تحولات منطقه

۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۸:۰۰
کد مطلب: ۱۱۲۵۸۶۸

«مخبرالسلطنه هدایت»، نامی آشنا برای علاقه‌مندان به تاریخ معاصر است. این شهرت بیشتر برای حضور مکرر او با مناصب گوناگون در صحنه سیاست ایران اواخر  قاجار و دوران سلطنت رضاشاه است. دوران حیات این شخصیت سیاسی، با سلطنت ۶ پادشاه همزمان بود ...

کبریت بی خطری که تاریخ می نوشت!
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

«مخبرالسلطنه هدایت»، نامی آشنا برای علاقه‌مندان به تاریخ معاصر است. این شهرت بیشتر برای حضور مکرر او با مناصب گوناگون در صحنه سیاست ایران اواخر قاجار و دوران سلطنت رضاخان است. دوران حیات این شخصیت سیاسی، با سلطنت ۶ پادشاه و وقوع رخدادهای بزرگی هم‌چون ترور ناصرالدین‌شاه، انقلاب مشروطه، دوران استبداد صغیر، انقراض سلسله قاجاریه، روی کار آمدن رضاشاه، وقوع دو جنگ جهانی و در نهایت، اشغال ایران و به قدرت رسیدن پهلوی دوم، همزمان بود. مخبرالسلطنه در اغلب این مقاطع یا شاهدی مطلع بوده و یا خود در آن نقش‌آفرینی کرده است.

یک دوجین شغل!

«مهدیقلی هدایت» مشهور به «مخبرالسلطنه هدایت»، در سال ۱۲۴۳ه.ش (۱۲۸۰قمری) در تهران به دنیا آمد. او فرزند «علیقلی‌خان مخبرالدوله» (وزیر علوم ناصرالدین‌شاه و وزیر داخله مظفرالدین‌شاه) و نوه «رضاقلی هدایت» (ادیب، شاعر و رئیس دارالفنون در زمان ناصرالدین‌شاه) بود و از کودکی، در محیطی اشرافی و در ارتباط با بزرگان و صاحب منصبان رشد کرد. پس از آموزش‌های اولیه و سنتی، در سال ۱۲۵۸ه.ش، برای تحصیل در رشته ادبیات آلمانی، عازم این کشور شد. در آنجا ضمن تحصیل، به مطالعه تاریخ کشورهای اروپایی نیز پرداخت. پس از ۲ سال به ایران بازگشت و به کارهای دولتی و تدریس در مدارس جدید پرداخت. او از هوادارن مشروطه بود و پس از به ثمر نشستن آن، به همراه برادرش «مرتضی‌قلی صنیع‌الدوله» و میرزاحسین‌خان و میرزاحسن‌خان پیرنیا، نظامنامه انتخاباتی را تدوین کرد. مخبرالسلطنه، عهده‌دار برگزاری اولین دوره انتخابات مجلس در تهران نیز بود. در نخستین کابینه مشروطه، وزیرعلوم و در کابینه‌های بعدی(ناصرالملک و نظام السلطنه) به وزارت دادگستری و معارف رسید. در سال ۱۲۸۷ ه.ش حاکم آذربایجان شد، امّا پس از به توپ بسته شدن مجلس، از این منصب استعفا داد و به آلمان رفت. او با فتح تهران و پیروزی مشروطه‌خواهان دوباره به ایران بازگشت و حاکم آذربایجان شد. دو سال بعد، خطه فارس میزبان مخبرالسلطنه به عنوان والی بود. پس از این دوران و در سال ۱۲۹۴ش، در کابینه‌های عین‌الدوله و مستوفی‌الممالک، سمت وزیر عدلیه را داشت. در جریان قیام شیخ‌محمد خیابانی، از سوی نخست‌وزیر به آذربایجان رفت. با رایزنی با بزرگان تبریز و ایجاد تفرقه در میان طرفداران خیابانی، مقدمات شکست و شهادت او را فراهم آورد. در سال ۱۳۰۱ه.ش و یک سال پس کناره‌گیری از حکومت آذربایجان، در کابینه «مستوفی الممالک»، عهده‌دار وزارت فواید عامه و تجارت شد. با آغاز سلطنت پهلوی اول، با توجه به هواخواهی از ایده جمهوری‌خواهی رضاخان، نزد او از جایگاه ویژه‌ای برخوردار شد. مخبرالسلطنه در کابینه فروغی جایی نداشت امّا در کابینه مستوفی‌الممالک، باردیگر عهده‌دار وزارت فواید عامه و تجارت شد و در همین سمت و در سال ۱۳۰۵ لایحه ایجاد راه آهن سراسری شمال به جنوب ایران را به مجلس برد.

هر چه شما بفرمایید!

در خرداد سال ۱۳۰۶ و در حالی که تنها یک ماه از فعالیت هدایت به عنوان «رئیس دیوان عالی تمیز» (بعدها به دیوان عالی کشور تبدیل شد) می‌گذشت، با نظر مثبت و پیشنهاد «تیمورتاش»، وزیر دربار مقتدر رضاشاه در آن روزها، به نخست‌وزیری رسید. تیمورتاش به دنبال نخست‌وزیری مطیع بود که اختیارات واقعی را از او نگیرد. مخبرالسلطنه گزینه مناسبی بود چرا که «نه مانند مستوفی‌الممالک وجاهت ملی داشت و نه مانند فروغی به شاه و انگلیس نزدیک بود. نزدیک به هفتادسال سن و سابقه ای طولانی در تصدی مناصب مهم دولتی داشت و به لحاظ اجتماعی هم فوق‌العاده تسلیم مافوق بود و از همه حرف‌شنوی و با همه سازگاری داشت.» این پیشنهاد با این شرط مهم که مخبرالسلطنه دست تیمورتاش و «نصرت‌الدوله فیروز» را در امور اجرایی و سیاسی کشور باز بگذارد، با موافقت رضاشاه همراه شد. مخبرالسلطنه در کتاب معروف خود، «خاطرات و خطرات» که پس از برکناری و تبعید رضاشاه منتشر شد، در این باره می‌نویسد:«در پشت و روی کار غور کردم و با بعضی دوستان شور. غالب را عقیده به مضمون این شعر بود که خلاف رای سلطان رای جستن، [به خون خویش باشد دست شستن] خصوصاً مزاج پهلوی که طبعاً دیکتاتور است. [به همین دلیل] تن به قضا در دادم.» او به اعتراف خودش، تنها «ماشین امضای رضا شاه» بود. در همین ارتباط می‌گوید: «در دوره پهلوی، هیچ کس اختیار نداشت. تمام امور می‌بایست به عرض برسد و به آن‌چه فرمایش می‌رفت، رفتار شود.»

مخبرالسلطنه و کابینه تشریفاتی

در دوران ۶ ‌ساله نخست‌وزیری مخبرالسلطنه، شاه حاکم مطلق کشور و تیمورتاش صاحب اصلی کابینه بود. همه وزرا مطالب خود را با وزیر دربار هماهنگ می‌کردند. در کابینه او که پایدارترین کابینه سلطنت رضاخان نیز محسوب می‌شود، مسئولیت شخصی وزرا در مقابل مجلس، مسئولیت مشترک وزرا در تصمیمات دولت و مبرا بودن پادشاه از مسئولیت، کاملاً به حاشیه رفت. مخبرالسلطنه خود در شرح استعفایش می‌نویسد:«به شاه عرض کردم تا تیمورتاش بود، فرمودید قول تیمور قول من است. بعد از تیمور، هر وزیری هر مطلبی به هیئت آورد، گفت به عرض رسیده و تصویب شده است.» بررسی«خاطرات و خطرات» نشان می‌دهد که یکی از انگیزه‌های اصلی هدایت برای نوشتن این کتاب، دفاع ازکارنامه سیاسی خود به ویژه در دوران نخست‌وزیری‌اش است. او تلاش می‌کند تا خود را مخالف برخی برنامه‌ها و اقدامات شاه نشان دهد. این در حالی است که بخش عمده‌ای از اقدامات مهم پهلوی اول در عرصه‌های مختلف، در دوران نخست وزیری هدایت رخ داد. از جمله، قانون البسه متحدالشکل که مقدمه‌ای برای کشف حجاب بود، درگذشت مشکوک حاج آقانورا... اصفهانی، تبعید حاج آقا حسین قمی به عتبات، بازداشت آیت ا... مدرس و حذف او از صحنه سیاسی کشور، قتل فرخی یزدی و ... . امّا او زیرکانه در کتابش یا اصلاً به این موارد اشاره‌ای نکرده و یا به صورت سطحی از آنها گذشته است، به طوری که در خاطرات۵۰۰ صفحه‌ای خود، فقط ۳۰ صفحه را به دوران شش‌ساله نخست‌وزیری‌اش اختصاص داده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha