به گزارش خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا»، موضوع سوادآموزی در کشورمان یکی از مباحث بسیار مهم پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به شمار میرود و تشکیل این سازمان مبین اهمیت این موضوع است.
ریشهکنی بیسوادی و به صفر رساندن آن تا سن 49 سالگی یکی از مهمترین اهداف سازمان نهضت سوادآموزی است که این در جهت فعالیتهایی را نیز آغاز کرده است.
از این رو با یکی از دست اندرکاران اصلی سازمان نهضت سواد آموزی گفتوگویی انجام و راهکارهای سرعتبخشی به سوادآموزی و همچنین حقایق واقعی مربوط به نرخ بیسوادی در کشور مشخص شد.
مهدیزاده، معاون آموزشی سازمان نهضت سوادآموزی در گفتوگوی تفصیلی با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا»، مبنای آمار کلی بیسوادان در کشور را سرشماری عنوان کرد و آمارهای ثبتی را مبنای کار ندانست.
فارس: آیا قرار نیست برنامهریزی دقیقی انجام شود که تا پایان برنامه پنجم توسعه، بیسوادی در کشورمان به صفر برسد؟
مهدیزاده: بله، قرار را که از آمار کسر نمیکنند، بلکه هر زمانی که اتفاق افتاد، آمار را کسر میکنند.
فارس: در حال حاضر وضعیت سوادآموزی در مناطق محروم نسبت به مناطق شهری چگونه است؟ درصد یا آماری در این باره دارید؟
مهدیزاده: متأسفانه آماری ندارم؛ به این دلیل که آمار سرشماری به تازگی به دست ما رسیده است. آمار سرشماری به تفکیک آبادی و مناطق هماکنون به دست ما رسیده است و هنوز تفکیک و تحلیل نکردهایم.
فارس: آیا تاکنون هیچ تحلیلی درباره وضعیت سوادآموزی انجام شده است؟
مهدیزاده: الان در حال انجام کار هستیم؛ پیش از این آمار کلی را به ما ارائه کرده بودند و الان هم آمار به تفکیک آبادی به دست ما رسیده است و روی آن مشغول کار کردن هستیم و هنوز آماری استخراج نشده و قابل ارائه به بیرون نیست.
*تعداد افراد بازمانده از تحصیل مشخص است، اما نمیتوانیم بگوییم
فارس: آیا تعداد دانشآموزان و افراد بازمانده از تحصیل در اختیار سازمان نهضت سواد آموزی قرار دارد؟
مهدیزاده: مشخص است، اما ما نمیتوانیم بگوییم و باید از خود متولیان آموزش و پرورش این آمار را دریافت کنید؛ زیرا هنگامی که ما این آمار را ارائه می کنیم آنها ناراحت میشوند؛ این آمار باید از معاونت آموزش ابتدایی دریافت شود.
فارس: اتفاقاً با خانم قربان، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش صحبت داشتیم و این آمار را از وی درخواست کردیم، اما خانم قربان گفتند که خودشان آمار مربوط به بازمانده از تحصیلها را از سازمان نهضت سوادآموزی و مرکز آمار دریافت میکنند، شما هم از آنها بگیرید.
مهدیزاده: من این آمار را به معاون آموزش ابتدایی میتوانم بدهم اما به شما نمیتوانم ارائه کنم؛ آنها فردا یقه ما را میگیرند که شما چه کاره هستید که این آمار را ارائه کردید؛ ما هر سال با توجه به امکاناتی که وجود دارد میتوانیم آمار بازمانده از تحصیل را حتی به نام آنها به دست بیاوریم و متوجه شویم چه کسانی به مدرسه نرفتهاند؛ زیرا اطلاعات ثبتی کودکان تا 6 سال وجود دارد و آمار دانشآموزان هم وجود دارد؛ کافی است کد ملیها را با هم مطابقت دهیم سپس مشخص میشود چه کسانی به مدرسه نرفتهاند.
فارس: خب این کاری که شما عنوان میکنید ساده به نظر میرسد، پس چرا این آمار را در اختیار رسانهها قرار نمیدهید؟
مهدیزاده: بله، کار خیلی سادهای است، اما من نمیتوانم این آمار را در اختیار شما قرار دهم؛ من خودم این آمار را استخراج میکنم و در اختیار آموزش و پرورش قرار میدهم؛ اما به شما نمیتوانم بدهم.
فارس: حداقل درصد دانشآموزان بازمانده از تحصیل را به جای آمار دقیق ارائه کنید.
مهدیزاده: با عرض شرمندگی نمیتوانم؛ زیرا یکبار این کار را انجام دادهایم و ناراحت شدهاند.
*خیلیها از ارائه آمار بازمانده از تحصیلها ناراحت میشوند
فارس: چه کسی از ارائه این آمارها ناراحت شده و میشود؟ بگویید چه کسی است که ما با آنها صحبت کنیم.
مهدیزاده: خیلیها ناراحت شدهاند؛ به هر حال متولی آنها هستند و آمار باید از کانال آنها ارائه شود؛ ما محاسباتی انجام داده و آماری استخراج کردهایم، اما در آموزش و پرورش با این مدل حساب نمیکنند، علت اختلاف اینجاست؛ آنها دانشآموزان را با یک فرمول کلی حساب میکنند، اما من در سال گذشته آمار بازمانده از تحصیلها را با نام استخراج کردم و کد ملی کودکانی که در برخی مناطق به مدرسه نرفتهاند را به دست آوردم؛ اگر به مدرسه نرفتهاند بازمانده از تحصیل محسوب میشوند.
*استخراج تعداد دانشآموزان بازمانده از تحصیل بر اساس یارانه دریافتی
فارس: آیا شما علت این مدرسه نرفتن کودکان و اینکه بازمانده از تحصیل شدهاند را بررسی کردهاید؟ زیرا خانم قربان، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش عنوان کردند که برخی کودکان هستند که فوت میکنند و خانواده آنها، شناسنامه او را به هر علتی باطل نمیکند و آنها هم هر سال جزء آمار بازمانده از تحصیلها محسوب میشود، آیا این موضوع را قبول دارید؟
مهدیزاده: ما آمار بازمانده از تحصیلها را به اسم آنها و با توجه به یارانهای که دریافت میکنند، استخراج میکنیم؛ الان با افتخار باید بگویم آمارهای ثبتی ما جزء آمارهای قابل قبول دنیا محسوب میشود؛ در هر روستا یک خانه بهداشت داریم و در هر جایی که کودک به دنیا میآید 10ها نفر هستند که این موضوع را ثبت میکنند و دیگر مثل قدیمها نیست که وقتی کسی فوت کرد در هیچ جایی ثبت نشود؛ آن بهورزی که در روستا حضور دارد، وظیفهاش همین است که این موضوعات را ثبت کند؛ 20 سال پیش میتوانستیم بگوییم درصدی از افراد شناسنامه دارند اما فوت شدهاند، اما الان بسیار نادر است.
*اغلب دانشآموزان بازمانده از تحصیل در تهران هستند
جالب است اغلب افراد بازمانده از تحصیل در روستاها نیستند و در شهرها هستند، در همین تهران و بغل گوش ما و در سر همین چهارراهها کودکان بازمانده از تحصیل وجود دارند؛ همین کودکان 5 یا 6 سالهای که سرچهارراهها اسپند دود میکنند و یا گدایی میکنند را نمیبینید؟ ساعت 10 صبح هنگامی که مدارس یک نوبته هستند، این کودکانی که سرچهارراهها گل میفروشند، بازمانده از تحصیل نیستند؟ حالا من اینها را بگویم فوت کردهاند و شناسنامه الکی دارند؛ این واقعیت تلخی است که وجود دارد.
نمیگویم مشکل از نبود معلم و مدرسه است، ما مشکل اقتصادی، فرهنگی و خانواده داریم و 10ها علت دارد؛ من متخصص نیستم تا این موضوعات را بررسی کنم، اما این یک واقعیت تلخ است که تعدادی از کودکان بازمانده از تحصیل ثبتنام نمیکنند و منتظر میشوند 10 تا 12 ساله شوند و در نهایت بیسواد محسوب میشوند.
فارس: آیا میشود تفکیکی بین دانشآموزان بازمانده از تحصیل با کسانی که دیگر سن آنها زیاد شده و بیسواد هستند، قائل بود؟
مهدیزاده: هرچه سن بالاتر میرود، تعداد بیسوادان بالاتر میرود؛ مثلا اگر 80 سالهها را نگاه کنید ممکن است 50 درصد بیسواد باشند و در بین 50 تا 60 سالهها حدود 20 درصد بیسواد داشته باشیم و بین 10 تا 20 سال هم حدود 8 درصد بیسواد داشته باشیم؛ هرچه سن پایینتر میآید به علت بالارفتن پوشش تحصیلی و آگاهی مردم و علل مختلف، پوشش بهتر میشود؛ ما 20 سال پیش تعداد بازمانده از تحصیلهایمان خیلی زیاد بود که الان 30 ساله شدهاند؛ الان این آمار کم شده اما همان کم هم زیاد است.
فارس: این آماری که وجود دارد و نشان میدهد بیش از 9 میلیون بیسواد در کشور وجود دارد بازهم بسیار زیاد است، آیا این آمار برای جمعیت کشورمان زیاد نیست؟
مهدیزاده: این آمار را مرکز آمار داده است، ما نه متولی شمارش هستیم و نه متولی آموزش و پرورش، ما هم شاهد همین آمار هستیم.
*9 میلیون و 700 هزار ایرانی بیسواد هستند
فارس: یکی از کارهای اصلی سازمان نهضت سوادآموزی همین است که موضوع سوادآموزی را در کشور با سرعت دنبال کند و علت سؤالات ما هم همین است.
مهدیزاده: مسئله اینجاست که ما هر ساله این کار را انجام میدهیم و همین الان هم میگوییم 9 میلیون و 700 هزار نفر در کشور بیسواد هستند و یک نفر نیست که ما بگوید اینها کجا هستند؛ ممکن است تا 5 سال آینده این آمار را آموزش دهیم اما از کجا معلوم که اینها همانهایی هستند که جزء آن 9 میلیون و 700 هزار نفری هستند که مرکز آمار اعلام کرده است؟
مبنای آماری ما خوداظهاری و عملکردمان، ثبتی است؛ باید یک جایی این مبناها را تغییر دهیم تا این آمار و اطلاعات ما به آمار و اطلاعات ثبتی برگردد، زیرا وقتی الان اطلاعات دقیق است، ورود و خروج نام و آموزشها دقیق است و کد ملی وجود دارد، لزومی ندارد با آمارهای احتمالی طرف باشیم. اگر با آمارهای ثبتی طرف باشیم تعداد بیسوادان ما آن تعداد نیست.
*تعداد بیسوادان در کشور کمتر از آمار اعلام شده است
فارس: یعنی آمار واقعی تعداد بیسوادان موجود در کشور کمتر است یا بیشتر؟
مهدیزاده: کمتر است؛ خیلی کمتر است؛ نمونههایی دارم اما نمیتوانم بحث کنم چون مبنا قانوناً همان سرشماری است؛ اما ما نمونه گرفتیم، مثلاً 1000 نفر را از جایی گرفتیم و تست کردیم؛ آنهایی را که در سرشماری گفتند بیسواد هستند را تست کردیم ببینیم چه وضعیتی دارند، متوجه شدیم یک تعدادی مدرک تحصیلی دارند و در آموزش و پرورش درس خواندهاند، برخی دیپلم داشتند و تا مقطع راهنمایی و متوسطه و در نهضت درس خوانده بودند؛ اما گفته بودند که بیسواد هستند.
*علت اعلام بیسواد بودن توجه به قشر فقیر در کشور است
فارس: چرا اینطور است؟ خودشان عنوان کردهاند که بیسواد هستند؟
مهدیزاده: اینها از جای دیگری که نیامدهاند؛ مردم ایران هستند و احساس میکنند در کشور برای مردم فقیر بیشتر ارزش قائل میشود؛ وقتی آدم بیسواد باشد بیشتر کمکش میکنند، شما باشید این کار را نمیکنید؟ مثلاً راهنمایی و رانندگی به بیسوادان راحتتر گواهینامه میدهد و به بیسوادان بهتر خدمات ارائه میدهند.
فارس: این موضوعی که شما فرمودید یعنی اینکه شما با چالش بزرگی رو به رو هستید.
مهدیزاده: بله، آمار و اطلاعات بحث و معضل اصلی کشور ما است؛ آمار محکم و منسجم که بگوییم چه چیزی است نمی توانیم بگوییم، ما باید به آمار سرشماری استناد کنیم.
*سرشماری میگوید در 18 هزار روستای کشور بیسواد است، اما حتی یک بیسواد هم نبود
فارس: پس نتیجه میگیریم که به نظر شما آمار بیسوادان کشور از 9 میلیون و 700 هزار نفر کمتر است؟
مهدیزاده: واقعیت باید کمتر باشد، در حال حاضر در بیش از 18 هزار روستای کشور بیسوادی به صفر رسیده است و هیچ بیسوادی زیر 50 سال نداریم حتی یک نفر هم وجود ندارد، اما در سرشماری میگویند وجود دارد؛ ما خانه به خانه روستاها را رفتهایم و بررسی کردیم؛ یک نفر بیسواد هم وجود نداشت، اما سرشماری نشان میدهد مثلاً 8 نفر بیسواد در این روستا است؛ حالا من باید چه کار کنم، من میروم آنجا سوادآموزی کنم که همه بیسوادان مدرک نشانم میدهند که سواد دارند، باید چه کار کنم؟




نظر شما