با نگاهی به تاریخچه خط و زبان در ایران در مییابیم پیوند خط عربی با باورها و متون مذهبی اسلام در ابتدا پیشنهاددهندگان تغییر خط را بر آن داشت که با تحقیقات تاریخی نشان دهند، این خط برگرفته از خط «آرامی» است که بیش از دو هزار سال قدمت دارد و پس از تبدیل به خط «نبطی»، خط «سینایی نو» به خط «عربی» تبدیل شده و پس از پذیرفتن اسلام از سوی ایرانیان، خط «فارسی نو» از آن گرفته شده است. اما در سال 1303 کتابچهای با عنوان «رساله در وجوب اصلاح خط اسلام» چاپ و منتشر شد که موج اول تغییر در رسم الخط و زبان فارسی را رقم زد. سال 1372 «شورای فرهنگستان زبان و ادب فارسی» کمیسیونی برای تنظیم شیوهای معیار و واحد برای خط فارسی تشکیل داد که اعضای آن عبارت بودند از: جواد حدیدی، داوودی، اسماعیل سعادت، احمد سمیعی گیلانی، جعفر شعار، علیاشرف صادقی، مصطفی مقربی و علیمحمد حقشناس. حاصل کار این کمیسیون، انتشار شیوهنامهای در مورد شیوه خط فارسی بود. در دهه 70 نیز مقالات گوناگونی در مورد رسمالخط و همچنین کتابهای ارزشمندی چون «درآمدی بر چگونگی شیوهخط فارسی» از دکتر میر شمسالدین ادیب سلطانی، «خط آینده» از مسعود خیام، «بررسی علمی شیوه خط فارسی» از نازیلا خلخالی، «دستور خط فارسی» از دکتر سلیم نیساری و... منتشر شد. در دهه 80 بحث درباره تغییر رسم الخط زبان فارسی با آرامش سپری شد، اما در دو سال گذشته باز عدهای از زبان شناسان از جمله کوروش صفوی، دیدگاههایی را درباره رسم الخط بیان کرده اند که راه حلی برای مشکلات خط کنونی فارسی وجود ندارد و این خط از نظر زبانشناسی کاربردی به درد قرن بیست و یکم نمیخورد و باید خط رومیایی را جانشین آن کرد.
بحث در خصوص قواعد و رسم الخط زبان فارسی بهانهای شد تا با دکتر علی اشرف صادقی، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی درباره رعایت شیوه درست نویسی در کتابهای درسی و راهکار فرهنگستان در این موضوع گفت و گو کنیم.
برخی از استادان بر این اعتقادند که قواعد دستور زبان فارسی در دوره کنونی بویژه در کتابهای درسی تغییر کرده و حتی هر ناشری شیوه نامهای مخصوص به خود تدوین نموده است و هیچ نهاد و فردی به فکر این موضوع نیست؟ دیدگاه شما در این زمینه چیست؟
- همه زبانها پیوسته در حال تحول و تغییر هستند و اگر تغییر نمیکردند، ما هم اکنون باید به زبان سعدی و حافظ و یا اصلاً به فارسی باستان- که زبانی است با قواعد و واژگان دیگر- صحبت میکردیم، اما به هر حال زبان در هر دوره تغییر میکند. اما نیروی دیگری در زبان هم هست که سعی میکند زبان را استاندارد کند و قواعدش را تثبیت نماید. در نتیجه دو نیروی مختلف در زبان با هم در تقابل هستند؛ یک نیروی تغییردهنده زبان و یک نیروی بازدارنده و تثبیت کننده. با همه این حرفها زبان تغییر میکند و به جلو میرود. منتها در هر دوره، آنها که مدافع زبان هستند و میخواهند زبان وظیفه ارتباطی خودش را خوب انجام دهد و تقریباً پاک بماند و یا به تعبیر آنها آلوده به تعبیرات غلط نشود، کوشش میکنند کتابهایی در این باره بنویسند و گویندگان زبان را وا میدارند از دستورات آنها پیروی کنند؛ مانند کتاب «غلط ننویسیم». منتها برخی از این افراد راه افراط را طی میکنند؛ یعنی چون نمیتوانند سد راه تحول زبان شوند، به مفردات و تک تک واژهها میپردازند و میگویند چون در دوره سعدی یا حافظ و فردوسی به فلان صورت به کار رفته، ما نیز امروز باید آنها را به همان صورت به کار ببریم. و این کاری است که نباید انجام شود.
به دلیل قصور مردم و مسؤولان، خط افراد تا حدودی هنگام استفاده از تلفن همراه و رایانه تغییر کرده و خطهایی مثل «فینگلیش» جایگزین آن شده است و هیچکس هم حرفی نمیزند و اعتراضی ندارد. به عقیده شما این موضوع به زبان فارسی آسیب نمیرساند؟
- من از بُعد دیگری میخواهم به زبان نگاه کنم و آن، این است که زبان ما امروز به دلیل اینکه کتابهای ما از زبان انگلیسی ترجمه میشود، بشدت تحت تأثیر این زبان است و اخبار سیاسی، ورزشی و علمی از منابع غربی، یعنی انگلیسی زبان گرفته میشود. در نتیجه بیان این مطالب به زبان فارسی بتدریج تحت تأثیر شیوه بیان مطالب به آن زبان، یعنی زبان مبدأ که انگلیسی است، قرار میگیرد و این اصطلاحات و تعبیراتی که در آن زبانهاست به صورت ترجمه وارد زبان فارسی میشود و این حالت ترجمهای تا جا باز نکرده و همگانی نشده است، میگوییم غلط است، اما وقتی همه، آنها را به کار بردند دیگر نمیگوییم غلط است؛ چون دیگر شیوه بیان متعلق به مردم است؛ مثلاً ما در زبانهای انگلیسی و فرانسه یک تعبیری به معنی «روی کسی حساب کردن» داریم که این صورت گرته برداری وارد زبان ما شده است.
هم اکنون زبان انگلیسی زبان غالب است و زبانهای دیگر به دلیل پشتوانه علمی، اقتصادی و سیاسی که پشت سر این زبان است، زیر نفوذ این زبان هستند؛ برای مثال تعبیر «روی کسی حساب کردن» را تا صد سال پیش نداشتیم و و به جای آن تعبیر به کسی متکی بودن را به کار میبردیم و رفته رفته این تعبیر از فرانسه و سپس از انگلیسی ترجمه شد و دهها نظایر این؛ مثلاً کسی را سرکار گذاشتن. با این همه معتقدیم چون وظیفه و نقش اصلی زبان ایجاد ارتباط میان افراد جامعه در حال، گذشته و آینده است باید این استمرار ارتباط حفظ شود و نگذاریم به هم بخورد.
همه نهادهای زیر نظر دولت، باید دستور خط مصوب فرهنگستان را رعایت کنند، اما نهادهای مهم آموزشی کشور این دستور را رعایت نمیکنند، آیا رعایت نکردن دستور خط فرهنگستان در این نهادها، به شکلگیری نحوه متعارض و متفاوت نوشتن منجر میشود؟
- اگر شما به کتابهای درسی نگاه کنید، نه تنها از پایهای به پایه دیگر، از مقطعی به مقطع دیگر، از کتابی به کتاب دیگر، بلکه در یک کتاب و در یک صفحه میتوانید شیوههای متعارض پیدا کنید. در نهاد آموزش عالی هم این مشکلات مضاعف میشود. گردانندگان نهادهای رسانهای ما در مطبوعات، خبرگزاری ها، رادیو، تلویزیون و... هم یا از آموزش و پرورش و یا از آموزش عالی میآیند.
ما باید زبان معیار داشته باشیم و این را برای نوشتهها و برای بیان مقاصد علمی جدید پرورش دهیم، برای اینکه تمام افراد فارسی زبان با آن تفهیم و تفاهم کنند. در نتیجه آموزش در مدارس و دبیرستانها جدی گرفته نمیشود و برنامه های وزارت آموزش و پرورش که در آن درس املای فارسی و انشای فارسی آسان گرفته میشود و زبان فارسی خوب آموخته نمیشود، ناقص است و در نتیجه کسانی که باید خوب انشا بنویسند و به صورت درست ادای مطلب کنند، تعدادشان بسیار کم است و کسی که در رشتهای از رشتهها تحقیقی کرده است و میخواهد دستاوردش را بنویسد و دیگران بخوانند باید به زبان روشن بنویسد.
یعنی به گفته شما یکی از دلایل این مشکل این است که در نظام آموزش عالی ما آن گونه که باید به زبان شناسی پرداخته نمیشود؟
- یعنی نه تنها فرد باید به زبان درست و روشن تسلط داشته باشد، بلکه باید به خط هم مسلط باشد و کلمات غلط ننویسد، یعنی از املای رسمی کلمات پیروی کند؛ اینها آفتهایی است که زبان فارسی را بویژه در کتابهای درسی دچار مشکل کرده است؛ یعنی آفت غلط نوشتن و باید با اینها مبارزه کرد. در نتیجه با وجود اینکه اعتقاد داریم زبان تغییر میکند، معتقدیم باید زبان را پرورش و صورت معیار آن را آموزش داد و متأسفانه ما نه دبیر باسواد داریم و نه آموزش و پرورش درست.
چهل سال پیش در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران گفتیم رشته ادبیات فارسی باید چهار واحد زبانشناسی داشته باشد و استادانی مانند دکتر فرشیدورد با این موضوع مخالفت کردند. هم اکنون نیز معتقدیم باید حداقل چهار واحد زبان شناسی برای دانشجویان رشته ادبیات گذاشت.
فرهنگستان زبان و ادب فارسی به عنوان نهاد مرجع در راستای نظارت بر رسم الخط کتابهای درسی چه اقدامهایی انجام داده است؟
- در فرهنگستان شیوه نامهای به نام دستور خط فارسی تدوین و به وزارت آموزش و پرورش هم ابلاغ شد، اما مسؤولان آن وزارتخانه، این شیوه نامه را در کتابها اعمال نکردند. برای مثال فرهنگستان دستور داده است که یای میانجی در کتابهای درسی حذف شود؛ زیرا در تاریخ خط فارسی چنین چیزی وجود ندارد، اما متصدیان کتابهای درسی مقاومت عجیبی در این باره به خرج میدهند. برای جا انداختن رسم الخط فرهنگستان باید کادر وسیعی در فرهنگستان داشته باشیم که با وزارت آموزش و پرورش و وزارت ارشاد ارتباط داشته باشد و ناشران را مجبور کند که تا رسم الخط فرهنگستان را رعایت نکنند، به آنها مجوز داده نمیشود.
به عنوان پرسش پایانی، فرهنگستان زبان و ادب فارسی چه اقدامهایی در راستای چاپ و احیای متون انجام داده است؟
- ما در فرهنگستان گروهی را با عنوان گروه احیا و تصحیح متون دایر کرده ایم که دکتر محمود عابدی مدیریت آن را بر عهده دارد. ایشان تعدادی از متون فارسی را شناسایی کرده اند که چاپ مناسبی ندارند و یا اینکه به شکل خطی است و در حال حاضر مشغول تصحیح بعضی از این متون هستند. منتها فرهنگستان ناشر نیست و باید با ارایه الگو دیگران را در راه درست بیندازد.
۱۴ فروردین ۱۳۹۲ - ۲۳:۵۶
کد مطلب: ۱۱۲۸۳۲
گروه فرهنگی / سیده معصومه کلانکی - مدتی است که تغییر روی رسم الخط و قواعد زبان فارسی بویژه در کتابهای درسی از سوی کارشناسان زبان شناسی مطرح میشود که باید راه حلی برای مشکلات خط کنونی فارسی زیر قوانین زبان فارسی آن گونه که باید در شیوه آموزشی ما رعایت نمیشود، یافت.<BR>
زمان مطالعه: ۱ دقیقه




نظر شما