در حالی که دمشق برای تبدیل سوریه به گذرگاه راهبردی انتقال نفت و گاز منطقه تلاش میکند، انفجارهای پیاپی در خطوط گاز، نیروگاهها و تأسیسات انرژی، پروژه بازسازی را با تهدیدی جدی روبهرو کردهاند؛ تهدیدی که عاملان آن هنوز شناسایی نشدهاند.
خرابکاری در شریان برق سوریه
سه انفجار در فاصله حدود شش هفته، زیرساخت انرژی سوریه را به کانون نگرانیهای امنیتی تبدیل کرده است. نخستین حادثه ۱۸ اوت در خط صادرات گاز تأسیسات جبسه در استان حسکه رخ داد و جریان انتقال گاز را متوقف کرد. دومین انفجار، ۲۸ سپتامبر، در نزدیکی الشوله در حومه دیرالزور، بار دیگر انتقال گاز جبسه به نیروگاهها را مختل کرد. شرکت نفت سوریه هر دو حادثه را خرابکاری عمدی اعلام کرد.
در انفجار دوم، آتشسوزی ناشی از انفجار شیر خط لوله، تعویض بخشی به طول ۱۸ متر از لولهای با قطر ۱۶ اینچ را ضروری کرد. این خط روزانه حدود ۹۵۰ هزار مترمکعب گاز منتقل میکرد؛ ظرفیتی که اختلال در آن مستقیماً بر تولید برق اثر میگذارد.
۳۰ سپتامبر نیز انفجار خط گاز تأمینکننده نیروگاه حرارتی تشرین در حومه دمشق، نیروگاههای تشرین، دیرعلی و الناصریه را از مدار خارج کرد. برخلاف دو حادثه قبلی، علت این انفجار هنوز مشخص نشده است. بنابراین، هرچند تکرار حوادث احتمال وجود یک تهدید سازمانیافته را مطرح میکند، شواهد موجود برای انتساب همه آنها به یک عامل مشخص کافی نیست.

رقابت بر سر کریدورهای آینده
اهمیت این حملات تنها به خسارت فنی و قطعی برق محدود نمیشود. دمشق میخواهد زیرساختهای فرسوده را احیا کند و موقعیت جغرافیایی سوریه را به مزیتی برای انتقال انرژی میان عراق، کشورهای منطقه، مدیترانه و اروپا تبدیل کند. در چنین شرایطی، ناامنی خطوط موجود میتواند هزینه بیمه، حفاظت و سرمایهگذاری را افزایش دهد و اعتماد شرکتهایی را تضعیف کند که برای ورود به پروژههای چندمیلیارددلاری به ثبات عملیاتی نیاز دارند.
در ۲۹ سپتامبر، شرکت نفت سوریه بخش دیگری از خط لوله گاز عربی را در منطقه الفرقلس افتتاح کرد. به گفته مقامهای سوری، این بخش ۱۸۶ کیلومتری، طول شبکه متصلشده را به حدود ۵۶۶ کیلومتر میرساند و ظرفیت اعلامشده آن حداکثر ۱۱ میلیون مترمکعب در روز است. با این حال، انتقال گاز به اروپا هنوز به توافقهای تأمین و ترانزیت نیاز دارد و نباید آن را ظرفیتی بالفعل تلقی کرد.
همزمان، سوریه و عراق در ژوئیه تفاهمنامههایی برای احیای خط لوله نفت کرکوک ـ بانیاس امضا کردند؛ مسیری که میتواند نفت عراق را به ساحل مدیترانه برساند و گزینههای صادراتی این کشور را متنوع کند. این پروژه نیز همچنان به تأمین مالی، تعمیرات مهندسی و تضمین امنیت نیاز دارد.

اسرائیل؛ مظنون در تحلیلها، نه متهم اثباتشده
«باسل المحمد»، روزنامهنگار و نویسنده سیاسی، در گفتوگو با پایگاه کرادل، اسرائیل را از جمله طرفهایی میداند که ممکن است از تداوم ضعف اقتصادی و امنیتی سوریه سود ببرند. از نگاه او، سوریهای که درگیر حفاظت از زیرساختهای حیاتی و بازسازی شبکه انرژی خود باشد، در مذاکرات سیاسی و امنیتی آینده نیز با محدودیت بیشتری روبهرو خواهد شد.
این فرضیه با رقابت بر سر مسیرهای انتقال انرژی پیوند میخورد. احیای کریدور کرکوک ـ بانیاس میتواند موقعیت سوریه را در تجارت انرژی منطقه تقویت کند و در کنار مسیرهای ترکیه، گزینههای بیشتری برای انتقال نفت و گاز به بازارهای جهانی فراهم آورد. چنین تحولی ممکن است با برخی طرحهای اسرائیل برای تبدیلشدن به مرکز ترانزیت انرژی به اروپا رقابت کند.
با این حال، تاکنون شواهد علنی معتبری که اسرائیل را به انفجارهای جبسه یا حادثه تشرین مرتبط کند، ارائه نشده است. «عزیز موسی»، پژوهشگر امنیتی، نیز ضمن اشاره به احتمال انگیزههای منطقهای، اذعان میکند که این ملاحظات بهتنهایی مسئولیت اسرائیل را اثبات نمیکنند. او احتمال فعالیت هستههای داعش را نیز مطرح میکند؛ گروهی که سابقه حمله به زیرساختهای انرژی در سوریه و عراق را دارد.
امنیت؛ شرط اصلی بازسازی سوریه
ابعاد اقتصادی این بحران زمانی روشنتر میشود که وضعیت شکننده انرژی سوریه را در نظر بگیریم. بر اساس اظهارات «محمد البشیر»، وزیر انرژی سوریه، که در گزارش یورونیوز نقل شده، تولید گاز کشور از حدود ۳۰ میلیون مترمکعب در روز پیش از جنگ به ۸.۵ میلیون مترمکعب کاهش یافته است؛ در حالی که تقاضای روزانه بین ۲۲ تا ۲۵ میلیون مترمکعب برآورد میشود. این شکاف، اهمیت هرگونه اختلال تازه در شبکه انتقال را دوچندان میکند.
در چنین شرایطی، حتی اگر عاملان انفجارها هنوز ناشناخته باشند، پیامد راهبردی حملات روشن است؛ آسیبپذیری زیرساختها میتواند تلاش دمشق برای جذب سرمایه، افزایش تولید برق و تبدیلشدن به گذرگاه انرژی منطقه را دشوارتر کند. سوریه برای تحقق این هدف به چیزی فراتر از تفاهمنامههای سیاسی و طرحهای خطوط لوله نیاز دارد؛ حفاظت پایدار از تأسیسات، تحقیقات معتبر درباره خرابکاریها و تضمین امنیت مسیرهای انتقال، پیششرط هرگونه موفقیت اقتصادی است.
رقابت منطقهای بر سر انرژی ممکن است انگیزههای متفاوتی برای تضعیف یا تقویت این کریدورها ایجاد کند، اما تا زمانی که شواهد روشنی از هویت عاملان منتشر نشده، نسبتدادن حملات به یک بازیگر مشخص زودهنگام است. آنچه اکنون مشخص است، این است که آینده نقش ترانزیتی سوریه نهفقط در میزهای مذاکره، بلکه در توانایی این کشور برای حفظ امنیت خطوطی تعیین میشود که قرار است پایه بازگشت آن به تجارت انرژی منطقه باشند.





نظر شما