از نابودی هویت و ثروت ملی کشور است.

تجلی ققنوس تمدنی از آتش جنگ تحمیلی

حرکت بزرگ تاریخی مردم ایران، تداوم راستین همان فریضه‌ای است که خدای متعال می‌فرماید: «أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَی وَفُرَادَی»؛ قیام خالصانه‌ای برای خدا که به فرموده رهبر شهید انقلاب، سنگ‌بنای حرکت امام خمینی(ره) بود. ویژگی ممتاز این امت در طول تاریخ، مشارکت گسترده، متنوع و هم‌افزای تمامی اقشار در تثبیت استقلال است؛ از حضور پرشکوه مردم کوچه و بازار در دفاع از ارزش‌ها، تا قلم‌زدن نویسندگان و روشنگری اهل اندیشه، و از تلاش‌های شبانه‌روزی دانشمندان و فرزندان غیور این آب و خاک در پایگاه‌های طراحی، مدیریت، ساخت و شلیک موشک‌های نقطه‌زن تا صبوری خانواده‌های باایمان.
این شبکه عظیم از مجاهدت مؤمنانه، دقیقاً همان حقیقتی است که در تعبیر رهبر فرزانه انقلاب به «ققنوس برآمده از دل خرمن آتش» تشبیه شده است؛ پدیده‌ای شگفت‌انگیز که نه‌تنها از شعله‌های ویرانگر جنگ اول تحمیلی و تهاجمات بعدی نسوخت، بلکه به برکت تقابل با جبهه باطل، ساختار وجودی‌اش به‌قدری فراخ، رشید و بازدارنده شده که اینک سایه بال‌های مقتدر پروازش سرزمین‌های دشمنان متجاوز—چه ایادی منطقه‌ای و چه اربابان فرامنطقه‌ای‌شان—را در برگرفته و دست برتر را به جبهه مقاومت بخشیده است. این پیام، رؤیایی واهی نیست؛ بلکه ثبت عینی و تحلیل راهبردی واقعیتی امیدوارانه است که بر محور سنت الهی نصرت و دستاوردهای مجاهدت ملت استوار شده و فردایی شکوهمندتر از امروز را نوید می‌دهد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha