تحولات منطقه

روز گذشته سخنگوی ارتش رژیم اشغالگر از کشف جسد «ران گویلی» تنها اسیر اسرائیلی باقیمانده در غزه خبر داد.

دیپلماسیِ واژه‌ها در برابر واقعیت غزه
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

روز گذشته سخنگوی ارتش رژیم اشغالگر از کشف جسد «ران گویلی» تنها اسیر اسرائیلی باقیمانده در غزه خبر داد. البته سخنگوی گردان‌های عزالدین قسام دیروز در سخنانی گفت: با وجود اینکه اشغالگران به تعهدات خود پایبند نبودند، ما همه اسیران اسرائیلی اعم از زنده و مرده را بدون تأخیر به رژیم صهیونیستی تحویل دادیم.

وی همچنین در مورد جسد ران گویلی بیان کرد: این گروه تمام جزئیات و اطلاعاتی را که در مورد محل جسد این اسیر اسرائیلی داشتند، به میانجیگران اطلاع داده‌اند. اعلام آغاز «مرحله دوم» آتش‌بس در غزه از سوی آمریکا، با ادبیاتی آشنا و خوشبینانه همراه بود؛ ادبیاتی که از گذار، ثبات و کاهش رنج‌ها سخن می‌گفت و تلاش داشت این تصور را ایجاد کند که جنگ وارد فاز تازه‌ای شده؛ اما فاصله میان روایت دیپلماتیک و واقعیت میدانی، بار دیگر پرسشی اساسی را پیش می‌کشد؛ آیا «مرحله دوم» نشانه یک تغییر واقعی بوده یا صرفاً بازتعریف زبانی وضعیتی که در عمل تفاوتی نکرده است؟

دیپلماسی واژه‌ها در برابر واقعیت غزه

در حالی که واشنگتن از حرکت به‌ سوی ثبات و بازسازی سخن می‌گوید، وضعیت میدانی غزه تصویر دیگری را ارائه می‌دهد. پهپادهای اسرائیلی همچنان بر فراز مناطق ویران‌ شده پرواز می‌کنند، رفح بسته مانده، نیروهای رژیم صهیونیستی عقب‌نشینی نکرده‌اند و اجساد قربانیان همچنان به بیمارستان‌ها انتقال می‌یابد. کمک‌های انسانی به‌ صورت محدود و قطره‌چکانی وارد می‌شود و بازسازی در حد وعده باقی مانده است.
در چنین شرایطی، تنها چیزی که تغییر کرده، زبان توصیف وضعیت است، نه خود وضعیت. «مرحله دوم» بیش از آنکه یک دگرگونی عینی باشد، به نظر می‌رسد مفهومی سیاسی بوده که برای مدیریت فشارهای بین‌المللی طراحی شده است.

سابقه‌ای که تردید را تقویت می‌کند

نگاهی به تاریخ مداخلات آمریکا در فلسطین، این تردید را تقویت می‌کند. سیاست واشنگتن معمولاً نه معطوف به حل ریشه‌ای بحران؛ بلکه متمرکز بر مدیریت شدت و دامنه خشونت بوده؛ به ‌گونه‌ای که برتری راهبردی رژیم صهیونیستی حفظ و همزمان هزینه‌های دیپلماتیک آن کنترل شود. در این چارچوب، «مرحله دوم» را می‌توان ابزاری برای جذب پیامدهای ویرانی گسترده و جلوگیری از انزوای بیشتر اسرائیل دانست، بدون آنکه ساختارهای مولد جنگ تغییر کند.

اعلام بدون ضمانت اجرا

تحلیلگران و مقامات فلسطینی بر این باورند که اعلام آغاز مرحله دوم، فاقد هرگونه ساز و کار اجرایی الزام‌آور است. ابراهیم المدهون، تحلیلگر سیاسی فلسطینی این اقدام را «موضع‌گیری سیاسی» می‌داند نه یک گذار واقعی در میدان؛ به‌ویژه از آن رو که رژیم صهیونیستی حتی به تعهدات مرحله نخست نیز پایبند نبوده است.
گسترش «خط زرد» -منطقه حائل نظامی‌شده- ادامه دارد، رفح بسته است، ترورهای هدفمند توقف نیافته و بازسازی عملاً آغاز نشده است. حازم قاسم، سخنگوی حماس نیز تأکید می‌کند آنچه تاکنون رخ داده بیشتر یک «اعلام رسانه‌ای» بوده و بدون اقدام‌های عملی، معنای واقعی را نخواهد یافت.
در منطق روابط بین‌الملل، اعلامی که ضمانت اجرا نداشته باشد، عملاً فاقد اعتبار است؛ به‌ ویژه زمانی که اعلام‌کننده؛ یعنی آمریکا ابزار فشار مؤثر بر رژیم صهیونیستی را در اختیار دارد؛ اما از به ‌کارگیری آن خودداری می‌کند.

نتانیاهو و اعتراف به نمادین بودن «مرحله دوم»

اظهارات بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل مبنی بر اینکه مرحله دوم «تا حد زیادی نمادین» است، شاید صریح‌ترین توصیف از کارکرد واقعی این مرحله باشد. این سخن نشان می‌دهد تل‌آویو، مرحله دوم را نه مسیری الزام‌آور؛ بلکه پوششی سیاسی برای خرید زمان و مدیریت فشارها می‌داند.
رد کمیته پیشنهادی حکمرانی فلسطینی به‌عنوان نهادی صرفاً نمادین نیز مؤید همین نگاه است. از منظر رژیم صهیونیستی هیچ نهاد فلسطینی -حتی یک ساختار تکنوکرات و فاقد قدرت جناحی- شایسته برخورداری از اختیار واقعی نیست. این رویکرد، روایت «گذار مرحله‌ای» آمریکا را عملاً بی‌محتوا می‌کند.

مرحله اولی که هرگز اجرا نشد

از دید گروه‌های فلسطینی، صحبت از مرحله دوم زمانی معنا دارد که مرحله نخست اجرا شده باشد؛ امری که به باور آن‌ها هرگز رخ نداده است. اسرائیل نه از مناطق اشغالی عقب‌نشینی داشته، نه گذرگاه‌ها را باز کرده و نه حملات خود را متوقف کرده است. آمار کشته‌شدگان و نقض‌های مکرر آتش‌بس نشان می‌دهد «گذار» بیش از آنکه واقعیت باشد، یک ادعاست.

گذار واقعی چه نشانه‌هایی دارد؟

اگر مرحله دوم واقعی بود، نشانه‌های آن روشن می‌بود: عقب‌نشینی نظامی، بازگشایی کامل رفح، توقف ترورها و ورود گسترده مصالح بازسازی؛ اما هیچ‌یک از این موارد محقق نشده است. در عوض، کنترل رژیم صهیونیستی با ترتیبات جدیدی بازتولید می‌شود و قدرت واقعی همچنان در بیرون از غزه باقی مانده است.
در این میان، پیشنهاد تشکیل یک اداره انتقالی فلسطینی، به شاخصی مهم برای سنجش نیت‌ها تبدیل شده است. با این حال، نظارت خارجی، محدودیت رفت‌ و آمد و نبود اختیار بر مرزها، این اداره را به نهادی بدون حاکمیت بدل می‌کند؛ ساختاری برای مدیریت بحران انسانی، نه حل ریشه‌های آن.

آتش‌بسی بدون افق پایان

آنچه امروز در قالب «مرحله دوم» جریان دارد، بیش از آنکه مسیری به ‌سوی صلح پایدار باشد، وقفه‌ای شکننده است. پیوند زدن بازسازی به خلع سلاح، از نگاه گروه‌های فلسطینی نوعی فشار سیاسی و نمادین تلقی می‌شود که هدف آن تغییر موازنه قدرت است، نه تأمین امنیت.
در نهایت «مرحله دوم» به آزمونی برای همه بازیگران تبدیل شده است؛ آیا این مرحله به پایان واقعی جنگ و بازسازی معنادار منجر خواهد شد یا به فهرست توافق‌هایی افزوده می‌شود که در ظاهر باقی ماندند و در عمل تهی شدند؟ تجربه غزه نشان می‌دهد بدون تغییر در ساختار کنترل و اعمال فشار واقعی، تغییر واژگان به ‌تنهایی قادر به تغییر واقعیت نخواهد بود.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha