تحولات منطقه

همان‌طور که انتظار می‌رفت دومین نسخه از فرنچایز زوتوپیا توانست به فروش خیلی خوبی دست پیدا کند. البته وقتی می‌گویم خیلی خوب، باور کنید منظورم واقعاً خیلی خوب است.

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

همان‌طور که انتظار می‌رفت دومین نسخه از فرنچایز زوتوپیا توانست به فروش خیلی خوبی دست پیدا کند. البته وقتی می‌گویم خیلی خوب، باور کنید منظورم واقعاً خیلی خوب است. «زوتوپیا۲» تا همین‌جا توانسته «اینساید آوت» و «فروزن» و خیلی‌های دیگر را پشت سر بگذارد و عنوان پرفروش‌ترین انیمیشن تاریخ هالیوود را هم به دست آورده است؛ آن هم با فروشی نزدیک به ۲میلیارد دلار.
زوتوپیا۲ را هم مثل قسمت اول آن، بایرون هوارد و جرِد بوش برای کمپانی «والت‌دیزنی» در رده سنی PG ساخته‌اند. نویسنده هم خود بوش بوده است.رکورد دیگری که سینمادارها خیلی از آن خوششان می‌آید و توسط زوتوپیا شکسته شد، زمان رسیدن به فروش یک‌میلیارد بود، آن هم با فقط ۱۷ روز. این دیگر خیلی خوب است باور کنید؛ به‌ویژه برای سیستم پخش فیلم با آن طول و عرضش در جهان.زوتوپیا۲ رکورد فروش در چین را هم شکست. در این شرایط قاراشمیش اقتصاد جهانی، چینی‌ها عملاً دیزنی را نجات دادند. این جماعتی که ما همواره فکر می‌کنیم زیر بار نظام کمونیستی در حال له‌شدن هستند به‌تنهایی بیش از ۶۰۰میلیون دلار برای دیدن انیمیشن زوتوپیا۲ پول داده‌اند! باورتان می‌شود؟
در مجموع با این مقدمه می‌خواستم بگویم زوتوپیا۲ یک اثر خوش‌ساخت و البته بفروش است.
اما در کنار همه این‌ها زوتوپیا۲ یک بیانیه سیاسی قوی هم هست؛ اثری که در پس قهقهه‌های مخاطب، این سؤال مهم را به ذهن القا می‌کند: «چرا باید توسعه به حذف خرده‌فرهنگ‌ها و حتی اقوام ضعیف بینجامد؟».
زوتوپیا۲ هم مثل اولین قسمتش، با همان لبخندهای رنگارنگ و لطیفه‌های سریع شروع می‌شود، اما خیلی زود نشان می‌دهد شهرِ «هر کس می‌تواند هرچه خواست باشد» هنوز یک دروغ است؛ فقط این بار دروغش بزرگ‌تر و ساختاری‌تر شده است.جودی (خرگوش) و نیک (روباه) که حالا کارمند رسمی پلیس‌اند، ظاهراً «مسئله تعصب» را حل کرده‌اند، البته که شهر هم به آن‌ها کمک کرده و انگار همه چیز به قول نسل زدی‌ها «روال» است. اما کافی است یک مار (گری دی‌اسنیک) پا به شهر بگذارد تا کل روایت رسمی شهر با این سؤال بزرگ فروبریزد: «چرا هیچ خزنده‌ای در زوتوپیا نیست؟»
همین سؤال است که ایده محوری زوتوپیا۲ را تشکیل می‌دهد. اما این بار فیلم هوشمندانه به‌جای تکرار مستقیم پیام فیلم اول (شکارچی-شکارشونده)، سراغ گزاره‌ای عمیق‌تر می‌رود؛ «تبعیض نهادی و الگوی توسعه شهری مبتنی بر سود اقتصادی».
می‌دانیم زوتوپیا شهری است که با دیوارهای آب‌وهوایی ساخته شده تا همه گونه‌ها کنار هم زندگی کنند. اما وقتی با کنجکاوی‌های جودی، کمی دقیق‌تر می‌شویم، می‌بینیم این «کنار هم بودن» ظاهری، بر پایه حذف و جابه‌جایی یک گروه کامل از حیوانات بنا شده؛ خزندگان نه به‌خاطر طبیعت وحشی‌شان، بلکه به‌خاطر اینکه در روایت «تمدن پستانداران» جا نمی‌گرفته‌اند، پس رانده شده‌اند. این دقیقاً همان چیزی است که در دنیای واقعی «شهری‌سازی تبعیض‌آمیز» یا Gentrification می‌نامیم؛ محله‌های قدیمی که اتفاقاً نقش هویتی و بنیان‌گذارانه برای شهر دارند تخریب، ساکنانش پراکنده یا حتی حذف، و تاریخشان به نفع یک تصویر یکدست و «پیشرفته»
پاک می‌شود.جودی (همان آرمان‌گرای ساده‌لوح اما خوش‌قلب) دوباره در دام می‌افتد، اول انکار و بعد دفاع می‌کند که «ما تغییر کرده‌ایم»، اما وقتی بالاخره حقیقت را می‌فهمد، مجبور است بپذیرد حتی «قهرمانِ مبارزه با تعصب» هم بخشی از همین سیستم بوده است. نیک هم که همواره با طنزی تلخ، واقعیت را روایت می‌کند، این بار با گذشت و فداکاری همراه او می‌شود.
زوتوپیا۲ به ما نمی‌گوید مشکل تمام شده؛ بلکه نشان می‌دهد مشکل عمیق‌تر شده است. خوشبختی که خود را در فستیوال‌ها و فود کوردها و مجموعه‌های آبی شهر فریاد می‌زند، حالا نه‌فقط یک پوسته ظاهری است، بلکه بر پایه حذف یک گونه کامل از ساکنان ابتدایی بنا شده است! شعار «به‌رسمیت‌شناختن تکثر» که شعار اصلی آرمانشهر حیوانات است و در زوتوپیا ۱ به مانع «رابطه شکار و شکارچی» برخورد کرد، حالا در زوتوپیا۲ به سد محکم‌تری رسیده است؛ «فدا شدن پلورالیسم به دلیل انحصارطلبی یک گونه آریستوکرات». این، همان بیانیه انتقادی است که سازندگان زوتوپیا تلاش دارند در پس دنیای خوش‌آب‌ورنگ این آرمانشهر کارتونی برای جهان
بخوانند.البته که در دنیای واقعی هم دقیقاً همین را می‌بینیم؛ الگوهای توسعه شهری که محله‌های اصیل اما قدیمی را برای پروژه‌های «توسعه» جابه‌جا می‌کنند، موزه‌هایی که تاریخ را بازنویسی می‌کنند تا منافع عده‌ای حفظ شود و روایت‌هایی که «همه خوشحالیم» را فریاد می‌زنند تا صدای گروه‌های ناراضی جامعه‌ به گوش نرسد یا حتی با تبلیغات وارونه، نوعی شیطانی‌سازی از آن‌ها صورت بگیرد.
بوش و هاوارد، کارگردان‌های زوتویپا خیلی صریح گفته‌اند هر کس می‌خواهد آرمانشهر بسازد، باید اول جرئت کند تاریخ واقعی‌اش را بپذیرد، نه اینکه آن را زیر آسفالت تجدد دفن کند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha