پوشش رسانههای غربی از ربایش نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، نمونهای روشن از مکانسیم زبانیِ همیشگی رسانههای جریان اصلی در مواجهه با مداخلات آمریکاست؛ عملکردی که نه با حذف خبر، بلکه با مدیریت معنا، مهندسی واژگان و جابهجایی آگاهانه کانون توجه، اقدامی آشکارا تجاوزکارانه را به روایتی «قابلهضم» برای افکار عمومی غرب تبدیل میکند.
نخستین لایه این سفیدشویی در تیترزنی و انتخاب واژگان آشکار میشود. برای مثال، روزنامه گاردین در تیتر خود از عبارت capture of Nicolás Maduro (دستگیری نیکولاس مادورو) استفاده میکند؛ واژهای که بهطور ضمنی این تصور را القا میکند که با یک فرایند قانونی یا انتظامی و نه ربایش رئیسجمهور یک کشور مستقل روبهرو هستیم. در همین تیتر و متن، تمرکز نه بر کشتهشدن حدود ۸۰ نفر در جریان عملیات، بلکه بر «واکنش سیاستمداران آمریکایی» گذاشته میشود؛ بهگونهای که دغدغه اصلی، اختلاف نظر دموکراتها و جمهوریخواهان درباره پیامدهای سیاسی عملیات است، نه اصل خودِ تجاوز.
بیبیسی نیز از همین الگو پیروی میکند. اگرچه در تیتر اولیه از واژه attack (حمله) استفاده میشود، اما بلافاصله در متن گزارش، روایت به سمت capture (دستگیری) و انتقال قدرت تغییر جهت میدهد. نقل قول از نخستوزیر بریتانیا مبنی بر حمایت لندن از «انتقال قدرت در ونزوئلا» عملاً عملیات نظامی آمریکا را بهعنوان گامی در مسیر «دموکراسی» بازنمایی میکند، بدون آنکه مسئولیت مستقیم واشنگتن در کشتار و نقض حاکمیت ملی برجسته شود.
در فرانسه، لوموند پا را فراتر میگذارد و با تیتر une victoire tactique pour Trump (یک پیروزی تاکتیکی برای ترامپ) ربایش مادورو را در قالب موفقیتی استراتژیک برای آمریکا صورتبندی میکند. این نوع چارچوببندی، خشونت را به حاشیه میراند و نگاه مخاطب را از پیامدهای انسانی به منافع سیاسی قدرت مسلط منحرف میکند.
در رسانههای آمریکایی مانند نیویورک تایمز نیز استفاده از فعل seizes (تصرف کردن) به جای abducts (ربودن) دقیقاً همین کارکرد را دارد. در ادامه، گزارش با این گزاره همراه میشود که «مادورو تهدیدی بزرگتر برای ثبات منطقه بود»؛ روایتی که عملاً قربانیان ونزوئلایی را حذف و خشونت آمریکا را واکنشی ضروری جلوه میدهد.
یکی از ستونهای اصلی این سفیدشویی، تمرکز نظاممند بر اتهام موادمخدر است. از الجزیره تا بیبیسی، بارها به این نکته اشاره میشود که مادورو براساس اتهامات موادمخدر قرار است در دادگاهی در نیویورک حاضر شود. در این چارچوب، ربایش رئیسجمهور یک کشور مستقل به برقراری عدالت تقلیل مییابد و عملیات نظامی، به اجرای قانون فروکاسته میشود. نتیجه روشن است: کشتار دهها نفر به حاشیه میرود و آمریکا در نقش مجری نظم و پلیس جهانی ظاهر میشود.
اما شاید مهمترین بخش سفیدشویی، نحوه برخورد رسانهها با انگیزههای نفتی آمریکا باشد. در حالی که کنترل منابع انرژی ونزوئلا یکی از اهداف آشکار واشنگتن است، رسانههای غربی این واقعیت را یا کاملاً حذف کرده یا در قالبی خنثی و تکنوکراتیک بازنمایی میکنند. برای نمونه، در پستها و گزارشهای بازنشرشده از والاستریت ژورنال، حتی پیش از سخنرانی ترامپ در مورد عملیات ربایش مادورو که در آن بهصراحت از اهداف نفتی آمریکا صحبت میکند، توقیف نفتکشها بهعنوان hitting Maduro in the pocketbook (ضربه زدن به جیب مادورو) توصیف میشود؛ عبارتی که غارت منابع ملی را به یک اقدام تنبیهی شخصی علیه رئیسجمهور تقلیل میدهد.
این الگو پیشتر نیز در پوشش رسانهای جنگ عراق، مداخله در لیبی و بحران سوریه دیده شده است؛ جایی که زبان رسانهای، بهجای بازتاب واقعیت میدانی، به ابزار عادیسازی خشونت تبدیل میشود. در چنین سازوکاری، خبر نه برای اطلاعرسانی، بلکه برای آمادهسازی افکار عمومی تولید میشود.
در نهایت، آنچه از مجموع این پوشش رسانهای برمیآید، نه خطایی موردی، بلکه یک الگوی تثبیتشده سفیدشویی است: عادیسازی تجاوز با بهکارگیری زبان و واژگانی نرم، ترسیم چهرهای شیطانی از دیگری، برجستهسازی روایتهای قضایی و پنهانسازی منافع اقتصادی. ربایش مادورو صرفاً یک رویداد سیاسی نیست؛ بلکه آزمونی است که بار دیگر نشان میدهد رسانههای غربی در بزنگاههای ژئوپلیتیک، بیش از آنکه ناظر مستقل باشند، به بخشی از ماشین مشروعسازی جنایت متجاوز تبدیل میشوند.
۱۶ دی ۱۴۰۴ - ۰۳:۳۱
کد مطلب: ۱۱۲۲۱۶۱
پوشش رسانههای غربی از ربایش نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، نمونهای روشن از مکانسیم زبانیِ همیشگی رسانههای جریان اصلی در مواجهه با مداخلات آمریکاست.
زمان مطالعه: ۳ دقیقه
منبع: روزنامه قدس




نظر شما