انس با مرگ با تابوت درمانی !
یک تابوت ساز مبتکر در اوکراین با تابوت درمانی به کسانی که از مرگ وحشت دارند کمک می کند بر ترس خود فائق آیند. این تابوت ساز اوکراینی می گوید:« وقتی در داخل تابوت دراز می کشید به تدریج به خواب ابدی عادت می کنید. »در کارگاه تابوت سازی او، 150 نفرفعالیت می کنند که هر ماه یک هزار تابوت تولید می کنند. او معتقد است:« وقتی شخص در تابوت دراز می کشد مثل زمانی است که به گناهان و خطاهایش اعتراف می کند وی به کارهای منفی خود می اندیشد و شاید فرصتی برای توبه کردن به دست آورد.» مشتریانی که برای تابوت درمانی سفارش ساخت تابوت می دهند می توانند از میان مدل های متنوع یکی را به سلیقه خود انتخاب کنند. برخی کسانی که دراز کشیدن در تابوت را تجربه کرده اند می گویند این تجربه تاثیرگذار است اما برخی نیز تمایلی به این کار ندارند و می گویند لزومی به عجله کردن برای خوابیدن در تابوت نیست و وقتش که برسد همه در آن خواهند آرمید.هزینه این تابوت درمانی برای هر15 دقیقه 25 دلار است.
حشرهای که با مغز میبیند
یافتههای اخیر نشان میدهد احتمالاً مغز یک نوع حشره میوهخوار نقش مؤثرتری در سیستم بینایی این حشره نسبت به چشم او ایفا میکند؛ محققان دانشگاه ویرجینیا به این نتیجه رسیدهاند که مغز لاروهای این نوع حشرات میوهخوار با کمک چشمهای خیلی ابتدایی آنها که تنها 24 گیرنده نوری دارند، تصاویر واضحی از دنیای پیرامونی در اختیار آنها قرار میدهد. نور کافی یا همان ورودی لازم امکان تبدیل دادهها به تصویر را برای مغز نسبتاً بزرگ این حشرات فراهم میکند. نتایج تحقیقات حاکی از آن است که در فرآیند دیدن، دادههای ورودی به اندازه تجزیه و تحلیل مغز اهمیت ندارند؛ در این مورد به خصوص، مغز لارو این حشره این قابلیت را دارد که حداقل دادههای ورودی بصری را تجزیه و تحلیل کند.آزمایشات نشان داد زمانی که یک لارو را ته ظرف مخصوص آزمایشگاهی مهار میکنند؛ سایر لاروها به سمت آن کشیده میشوند و به او در آزادی از شرایطی که در آن اسیر شده، کمک میکنند. محققان با کمال شگفتی متوجه شدند این لاروهای نسبتاً نابینا قادر به رویت جنبوجوشهای لارو اسیر شده هستند. رفتار لاروها حاکی از آن است که آنها بیشتر از آنکه بشنوند یا ارتعاشات را احساس کنند یا حتی بو بکشند، میبینند؛ این نتیجه به دلیل قدرت دید کم و محدود لاروهای حشرات میوهخوار بسیار شگفتانگیز بود. حشرات میوهخوار قادرند با آنالیز نقاط نوری، تصاویر مختلف را تا حدودی تشخیص دهند.محققان در ادامه آزمایشات تجربی خود با نمایش یک فیلم ویدئویی از یک لارو محبوس، دریافتند لاروهای دیگر کماکان تقلا میکنند تا خودشان را به لارو روی صفحه نمایش برسانند؛ این رفتار لاروها به دلیل آنکه نه ارتعاشی، نه صدا و نه حتی بویی را احساس میکنند، این فرضیه را اثبات میکند که لاروها با همان قدرت محدود بینایی قادر به تشخیص شرایط هستند. محققان دریافتند اگر سرعت نمایش فیلم را کم کنند، لاروها کمتر جذب لارو صفحه نمایش میشوند؛ مسئله دیگر که محققان را در تأئید فرضیهشان مصممتر کرد این بود که لاروها در تاریکی برای پیدا کردن مسیر لارو محبوس دچار مشکل شدند.
جزیرهای که معلوم شد وجود ندارد
دانشمندان استرالیایی می گویند:جزیره ای در اقیانوس آرام جنوبی که در نقشه های جهان، نقشه های دریانوردی و نقشه های گوگل دیده می شود، وجود خارجی ندارد. این جزیره که سندی نام دارد و نوار فرضی نسبتا بزرگی است، در نقشه گوگل، بین استرالیا و نیو کالدونیا که تحت حاکمیت فرانسه است، قرار دارد. وقتی پژوهشگران دانشگاه سیدنی به این منطقه رفتند، جز آب های دریای کورال (مرجان) چیزی در آنجا ندیدند.این جزیره موهوم دست کم در یک دهه اخیر در نقشه های گوناگون منتشر شده است. ماریا سیتون، از پژوهشگران این دانشگاه، که با کشتی به منطقه رفته بود، بعد از سفر 25 روزه خود به خبرگزاری فرانسه گفت: "نقشه های دریانوردی در این منطقه، عمق آب را هزار و چهارصد متر نشان می داد و ما خواستیم موضوع را بررسی کنیم. این جزیره روی گوگل ارت و سایر نقشه ها هم بود. برای همین رفتیم و گشتیم و دیدیم که از چنین جزیره ای خبری نیست. گیج شده بودیم. کاملا عجیب است و معلوم نیست چطور وارد نقشه ها شده است." این جزیره نامرئی، اگر وجود می داشت، در محدوده آب های تحت حاکمیت فرانسه محسوب می شد. ولی در نقشه های دولتی فرانسوی، نام این جزیره منتشر نشده است.سازمان جغرافیایی آب های استرالیا که نقشه های دریانوردی این کشور را منتشر می کند می گوید که وجود این جزیره موهوم روی نقشه های علمی و گوگل ارث ممکن است صرفا یک خطای انسانی باشد که در طول این سال ها تکرار شده باشد.یک سخنگوی گوگل هم گفته است که آنها هنگام تهیه نقشه های خود با تعدادی از مراجع قانونی و صاحب نظر مشورت کرده اند.پژوهشگران دانشگاه سیدنی گفته اند که قصد دارند موضوع را پیگیری کنند تا دلیل ثبت چنین خطایی در نقشه ها را بفهمند.
بدترین جا برای تماشای تلویزیون
بدترین محل تماشای تلویزیون جایی است که غذا میخورید. بررسیها نشان داده است تماشای تلویزیون هنگام غذا خوردن موجب میشود نتوانید به مقدار غذایی که میخورید توجه کنید. نتایج مطالعهای که در سال 2006 روی گروهی داوطلب انجام شد نشان داد افراد هنگام تماشای تلویزیون تندتر غذا میخورند. همچنین هنگام تماشای برنامههای تفریحی مصرف ماکارونی و پنیر تا 71 درصد بیشتر میشود. توصیه میشود تلویزیون را در نزدیکی میز غذا خوری قرار ندهید و هنگام غذا خوردن تلویزیون را خاموش کنید. بهترین محل تماشای تلویزیون جایی دور از آشپزخانه است که حتی اگر هوس خوردن چیزی به سرتان زد مجبور شوید چند قدمی تا آشپزخانه راه بروید.
نقش پل ورسک در تغییر نقشه جهان
پل ورسک حدود 76 سال پیش در سوادکوه مازندران به بهرهبرداری رسید. از شگفتیهای ساخت این پل عدم استفاده از هیچ سازه فلزی در ساخت آن است. این پل در مسیر راهآهن سراسری شمال - جنوب و در ارتفاع 110 متری از ته دره با دهانه 66 متری و با وسایلی ابتدایی ساخته شد. این پل دو کوه عظیم و سختگذر عباسآباد را به هم متصل میکند.ساخت پل ورسک از اواسط آبان سال 1313 آغاز و افتتاح رسمی آن روز 5 اردیبهشت 1315 انجام شد. هزینه احداث پل ورسک دو میلیون و 600 هزار ریال اعلام شد. این پل در زمان جنگ جهانی دوم به خاطر نقشی که در کمکرسانی به اتحاد جماهیر شوروی محاصره شده توسط آلمان هیتلری ایفا کرد، معروف شد و لقب پل پیروزی گرفت. به قول فرماندهان متفقین، اگر راهآهن ایران وجود نداشت، نقشه جهان به شکل دیگری بود. به دستور دولت آلمان، لادیسلاوس فون رابسویچ اهل اتریش که در ایران به مهندس ورسک مشهور شده بود، به همراه همسر و فرزندانش به ایران آمد تا یکی از سختترین کارهای دنیا را در فیروزکوه به انجام برساند. پل ورسک هنوز هم نماد مهندسی پیشرفته آلمانیها و انجام کار محکم و درست است. نقل است که به دستور رضاشاه سرمهندس اتریشی این پل موظف شد تا در هنگام عبور اولین قطار زیر پل قرار بگیرد تا در صورت تخریب پل، اولین شخص کشته شده از این حادثه خود او باشد. در حال حاضر قطار تهران- ساری هر روز دو بار از روی این پل میگذرد. قطارهای گرگان و قطارهای باربری و سوختی نیز از روی پل ورسک میگذرند. پل ورسک به عنوان یکی از مهمترین آثار مهندسی راهآهن ایران به ثبت ملی رسیده است.
تفاوت حرکات چشمان زنان و مردان
تحقیقات محققان نشان داده که حرکات چشم در مردان و زنان با یکدیگر متفاوت است. بر اساس یک پژوهش جدید، محققان دریافتند مردان و زنان در شیوه نگاه به اجسام روشهای متفاوتی دارند. اگرچه حرکات چشم زنان کمتر از مردان است اما دید آنها طولانیتر و نگاهشان به مکانها متنوعتر است.بزرگترین تفاوت در حرکات چشم هنگامی مشاهده شد که شرکتکنندگان تصاویری از مردم را مشاهده میکردند. نگاه مردان و زنان متفاوت از یکدیگر بوده و تفسیر آنها از جهان نیز متفاوت است. برای مثال اگر به افراد بگوییم به چهره در عکسی نگاه کنند، مردان ارتباط چشمی مستقیم با چهره تصویر برقرار میکنند و این در حالی است که زنان نگاه خود را کمی رو به پایین و به سمت بینی و دهان چهره میاندازند.
داستان 120 سال زنده باشی! چیست؟
گاهی به هم می رسیم و می گوییم 120 سال زنده باشی! می دانید این اصطلاح یعنی چه و از کجا آمده؟ برای چه نمی گوییم 150 یا 100 سال یا ...در ایران قدیم، سال کبیسه را به این صورت محاسبه می کردند که به جای اینکه هر 4 سال یک روز اضافه کنند و آن سال را سال کبیسه بنامند . هر 120 سال یک ماه را جشن می گرفتند و کل ایران این جشن برپا بود و برای این که بعضی ها ممکن بود یک بار این جشن را ببینند و عمرشان جواب نمی داد تا این جشن ها را دوباره ببینند ، به همین دلیل دیدن این جشن را به عنوان بزرگترین آرزو برای یکدیگر خواستار بودند و هر کسی برای طرف مقابل آرزو می کرد تا آنقدر زنده باشی که این جشن باشکوه را ببینی و این به صورت یک تعارف و سنتی بی نهایت زیبا درآمد که وقتی به هم می رسیدند بگویند.
باور ژاپنی ها در باره انواع گروه خونی
بخش عمدهای از ژاپنیها معتقدند که شخصیت هرکس به نوع گروه خونی او ربط دارد گروه خونی شما چیست؟ A ،B ،AB یا O؟. اما در پس این اعتقاد چیست؟ خون از موارد اشتراک تمام انسانهاست. اما اغلب ما چندان اهمیتی به گروه خونیمان نمیدهیم، البته به جز زمانی که بحث انتقال خون میشود. اما در ژاپن، گروه خونی افراد نقش مهمی در زندگی، شغل و زندگی عاشقانهشان ایفا میکند. عده زیادی در ژاپن معتقدند که گروه خونی یک فرد تعیینکننده خلق و خو و شخصیت اوست. در اغلب مکالمات چه به خواستگاری و آغاز یک رابطه عاشقانه مربوط باشد و چه مصاحبه شغلی، حتما با این سوال مواجه میشوید: "چه گروه خونی دارید؟” براساس یک باور عمومی در ژاپن، کسانی که گروه خونی A دارند، کمالگرایانی حساس هستند، ولی بیش از حد دچار اضطرابند. افرادی با گروه خونی O کنجکاو و بخشنده، ولی سمج و خیرهسر هستند. بخش زیادی از ژاپنیها معتقدند که افرادی با گروه خونی AB متکلف و تظاهرنما، اما در عین حال مرموز و غیرقابل پیشبینی هستند و کسانی که گروه خونی B دارند، بشاش، اما با رفتارهایی نامتعارف هستند که به فردگرایی و خودخواهی تمایل دارند.
داستان تنبل خانه شاه عباسی چیست؟
هنگامی که کسی زیاد تنبلی کند و یا کج و معوج بنشیند و یا لم بدهد، به او می گویند: مگه تنبلخونه شاه عباسه؟ نقل است که؛ شاه عباس کبیر یک روز گفت: خدا را شکر! همه اصناف در مملکت ایران به نوایی رسیده اند و هیچ کس نیست که بدون درآمد باشد.سپس خطاب به مشاوران خود گفت: همین طور است؟ همه سخن شاه را تایید کردند.از نمایندگان اصناف پرسید، آن ها هم بر حرف شاه صحه گذاشتند و از تلاش های شاه در آبادانی مملکت تعریف کردند.اما وزیر عرض کرد: قربانتان بشوم، فقط تنبل ها هستند که سرشان بی کلاه مانده. شاه بلافاصله دستورداد تا تنبلخانه ای در اصفهان تاسیس شود و به امور تنبل ها بپردازد. بودجه ای نیز به این کار اختصاص داده شد.کلنگ تنبل خانه بر زمین زده شد و تنبل خانه مجللی و باشکوهی تاسیس شد. تنبل ها از سرتاسر مملکت را در آن جای گرفتند و زندگیشان از بودجه دولتی تامین شد.تعرفه بودجه تنبل خانه روز به روز بیشتر می شد، شاه گفت: این همه پول برای تنبل خانه؟ عرض کردند: بله. تعداد تنبل ها زیاد شده و هر روز هم بیشتر از دیروز می شود!شاه به صورت سرزده و با لباس مبدل به صورت ناشناس از تنبلخانه بازدید کرد. دید تنبل ها از در و دیوار بالا می روند و جای سوزن انداختن نیست. شاه خودش را معرفی کرد. هرچه گفتند: شاه آمده، فایده ای نداشت، آن قدر شلوغ بود که شاه هم نمی توانست داخل بشود. شاه دریافت که بسیاری از این ها تنبل نیستند و خود را تنبل جا زده اند تا مواجب بگیرند.شاه به کاخ خود رفت و مساله را به شور گذاشت. مشاوران هریک طرحی ارائه دادند تا تنبل ها را از غیر تنبل ها تشخیص بدهند ولی هیچ یکی از این طرح ها عملی نبود.سرانجام دلقک شاه گفت: برای تشخیص تنبل های حقیقی از تنبل نماها همه را به حمامی ببرند و منافذ حمام را ببندند و آتش حمام را به تدریج تند کنند، تنبل نماها تاب حرارت را نمی آورند و از حمام بیرون می روند و تنبل های حقیقی در حمام می مانند.شاه این تدبیر را پسندید و آن را به اجرا درآورد. تنبل نماها یک به یک از حمام فرار کردند. فقط دو نفر باقی ماندند که روی سنگ های سوزان کف حمام خوابیده بودند. یکی ناله می کرد و می گفت: آخ سوختم، آخ سوختم. دیگری حال ناله و فریاد هم نداشت گاهی با صدای ضعیف می گفت: بگو رفیقم هم سوخت!
شاید خودمان کر باشیم!
مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است...به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد. به این خاطر، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت. دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی ، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله 3 متری تکرار کن. بعد در 2 متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد.آن شب همسر مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صدای معمولی از همسرش پرسید "عزیزم، شام چی داریم؟" جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت: " عزیزم شام چی داریم؟" و همسرش گفت:"مگه کری؟! برای چهارمین بار میگم؛ خوراک مرغ!!" حقیقت به همین سادگی و صراحت است. مشکل ، ممکن است آن طور که ما همیشه فکر میکنیم، در دیگران نباشد؛ شاید در خودمان باشد!!
نبریدن گوش با 5 ریال!
روزی آقا محمد خان قاجار فرمان داد در حضورش گوش شخصی را ببرند و میر غضب سفره چرمی را گسترده و آن شخص را روی آن سفره نشانید هنگام که تیغ را برای قطع گوش محکوم تیز می کرد. و مرد بدبخت آهسته چیزی باوگفت آقا محمد خان مشکوک شده و محکوم را به پیش خوانده و گفت: به میر غضب چه می گفتی ؟ مرد جرائت نکرد چیزی بگوید.آقا محمد خان میر غضب را احضار کرد و گفت : اگر حقیقت را نگوئید امر می دهم گردن هر دو را بزنند میر غضب که با اخلاق سر سلسله قاجار آشنا بود و می دانست هر چه بگوید عمل می کند. ناچار گفت : این شخص التماس می کرد که اگر گوشش را از بیخ نزنم در عوض 5 ریال بمن خواهد داد. آقا محمد خان رو به طرف محکوم کرد و گفت : عجب احمقی هستی 5 ریال به خودم بده تا بگویم اصلا گوشت را نبرند .
آمیش ها چه گروهی هستند؟
«آمیشها» وارثان گروههای آناباپتیست سوئیسی هستند که در اوایل سده شانزدهم شکل گرفتند. پایهگذار مکتب یا فرقه آمیش، شخصی به نام «ژاکوب آمان»(1720-1644) بوده است که نام این فرقه هم از نام وی به عاریت گرفته شده است. این فرقه بواسطه نوعی نگرش اصلاحی به فرقه منونایت(یا همان مخالفان غسل تعمید) بوجود آمد. پیروان اولیه آن در سوئیس و کناره جنوبی رود راین ساکن شدند. این افراد از اوایل قرن 18 میلادی شروع به مهاجرت به ایالات متحده کردند و اغلب آنها در پنسیلوانیا اسکان گرفتنددر دهه 1940 و 1950، جامعهشناسان اعلام کردند که آمیش فرهنگ رو به زوالی است که به زودی تحت فشار فناوری مدرن و شهرنشینی از هم فرو میپاشد. اما برخلاف این پیشبینیها آمیش در نیمه دوم قرن بیستم رشد و نمو پیدا کرد. جمعیت آمیش سنتی(old order) در سال 1950 فقط 4100 نفر بود اما تا سال 2000 این رقم با یک رشد تصاعدی به 22300 نفر رسید. در فرهنگ آمیش، ارزش زیبایی در سادگی دانسته میشود.جامعه آنها در اصل مذهبی و مقدس است و زندگی در اطراف مزرعه و کار بر روی آن جنبه معنوی دارد تا مادی، از این جهت هر خانواده آمیشی همواره آرزوی مالکیت یک قطعه زمین کشاورزی دارد. با وجودی که به دولتهای خود(آمریکا یا کانادا) مالیات میپردازند (چون به رعایت قانون توصیه شدهاند) اما کمکهای مالی دولتی مثل بیمه بازنشستگی و بیکاری را قبول نمیکنند و به جای آن در بین خودشان صندوقهای کمک متقابل بین اعضا در شرایط اضطراری دارند.اعضای این گروه از دخالت در سیاست منع شدهاند و برای همین رأی نمیدهند. در ارتش حضور ندارند. کودکان آمیش تا کلاس هشتم بیشتر درس نمیخوانند. چرا که عقیده بر این است که برای آماده کردن بچهها برای سبک زندگی آمیش، همین قدر کفایت میکند. از جنبه های منفی زندگی آمیشها باید به مشکلات ژنتیکی آنها اشاره نمود. این افراد با اسکان در یک فضای محدود و ازدواج درون گروهی، اجتماع بستهای را از لحاظ ژنتیکی تشکیل میدهند. آمیشها در 30 ایالت آمریکا و ایالت انتاریو کانادا سکونت دارند. آمیشها اغلب تمایل دارند که خود را تسلیم "اراده خداوند" نمایند.




نظر شما