موزه دیرینه شناسی شهر کرمان و البته نخستین موزه دیرینه شناسی کشور در سال ۱۳۸۲ فعالیت خود را آغاز کرد. محسن تجربهکار، مدیر این موزه به ما از تجربهها و اندوختههایش در این سالیان میگوید. او معتقد است، زادگاهش شناختهشده ترین زیستگاه دایناسور ایران است. با ما همراه باشید:
مناطق فسیلی کرمان کجا هستند و شامل چه دورههای زمین شناسی میشوند؟
با توجه به پهناور بودن استان کرمان، تمامی دورههای زمین شناسی را در آن داریم. البته من تا دوره کامبرین کار کردهام؛ یعنی تا زمانی که نخستین موجودات پس از تک سلولیها پیدا شدند. همچون «تریلوبیت»ها یا همان جانوران سه قسمتی که مربوط به 550 میلیون سال پیش است. به دلیل کوهزاییها و حرکات زمین، تمامی دورههای زمین شناسی را در گوشه و کنار این استان شاهدیم. مثلاً اگر 30کیلومتر از کرمان به سمت ماهان و 30 کیلومتر به سمت چترود برویم، بیشتر دورههای زمین شناسی را مشاهده میکنیم، چه برسد به این که مسافت قدری دورتر شود.
در آن دورههای تاریخی، چه موجودات خاصی زندگی میکردند؟
قدیمیترین موجودات موزه که از دوران کامبرین باقی ماندهاند، «تریلوبیت»ها هستند. آنها پس از جانوران تک سلولی بودند. البته از دوران کامبرین صدفهای دو کفهای و جانوران دیگر هم داریم.
از دورههای اردوویسین، انواع اسفنجها و مرجانها و جانوران دریایی را داریم. انواع موجوداتی که شما امروزه در دریاها شاهد هستید و میلیونها سال پیش، زمانی که کرمان امروز، بستر دریا بود، فسیلش را داریم. موجوداتی همچون انواع مرجانها و جانوران دریایی دیگر.
از دورههایی خاص، مانند دوره ژوراسیک در استان کرمان، فسیلهای گیاهی زیادی را داریم که به اثبات میرساند، منطقه بسیار بزرگی از استان کرمان امروزی، روزگاری جنگل بوده و معدنهای زغال سنگ موجود در کرمان خود گواه این ادعاست. ضمن اینکه فسیل حدود چهارصد گونه گیاه امروزه از دوران ژوراسیک موجود است.
اگر از دوران ژوراسیک پایینتر را بررسی کنیم، دریا پیشروی و پسرویهایی داشته که در هر پیشروی جانورانی را با خود آورده و با هر پسروی آنها را برجا گذاشته است.
کرمان به گورستان دایناسورها مشهور است، چرا؟
با توجه به آثار و فسیلهایی که برجا مانده است، کرمان نخستین جایگاه و زیستگاه دایناسورها در ایران شناخته شده است. چندین سال پیش یک گروه فرانسوی، رد پاهایی را در نیزار کرمان کشف کردند و پس از آن تحقیق، آثار دیگری از دایناسورها در منطقه دشت خاک کشف شد، هم اکنون هم آثار بسیار زیادی از دایناسورها در آنجاست. چندی پیش رئیس آکادمی علوم فرانسه، «فیلیپ تاکت» که یکی از فسیلشناسان برجسته جهان است و در زمینه دایناسورها تخصص دارد، گفته بود موضوع مشاهده ردپای دایناسور در کرمان، صحت دارد.
کسی که این مشاهده را داشته، یکی از دوستان خودم بود که پس از پایان تحقیقاتش در ایران به افغانستان رفت و در آنجا پژوهشهای خود را ادامه داد . اما متأسفانه شماری از آثار را بدون هماهنگی جابهجا و تخریب کردند و آثار دیگری هم در موزه داریم که هنوز روی آن بحث است و کار روی آن ادامه دارد. آنها قطعاتی گوناگون از موجوداتی هستند که ظاهراً به موجودات دیگر شباهت ندارند. باید روی آنها کار شود، امیدواریم بتوانیم در آیندهای نزدیک آنها را معرفی کرده و اطلاعات بیشتری در موردشان در اختیار علاقهمندان بگذاریم.
چند ماه پیش، از کشف دندان دایناسوری در کرمان مطلع شدیم؛ پس با وجود این همه دایناسور، این موضوع نباید خیلی تعجب برانگیز و خاص باشد!
در گوشه و کنار استان کرمان، بویژه منطقه راور آثار دایناسورها زیاد دیده میشود، اما تا به حال کسی روی آنها کار نکرده است. بی تردید اگر کار و کاوش بیشتری روی آن انجام شود، آثار اصلی و مهمتری هم پیدا میشود.
ما مدارکی در دست داریم که نشان میدهد جانورانی که در این استان زیست داشتهاند، در دنیا منحصر به فرد و خاص بودهاند. این کشف و تحقیق وسیع احتمال دارد در آینده خیلی چیزها را زیر سؤال ببرد و ما در حال کار روی آنها هستیم.
برای مثال ما انواع موجوداتی را کشف کردهایم که قسمتهای نرم بدنشان به فسیل تبدیل شده است، مانند ماهی. درصورتیکه این مسأله مغایر با تعریفی است که از فسیل داریم؛ چون همیشه شنیدهایم که فسیلها انواع باقیمانده جانورى و گیاهى نظیر جسم حیوانات و استخوان هاى مربوط به آنهاست. پس در یک ماهی، فقط اسکلتش قابلیت تبدیل به فسیل را دارد. در حالی که بتازگی در کرمان موجوداتی را کشف کردهایم که تمامی قسمتهای بدنشان حتی اعضای داخلی به فسیل تبدیل شدهاند. اوایل پذیرفتن آن خیلی دشوار بود، اما پس از آزمایشها و سیتیاسکنهایی که انجام دادیم، باید استادان دیرینه شناسی ایران و جهان واقع بینانهتر روی آن کار کنند. امیدواریم در یکی دو سال آینده خبرهای خوبی از این تحقیقات منتشر کنیم.
علاقه شما به فسیلها از کجا شروع شد؟
در جوانی کوهنورد بودم و هنگام صعود از ارتفاعات اطراف کرمان، فسیلهای زیادی را میدیدم. اما دیدن برخی از آنها برایم عجیب و قابل تأمل بود. مانند دیدن یک صدف یا دیگر گونههای دریایی در ارتفاعات کرمان، که حس کنجکاویام را تحریک میکرد. به دلیل همان کنجکاوی و علاقه ای که در من به وجود آمده بود، آنها را جمع آوری میکردم و با توجه به مجموعهای که تهیه کرده بودم، در یکی از همایشهای دیرینه شناسی دانشگاه کرمان شرکت کردم. در آنجا چند تن از استادان دانشگاه پیشنهاد راه اندازی موزه را دادند و پس از آن مکانی به عنوان موزه دیرینه شناسی کرمان راهاندازی شد.
از کاوشهای فسیلیتان بگویید.
بیش از 35 سال است که به تنهایی در کرمان مشغول کاوش و فعالیت در زمینه فسیلها هستم؛ اما در مورد بیمهرگان نیز استادان دانشگاه کرمان و تهران هم مشغول کار و پژوهش روی مرجانها و گیاهان هستند.
از آثاری که در این مدت به دست آوردهام، در موزه نگهداری میشود که نزدیک به 250هزار سنگواره است. بیشتر آنها کارهای شخصی است و شماری که در سالهای قبل توسط مهندسان روسی و ایرانی کشف شده بود توسط شرکت زغال سنگ کرمان، به موزه دیرینهشناسی کرمان هدیه داده شد. فسیلهایی که حاصل تحقیق و اکتشاف چهل سال مهندسان آن معدن بود.
به نظر شما پس از 35 سال کاوش و کشف فسیل، هنوز هم میتوان به کشف گونههای جدید امیدوار بود؟
مطمئنم اگر امکانات اندکی مانند یک بالگرد و یا حتی تیمی فعال در اختیار بود، اکنون بیشتر از صد هزار قطعه فسیل داشتیم؛ چون کشوری غنی داریم و متأسفانه کسی به آن اهمیت نداده، اما تلاش داریم یک جاذبه به جاذبههای دیگر ایران اضافه شود. مانند همین موزه دیرینه شناسی کرمان. طبق تجربهای که در این سالیان به دست آوردهام و البته مدارک موجود، میدانم که در صورت انجام کاری حرفهای و امکانات لازم، بیش از صد سال دیگر زمان لازم است تا فقط در استان کرمان فسیلهای شاخص را معرفی کنیم.
ضمن اینکه یکسری فسیلهایی هم داریم که برای نخستین بار در دنیا مطرح میشوند. آنها هم جنجالآفرین هستند. در همین ارتباط سال 2006 یک کتاب به نام فسیلهایگوشتی در نیوزیلند به چاپ رسید که در زمینه فسیلهای کرمان تحقیقات کاملی انجام داده بود.



نظر شما