واشنگتن با سرمایهگذاری میلیاردی در یونان، در حال انتقال زیرساختهای قدرت خود به شرق مدیترانه است؛ همزمان، ترکیه با پیوستن به پیمان دفاعی عربستان و پاکستان، مسیر نظامی متفاوتی برگزیده؛ تحولی که میتواند موازنه منطقه را فراتر از اختلافات دیرینه آتن و آنکارا تغییر دهد.
۴ میلیارد دلار برای تثبیت جایگاه یونان
توافق نظامی ۴ میلیارد دلاری آمریکا و یونان در ۷ اکتبر، صرفاً معاملهای برای فروش تسلیحات نیست؛ این توافق بخشی از روندی گستردهتر برای بازآرایی حضور آمریکا در شرق مدیترانه است. در پایان ششمین گفتوگوی راهبردی دو کشور در آتن، مارکو روبیو و جورجوس گراپتریتیس، وزیران خارجه آمریکا و یونان، علاوه بر توافق تسلیحاتی، بر همکاریهای نظامی و پیوستن یونان به برنامه مشارکت ایالتی گارد ملی آمریکا با ایالت فلوریدا تأکید کردند.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که روبیو در سفر منطقهای خود به ترکیه نرفت؛ اتفاقی کمسابقه که تنها دو وزیر خارجه پیشین آمریکا، جان کری و مایک پمپئو، نمونه مشابه آن را رقم زده بودند. یونان نیز پیشتر با گسترش توافق همکاری دفاعی با واشنگتن، دسترسی نیروهای آمریکایی به خلیج سودا در کرت، لاریسا و بندر الکساندروپولی را فراهم کرده و سفارش ۲۰ فروند جنگنده افـ۳۵ را در دستور کار قرار داده است.
از پایگاههای نظامی تا کریدور انرژی
اهمیت راهبرد یونان زمانی روشنتر میشود که نقش جغرافیایی این کشور در عملیات نظامی و انتقال انرژی بررسی شود. ناو هواپیمابر آمریکایی «جرالد آر. فورد» برای تعمیرات رزمی به خلیج سودا رفت و عملیات خود را از آنجا ادامه داد. هواپیماهای شنود اطلاعاتی آمریکا نیز از کرت پرواز کردند. در ۱۹ مارس، سامانههای پاتریوت تحت بهرهبرداری یونان در عربستان سعودی دو موشک بالستیک ایرانی را رهگیری کردند. آتن همچنین در سپتامبر یک آتشبار پاتریوت را برای حفاظت از پایگاه سودا به کرت منتقل کرد.
در حوزه انرژی نیز گاز طبیعی مایعشده آمریکا از مسیر بندر الکساندروپولی و کریدور عمودی، از طریق بلغارستان، رومانی و مولداوی به اوکراین میرسد. شرکتهای اکسونموبیل و شورون نیز برای حفاری در مناطق اکتشافی یونان، از جمله جنوب کرت، آماده میشوند. همزمان، طرح کابل برق کرتـقبرس با حمایت شماری از قانونگذاران آمریکایی دنبال میشود. بدینترتیب، منافع نظامی، تجاری و انرژی واشنگتن به زیرساختها و ادعاهای دریایی یونان گره میخورند؛ موضوعی که میتواند هزینه فشار ترکیه بر آتن را افزایش دهد.
ترکیه؛ از رقابت در اژه تا ائتلاف دفاعی خلیج فارس
در سوی دیگر، آنکارا در حال گسترش نقش نظامی خود در جنوب است. ترکیه در ۷ اوت توافق دفاع مشترک مکه را با عربستان سعودی و پاکستان امضا کرد؛ پیمانی خارج از چارچوب ناتو که اکنون با افزایش تهدید موشکی حوثیها علیه عربستان، اهمیت عملیاتی بیشتری یافته است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، ترکیه در نظر دارد نیروها و سامانههای پدافند هوایی خود را برای حفاظت از ریاض، مکه، مدینه و خط لوله نفت شرقـغرب عربستان مستقر کند.
هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، تأکید کرده است که این پیمان «توافقی تهاجمی نیست»؛ بااینحال، گسترش تعهدات آنکارا در خلیج فارس میتواند بر موازنه نظامی آن در دریای اژه تأثیر بگذارد. هرچه ترکیه نیرو و تجهیزات بیشتری به جنوب اختصاص دهد، ظرفیت کمتری برای استقرار در دیگر جبههها خواهد داشت. از سوی دیگر، این پیمان فضایی برای مانور مستقل آنکارا ایجاد میکند؛ فضایی که لزوماً تحت کنترل واشنگتن نیست.
زیرساختهای ماندگار و محدودیت تضمینهای آمریکا
با وجود این تحولات، نباید نتیجه گرفت که واشنگتن ترکیه را کنار گذاشته است. آنکارا همچنان دومین ارتش بزرگ ناتو را در اختیار دارد، بر تنگههای ترکیه کنترل دارد و در پروندههای غزه، سوریه و خلیج فارس نقش مؤثری ایفا میکند. ترامپ نیز از بررسی فروش افـ۳۵ به ترکیه سخن گفته است؛ هرچند بازگشت آنکارا به این برنامه با موانع قانونی و مخالفتهایی در کنگره روبهروست.
تفاوت اصلی در نوع رابطهای است که واشنگتن با دو کشور میسازد: ترکیه همچنان شریک معاملهمحور آمریکا است، اما یونان به بستری برای استقرار زیرساختهای بلندمدت تبدیل میشود. این روند البته تضمینی برای حمایت آمریکا از ادعاهای یونان در اختلافات دریای اژه، لیبی یا قبرس نیست. آزمون واقعی زمانی رخ خواهد داد که کشتیهای ترکیه بار دیگر مانع بررسی مسیر کابل برق در جنوب جزیره کاسوس شوند. اگر واشنگتن در چنین شرایطی به دعوت کلی به «گفتوگو» بسنده کند، روشن خواهد شد که نزدیکی نظامی و اقتصادی لزوماً به معنای تعهد سیاسی و امنیتی نیست.
در نهایت، رقابت شرق مدیترانه دیگر فقط بر سر تعداد جنگندهها یا اختلافات دریایی نیست؛ مسئله اصلی این است که چه کشوری میزبان زیرساختهای قدرت آمریکا خواهد بود و کدام بازیگر میتواند خارج از چارچوب نفوذ واشنگتن برای خود ائتلاف بسازد.




نظر شما