انتشار قسمت تازه مستند «ما خفی اعظم» با محوریت محمد ضیف، فرمانده پیشین گردانهای قسام، بار دیگر بخشی از پروندههای کمتر دیدهشده جنگ غزه و تحولات منتهی به عملیات هفتم اکتبر را به مرکز توجه افکار عمومی آورده است. این بار، تصاویر، اسناد و روایتهایی که سالها از دسترس عمومی دور مانده بودند، فرصتی برای بازخوانی مسیری فراهم کردهاند که از زندگی شخصی و سالهای فعالیت ضیف آغاز میشود و به فرماندهی نظامی و تصمیمهای مهم در تاریخ معاصر فلسطین میرسد.
شبکه خبری فلسطینی «قدس» مستقر در رامالله در یادداشتی به قلم محمد ابراهیم المدهون با عنوان «ما خفی اعظم؛ اسناد و شواهدی که پرونده مرحلهای سرنوشتساز در تاریخ فلسطین را دوباره میگشایند» به ابعاد مختلف این مستند پرداخته است. نویسنده معتقد است اهمیت انتشار این تصاویر و اسناد، صرفاً در افشای جزئیات تازه درباره محمد ضیف خلاصه نمیشود؛ بلکه باید آن را در چارچوب تلاش برای حفظ حافظه تاریخی فلسطین و ثبت روایت مردمی دید که در معرض جنگ، آوارگی و تخریب گسترده قرار گرفتهاند.
خطر نابودی حافظه تاریخی
المدهون در این یادداشت تأکید میکند آرشیو برای ملت فلسطین، چیزی فراتر از مجموعهای از تصاویر قدیمی و اسناد محرمانه است. در سرزمینی که خانهها، دانشگاهها، مراکز فرهنگی و نهادهای عمومی آن زیر حملات نظامی تخریب میشوند و خانوادهها ناچار به ترک محل زندگی خود هستند، خطر نابودی حافظه تاریخی نیز در کنار ویرانی فیزیکی قرار میگیرد. به همین دلیل، حفظ اسناد و شواهد به بخشی از تلاش برای جلوگیری از محو گذشته و قطع پیوند نسلهای آینده با آنچه بر فلسطینیها گذشته تبدیل میشود. اهمیت این مسئله زمانی بیشتر میشود که بدانیم بسیاری از روایتهای مربوط به فلسطین، در غیاب اسناد و روایتهای مستقیم، از دریچه نهادهای امنیتی و رسانهای بیرون از فلسطین بازنمایی شدهاند.
از همین منظر، انتشار اسناد در «ما خفی اعظم» فرصتی برای انتقال روایت فلسطینیها از حاشیه به متن فراهم میکند. بدیهی است ثبت تجربهها با صدای کسانی که خود در متن تحولات حضور داشتهاند، امکان بیشتری برای شناخت واقعیتها ایجاد میکند و مانع از آن میشود که تاریخ یک جامعه صرفاً براساس روایت طرفهای دیگر نوشته شود.
فرصتی برا ی سوگواری در قاب تصاویر
در کنار ابعاد سیاسی و تاریخی، بازتاب عاطفی مستند نیز از نگاه شبکه خبری قدس اهمیت دارد. برخی از مخاطبان با تماشای تصاویر و شنیدن صداهای شخصیتهای غایب، فرصتی برای مواجهه دوباره با فقدانهای جنگ یافتهاند. برای بخشی از جامعه فلسطین، این تصاویر به نوعی سوگواری بهتعویقافتاده تبدیل شدهاند؛ فرصتی برای به یاد آوردن چهرههایی که جنگ و شرایط ناشی از آن، امکان وداع کامل با آنها را از بسیاری گرفته است.
این واکنش نشان میدهد تصاویر آرشیوی همیشه صرفاً اسنادی برای پژوهشگران نیستند. گاهی یک صدا یا نمای کوتاه میتواند خاطرات جمعی را زنده کند و پیوند عاطفی میان گذشته و اکنون را دوباره شکل دهد. البته نویسنده میان اثرگذاری احساسی تصاویر و ارزش اثباتی آنها تفاوت میگذارد؛ چراکه برانگیختن احساسات مخاطب، جای بررسی دقیق اسناد و تطبیق آنها با شواهد دیگر را نمیگیرد.
المدهون در پایان بر ضرورت ایجاد سازوکارهای پایدار برای نگهداری و بررسی این اسناد تأکید میکند. از نگاه او، انتشار یک مستند نباید پایان کار باشد؛ بلکه باید زمینهای برای شکلگیری آرشیوهای معتبر، پژوهشهای دانشگاهی و بررسیهای تاریخی فراهم کند. اسناد باید تاریخگذاری و طبقهبندی شده و در کنار سایر منابع قرار گیرند تا امکان بازخوانی و نقد آنها در سالهای آینده وجود داشته باشد.





نظر شما