بد نیست به بهانه تعطیلیهای مکرر در مکرر مدارس کشور از خود بپرسیم بالاخره تکلیف این دانشآموزان همیشه آنلاین چه میشود؟بیایید رودربایستی را کنار بگذاریم و رک و راست با هم صحبت کنیم. زمانی که مدرسهها حضوری و دستکم جسم بچهها سرکلاس حاضر بود، نتیجهاش شد این! نسلی که پشت نیمکت فقط فرمول و کلمه حفظ کرده و از کلاس بیرون نرفته همه را از یاد برده است. نسلی که نگارش سادهترین کلمات را هم بلد نیست و در یک متن ۲۰ خطی ۲۰ غلط املایی دارد؛ تازه اگر از پس نوشتن چنین متنی بدون چت جیپیتی برآید.بله، اینکه جوان یا نوجوانی سلام کردن به بزرگترش را آموخته باشد مهم است، اینکه در اتوبوس جایش را به پیرزن یا پیرمردی که ایستاده بدهد مهم است، اینکه ادب رفتار با دیگران را بداند مهم است، اینکه فقط به فکر خودش نباشد و لااقل به فکر اطرافیانش هم باشد مهم است، اینکه در خانواده و اجتماع مسئولیتپذیر باشد مهم است، چون مجموع همه اینها، نامش میشود وجدان و انسانیت و اخلاق و ادب و تربیت که مختص نسلهای گذشته نیست و باید در وجود هر فردی باشد.اما دستگاه متولی تعلیم و تربیت کشور هیچکدام از اینها را به فرزندان و آیندهسازان ایران نیاموخته است. چرا؟ چون تمام این چند دهه، نظام آموزش ما بدون پرورش بوده است. تعلیم بدون تربیت!
نتیجه رشد یافتن در چنین نظام آموزشیای، نسلی است که نه مفاخر کشورش را میشناسد و نه تاریخ کشور خود را میداند و نه درک درستی از آینده آن دارد. البته که از وزارت همیشه بیبودجهای که سکاندارش هنوز مشکل کلاسهای بدون معلم و دانشآموزان بدون مدرسه را حل نکرده، رسیده به مسئله اصلی حلنشدنی وزارتخانهاش یعنی معیشت کارکنان، چه انتظاری میتوان داشت!
یا چه توقعی باید داشته باشیم از معلمی که هیچوقت کرامتش حفظ نشده و حساب و کتاب حقوق و زندگیاش با هیچ فرمول ریاضی دو دو تا چهارتا نشده و مجبور بوده بعد از زنگ آخر برود سراغ کار دومش که آخر ماه حداقل به نقطه صفر نمودار مالی برسد.خلاصه که نه کتابهای درسیمان و نه نظام آموزشیمان برای پرورش نسلی دغدغهمند و مسئولیتپذیر طراحی و برنامهریزی نشده است. حالا چه بپذیریم و چه نپذیریم تمام این کنش و واکنشهای نسل جدید و اخلاق و رفتارشان نتیجه تربیت شدن در خانواده و اجتماع است که ۱۲ سال تحصیل در مدارس هم جزئی از همین تربیت اجتماعی بوده است. با این اوصاف، حساب کنید تکلیف نسل جدید دانشآموزان ایرانی چیست که نه فقط از پرورش که از آموزش هم محروم هستند.این نومحصلان تازه پایشان به کلاس اول رسیده بود و میخواستند «الف» را به «ی» برسانند که کرونا آمد و کلاس درس به گوشی و تبلت با اینترنت نصفه نیمهای خلاصه شد که آن هم برای همه نبود و بیچاره آن بچههای روستایی و مناطق محروم که خدا میداند چقدر از تحصیل جا ماندند.
کرونا هم گذشت و آن دوران همه با تمام بدبختیهایش تمام شد؛ بالاخره بچههای دهه ۹۰ رفتند مدرسه و پشت نیمکت کنار هم نشستند. اما تازه آمدند به کلاس درس خو کنند که بحرانها یکی پس از دیگری با قفل و زنجیر از راه رسیدند تا در مدرسهها را تخته کنند؛ یا گفتند برق نیست و گاز نداریم یا فرمودند آنفلوانزا آمده و آلودگی هوا داریم.خلاصه که کلاسهای درس مدارس به هر بهانهای شده این روزها ماهی چند روز خاک میخورند که «ناآرامی جامعه» هم آمد و درِ مدارس چهار قفله شد.حالا حساب کنید آخر و عاقبت این نسل جدید چه شود با این مدارسی که حالا دیگر در آنها نه خبری از پرورش هست و نه آموزش. چرا برای چنین روزی چاره درستی ندارید؟ دو سال کرونا فرصت کمی بود برای پیدا کردن راه حل مؤثر برای عقب نماندن از تعلیم و تربیت دانشآموزان؟پیشبینی ناآرامی جامعه را نمیکردید، درست، ولی واقعاً نمیدانستید قرار است با کمبود آب و برق و گاز و آلودگی هوا مواجه شوید و همه اینها ممکن است مدارس را به تعطیلی بکشاند؟ که اگر میدانستید و باز کاری نکردید بد به حال این مردم.
میدانید چند درصد این محصلان هنوز توان خرید گوشی هوشمند را ندارند؟ میدانید برای خیلی از آنها حتی خرید بسته اینترنتی هم سخت است، که تازه برسند به آن بستری که نه دل معلم از آن شاد است و نه دانشآموزان و نه اولیا.البته که هیچکدام از اینها را نمیدانید، چون تعلیم و تربیت نسل بعد همیشه اولویت هیچم بوده است.
۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۳:۱۰
کد مطلب: ۱۱۲۵۴۰۹
بد نیست به بهانه تعطیلیهای مکرر در مکرر مدارس کشور از خود بپرسیم بالاخره تکلیف این دانشآموزان همیشه آنلاین چه میشود؟
زمان مطالعه: ۳ دقیقه
منبع: روزنامه قدس




نظر شما