تحولات منطقه

کلاس درس دیگر برای همه خانواده‌ها به چهاردیواری مدرسه محدود نمی‌شود؛ درخانه‌هایی که والدین از کیفیت آموزش، محتوای کتاب‌، تعطیلی‌های مکرر و حتی امنیت فرزندانشان نگران‌اند، گاهی میز ناهارخوری جای نیمکت را می‌گیرد و معلم خصوصی جای معلم مدرسه می‌نشیند.

مدرسه پشت درهای خانه /  هوم‌اسکول‌ها چرا رشد می‌کنند و چرا آموزش‌ و پرورش نگران است؟
زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

کلاس درس دیگر برای همه خانواده‌ها به چهاردیواری مدرسه محدود نمی‌شود؛ درخانه‌هایی که والدین از کیفیت آموزش، محتوای کتاب‌ها، تعطیلی‌های مکرر و حتی امنیت فرزندانشان نگران‌اند، گاهی میز ناهارخوری جای نیمکت را می‌گیرد و معلم خصوصی به جای معلم مدرسه می‌نشیند.

«هوم‌اسکول» یا آموزش خانگی درایران، حالا از یک انتخاب محدود آموزشی به موضوعی مناقشه‌ برانگیز تبدیل شده است؛شیوه‌ای که طرفدارانش آن را راهی برای یادگیری متناسب با نیاز کودک می‌دانند، اما آموزش‌ وپرورش درباره فعالیت غیرمجاز مراکز مرتبط با آن هشدار می‌دهد و از بررسی ده‌ها پرونده تخلف خبر می‌دهد؛ پرسش این است که خانواده‌ها چرا به این مسیر می‌روند، هوم‌اسکول‌ها چگونه فعالیت می‌کنند و دانش‌آموزی که از مدرسه فاصله می‌گیرد، چه سرنوشتی در نظام رسمی آموزش خواهد داشت؟

هوم‌اسکول چیست؛ آموزش در خانه یا مدرسه‌ای بیرون از نظارت؟

هوم‌اسکول، کوتاه ‌شده اصطلاح انگلیسی «هوم‌اسکولینگ»، به روشی از آموزش گفته می‌شود که درآن یادگیری کودک به جای حضور روزانه در مدرسه، درمحیط خانه و با مسئولیت مستقیم والدین یا با کمک معلم خصوصی و منابع آموزشی دیگر انجام می‌شود؛ در الگوی اصلی این روش، خانواده برنامه آموزشی را متناسب با نیاز، توانایی، علایق و سرعت یادگیری فرزند خود تنظیم می‌کند؛ ممکن است از کتاب‌های درسی رسمی استفاده کند یا آموزش را با کتاب‌های غیردرسی، پروژه‌های عملی، کلاس‌های آنلاین و تجربه‌های روزمره پیش ببرد.

با این حال، آنچه امروز در ایران با عنوان هوم‌اسکول مطرح می‌شود، شکل یکسانی ندارد؛ برخی خانواده‌ها خود آموزش فرزندشان را برعهده می‌گیرند؛ برخی معلم خصوصی استخدام می‌کنند و گروهی نیز از مجموعه‌هایی کمک می‌گیرند که کلاس‌های کوچک، برنامه‌ ریزی آموزشی یا خدمات تدریس در منزل ارائه می‌دهند. در بعضی موارد نیز خانواده، دانش‌آموز را در مدرسه ثبت ‌نام می‌کند، اما او در کلاس‌های حضوری شرکت نمی‌کند و آموزش اصلی را بیرون از مدرسه دریافت می‌کند.

این تفاوت‌ها اهمیت زیادی دارد؛ زیرا هر نوع آموزش در خانه الزاماً به معنای فعالیت یک «مدرسه» نیست. خانواده‌ای که در خانه با فرزندش درس کار می‌کند، با مؤسسه‌ای که دانش‌آموز جذب می‌کند، شهریه می‌گیرد، خود را مدرسه معرفی می‌کند یا وعده صدور مدرک رسمی می‌دهد، در یک موقعیت حقوقی قرار ندارد.

در کنار هوم‌اسکول، اصطلاح «آن‌اسکولینگ» نیز مطرح است؛ رویکردی که در آن آموزش کمتر به برنامه درسی ثابت وابسته است و علایق و تجربه‌های کودک نقش پررنگ ‌تری پیدا می‌کنند؛ این دو مفهوم را نباید یکی دانست. هوم‌اسکول می‌تواند با برنامه منظم درسی و حتی کتاب‌های رسمی پیش برود، اما آن‌اسکولینگ معمولاً آزادی بیشتری در انتخاب مسیر یادگیری دارد.

چرا خانواده‌ها مدرسه را کنار می‌گذارند؟

گرایش به آموزش خانگی یک علت واحد ندارد؛ برای برخی خانواده‌ها، مسئله کیفیت آموزش و شلوغی کلاس‌هاست؛ برای گروهی دیگر، محتوای درسی، شیوه تربیتی مدارس یا فشارهای روانی محیط مدرسه اهمیت دارد. بعضی والدین هم معتقدند فرزندشان در مدرسه فرصت کافی برای شکوفایی استعدادها، تجربه‌ کردن و یادگیری مهارت‌های عملی پیدا نمی‌کند.

محمدرضا نیک‌نژاد، کارشناس آموزش، در گفت‌وگوهایی درباره این پدیده، نارضایتی برخی خانواده‌ها از محتوای آموزشی و فضای حاکم برمدارس را ازعوامل گرایش به آموزش خانگی دانسته است. به گفته او، بخشی از والدین می‌خواهند کنترل بیشتری بر فرایند آموزشی و تربیتی فرزندانشان داشته باشند و به همین دلیل ترجیح می‌دهند آموزش را از محیط مدرسه به خانه منتقل کنند.

مهرداد ناظری، جامعه ‌شناس، نیز سه عامل را در گرایش خانواده‌ها به آموزش خانگی برجسته می‌کند: شکاف میان ارزش‌ها و نگرش‌های خانواده‌ها با محتوای رسمی مدارس، نگرانی‌های امنیتی و نارضایتی از کارکرد نظام آموزشی. از نگاه او، بعضی والدین معتقدند مدرسه در شکل کنونی به اندازه کافی به خلاقیت، تفکر انتقادی و استعدادهای فردی نمی‌پردازد و ترجیح می‌دهند مسیر آموزشی متفاوتی برای فرزندشان طراحی کنن.

در روایت برخی خانواده‌ها، مسئله فقط نمره و کیفیت تدریس نیست؛ انتقاد از تفکیک جنسیتی، شیوه ارزشیابی، محدود بودن فرصت پرسشگری و آمیختگی محتوای علمی با آموزش‌های اعتقادی نیز در تصمیم آنها نقش دارد. این موارد، البته دیدگاه برخی از خانواده‌ها است و نمی‌توان آن را به همه والدین یا همه مدارس تعمیم داد.

عامل تازه‌ تر، نگرانی‌های امنیتی و بی‌ثباتی در روند آموزش است؛ درشرایطی که جنگ، احتمال حمله، اختلال در اینترنت یا تعطیلی مدارس به دغدغه خانواده‌ها تبدیل می‌شود، برخی والدین می‌کوشند با انتقال آموزش به خانه، وقفه در تحصیل فرزندشان را کاهش دهند؛ گزارش الجزیره از بازار آموزش خانگی در ایران نیز به همین نگرانی‌ها و تأثیر تجربه آموزش مجازی دوران کرونا اشاره کرده است.

با این همه، باید میان آموزش خانگیِ برنامه ‌ریزی‌شده و نگه‌ داشتن موقت کودک در خانه تفاوت گذاشت. بیرون ‌ماندن از مدرسه، به‌ خودی‌خود به معنای برخورداری از یک برنامه آموزشی مؤثر نیست؛ آموزش خانگی زمانی می‌تواند جایگزین معناداری باشد که برنامه درسی، ارزیابی مستمر، منابع آموزشی و فرصت‌های رشد اجتماعی کودک در آن پیش‌بینی شده باشد.

هوم‌اسکول‌ها کجا فعال‌اند و چه خانواده‌هایی سراغشان می‌روند؟

یکی از ابهام‌های مهم درباره هوم‌اسکول درایران، نبود آمار رسمی و قابل اتکا درباره تعداد دانش‌آموزان، شمار مجموعه‌های فعال و پراکندگی جغرافیایی آنهاست؛ بنابراین نمی‌توان با قطعیت گفت کدام استان بیشترین تعداد هوم‌اسکول را دارد یا چند هزار دانش‌آموز از این شیوه استفاده می‌کنند. آنچه در گزارش‌های رسانه‌ای دیده می‌شود، بیشتر به تبلیغات اینترنتی، تجربه خانواده‌ها و فعالیت مجموعه‌هایی در شهرهای بزرگ، به‌ویژه تهران، مربوط است؛ اما این شواهد جای آمار ملی را نمی‌گیرد.

در شهرهای بزرگ، دسترسی به معلمان خصوصی، کلاس‌های تخصصی، ابزارهای دیجیتال و منابع آموزشی متنوع‌ تر می‌تواند اجرای این شیوه را آسان‌تر کند؛ برخی گزارش ها از تبلیغات گسترده آموزش خانگی در تهران و تبدیل برخی واحدهای مسکونی به کلاس درس خبر داده است؛ درعین حال، این گزارش به معنای اثبات تمرکز انحصاری هوم‌اسکول‌ها در پایتخت نیست.

از نظر اقتصادی، آموزش خانگیِ مبتنی برمعلم خصوصی معمولاً به زمان، امکانات و هزینه نیاز دارد. خانواده باید بتواند برای تدریس، تهیه منابع، پیگیری یادگیری و برنامه ‌ریزی آموزشی وقت بگذارد یا هزینه استخدام متخصص را بپردازد. به همین دلیل، این روش در شکل خصوصی و سازمان‌ یافته، برای خانواده‌هایی که توان مالی بیشتری دارند یا آموزش فرزند را در اولویت بالایی قرار می‌دهند، دسترس‌پذیرتر است. البته همه خانواده‌های علاقه‌ مند لزوماً مرفه نیستند و ممکن است برخی والدین خود آموزش را برعهده بگیرند تا هزینه‌ها را کاهش دهند.

از سوی دیگر، والدینی که فرزندشان نیازهای یادگیری ویژه دارد، خانواده‌هایی که از فضای مدرسه رضایت ندارند، دانش‌آموزان دارای برنامه‌های فشرده ورزشی یا هنری و خانواده‌هایی که به دلیل جابه‌ جایی یا شرایط خاص امکان حضور منظم در مدرسه را ندارند، ممکن است به این الگو علاقه‌مند شوند؛ با این حال، انگیزه خانواده‌ها یکسان نیست و نمی‌توان همه آنها را در یک گروه فرهنگی یا اقتصادی قرار داد.

مجوز دارند؟ مرز میان آموزش خانگی و فعالیت غیرقانونی کجاست؟

موضع رسمی آموزش‌ وپرورش درباره فعالیت مراکز هوم‌اسکول روشن است: این مجموعه‌ها با عنوان هوم‌اسکول مجوز فعالیت آموزشی ندارند و نمی‌توانند صرفاً با انتخاب این نام، جای مدرسه رسمی را بگیرند.

احمد محمودزاده، معاون وزیر آموزش‌ وپرورش و رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکت‌های مردمی، اعلام کرده است که هوم‌اسکول به معنای آموزش در خانه است، نه فعالیت یک مجموعه بدون مجوز با عنوان مدرسه. او تأکید کرده که این مراکز از سازمان متبوعش مجوز ندارند و اساساً مجوزی با این عنوان برای آنها صادر نمی‌شود. محمودزاده همچنین گفته است از ابتدای سال ۱۴۰۵، بررسی ۷۳ پرونده تخلف در این حوزه در دستور کار قرار گرفته و حدود ۲۳ مجموعه نیز به شکل غیرقانونی در وب‌سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی تبلیغ می‌کنند.

محمدباقر امیری، مدیر روابط عمومی شورای عالی آموزش‌ وپرورش، نیز با استناد به ماده ۵۵ آیین‌نامه اجرایی مدارس گفته است هرگونه فعالیت آموزشی و پرورشی از سوی اشخاص حقیقی یا حقوقی که به ثبت‌ نام ‌نکردن یا حضورنداشتن دانش‌آموز در مدرسه منجر شود، ممنوع است. براساس توضیح او، قانون تأسیس و اداره مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی نیز فعالیت آموزشی بدون مجوز را مجاز نمی‌داند.

تبصره ماده ۵۵، پیامد مهمی برای دانش‌آموزان دارد: کسانی که در مراکز غیرمجاز تحصیل کرده‌اند، به استناد همان سابقه به ‌طور خودکار تعیین پایه نمی‌شوند و ثبت‌ نام و ادامه تحصیل آنها باید با رعایت ضوابط، از جمله حداکثر شرط سنی دوره ابتدایی و بررسی سوابق و آخرین کارنامه تحصیلی، انجام شود؛ بنابراین وعده برخی مجموعه‌ها درباره تضمین مدرک رسمی، بدون روشن‌ بودن مسیر قانونی تحصیل و ثبت‌ نام، می‌تواند خانواده را با مشکل روبه ‌رو کند.

رضوان حکیم‌زاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش ‌وپرورش، نیز افزایش مراجعه به مراکز آموزش خانگی را ناشی از ناآگاهی برخی خانواده‌ها از مقررات آموزشی دانسته است. در این نگاه، خانواده‌ها باید پیش از سپردن فرزند خود به چنین مجموعه‌هایی، وضعیت ثبت‌ نام رسمی، اعتبار کارنامه‌ها و مسیر ادامه تحصیل را بررسی کنند.

در این میان، تفکیک دو موضوع ضروری است: آموزش‌ دادن فرزند در خانه از سوی والدین، با تأسیس یک مرکز آموزشی و جذب دانش‌آموز متفاوت است؛ همچنین ثبت‌ نام صوری در مدرسه و غیبت مستمر دانش‌ آموز، به‌ خودی‌ خود آموزش خانگی را به شیوه‌ ای رسمی و قانونی تبدیل نمی‌کند؛ حتی اگر دانش‌آموز در پایان سال در امتحان شرکت کند، خانواده باید از اعتبار ثبت‌ نام و سوابق تحصیلی او اطمینان داشته باشد. همین ابهام درباره مدرک، یکی از مهم ‌ترین ریسک‌های این مسیر است.

فرصت یادگیری شخصی یا خطر انزوای آموزشی؟

طرفداران هوم‌اسکول بر انعطاف‌پذیری آن تأکید می‌کنند؛ در کلاس خصوصی یا محیط خانگی، آموزش می‌تواند با سرعت یادگیری کودک تنظیم شود؛ دانش‌آموز برای یک موضوع دشوار زمان بیشتری می‌گذارد و برای موضوعی که زودتر یاد گرفته، از تکرارهای غیرضروری عبور می‌کند. امکان تلفیق درس با تجربه عملی، مطالعه آزاد، هنر، ورزش و مهارت‌های زندگی نیز از مزیت‌های احتمالی این روش است.

اما تحقق این مزایا قطعی نیست؛ آموزش خانگیِ موفق به برنامه، استمرار، دانش آموزشی و ارزیابی نیاز دارد. اگر والدین زمان کافی نداشته باشند یا معلم و منابع مناسب در دسترس نباشد، ممکن است یادگیری برخی مهارت‌های پایه ناقص بماند. نبود ارزیابی مستقل نیز می‌تواند باعث شود خانواده از ضعف‌های آموزشی کودک آگاه نشود یا میزان پیشرفت او را بیش از واقع برآورد کند.

نگرانی دیگر، رشد اجتماعی و ارتباط با همسالان است؛ مدرسه فقط محل یادگیری ریاضی و علوم نیست؛ کودک در آن همکاری گروهی، حل اختلاف، رعایت قواعد مشترک و مواجهه با دیدگاه‌های متفاوت را نیز تجربه می‌کند. این مهارت‌ها در آموزش خانگی هم قابل پرورش‌اند، اما به برنامه‌ ریزی آگاهانه برای فعالیت‌های گروهی، ورزش، هنر و تعامل منظم با دیگر کودکان نیاز دارند. اگر آموزش در خانه به انزوای اجتماعی منجر شود، یکی از کارکردهای مهم دوران مدرسه تضعیف خواهد شد.

مسئله دیگر، نابرابری آموزشی است؛ خانواده‌ای که امکان پرداخت هزینه معلم خصوصی، تهیه ابزارهای دیجیتال و طراحی برنامه اختصاصی دارد، در موقعیتی متفاوت از خانواده‌ای قرار می‌گیرد که برای تأمین امکانات پایه آموزشی فرزندش مشکل دارد. اگر هوم‌اسکول به راهی برای خروج گروهی از خانواده‌های برخوردار از نظام رسمی تبدیل شود، خطر آن وجود دارد که فاصله میان دانش‌آموزان برحسب درآمد و دسترسی به منابع آموزشی بیشتر شود؛ در حالی که مسئولیت تضمین دسترسی همه کودکان به آموزش باکیفیت همچنان بر عهده نظام آموزشی است.

در نهایت، افزایش توجه به هوم‌اسکول را نمی‌توان صرفاً با هشدار و برخورد با مراکز غیرمجاز توضیح داد یا متوقف کرد. نظارت بر مؤسساتی که بدون مجوز فعالیت می‌کنند و جلوگیری از وعده‌های گمراه‌ کننده درباره مدرک رسمی ضروری است؛ اما هم‌زمان باید به دلایلی پرداخت که خانواده‌ها را به جست‌ وجوی راه جایگزین سوق می‌دهد: کیفیت تدریس، محتوای آموزشی، تعطیلی‌های پی‌درپی، امنیت، فشار روانی و کمبود فرصت برای پرورش استعدادهای فردی.

اگر آموزش‌ وپرورش صرفاً با تعطیل‌ کردن مراکز غیرمجاز به مسئله پاسخ دهد، ممکن است بخش مهمی از تقاضا همچنان در شکل‌های پنهان یا غیررسمی باقی بماند. از سوی دیگر، به‌ رسمیت‌ شناختن بی‌ضابطه هر مجموعه ‌ای با عنوان مدرسه خانگی نیز می‌تواند دانش‌آموزان را در معرض آموزش نامطمئن و مدارک فاقد اعتبار قرار دهد. راه میانه، شفاف‌ کردن مقررات، اطلاع‌ رسانی دقیق به خانواده‌ها، تضمین مسیر قانونی ادامه تحصیل و ارتقای کیفیت و انعطاف‌ پذیری مدارس رسمی است.

هوم‌ اسکول در ایران هنوز با ابهام آماری و حقوقی روبه‌ روست؛ اما طرح دوباره آن نشان می‌دهد رابطه خانواده و مدرسه به موضوعی جدی برای سیاست ‌گذاران آموزشی تبدیل شده است. پرسش اصلی تنها این نیست که چگونه می‌توان مانع فعالیت مراکز بدون مجوز شد؛ پرسش مهم‌تر آن است که چه چیزی باعث شده بعضی خانواده‌ها مدرسه را برای آموزش فرزندشان کافی ندانند. پاسخ به این پرسش، نه فقط برای مدیریت هوم‌ اسکول‌ها، بلکه برای آینده آموزش عمومی کشور تعیین‌کننده خواهد بود.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha