به گزارش قدس آنلاین، تکمیل کردن شعار «رضا شاه...» به عقیده بسیاری این روزها به خط و ربط افراد با جمهوری اسلامی ارتباط دارد. اگر مخالفش باشند «روحت شاد» را در ادامه این شعار فریاد می کشند و اگر با جمهوری اسلامی همدل و همراه باشند، یک «تو روحت» می گذارند تنگش. تقریباً تصور اینکه بحث پیرامون خدمت یا خیانت رضاشاه در چنین چارچوبی به سرانجام برسد، محال است. اما چاره چیست؟
قرارگرفتن در سالروز تاجگذاری رضا پهلوی معروف به رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ بهانه مناسبی است تا کتابی را در این خصوص معرفی کنیم که سعی کرده به همین موضوع پاسخی درخور دهد.
به سبک «صعود چهل ساله»
راه چاره را محمدحسین راجی و محسن فوجی در شیوهای مشابه تالیفات قبلیشان دیدهاند. آن ها پیش از این در «صعود چهل ساله» مبنای ارائه تصویر پیشرفت چهار دهه پس از انقلاب را نه روایت رسمیِ جمهوری اسلامی بلکه آمارهای بین المللی قرارداده بودند. در کتاب «خدا زده» هم احوالات محمدرضا پهلوی را در آیینه آثاری جسته بودند که اساساً مربوط به پیش از انقلاب بودند.
از نیکی کدی و جان فوران تا مجد و آبراهامیان
کتاب «خودِ خدا» نیز، احوالات دوران پهلوی را لا به لای سطور کتابها و خاطرات ذینفوذان دربار و دولت پهلویها، نماینده دولتهای خارجی در آن دوران و اساتید غیرهمسو با جمهوری اسلامی پِیگرفته است. در میان ۱۸ منبع مورد اشاره این کتاب، نام مورخان و شخصیت های برجستهای همچون یرواند آبراهامیان، سر ریدر بولارد ، جان فوران، رابرات گراهام، کریستین دلانوآ، نیکی کدی، محمدقلی مجد و ...دیده می شود.
یک روایت خدشهناپذیر
عدم وابستگی این افراد به جمهوری اسلامی از طرفی و چاپ و انتشار کتابهایشان در خارج از ایران برای مخاطب خارجی و زبان غیرفارسی از سویی دیگر، روایت غیرقابل خدشه را از دوران پهلوی اول پیش چشم خوانندگان می گذارد. خواننده ای که اگر حق پذیر باشد به راحتی این روایت ها را مبنای قضاوت در خصوص رضاخان قرار خواهد داد.
در خدمت یک قضاوت منصفانه
دسته بندی نویسندگان این کتاب برای بررسی احوالات پهلوی اول در ۷ بخش به خوبی نشان می دهد که ادعایشان مبنی بررسی چندهزار خاطره و روایت برای ارائه تصویری نسبتاً کامل از آن دوران بیراه نیست. آن ها تقریباً تمام وجوهی که می شود برای قضاوتی منصفانه درباره یک دوره تاریخی و شخصیت رضاشاه را در نظر گرفت را در این دستهبندی آورده اند؛ از وضعیت اقتصاد، معیشت و عدالت بگیرید تا برخورداریهای عمومی و وضع آزادی و دین و معنویت.
بستن راه برداشتهای متفاوت از منظور اندیشمندان
آوردن تصویر صفحات مورد اشاره در این کتاب از منابع و به زبان اصلی بلافاصله بعد از هر روایت، بیش از پیش راه را بر هر گونه خدشه یا برداشت متفاوت از نوشتههای نویسندگان این کتب بسته است. ضمن اینکه این کار جلوه مستند بودن کار را بیشتر کرده است. بد نیست با هم چند روایت از بخش های متفاوت از این کتاب را از نظر بگذرانیم:
افسانه انگلیسی
محمدقلی مجد، مدرس مرکز خاورمیانه دانشگاه پنسیلوانیا، در کتاب «رضاشاه و بریتانیا» اینگونه آورده است: « بر اساس آمار داراییهای خارجی در ایالات متحده در ژوئن ۱۹۴۱ میلادی می توان استنباط کرد کل دارایی های رضاشاه در آمریکا بالغ بر ۱۸/۵ میلیون دلار بوده است...؛ بنابراین پیداست که تعابیری چون «عصر طلایی، رهبر کبیر، مصلح» از رضاشاه و این دوره تاریخی ایرادهایی دارد...این تعابیر مسلماً افسانه و تبلیغات هوشمندانهای بوده که انگلیسیها ساخته و تا به امروز به آن تداوم بخشیدهاند.«
سرزمینی شگفت انگیز با مردمانی گرسنه
ویلیام داگلاس، قاضی دادگاه عالی ایالات متحده، در کتاب «سرزمین شگفت انگیز و مردمی مهربان و دوست داشتنی» آورده است:« همین طور که غذا می خوردم، به فکر لُرهایی افتادم که زمستانِ قبل از گرسنگی مرده بودند[...]. تنها ۸ ماه پیش در نزدیکی جایی که نشسته بودم، از یک دهکده ۵ هزار نفری لُرها ۹۰۰ نفر از گرسنگی مردند. در نهایت بالاخره دولت مرکزی مقداری گندم تقسیم کرده بود؛ ولی چه سود که تنها از یک دهکده، ۱۵ لُر به قدری لاغر بودند که بعد از رسیدن گندم از گرسنگی مردند.»
روی ریل هدردادن منابع
جان فوران، استاد جامعه شناسی دانشگاه سانتا باربارا کالیفرنیا در کتاب «مقاومت شکننده» می نویسد: تاریخ تحولات اجتماعی ایران از سال ۱۵۰۰ میلادی تا انقلاب»: «احداث این خط آهن ۸۵۰ مایلی سراسری در واقع هدر دادن منابع بود؛ طرحی پرهزینه که چندین پیامد ناگوار داشت: تورم زا بود، اهداف اقتصادی چندانی نداشت، صرفاً از شهرهای مهم کشور عبور می کرد و استاندارد زندگی را پایین می آورد؛ چون هزینه آن از طریق مالیات نزولی قند و چای تامین می شد...»




نظر شما