تحولات منطقه

ما ایرانی‌ها حرف‌های ارزشمندی برای گفتن داریم و اکنون فرصت آن است که نشان دهیم ایران و ایرانیان فراتر از تصورات رایج، صاحب نگاه و فرهنگی هستند که می‌تواند برای دنیا جذاب باشد.

می‌خواهیم جهان، ایران را جور دیگری ببیند
زمان مطالعه: ۸ دقیقه

هوش مصنوعی فقط ابزاری برای ساخت تصاویر شگفت‌انگیز یا کاهش هزینه‌های تولید نیست. شاید فرصتی باشد برای روایت قصه‌هایی که تا پیش از این، تصویر کردنشان دشوار یا ناممکن بود. سریال ۱۵ قسمتی علمی‌تخیلی و جاسوسی «تیدا» به کارگردانی محسن حسینی که به تازگی بخش‌هایی از آن در جشنواره جهانی فیلم هیگزفیلد ۲۰۲۶ آمریکا حضور داشته، با ایده‌پردازی و فیلم‌نامه سعید صفرپور، تجربه‌ای متفاوت در تولید آثار داستانی بلند با هوش مصنوعی در ایران است. تجربه‌ای که پرسش‌هایی درباره آینده سینما، امکان حضور در بازار جهانی و ظرفیت‌های این فناوری برای بازآفرینی جهان‌های تازه پیش می‌کشد. حسینی در این گفت‌وگو از چالش‌های ساخت «تیدا»، ضرورت شناخت مخاطب جهانی و رؤیای به تصویر کشیدن جهان‌بینی ایرانی با کمک هوش مصنوعی می‌گوید.

این روزها ساخت فیلم و سریال با هوش مصنوعی به یکی از بحث‌های جدی صنعت سینما تبدیل شده، شما با چه ایده‌ای به‌سراغ ساخت سریال «تیدا» رفتید و چه شد که تصمیم گرفتید یک پروژه داستانی بلند را با این فناوری تولید کنید؟

به نظرم هوش مصنوعی ابزاری در اختیار روایت داستان است. این فناوری دسترسی به فضاهایی را که ساخت آن‌ها در دنیای واقعی دشوار یا غیرممکن است، آسان‌تر کرده و بخشی از دردسرهای فیلم‌برداری و اجرای جلوه‌های ویژه را کاهش داده اما در نهایت آنچه اهمیت دارد، روایت قصه است. زیرا هر چقدر هم از نظر تکنیکی قدرتمند عمل کنیم، اگر اثر از محتوا تهی باشد، مخاطب پس از چند دقیقه آن را رها می‌کند. من سال‌هاست در زمینه سینمای حرفه‌ای و فیلم‌برداری فعالیت می‌کنم. افزایش هزینه‌های تولید در شکل رئال موجب شد به فکر تجربه هوش مصنوعی بیفتم. حدود یک سال پیش، پس از صحبت‌هایی با مهیار بهمنش، سعید صفرپور و دوستان دیگر، تصمیم گرفتیم این ایده را به شکل آزمایشی اجرا کنیم. در ابتدا فضای هوش مصنوعی برایمان ناشناخته بود، بنابراین تحقیق و آزمون‌وخطای زیادی انجام دادیم و دوره‌های آموزشی مختلفی را گذراندیم. سعید فیلم‌نامه را نوشت و من و مهیار بخش تکنیکی پروژه را پیش بردیم. به نظرم در این مسیر به توانایی‌هایی رسیده‌ایم که از نظر اجرای تکنیکی فاصله زیادی با سطح بالای دنیا ندارد و می‌توانیم برای تولید گسترده‌تر و پخش جهانی پروژه برنامه‌ریزی کنیم.

چه ویژگی‌هایی در سریال «تیدا» سبب جذابیت آن شده و سریال چه موضوعاتی را مطرح می‌کند؟

چیزی که در فیلم‌نامه «تیدا» برای من جذابیت داشت، نوع روایت و طراحی شخصیت‌ها بود. معمولاً فیلم‌نامه‌هایی به دست من می‌رسد که نویسنده به دلیل محدودیت‌های تولید، نمی‌تواند آنچه را در ذهن دارد به‌ طور کامل اجرا کند. در تیدا این موضوع تا حد زیادی حل شده و داستان با قدرت و نظمی مشخص روایت می‌شود و شخصیت‌ها نیز به ‌خوبی طراحی شده‌اند. در این سریال موضوعاتی مانند فضا، زمان، فیزیک کوانتوم و هوش مصنوعی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. بخشی از داستان در سال ۲۰۶۸ روایت می‌شود و به این می‌پردازد که هوش مصنوعی با انسان چه کرده و اساساً مسیر انسان در سال ۲۰۶۸ و رابطه او با هوش مصنوعی کجاست. این خودش یکی از چالش‌های داستان است که نگاه انسانی جذابی دارد.

با توجه به اینکه تیم تولید تیدا، ایرانی است، چرا داستان آن در فضای غیرایرانی شکل گرفته، آیا این انتخاب برای ورود به بازار جهانی بوده یا اساساً داستان ظرفیت بومی ‌شدن نداشته است؟

اگر به فیلم و سریال به‌ عنوان یک صنعت نگاه کنیم، تولید تنها یک بخش ماجراست و بخش دیگر، پخش و ارائه اثر است. یکی از محدودیت‌های اساسی در ایران، مشکلات پلتفرم‌ها و انحصار در حوزه پخش است. بنابراین باید از ابتدا مشخص کنیم که اثر قرار است کجا عرضه شود و چگونه به مخاطب برسد. ما تصمیم گرفتیم داستان را صرفاً برای مخاطب فارسی‌زبان در نظر نگیریم و ابتدا به مخاطب جهانی نشان دهیم که در زمینه تولید و روایت داستان حرفی برای گفتن داریم. تصور کنید من فارسی‌زبان بخواهم با فردی که زبان دیگری دارد ارتباط برقرار کنم. نمی‌توانم صرفاً شعر فارسی شاهنامه و غزلیات حافظ را برای او بخوانم و انتظار داشته باشم که درک درستی از آن پیدا کند. راه‌حل ما این است که در گام نخست، مخاطب هدف خود را جذب کنیم و بعد به ‌تدریج وارد این فضا شویم که هویت ایرانی را در داستان‌هایمان پررنگ‌تر کنیم. به این ترتیب، هم مخاطبی را که به ما اعتماد کرده حفظ می‌کنیم و هم محتوایی در اختیارش قرار می‌دهیم که هویت دارد. ما علاقه‌مندیم فرهنگ و هویت ایرانی را بهتر به دنیا معرفی کنیم؛ چراکه با وجود شناخته‌ شدن ایران در حوزه‌هایی مانند صنایع دستی و سینما، همچنان ظرفیت زیادی برای معرفی جهان‌بینی و فرهنگ ایرانی وجود دارد.
باید به تجربه کشورهای دیگر هم توجه کنیم.
مثلا کره‌ای‌ها ابتدا جایگاه خود را به‌ عنوان تولیدکنندگان معتبر سریال تثبیت و سپس فرهنگشان را به مخاطبان جهانی معرفی کردند. به نظرم ما هم می‌توانیم چنین مسیری را دنبال کنیم. البته تحریم‌ها و محدودیت‌های پخش موجب شده‌اند حتی برخی آثار باکیفیت نیز برای حضور در پلتفرم‌های جهانی با مشکل مواجه شوند. اگر این موانع کمتر بود، سینمای ایران می‌توانست زودتر در بازار جهانی و پلتفرم‌های بین‌المللی جایگاه پیدا کند.

در شرایطی که با محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها مواجه هستیم، استفاده از هوش مصنوعی چه فرصت‌ها و چالش‌هایی برای تولیدکنندگان ایرانی ایجاد می‌کند؟

من مخالف این هستم که کشورهای صاحب فناوری مانند آمریکا، چین، ژاپن و... بخواهند ما همچنان جهان سوم باقی بمانیم. ما هم حق داریم به‌ عنوان انسان‌هایی در یک دنیای آزاد به فناوری‌های روز دسترسی داشته باشیم. البته محدودیت‌هایی که از سمت ایران با آن‌ها مواجهیم هم منطقی نیستند، اما می‌توان شرایطی فراهم کرد که فیلترینگ وجود نداشته باشد و نیروهای متخصص ایرانی بتوانند توانایی‌های خود را در بازار جهانی عرضه کنند. اما از آن سو وقتی ما را تحریم می‌کنند، یعنی با جریان کاری ما دشمنی دارند. در حالی ‌که ایرانی‌ها در حوزه انیمیشن از نظر توانایی اجرایی از کشورهای دیگر چیزی کم ندارند و در زمینه هوش مصنوعی هم ظرفیت زیادی وجود دارد. با این حال، برای دسترسی به ابزارهای مورد نیاز با مشکلاتی مواجهیم. استفاده از فیلترشکن، کاهش سرعت و محدودیت دسترسی موجب می‌شود بخش قابل ‌توجهی از زمان کاری ما صرف حل این مسائل شود. گاهی تقریباً نصف روز کاری من درگیر این است که بتوانم به ابزارهای مورد نیاز دسترسی پیدا کنم اما انگار ما ایرانی‌ها یاد گرفته‌ایم با محدودیت‌ها کنار بیاییم!
با وجود این، کسانی که هوش مصنوعی را پایه‌گذاری کرده‌اند، معتقدند این فناوری باید کارها را آسان‌تر کند. وقتی این ابزارها در دسترس قرار بگیرند، چیزی که اهمیت پیدا می‌کند، محتواست. ما حرف‌های زیادی برای گفتن به دنیا داریم. ما منابع ارزشمندی مانند شاهنامه، اساطیر ایرانی و روایت‌های مذهبی داریم که می‌توانیم با استفاده از این فناوری، آن‌ها را به مخاطبان بیشتری معرفی کنیم. به نظرم با وجود محدودیت‌ها، فرصت‌های زیادی پیش روی ماست و احتمالاً در آینده نزدیک، بحث نظارت بر این حوزه هم جدی‌تر خواهد شد تا بتوانیم روایت‌های درستی ارائه دهیم.

بزرگ‌ترین چالش شما در تولید یک سریال ۳۰۰دقیقه‌ای با هوش مصنوعی چه بوده است؟

برای پاسخ به این پرسش باید به تجربه تغییرات فناوری در سینمای ایران نگاه کنیم. من در دانشگاه سوره اصفهان در رشته کارگردانی تحصیل کردم. آن زمان سینما از دوره نگاتیو به سمت دیجیتال حرکت می‌کرد، اما سینمای حرفه‌ای در ابتدا برای عبور از نگاتیو به دیجیتال واهمه داشت. ما به دلیل هزینه کمتر، امکان آزمون‌وخطای بیشتری داشتیم و در نهایت، همان نسل توانست به تغییر مسیر سینمای ایران به سمت سینمای دیجیتال کمک کند. در حوزه انیمیشن هم ابتدا با محدودیت‌های سخت‌افزاری به‌ویژه در تولید سه‌بعدی مواجه بودیم، اما توانایی‌های زیادی در انیمیشن دوبعدی داشتیم. مجموعه «شکرستان» نمونه‌ای از این ظرفیت بود که هم از نظر محتوا و هم از نظر تکنیکی موفق عمل کرد. به نظرم در زمینه هوش مصنوعی نیز با شرایط مشابهی مواجهیم. ما از ابزارهای روز استفاده می‌کنیم و در کنار آن، از پشتوانه حدوداً ۱۰۰ساله دانش سینمایی ایران در حوزه‌های فیلم‌نامه‌نویسی، کارگردانی، فیلم‌برداری و تدوین نیز بهره می‌بریم. در نهایت، باز هم محتواست که می‌تواند مخاطب را جذب کند. اکنون پروژه‌های مختلفی با کمک هوش مصنوعی ساخته می‌شوند و به نظرم در آینده شاهد تلفیق گسترده‌تر این فناوری با تولیدات سینمایی خواهیم بود.

همین حالا هم پروژه‌های سینمایی زیادی با کمک هوش مصنوعی ساخته می‌شوند.

بله، این اتفاق خواهد افتاد. بیل گیتس گفته بین سال‌های ۲۰۳۰ تا ۲۰۵۰ هزینه‌های تولید در همه ‌چیز به صفر می‌رسد. البته این به معنای آن نیست که هوش مصنوعی صفر می‌شود. برداشت من از صحبت او این است که هزینه‌های تولید به‌شدت کاهش پیدا می‌کنند. اگر در سینمای ایران امکان تولید بیشتر فراهم شود و اکران هم به شکل آزادانه‌تری انجام بگیرد و باندهای مافیایی وجود نداشته باشند، طبیعتاً مخاطب میان آثار مختلف انتخاب خواهد کرد. در چنین فضای رقابتی‌، کیفیت اهمیت زیادی پیدا می‌کند و آثاری که تنها با هدف ارزان‌سازی ساخته شده‌اند، لزوماً موفق نخواهند بود. برای مثال، پروژه‌های زیادی درباره شاهنامه در حال انجام است، اما برخی از آن‌ها به دلیل هزینه‌های بالای اجرای تصویری با محدودیت مواجه‌اند. هوش مصنوعی می‌تواند هزینه تولید چنین آثاری را کاهش دهد و دست سازندگان را برای روایت داستان‌های بزرگ‌تر و جاه‌طلبانه‌تر باز بگذارد. ایده‌هایی که پیش‌تر اجرای آن‌ها بسیار پرهزینه بود، ممکن است با این فناوری امکان‌پذیر شوند. با این حال نباید تصور کنیم استفاده از هوش مصنوعی ما را از محتوای قدرتمند بی‌نیاز می‌کند. مسئله مهم این است که همزمان با یادگیری فناوری، دانش خودمان درباره هویت و حرفی که می‌خواهیم به دنیا بزنیم نیز افزایش پیدا کند.

به نظر شما فضای هوش مصنوعی چه فرصت‌هایی برای بازآفرینی جهان‌بینی و فرهنگ ایرانی فراهم می‌کند و انگیزه شما برای استفاده از این فناوری در چنین روایت‌هایی چیست؟

چیزی که همیشه برای من جذاب بوده، ارتباط ایرانی‌ها با عرفان شرق و نگاه اندیشمندانی مانند ملاصدرا، ابن‌عربی و ابن‌سینا به عالم و موضوعاتی مانند رؤیاست. جذابیت هوش مصنوعی برای من این است که می‌توانیم تصور ذهنی خود را به تصویر تبدیل کنیم و به دیگران نشان دهیم. تصور کنید بتوانیم شعرهای حافظ را به شکلی تصویری همراه کنیم و جهان ذهنی او را به مخاطبان نشان دهیم. این فناوری ظرفیت آن را دارد که نگاه و جهان‌بینی ایرانی را به شکلی تازه معرفی کند. ما ایرانی‌ها حرف‌های ارزشمندی برای گفتن داریم و اکنون فرصت آن است که آن‌ها را به دنیا نشان دهیم. این ظرفیت هم در حوزه فرهنگ و هویت ملی و هم در روایت‌های مذهبی وجود دارد. اگر بتوانیم این جهان‌بینی را به شکلی قابل ‌فهم برای مخاطب جهانی ارائه کنیم، نشان خواهیم داد که ایران و ایرانیان فراتر از تصورات رایج، صاحب نگاه و فرهنگی هستند که می‌تواند برای دنیا جذاب باشد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha