تحولات منطقه

سریال «محکوم» ساخته سیامک مردانه با پرداختن به یک قصه جنایی سعی داشت جا پای سریال‌های پرطرفدار نمایش خانگی بگذارد اما روایت ناپخته، شخصیت‌پردازی بد و کشدار کردن بی‌دلیل قصه، مخاطبان را در قسمت‌های پایانی سریال دل‌زده کرده است.

درباره سریالی که زیادی کشدار شده است / نمره مردود «محکوم»
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

سریال «محکوم» ساخته سیامک مردانه با پرداختن به یک قصه جنایی سعی داشت جا پای سریال‌های پرطرفدار نمایش خانگی بگذارد اما روایت ناپخته، شخصیت‌پردازی بد و کشدار کردن بی‌دلیل قصه، مخاطبان را در قسمت‌های پایانی سریال دل‌زده کرده است.
مردانه که نخستین تجربه کارگردانی خود را در سریال‌سازی با «محکوم» پشت سر می‌گذارد، پیش از این به عنوان دستیار کارگردان در دو فصل پایانی سریال «زخم کاری» با محمدحسین مهدویان همکاری داشت و در نخستین گام سریال‌سازی‌اش با مشاوره مهدویان، همان قاب‌بندی‌ها و لحن روایت را دارد تا مخاطب را به یاد آثار کارگردان زخم کاری بیندازد به ویژه در آب بستن به قصه!
یکی از ضعف‌های بزرگ فیلم‌نامه سریال مربوط به شخصیت اصلی، نسرین آرمند است؛ دادیار زنی که سال‌ها پس از مرگ همسرش در جست‌وجوی یک زندگی تازه، می‌خواهد ازدواج مجدد داشته باشد اما مخالفت پسرش و رخدادهای پیش‌بینی نشده، او را میان عشق مادری و مسئولیت شغلی به چالش می‌کشد. اگرچه اتهام قتل پسر نسرین بابت قتل دختر خسرو، ازدواج دوم او را ناکام می‌گذارد اما گسل اصلی جایی است که همه مردان مهم قصه به عشق نسرین، دست به انتقام‌جویی یا عدالت‌خواهی می‌زنند! یعنی هر کسی از راه می‌رسد عاشق نسرین است! از تراپیست و وکیل گرفته تا بازپرس آگاهی همه به او علاقه‌مند هستند و احتمالاً اگر مرد دیگری هم در سریال وجود داشت حتماً به او علاقه‌مند می‌شد.
عشق بازپرس پرونده به همکارش، عجیب به تصویر کشیده می‌شود؛ چرا پیش از خسرو، ادیب تلاشی برای بدست آوردن دل همکارش که می‌دانسته سال‌ها بیوه شده، نکرده است و منتظر مانده که دقیقاً چند روز پس از اینکه مهر طلاق ازدواج دومش ثبت شود، به او ابراز علاقه کند! اصلاً رابطه این دو نفر چه پیشینه‌ای دارد؟ چرا نویسنده‌های اثر فکر نکرده‌اند چنین مسائلی از دیدگاه مخاطبان امروزی نه تنها پذیرفته نیست که مسخره به نظر می‌رسد!
یکی دیگر از ضعف‌های آشکار سریال، پیچیده‌تر کردن بی‌دلیل بحران‌هاست و کارگردان با رفتارهای غیرمنطقی کاراکترهایش، این بحران را پیچیده‌تر می‌کند. عجیب اینکه گره‌های پیچیده قصه به ساده‌ترین شکل ممکن باز می‌شود مثل رضایت دادن خسرو و آزادی مهیار و دوباره شکل‌گیری گره عجیب دیگری همچون دزدیده شدن مهیار. به هر حال مخاطب از یک جایی به بعد این ترفند را می‌فهمد و متوجه می‌شود این قصه تلاش دارد به هر شکلی ماجراها را وصله ‌پینه‌ کند چون کارگردان خواسته آن را تا قسمت بیست‌ و دوم ادامه دهد به طوری که تا اینجای کار (قسمت بیستم) ماجراها بی‌دلیل کش آمده و کارگردان تا توانسته به قصه آب بسته است.
ضعف شخصیت‌پردازی کاراکتر مهیار و استفاده بیش از حد کارگردان از این شخصیت برای پیچیده‌تر کردن ماجراها هم سبب نارضایتی مخاطبان از «محکوم» شده است. در واقع آن قدر این شخصیت، به نحو بیهوده‌ای مشکوک نشان داده می‌شود که نه تنها کمکی به تعلیق بیشتر اثر نمی‌کند بلکه پس از گرفتن رضایت و آزادی مهیار، مخاطب از این همه پیچیدگی بی‌دلیل، عصبانی می‌شود.
ضعف دیگر سریال در پرداخت شخصیت‌های پلیس قصه است. آن قدر قاتل، دست‌نیافتنی و باهوش به تصویر کشیده شده که مخاطب در انتظار یک قاتل حرفه‌ای است و باید دید در پایان سریال، دلیل این قاتل دست‌نیافتنی برای انجام قتل‌های زنجیره‌ای، آن قدر قوی و محکمه‌پسند هست که مخاطبِ جان به لب رسیده را قانع کند.
به نظر می‌رسد هیجان‌زدگی سناریونویس «محکوم» بابت ایده نویی که داشته، او را در مسیر پرداخت با شتاب‌زدگی مواجه کرده است.
اگر چه سوژه سریال ، جذاب و تازه است اما نوع پرداخت و دقت در جزئیات روایت مهم‌تر است که «محکوم» تا اینجای کار نشان داده در این آزمون، مردود شده است.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha