با تأکید بر مشترکات اسلام، مسیحیت و یهودیت ثابت کند که اسلام و تشیع، همان ادامۀ منطقی دو دین پیشین است. این کشیش سابق فرقۀ تعمیدی (باپتیست) در سال 1988 مسلمان و شیعه شده و نام «علی حیدر» را برای خود برگزیده است
***
در قسمت پیش دانستیم که سیرۀ حضرت موسی(ع) نیز چند همسری را تأیید میکند. امروز باز هم به احکامی دربارۀ روابط خارج از چهارچوب نکاح میپردازیم.
تثنیه 22: 13-21 به ایراد اتهام عدم بکارت در ازدواج اشاره میکند. اگر مدعی بکارتی ازدواج کند و معلوم شود باکره نبوده، باید سنگسار شود. اگر شوهرش ادعایی دروغین علیه او مطرح کند و او بکارت خود را ثابت کند، شوهر باید صد مثقال نقره به پدر دختر بدهد و از حق طلاق چشم بپوشد.
تثنیه 22: 22-27 بار دیگر بر مجازات مرگ برای هر دو طرف در زنای محصنه پای میفشارد.(1) با این حال، اگر این گناه در حومۀ شهر اتفاق افتاد که کسی صدای فریاد دادخواهی دختر را نشنید، او مجازات نمیشود. تثنیه 22: 28-29 به تجاوز به دختر مجرد اشاره میکند.(2) مرد باید مهریۀ او را بهمیزان پنجاه مثقال نقره، مهریۀ دختران باکره، بدهد و از حق طلاق چشم بپوشد.
تثنیه 30:22 بار دیگر بر حرمت ازدواج با زن پدر پای میفشارد. تثنیه 17:23 بار دیگر بر حرمت فاحشهگری تأکید میکند.
تثنیه 24: 1-4 از احکام طلاق سخن میگوید. مرد میتواند با دادن طلاقنامهای به زن خود، او را طلاق دهد. آنگاه زن آزاد است تا با دیگری ازدواج کند. اگر زن پس از طلاق اول، ازدواج کند، شوهر اولش نمیتواند با او ازدواج کند.
تثنیه 5:24 مقرر میدارد که مرد تا یک سال پس از زفاف نباید به جنگ برود یا مکلف به انجام کاری شود.(3)
تثنیه 25: 5-10 جزئیات احکام ازدواج با زن برادر متوفا را بیان میکند. اگر مردی بدون فرزند از دنیا برود، منسوب بلافصل او [برادرش] مسؤول ازدواج با همسر اوست و نخستزادۀ این دو، وارث فرد متوفای بدون فرزند نامیده میشود. شانه خالی کردن از این مسؤولیت مستلزم دخالت حقوقی است. همسر فرد متوفا باید در حضور شهود به امتناع برادر شوهر از ازدواج با او شهادت دهد و اگر برادر شوهر باز هم امتناع کرد، زن باید کفشهای او را درآورده و در صورتش آب دهان بیندازد.
در قسمت آینده مسائل مربوط به نکاح را در دورۀ پیامبران و پادشاهان بنیاسراییل بررسی خواهیم کرد.
پانوشتها:
1. «اگر مردی یافت شود که با زن شوهرداری همبستر شده باشد، پس هر دو یعنی مردی که با زن خوابیده است و زن، کشته شوند. پس بدی را از اسراییل دور کردهای. * اگر دختر باکرهای به مردی نامزد شود و دیگری او را در شهر یافته، با او همبستر شود، * پس هر دو ایشان را نزد دروازۀ شهر بیرون آورده، ایشان را با سنگها سنگسار کنند تا بمیرند؛ اما دختر را چونکه در شهر بود و فریاد نکرد، و مرد را چونکه زن همسایۀ خود را ذلیل ساخت، پس بدی را از میان خود دور کردهای. * اما اگر آن مرد دختری نامزد را در صحرا یابد و آن مرد به او زور آورده، با او بخوابد، پس آن مرد که با او خوابیده، تنها کشته شود. * و اما با دختر هیچ مکن زیرا بر دختر، گناه مستلزم موت نیست، بلکه این مثل آن است که کسی بر همسایۀ خود برخاسته، او را بکشد. * چونکه او را در صحرا یافت و دختر نامزد فریاد برآورد و برایش رهانندهای نبود.»
2. «و اگر مردی دختر باکرهای را که نامزد نباشد بیابد و او را گرفته، با او همبستر شود و گرفتار شوند، * آن مرد که با او خوابیده است پنجاه مثقال نقره به پدر دختر بدهد و آن دختر زن او باشد، چونکه او را ذلیل ساخته است و در تمامی عمرش نمیتواند او را رها کند.»
3. «چون کسی زن تازهای بگیرد، در لشکر بیرون نرود، و هیچ کار به او تکلیف نشود، تا یک سال در خانۀ خود آزاد بماند، و زنی را که گرفته است، مسرور سازد.»
۱۵ دی ۱۳۹۲ - ۲۳:۲۸
کد مطلب: ۱۸۰۳۱۹
دکتر توماس مکاِلوِین /ترجمه: احمد عبدا...زاده مهنه - دکتر «توماس مکاِلوِین» (Thomas McElwain) استاد آمریکایی ادیان در دانشگاههای اروپا و آمریکا، در کتاب خود «اسلام در کتابمقدس» (Islam in the Bible) میکوشد تا ...
زمان مطالعه: ۱ دقیقه




نظر شما