تحولات منطقه

اگر فوموی کلاسیک، ترس جا ماندن از خوشی‌های دیگران بود، این یکی ترس از«بی‌خبر ماندن» است؛ وحشت از اینکه دنیا جلو برود و تو همچنان در بی‌خبری غوطه‌ور باشی، همه دارند زندگی می‌کنند و تو فقط با یک صفحه سیاه اینترنت، حس می‌کنی وسط ناکجاآباد قرار گرفته‌ای.

فوموی معکوس و مغز مضطرب / ترس جدیدی که مغز ما در شرایط قطعی اینترنت اختراع کرده!
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

اگر فوموی کلاسیک، ترس جا ماندن از خوشی‌های دیگران بود، این یکی ترس از «بی‌خبر ماندن» است؛ وحشت از اینکه دنیا جلو برود و تو همچنان در بی‌خبری غوطه‌ور باشی، همه دارند زندگی می‌کنند و تو فقط با یک صفحه سیاه اینترنت، حس می‌کنی وسط ناکجاآباد قرار گرفته‌ای. مغز هم که عاشق پر کردن خلأ است، شروع می‌کند به ساختن سناریوهای عجیب و غریب از اینکه شاید دوستان و خانواده‌ات در بحران باشند، شاید اتفاق‌های مهمی افتاده که تو بی‌خبر هستی، اصلاً شاید دنیا بدون تو دارد پیش می‌رود و تو یک جورایی از همه چیز و همه جا حذف شده‌ای!

بن‌بست اطلاعات مغزی

اولش که اینترنت قطع شد، پیش‌فرض خیلی‌ها این بود که یک اختلال موقت فنی است؛ می‌آید، می‌رود و تمام می‌شود. اما خب، ماجرا آن‌قدر کش پیدا کرد که آخرش پیوند خورد با روان آدم‌ها، تبدیل شد به یک پدیده پیچیده اجتماعی و روان‌شناختی. خبرآنلاین هم در گزارشی به این مسئله پرداخته و نوشته که محدودیت دسترسی به اینترنت فقط کسب‌وکارها را زمینگیر نکرده و این بار مستقیم رفته سراغ مغز آدم‌ها. مغزی که اساساً برای پیش‌بینی، حدس زدن و کنار هم چیدن اطلاعات ساخته شده حالا وقتی ناگهان با ورودی کم اطلاعات مواجه می‌شود و می‌بیند که روایت‌ها محدود و کاملاً یک‌دست شده‌اند، سیستم عصبی را وارد حالت «عدم قطعیت شدید» می‌کند؛ حالتی که در آن مغز مدام دنبال تهدید می‌گردد، حتی اگر تهدیدی در کار نباشد. بگذارید یک مثال ساده بزنم. به غیر از قطعی اینترنت، بارها برایمان پیش آمده که در موقعیت یا مکانی قرار گرفتیم که آنتنی برای ارتباط نبوده آن وقت حس کرده‌ایم که دنیا دارد روی سرمان خراب می‌شود، در حالی که فقط چند دقیقه‌ای از دنیای مجازی دور بوده‌ایم. مغز در این حالت شروع می‌کند به حدس زدن، فرضیه‌سازی و حتی خلق سناریوهای بدبینانه. یک لحظه فکر می‌کنیم شاید دوستمان در خطر باشد، یک لحظه دیگر حس می‌کنیم ممکن است اخبار درست‌ به دستمان نرسد و همه چیز به هم بریزد و خیلی احتمالات دیگر. این حالت، دقیقاً همان چیزی است که روان‌شناسان آن را «سندروم فوموی معکوس» یا Reverse FOMO می‌نامند.

فوموی معکوس یعنی چی؟

حالا بیایید دقیقاً ببینیم فوموی معکوس یعنی چی؟ اکثر ما با FOMO یا «ترس از دست دادن» آشنا هستیم؛ همان حسی که وقتی در شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم دوستانمان در میهمانی هستند یا تفریح رفته‌اند و ما را با خودشان نبرده‌اند یا شرایط طوری بوده که نتوانستیم همراهشان برویم، آن وقت حس می‌کنیم که ما عقب مانده‌ایم. اما فوموی معکوس، دقیقاً برعکس به معنای ترس از ندانستن است. ترس از اینکه اطلاعات مهم به ما نرسد، اخبار ناقص یا غلط دستمان برسد یا از جریان واقعی جهان عقب بیفتیم. یعنی شما نه از اینکه چیزی را از دست بدهید وحشت دارید؛ بلکه از اینکه هیچ خبری نداشته باشید و به نوعی «حذف» شده باشید می‌ترسید. ذهن در چنین شرایطی خودش شروع می‌کند به پر کردن خلأها، خلق شایعات و گاهی تبدیل شدن به یک کارگاه کوچک تئوری‌پردازی: «شاید این اتفاق افتاده باشد، شاید آن اتفاق افتاده باشد، شاید هم همه چیز فقط یک شایعه باشد… ولی من باید بدانم!». در این وضعیت مغز مدام در حال گشتن دنبال پاسخ و پر کردن خلأهاست و وقتی داده کافی در دسترس نیست، شروع به ساختن روایت‌های جایگزین می‌کند. بعضی‌ها وسواس پیدا می‌کنند و مرتب شبکه‌ها و اپلیکیشن‌ها را چک می‌کنند، حتی وقتی می‌دانند اتصال قطع است. بعضی‌ها حس درماندگی می‌کنند و باور دارند هیچ کاری نمی‌توانند بکنند و برخی هم کمی دچار پارانویا می‌شوند و به عالم و آدم و حتی خبرهای تأیید شده هم شک می‌کنند.

کسب‌وکار و حافظه

این اضطراب فردی اما به راحتی به سطح اجتماعی هم سرایت می‌کند. خریدهای هراس‌آلود، احتکارهای بی‌دلیل و نگرانی‌های افراطی درباره آینده، همه بخشی از رفتارهای جمعی ناشی از کمبود اطلاعات هستند. برای همین پیش‌تر توضیح دادیم که قطع اینترنت از یک اختلال فنی ساده تبدیل به تروما شده، یک آزمایش روانی جمعی که موجب می‌شود اعتماد اجتماعی، روابط فردی و حتی آرامش ذهنی به شدت آسیب ببیند. از آن طرف وصل شدن دوباره اینترنت نمی‌تواند همه جا را گل و بلبل کند و آرامش از دست رفته را یک شبه برگرداند. چون جامعه دچار «اضطراب انتظار» شده؛ یعنی به محض پایین آمدن سرعت یا حتی بروز اختلال‌های کوچک دوباره موجی از استرس و وحشت برمی‌گردد و هرچه کاشته‌ایم را پنبه می‌کند. مغز و جامعه هر دو در حالت آماده‌باش دائم هستند، آماده واکنش به کوچک‌ترین نشانه قطع یا محدودیت. متأسفانه این حالت‌ها روی حافظه هم تأثیر می‌گذارد. وقتی انسان نمی‌تواند اطلاعات را از منابع مختلف دریافت کند، مغز برای پر کردن خلأ، با استفاده از خاطرات گذشته و باورهای قدیمی، داستان‌هایی می‌سازد که هرچند ممکن است واقعی نباشند، اما ذهن را آرام می‌کنند. این یعنی حتی بعد از وصل شدن اینترنت، شایعات و روایت‌های جایگزین هنوز در ذهن آدم‌ها زنده‌اند و همان اضطراب اولیه را دوباره به زندگی روزمره بازمی‌گردانند.

اطلاعات، نیاز زیستی ذهن

پس محدودیت اینترنت موجب شکل‌گیری یک پدیده اجتماعی و روان‌شناختی شده که نشان می‌دهد اطلاعات و دسترسی به آن، نه یک کالا بلکه یک نیاز زیستی برای ذهن انسان است. وقتی این نیاز برآورده نمی‌شود، مغز شروع به خلق واقعیت‌های جایگزین می‌کند، اضطراب بالا می‌رود و رفتارهای جمعی غیرمنطقی شکل می‌گیرد. پس اگر بعد از وصل شدن اینترنت با حجم عظیمی از پیام‌های حاوی شایعه با چاشنی اضطراب و وسواس شدید مواجه شدید، هول نکنید و بدانید که نه آدم‌ها دیوانه شده‌اند و نه شبکه اجتماعی مشکل دارد؛ بلکه ما همگی قربانی فوموی معکوس شده‌ایم، همان ترس نوظهور از ندانستن که مغز ما را وادار می‌کند در خلأ اطلاعاتی، با اضطراب و حدس‌های خودمان زندگی کنیم.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha