دهانه آتشفشان تمامی ندارد. هیچ کس نمی داند از زیر به کجا میرسد. حتی چند غواص هم که آمدند، نتوانستند انتهای دهانه را پیدا کنند. آب چشمه، یخ نمی زند.
پشت در پشت، کسی یادش نمی آید در یخبندانهای چله زمستان هم، آب چشمه یخ زده باشد. مبادا یک وقت به سرتان بزند که از بالای بلندی، توی آب شیرجه بزنید. آبتنی بکنید، اما با احتیاط. آنجا چند تایی طناب هست. طنابها را به کمرتان ببندید که غرق نشوید. چند سال پیش، یک نفر از همان بالا پریده توی آب و دیگر بالا نیامده است...» اینها، باور اهالی روستای «باغچه» درباره یک چشمه آب معدنی است. اهالی باغچه اصرار دارند اینها را به همه تازه واردها بگویند؛ مبادا یکی شان هوس کند بی گدار به آب بزند. چشمه آب معدنی باغچه، نه در دامنه های سرسبز رامسر است و نه در کوهپایه های اردبیل؛ بلکه در وسط دشت خشک مشهد قرار گرفته است.
رؤیای فراموش شده یک روستا
«باغچه»، روزگاری برای خودش، روستای آبادی بوده است. اهالی اش، کشت و کاری داشته اند و گاو وگوسفندی.
روستایشان در حاشیه یک جاده قدیمی قرار داشته که مشهد و فریمان را به نیشابور و تربت حیدریه میرسانده است. بزرگراه «مشهد- باغچه» که کشیده شد، نام باغچه هم سر زبانها افتاد. اما هیچ کس پیش بینی نمی کرد که همین جاده، سبب بی رونقی این روستای قدیمی بشود.
اسم بزرگراه، شد باغچه، اما خود روستا به فراموشی سپرده شد. هر چه جاده جدید رونق گرفت، روستا که حالا از مسیر رفت و آمد مسافرها دور شده بود، از رونق افتاد.
حالا، سالهاست هیچ کس یادش نمی آید که چرا نام این بزرگراه 40 کیلومتری، «باغچه» است. روستای باغچه اما همچنان هست؛ تکیده و تنها و خلوت و خاک گرفته در حاشیه شرقی بزرگراه، در 2 کیلومتری شهر شلوغ مُلک آباد که به لطف بزرگراه، توانست جای باغچه را بگیرد.
مسیر ملک آباد به باغچه، یک مسیر فرعی است که از زیر بزرگراه میگذرد و ملک آباد را به فریمان و سرخس پیوند میدهد.
این مسیر فرعی، از کنار روستای باغچه میگذرد و به «سنگ بست» و ایستگاه راه آهنش میرسد. این جاده هم مانند روستای باغچه، از رونق افتاده است و تنها هر از گاه، ماشینی از آن میگذرد. «چشمه گراب»، درست در کنار همین جاده قرار دارد.
از زرد لیمویی تا سرخ مسی
«گَراب» اسم عمومی همه چشمه هایی است که آبهای معدنی با ترکیبات شیمیایی دارند. گراب، احتمالاً به معنای چشمه ای است که آبش تند و تیز است یا احتمالا به معنای آبی است که بیماری های پوستی را درمان میکند. «چشمه گراب مشهد»، یک مجموعه چشمه آب معدنی است که در یک محوطه چند هکتاری پراکنده اند. اصلی ترین چشمه و پر آب ترین شان، در دل حفره ای بالای یک تپه سنگی قرار دارد. تپه، تقریبا، 15 تا 20 متر از سطح منطقه بلندی دارد و حفره، تا به سطح آب برسد، تقریبا 6 تا 8 متر، گود است.
در کنار این چشمه اصلی، ده، دوازده چشمه ریز و درشت دیگر هم هست که اطراف چشمه اصلی پراکنده اند. آب همه چشمه ها، کم و بیش کدر است و هر جا رسوب کرده، طیفی از رنگهای زرد لیمویی تا سرخ مسی به جا گذاشته است. چشمه ها آن قدرها پر آب نیستند. از هر کدام از چشمه ها، جوی باریک آبی به بیرون میریزد. جویی که چند متری را خیس کرده و به پایان رسیده است. شکل سنگی محوطه، البته منحصر به فرد و زیبایی چشمه ها را بیشتر کرده است.
آب گازدار چشمه «گررو»
دهانه سنگی چشمه، 10 متر قطر دارد. قطر دهانه چشمه هم به 7 متر میرسد. آب کدر چشمه اصلی، سبز یشمی است و کم و بیش از همه جای آن، گاز ساطع میشود. حبابهای گاز را همه جای چشمه میشود دید که از عمق چشمه بالا میآیند و به سطح آب میرسند. این چشمه، همان چشمه ای است که نزد اهالی باغچه، به چشمه «گررو» (تلفظی از گراب) معروف است.
جوانها و نوجوانهای باغچه، گاهی هم تنی به آب چشمه میزنند. دمای آب چشمه، با دمای محیط یکی است، اما هر جا که پوست بدن، نازکتر باشد، تن را میسوزاند. اهالی معتقدند آب چشمه خاصیت درمانی دارد. همان طور که اهالی میگویند، با شنا کردن و فرو رفتن در آب، نمی شود عمق دهانه را پیدا کرد. آب چشمه، چشمها را میسوزاند و طعمش، کمی به ترشی و تلخی میزند.
چند تایی طناب رنگ به رنگ هم هست که شناکننده ها، همانها را به کمرشان میبندند تا اتفاقی برای شان نیفتد. چشمه گراب، فضای نسبتا کوچکی برای شنا کردن است، اما شنا کردن در آب حفرهای که عمقش معلوم نیست، تجربه بی نظیری است؛ حفره ای که با وجود برخی مطالعات زمین شناختی، همچنان ناشناخته و اسرارآمیز است.
جلوه ای زنده از طبیعت
اثر طبیعی ملی چشمه گراب را نه فقط مشهدی ها که خیلی از اهالی ملک آباد هم نمی شناسند؛ اما سنگبرهایی که سالهای پیش به جان سنگها افتادند، منطقه را خوب میشناسند. بخشهایی از محوطه سنگی چشمه، از آسیب سنگبری ها دور نمانده است. اما چشمه گراب به عنوان جلوه ای زنده از طبیعت، باز هم به حیات خود ادامه داده است. از دیواره های فضاهای مکعبی که حاصل برشهای سنگبرهاست، آب اندک چشمه، جریان پیدا کرده است و منظره بی نظیری از رسوبات رنگی را بر دیواره ها ساخته است. رسوبات رنگی حالا دیگر به لایه هایی سنگی بدل شده اند و بی شباهت به تابلوهای نقاشی نیستند.
اثر طبیعی ملی چشمه گراب حالا تحت نظارت اداره کل محیط زیست خراسان رضوی قرار دارد، اما همه حضور و بروز این نهاد، به شکل سردر بزرگی است که روی جاده ورودی محوطه ساخته شده است. با وجود این ، گویا، دست سنگبرها از محوطه چشمه کوتاه شده است.
*****
کارشناس اداره کل محیط زیست خراسان رضوی در گفت و گو با « قدس» مطرح کرد؛ احتمال وجود غارهای زیر زمینی در منطقه چشمه «گراب»
گروه طبیعت: محمدرضا منصوری دانشور،کارشناس اداره کل محیط زیست خراسان رضوی است. او به نتایج تحلیل آزمایشگاهی آب چشمه گراب اشاره میکند و میگوید: یونهای سدیم و کلرور، بیشترین درصد فراوانی را در آبهای این چشمه دارد. وی ادامه میدهد: یونهای بی کربنات، کلسیم، منیزیم و سولفات در رده های بعدی فراوانی در آب چشمه گراب، قرار دارند. منصوری دانشور میگوید: منطقه زاینده چشمه های گراب در طول زمان، رسوبات کربناته به همراه املاح آهن دار را بر جای گذاشته است؛ هرچند برخی از این چشمه ها خاموش شده اند. محمدرضا منصوری دانشور ادامه میدهد: در مقطع میکروسکوپی و ماکروسکوپی سنگهای منطقه نیز شاهدی بر وجود خلل و فرج ناشی از خروج گازهایی در هنگام رسوبگذاری است که این موضوع به همراه شواهد هیدروشیمی آب، نشان دهنده ارتباط چشمه با اعماق بسیار زیاد است. میشود نتیجه گرفت فرآیند زمین شناختی منطقه با وجود فعالیت چند هزارساله، هنوز هم از شرایطی فعال برخوردار است. کارشناس اداره کل محیط زیست خراسان رضوی در عین حال تأکید میکند: پیش از هرگونه فعالیت توسعه ای اعم از اقدامهای گردشگری، معدنی و... در منطقه، باید از انجام مطالعات کارشناسانه در منطقه اطمینان حاصل شود، زیرا دخالتهای نابجا بویژه استخراج سنگ میتواند جاذبه ژئوتوریستی چندین هزارساله چشمه ها را به یکباره نابود کند و یا حتی شبکه پنهان غار احتمالی زیر سطح منطقه را که میتواند یکی از ظرفیتهای عمده گردشگری در استان باشد، تحت تأثیر قرار دهد.




نظر شما