این روزها اوضاع در شبهجزیره حجاز بهشکلی عوض شده که ریاض حتی در مخیلهاش هم نمیگنجید. بنسلمان که در رؤیاهایش تبدیل شدن به قطب صنعتی منطقه را پیگیری میکرد و تلاش داشت با کلانپروژههایی مانند نئوم، عربستان را به نماد تجدد در جهان اسلام تبدیل کند، ناگهان خود را در شرایطی یافته که حتی توان بلند کردن یک هواپیما را هم ندارد. در پی تشدید تنشهای منطقهای و حملات موشکی و پهپادی اخیر، آسمان عربستان سعودی به یکی از خلوتترین و پرخطرترین آسمانهای خاورمیانه تبدیل شده است. فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض که تا پیش از این یکی از پرترددترین فرودگاههای منطقه بود، در روزهای گذشته عملاً به تعطیلی کامل رسیده و براساس گزارشها، نزدیک به ۹۹.۷درصد پروازهای آن لغو شد.
بسیاری از ایرلاینهای بینالمللی، از جمله لوفتهانزا، ایر فرانس-KLM و الاتحاد، پروازهای خود به ریاض را تا اطلاع ثانوی متوقف کردهاند. سازمانهای هواپیمایی کشوری آمریکا و اروپا نیز با صدور هشدارهای شدید، از شرکتهای هواپیمایی خواستهاند هنگام عبور از آسمان عربستان احتیاط کنند.
اما خالی شدن آسمان، تنها نشانه فروپاشی زیرساختهای سعودی نیست. در روزهای اخیر، بزرگترین رویداد اقتصادی ریاض نیز قربانی این وضعیت شد. اجلاس جهانی انرژی که قرار بود با حضور مدیران ارشد غولهای نفتی جهان ازجمله اکسونموبیل، شل، بیپی، توتالانرژیز و شورون برگزار شود، با انصراف گسترده این چهرهها مواجه شد. انصراف مدیران نفتی از اجلاس ریاض، ضربهای مستقیم به پروژه ۲۰۳۰ محمد بنسلمان است؛ پروژهای که جذب سرمایه خارجی را به عنوان موتور محرک خود تعریف کرده و بدتر آنکه متحدان قدرتمند غربیاش هم حاکم جوان سعودی را رها کردهاند.
ریاض شیپور را از سر گشاد میزند
همه اینها درحالی است که در طول ۱۰سال گذشته عربستان حتی نتوانسته جبههای واحد علیه یمن تشکیل دهد و چهبسا باخت اصلی ریاض در این عرصه اتفاق افتاده است. بنسلمان همواره تلاش کرده جنگ یمن را نه به عنوان یک رویارویی سیاسی-نظامی، بلکه به سان یک نبرد دینی و فرقهای تصویر کند. او در سخنرانی اخیر خود از «حلف مکه» سخن گفت و تأکید کرد عربستان «در برابر هر تهدید یا تجاوز علیه امنیت خود از پاسخ قاطعانه دریغ نخواهد کرد». اما این ادبیات که پیشتر قرار بود یمن را در قامت یک «مذهب دیگر» به تصویر بکشد، امروز در برابر واقعیتهایی قرار گرفته که منطق آن را فرومیریزد.
ابزار فرقهای و بنبست فقهی
تلاش ریاض برای تبدیل کردن جنگ به سنی و شیعه از یک اشتباه بنیادین رنج میبرد؛ انصارالله به لحاظ فقهی شیعه اثنیعشری نیست. جنبش حوثی در اصل ریشه در زیدیه دارد، فرقهای که به باور پژوهشگران «معتدلترین فرقه شیعه و نزدیکترین آنها به اهل سنت» توصیف شده است. زیدیه اگرچه در برخی مسائل با اهل سنت اختلاف دارد، اما امامت شیخین را میپذیرد و فقه آنان در بسیاری از احکام همان فقه اهل سنت است. این بدان معناست که روایت «تهدید شیعی-ایرانی» که ریاض بر آن سرمایهگذاری رسانهای سنگینی کرده، در برابر یک واقعیت فقهی ساده فرومیریزد.
از آنطرف در سطح سیاسی، انصارالله موفق شده جنگ را در لایه «ملی» نگه دارد. عبدالملک حوثی مستقیماً عربستان را به «پیروی از رویکرد صهیونیستی» متهم کرده و گفته است ریاض «بههیچوجه نماینده اسلام، اهل سنت و سنت پیامبر(ص) نیست».
برگ برندهای که از دست رفت
آخرین ضربه به پروپاگاندای سعودی، از جبهه فلسطین وارد شده است. انصارالله از اکتبر ۲۰۲۳ خود را نه فقط یک بازیگر یمنی، بلکه مدافع غزه و دشمن اسرائیل معرفی کردهاست. دفتر سیاسی این جنبش، تجاوز صهیونیستی به صنعا را «تلاشی بیهوده برای بازداشتن ملت یمن از ادامه حمایت از غزه» خوانده است. گزارشهای میدانی نشان میدهد این موضعگیری حتی در مناطقی خارج از کنترل صنعا نیز بازتاب یافته است: یک نظرسنجی مستقل در مناطق تحت کنترل دولت عدن، حضرموت و سایر استانهای جنوبی نشان داد درصد قابل توجهی از پاسخدهندگان، عملیات یمنیها در دریای سرخ را «مثبت» ارزیابی کرده و احساس «افتخار» نسبت به آن داشتهاند. در حضرموت، استانی که تحت نفوذ شدید سعودی قرار دارد، این احساس افتخار به ۶۰ درصد رسیده است.در مقابل، ریاض نه تنها نتوانسته چنین سرمایه نمادینی کسب کند، بلکه روایت «محور مقاومت» را در تقابل با عادیسازی علنی روابطش با اسرائیل قرار داده است. انصارالله در بیانیههای خود مستقیماً عربستان را به «همسویی با محور نتانیاهو-ترامپ» متهم میکند، اتهامی که با هر دور از بمباران غزه، سنگینتر میشود.
تبعیض حرمین و یک استثنای معنادار
شاید گویاترین نشانه شکست پروپاگاندای سعودی، اعلام صریح انصارالله درباره حرمین شریفین باشد. ضیفالله الشامی، عضو دفتر سیاسی این جنبش اعلام کرده «همه فرودگاهها به جز مکه مکرمه و مدینه منوره... هدف قرار خواهند گرفت». این یک عقبنشینی تاکتیکی نیست؛ یک بیانیه سیاسی است که دقیقاً ادعای سعودی مبنی بر «تهدید وهابی-شیعی علیه مقدسات» را بیاعتبار میکند. اگر انصارالله واقعاً در پی تبدیل جنگ به نبردی فرقهای بود، منطقیترین ابزار، تهدید حرمین بود؛ همان چیزی که ریاض از سال ۲۰۱۶ بهطور مرتب در رسانههایش بازتولید کرده است. اما صنعا نه تنها حرمین را مستثنا کرده، بلکه ریاض را متهم کرده خودش با «تخریب آثار اسلامی و جایگزینی آنها با برجها و هتلهای لوکس» حرمت مکه را شکسته است.
پروژه تبدیل جنگ یمن به یک نبرد دینی و فرقهای، امروز در آینه خود فروریخته و نکته مهم آنکه عربستان هیچ کلانرویکردی بهجنگ با یمن ندارد، لذا دو گزینه تاکتیکی در پیش رو دارد؛ شرایط صنعا را پذیرفته و دست از تجاوز بردارد یا منتظر تصعید تنش درون مرزهایش باشد.




نظر شما