تحولات منطقه

حمله به ونزوئلا صرفاً یک تصمیم تاکتیکی در سیاست خارجی آمریکا نیست؛بلکه نقطه‌ای تعیین‌کننده در تضعیف قواعد بین‌المللی به شمار می‌رود؛ هر بار که یک قدرت بزرگ از خطوط قرمز عبور می‌کند،عبور بعدی آسان‌تر می‌شود؛ نه‌تنها برای خود آن قدرت بلکه برای سایرین.

وقتی آمریکا خطوط قرمز را پاک می‌کند؛ حمله به ونزوئلا و فروپاشی بازدارندگی جهانی
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

تحقق تجاوز نظامی به ونزوئلا، تنها یک انتخاب عملیاتی در سیاست خارجی آمریکا نخواهد بود، بلکه لحظه‌ای سرنوشت‌ساز در روند تضعیف قواعد نظم بین‌المللی محسوب می‌شود. در جهانی که پیشاپیش با فرسایش حقوق بین‌الملل و کاهش اعتبار نهادهای چندجانبه دست‌به‌گریبان است، هر اقدام یک‌جانبه تازه از سوی واشنگتن، پیامدهایی فراتر از سطح منطقه‌ای خواهد داشت. چنین اقدامی به‌عنوان یک «سابقه قابل استفاده» در حافظه راهبردی قدرت‌های رقیب ثبت خواهد شد. از این منظر، ونزوئلا دیگر صرفاً یک کشور آمریکای لاتین نخواهد بود، بلکه به معیاری برای سنجش میزان پایبندی ایالات متحده به همان قواعدی تبدیل می‌شود که سال‌ها دیگران را به رعایت آن‌ها فراخوانده است.

وقتی اتهام به واقعیتی ملموس تبدیل می‌شود

نخستین اثر چنین اقدامی در سطح روایت‌ها آشکار خواهد شد. رقبای آمریکا مدت‌هاست در تلاش‌ هستند تصویری از واشنگتن بسازند که قوانین را برای دیگران می‌نویسد، اما خود به آن‌ها پایبند نیست. تجاوز به ونزوئلا دقیقاً همان نقطه اتکایی را فراهم می‌کند که این روایت را از سطح اتهام به واقعیتی ملموس تبدیل کند. از آن پس، هر زمان که ایالات متحده تجاوز، مداخله یا نقض حاکمیت ملی را محکوم کند، ونزوئلا به‌عنوان نمونه‌ای برای به چالش کشیدن اعتبار اخلاقی این ادعاها مطرح خواهد شد. این تغییر در میدان نبرد روایت‌ها شاید هزینه‌ای فوری و ملموس نداشته باشد، اما در بلندمدت قدرت اقناعی آمریکا را به‌تدریج فرسایش خواهد داد.

فرسایش روایت‌ها به‌مرور به فرسایش ابزارهای عملی سیاست خارجی تبدیل می‌شود. یکی از مؤثرترین ابزارهایی که آمریکا برای مهار رقبا به کار گرفته، فشارهای حقوقی و دیپلماتیک بوده است؛ ابزارهایی که بر پایه نوعی اجماع نسبی جهانی درباره قواعد رفتار دولت‌ها عمل می‌کنند. اما زمانی که خود ایالات متحده این قواعد را نقض کند، این ابزارها کارایی خود را از دست می‌دهند. تحریم‌ها، بیانیه‌های محکومیت و تلاش برای بسیج افکار عمومی جهانی تنها زمانی اثرگذارند که واشنگتن بتواند به‌طور معتبر خود را مدافع نظم بین‌المللی معرفی کند. تجاوز به ونزوئلا این جایگاه را به‌شدت تضعیف خواهد کرد.

در چنین شرایطی، رقبای آمریکا نه‌تنها از این سابقه برای توجیه اقدامات گذشته خود استفاده خواهند کرد، بلکه آن را چراغ سبزی برای رفتارهای آینده نیز تلقی می‌کنند. جهانی که در آن خطوط قرمز به‌صورت گزینشی رعایت می‌شوند، جهانی است که محاسبات هزینه–فایده در آن دگرگون می‌شود. اگر ایالات متحده می‌تواند به بهانه‌های امنیتی یا بشردوستانه از حاکمیت کشورها عبور کند، چرا دیگران نتوانند؟ این پرسش، بنیان‌های بازدارندگی هنجاری را که پس از جنگ سرد شکل گرفت، تضعیف می‌کند.

آثار این روند به‌ویژه در مناطق حساس جهان آشکار خواهد شد. در اروپای شرقی، شرق آسیا و خاورمیانه، بازیگران مختلف با دقت رفتار آمریکا را رصد می‌کنند تا دریابند کدام مرزها قابل عبور است. تجاوز به ونزوئلا می‌تواند این برداشت را تقویت کند که استفاده از زور بار دیگر در حال تبدیل شدن به ابزاری مشروع در سیاست بین‌الملل است. در چنین فضایی، خطر اقدامات یک‌جانبه افزایش می‌یابد و بحران‌ها به‌جای مدیریت دیپلماتیک، بیشتر به سمت نظامی‌سازی سوق پیدا می‌کنند.

این تغییر حتی برای متحدان آمریکا نیز نگران‌کننده خواهد بود. بسیاری از متحدان اروپایی واشنگتن، که امنیت خود را بر نظم مبتنی بر قواعد بنا کرده‌اند، با دوراهی جدی مواجه می‌شوند. حمایت آشکار از آمریکا به معنای پذیرش تضعیف اصولی است که امنیت خودشان بر آن استوار است، و فاصله گرفتن از واشنگتن نیز هزینه‌های سیاسی و امنیتی خاص خود را دارد. این تنش، انسجام بلوک غرب را از درون تضعیف کرده و فضای مانور بیشتری در اختیار رقبای آمریکا قرار می‌دهد.

در همین حال، کشورهای جنوب جهانی این تحولات را از زاویه‌ای متفاوت خواهند دید. برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه، حمله به ونزوئلا تأییدی بر این باور دیرینه خواهد بود که نظم جهانی بیش از آن‌که بر عدالت استوار باشد، بر توازن قدرت بنا شده است. چنین برداشتی تمایل این کشورها به همسویی با آمریکا را کاهش داده و آن‌ها را به سوی گزینه‌های جایگزین سوق می‌دهد؛ گزینه‌هایی که شاید به ثبات یا دموکراسی منجر نشوند، اما دست‌کم وعده مداخله کمتر را می‌دهند.

استثناها به‌سرعت به قاعده تبدیل می‌شوند

در نتیجه، ایالات متحده با یک پارادوکس راهبردی مواجه خواهد شد. اقدامی که با هدف نمایش قدرت یا ایجاد بازدارندگی انجام می‌شود، در عمل می‌تواند همان بازدارندگی را تضعیف کند. حمله به ونزوئلا رفتار رقبای آمریکا را مهار نخواهد کرد؛ بلکه ابزارهای روانی و خطابی لازم را در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد تا اقدامات خود را مشروع جلوه دهند. در چنین جهانی، هزینه مدیریت بحران برای واشنگتن افزایش می‌یابد و نیازمند منابع بیشتر، تعهدات نظامی گسترده‌تر و پذیرش ریسک‌های بالاتر خواهد بود.

نکته کلیدی این است که ایجاد سابقه در نظام بین‌الملل اغلب پیامدهایی بسیار فراتر از نیت‌های اولیه به همراه دارد. تصمیم‌گیران ممکن است حمله به ونزوئلا را یک استثنا توجیه کنند، اما تاریخ نشان می‌دهد که استثناها به‌سرعت به قاعده تبدیل می‌شوند. هر بار که یک قدرت بزرگ از خطوط قرمز عبور می‌کند، عبور بعدی آسان‌تر می‌شود؛ نه‌تنها برای خود آن قدرت، بلکه برای دیگران نیز.

در نهایت، حمله به ونزوئلا بیش از آن‌که نشانه‌ای از قدرت آمریکا باشد، نشانه‌ای از شکنندگی نظم جهانی است؛ نظمی که خود ایالات متحده نقش اصلی در شکل‌دهی به آن داشته است. با تضعیف این نظم، واشنگتن نه‌تنها ته‌مانده‌های اعتبار اخلاقی و حقوقی خود را از دست می‌دهد، بلکه جهانی را رقم می‌زند که در آن رقابت‌ها دشوارتر مدیریت می‌شوند، بحران‌ها خطرناک‌ترند و بازدارندگی هزینه‌برتر است. اگر آمریکا نگران رفتار رقبای خود است، باید درک کند که خطرناک‌ترین سوابق، همان‌هایی هستند که توسط قدرتمندترین بازیگران ایجاد می‌شوند. ونزوئلا می‌تواند به یکی از این سوابق تبدیل شود.

برچسب‌ها

حرم مطهر رضوی

کاظمین

کربلا

مسجدالنبی

مسجدالحرام

حرم حضرت معصومه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha