بعد از ۲ سال چند روز قبل دوباره سری به سیاسک زدیم، اوضاع از آنچه قبلاً دیده بودم بدتر شده بود. با کوچه هایی مواجه شدم که حال تبدیل به دریاچه هایی شده بودند و البته جاهایی هم آن قدر ناهموار بود که رفت و آمد در آنها مشکل بود.
دل مردم هم از بی توجهی ها پر بود. جعفری یکی از اهالی درباره مشکلات سیاسک می گوید: از کدام مشکل اینجا بگویم خودتان همه چیز را می بینید و می دانید که به راحتی می شود آنها راحل کرد. «او اولین مشکل را نبود تابلویی می داند که نشان دهد این جا «سیاسک» است و بعد می گوید: هرجایی که وارد می شوی تابلویی دارد، اما این جا حتی تابلوی ورودی هم ندارد.» او تعدادی از اهالی را نشان می دهد که منتظر آمدن اتوبوس واحدند، در حاشیه جاده، کنار قبرستان و بدون هیچ سایبانی که آنها را از گرمای تابستان و برف و باران زمستان حفظ کند، او می افزاید: «آیا حق مردم این روستا نیست که یک سرپناه در ایستگاه واحد داشته باشند؟»
او شیب بندی بد کوچه ها را یکی دیگر از مشکلات می داند که باعث جمع شدن آب و ایجاد مشکلات فراوان در محل تردد اهالی شده است.
جای خالی پل هوایی
فاطمه اسفندیاری یکی دیگر از اهالی به مشکل دیگری اشاره می کند که جان بچه ها را تهدید می کند! او می گوید: «مدرسه آن طرف جاده پر رفت و آمد سیمان است و بچه ها مجبورند بدون پل هوایی از این طرف به آن طرف بروند.»
او اضافه می کند: «آیا جان بچه ها اندازه یک پل هوایی ارزش ندارد. حتماً باید چند نفر کشته شوند تا کاری انجام شود؟» او این مطلب را هم اضافه می کند که چند سال قبل کوچه ها بعد از عملیات گازکشی و مخابرات وضع بدی پیدا کرد و حالا مردم مجبورند از همین کوچه های خراب تردد کنند.
او می افزاید: «نمی دانیم در نهایت این کوچه ها کی آسفالت می شود.»
کوچه هایی که نمی شود در آن راه رفت!
سید حسن موسوی، مسؤول پایگاه بسیج روستاست. او هم به مشکلات فراوانی که مردم سیاسک با آن دست و پنجه نرم می کنند اشاره می کند و می گوید: مشکلات این روستای محروم کم نیست، از نبود یک تلفن عمومی مورد استفاده مردم بگیر تا وضع این کوچه ها که نمی شود در آنها رفت و آمد کرد.
او اضافه می کند: «آیا حق مردم همین است که در این کوچه های خراب تابستان گرد و خاک بخورند و زمستانها از میان گل و لای رد شوند؟»
موسوی ادامه می دهد: «یک سطل آشغال این جا دیده نمی شود و البته در تابستان ها مشکل آب هم به مشکلات مردم اضافه می شود.
او در خاتمه حرفهایش از مسؤولان می خواهد به داد مردم این روستا برسند و تکلیف آنها را روشن کنند.
ناتمامی مشکلات
عباس عرب دیگر فردی است که با دلی پر، از مشکلات مردم سیاسک حرف می زند. او می گوید: «باید شب می آمدید تا وضع روشنایی کوچه ها و حاشیه این جاده را که از وسط سیاسک رد می شود ببینید.» او اضافه می کند: «نمی دانم چرا برای آبادانی همه جا بودجه در نظر گرفته می شود، اما برای این منطقه محروم بودجه نیست و مسؤولان به وضع ما رسیدگی نمی کنند. او به تعداد فراوان کارخانه های مختلف در روستا اشاره می کند و می گوید: نمی دانم چه مبلغی از طرف این کارخانه ها به شورای اسلامی محل پرداخت می شود و این مبلغ چگونه خرج می شود.
وی ادامه می دهد: آیا نباید این کوچه هایی که این طور خراب است، آسفالت شوند؟
و اما....
حرفهای اهالی سیاسک تمامی ندارد و همه آنها اصرار دارند، حرفهایشان در گزارش نوشته شود، شاید از این طریق مسؤولان به درد دل آنها توجه کنند. برخی از اهالی البته از عملکرد شورای اسلامی روستا هم راضی نیستند و بر این عقیده اند شورا باید برای برطرف کردن مشکلات تلاشی کند که تلاش آنها به اندازه لازم نیست. از روستا خارج می شویم و من فکر می کنم آیا باید حتماً مطبوعات سراغ مشکلات یک منطقه، یک روستا و یا ... بروند تا به مشکلات آنها توجه و رسیدگی شود؟






نظر شما