پیشنهاد میکنم در شرایطی که این روزها، بهشدت محتاج چند جرعه آرامش از هر نوع روحی، روانی، اجتماعی و... هستیم، فقط آنهایی که تا امروز چیزی درباره «سند آرامش اجتماعی» نشنیده و ندیدهاند، این مطلب را بخوانند... بدیهی است افرادی که به هر دلیل (مثلاً عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی) از وجود، ماهیت و کاربرد چنین سندی باخبرند، مجاز به خواندن این مطلب نبوده و پیامدهای مطالعه آن به گردن خودشان است!
نقطههای روشن
برای اینکه با مقوله نوپدید «سند آرامش اجتماعی» آشنا شوید و بدانید ماجرا از چه قرار است، سخنان دیروز «امید عبداللهی» معاون اجتماعی شورای عالی انقلاب فرهنگی را به نقل از ایسنا بخوانید: «بعد از اتفاقات سال ۱۴۰۱، شورای عالی انقلاب فرهنگی به سمت تدوین سند آرامش اجتماعی حرکت کرد؛ مسئله بررسی شد که چرا این اتفاقها رخ داد؟ بر اساس این تحلیل، ۶ مسئله اصلی شناسایی و احصا و برای هر یک ابلاغیهای صادر شد... و درنهایت مصوبات ابلاغ شد... رویکرد این سند کاملاً ایجابی و مبتنی بر گفتوگو بود و رویکرد سلبی کنار گذاشته شد؛ هدف ایجاد فضاها و مکانهایی برای تعامل و حل مسائل جوانان و نوجوانان بود».
این بخش از سخنان معاون شورای عالی انقلاب فرهنگی ازجمله بخشهای امیدوارکننده مطلب و خبر مربوط به «سند آرامش اجتماعی» است. چه اینکه شما متوجه میشوید برخی از مسئولان و سیاستگذاران فرهنگی کشور، هرچند خیلی دیر، اما بالاخره از سه سال پیش به فکر مقولهای به نام آرامش اجتماعی افتاده و قرار است برای آن سند تنظیم و تدوین کنند. و البته سخنان «امید عبداللهی» نکات روشنتر و بازهم امیدوارکنندهتر دارد: «پس از دو سال... گزارشهای مختلفی از دستگاهها دریافت شد، برخی حتی دو کتاب در حوزه اقدامات (مربوط به سند آرامش اجتماعی) ارائه کردند».
این یعنی متولیان سند آرامش اجتماعی به تنظیم و تدوین سند اکتفا نکرده و بر اساس وظایفشان به آسیبشناسی بعد از اجرا هم توجه داشته و پیگیر عملکرد دستگاههای مختلف در این زمینه بودهاند.
نقطههای تاریک
بخشهای ناامیدکننده ماجرا را هم میشود در سخنان معاون شورای عالی انقلاب فرهنگی پیدا کرد وقتی میگوید: «بررسیهای ما نشان داد اجرای مصوبه بدون شاخصهای عملکردی و شاخصهای اجرایی مؤثر، عملاً ناقص بوده و تنها حدود ۲۰ تا ۳۰درصد مصوبه به اجرا درآمده و آن هم محدود به حوزههایی بوده که دستگاهها بهطور معمول فعالیت سالانه میکردند. اگر این مصوبه بهطور واقعی و با پیگیری دقیق اجرا میشد، انتظار داشتیم اثربخشی آن در جامعه ملموس شده و سرمایه اجتماعی افزایش یابد. لذا به نظر در حوزه نظارت و اجرا هم کمکاری وجود داشت».
پرسش اول از شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره سند آرامش اجتماعی این است که وقتی تجربه چندین و چند ساله (بنا به گفتههای اخیر امید عبداللهی) نشان میدهد با وجود تدوین و تنظیم حجم بالایی از اسناد و مصوبات متعالی در تشکیلات بالادستی فرهنگی، تا به امروز اثرگذاری آنها در جامعه بهصورت ملموس مشاهده نشده و «سند»ها تاکنون گرهی از مشکلات مختلف کشور را باز نکرده و معمولاً اغلب آنها در مرحله اجرا به موانع سخت برخورد کردهاند، چه لزومی دارد باز هم تلاش کنیم با تدوین سند، مثلاً آرامش اجتماعی را برای جامعه به ارمغان بیاوریم؟
مسئولان پس از چهل و چند سال مملکتداری و حکمرانی باید متوجه شده باشند که ما در تعریف و تدوین سند توسعه، چشمانداز، تحول و سایر سندها، مشکلی نداریم اما در اجرایی کردن آنچه سندها گفته و خواستهاند تا دلتان بخواهد مانع و مشکل داریم. حتی برخی کارشناسان وفور سندهای مختلف با عناوین جذاب و دهان پرکن را ابزار مناسبی برای شعار دادن و تبلیغات مسئولان مختلف قلمداد میکنند.
نگاه و حرف ناامیدکنندهتر و بدبینانهتر هم این است که شورای عالی انقلاب فرهنگی دقیقاً پس از ناآرامیها و اغتشاشات سال۱۴۰۱ به فکر این میافتد که باید برای آرامش اجتماعی سند تدوین کند و جالب اینکه تا سه سال بعد کسی حرف و یا اطلاعات و آماری از سند آرامش اجتماعی و به کجا رسیدنش ارائه نمیدهد! زمستان۱۴۰۴ و اغتشاشات و ناآرامیهایش اما سبب میشود مسئولان به یاد سند آرامش اجتماعی بیفتند!




نظر شما