حوالی امروزماجرا فرق کرده است. همه جای دنیا بحث استفاده از هوش مصنوعی دو شاخه میشود؛ اول، استفاده علمی-نخبگانی و کاربردی از این فناوری نوین در عرصههای اقتصادی، صنعتی و... دوم، استفاده عمومی کاربران و مردم از این فناوری برای امور روزانه زندگی. میزان و کیفیت استفاده علمی و تخصصی از هوش مصنوعی در ایران، البته موضوع این مطلب نیست و لزومی هم ندارد توضیح بدهیم چرا وضعیت آن رضایتبخش نیست!
اما آمار و ارقام درباره اینکه مردم عادی کوچه و بازار، چقدر و چطور با هوش مصنوعی ارتباط دارند و از آن استفاده میکنند میتواند برای هر خوانندهای جالب و جذاب باشد. بنا را هم بر این گذاشتهایم تا بدانیم ایرانیها از هوش مصنوعی چه سؤالاتی میپرسند؟
چند ماه پیش
نظرسنجی «ایسپا» که شهریور۱۴۰۴ منتشر شد، مدعی بود با اینکه بیش از ۴۴درصد ایرانیان روزانه یک تا دو ساعت در شبکهها و رسانههای اجتماعی فعال هستند، اما بخش قابل توجهی از مردم با ابزارهای هوش مصنوعی آشنایی ندارند و فقط حدود یک سوم کاربران اینترنت، توانایی استفاده از این ابزارها را دارند. جزئیات آمار و ارقامی که ایسپا بدست آورده بود نشان میداد: ۶/۳۵درصد مردم ایران که اصلاً هوش مصنوعی را نمیشناسند، ۱/۳۲درصد فقط نام یک نوع از هوش مصنوعی را شنیدهاند، حدود ۲۷درصد توانایی استفاده غیرحرفهای از هوش مصنوعی را دارند و ۱/۵درصد مهارت حرفهای این کار را دارا هستند. همچنین مردان ایرانی بیش از زنان از هوش مصنوعی استفاده میکنند و بیشترین کاربران ایرانی این فناوری در گروه سنی ۱۵ تا ۲۹ سال و افراد دارای تحصیلات دانشگاهی دیده میشود.
۴/۵۴درصد کاربران ایرانی برای کسب اطلاعات عمومی، ۲۷/۸درصد با هدف مهارتآموزی و کمتر از ۲۷درصد برای پژوهشهای علمی از هوش مصنوعی استفاده میکنند. مواردی مثل تولید محتوا، برنامهریزی زندگی، مشاوره حرفهای، پزشکی و حقوقی هم از دیگر زمینههای استفاده از هوش مصنوعی است که البته میزان و درصدش چندان قابل به عرض نیست! نکته جالب هم اینکه ۶/۵۳درصد کاربران ایرانی گفتهاند به پاسخهای هوش مصنوعی اعتماد بالایی دارند، ۳/۲۵درصدشان تا حدودی اعتماد داشتهاند و ۷/۲۰درصد هم به این ابزارها کم اعتماد بودهاند.
statcounter globalstats که یک وبسایت معروف برای تحلیل ترافیک داده در جهان به شمار میرود در گزارش خودش که مربوط به مرداد و شهریور۱۴۰۴ میشود اعلام کرد ۷۷/۷۵درصد بازار هوش مصنوعی در ایران متعلق به «چتجیپیتی» است. یعنی درواقع ما ایرانیها بیشترمان فقط چتجیپیتی را به عنوان هوش مصنوعی میشناسیم! «کوپایلوت» ۲۳/۱۴درصد در ایران سهم دارد و «پرپلکسیتی» و«دیپ سیک» به ترتیب ۹۹/۶ و ۸۵/۱درصد را به خودشان اختصاص دادهاند. سهم «جمینای» گوگل در بازار ایران به ۹۸/۰درصد و سهم «claude» آنتروپیک هم فقط ۱۸/۰درصد است.
آمار و ارقام بالا مربوط به حداقل ۵ یا ۶ ماه پیش است و طبیعتاً با توجه به سرعت فراگیر شدن استفاده از هوش مصنوعی حالا باید این آمار و ارقام تا حدودی تغییر کرده باشند. در سطح جهانی هم استفاده از هوش مصنوعی طی دو سال گذشته جهشی کمسابقه داشته است و برآوردهای معتبر نشان میدهد بیش از یک میلیارد نفر در جهان بهطور ماهانه از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده میکنند و دهها میلیون نفر هر روز با چتباتها به گفتوگو مشغول میشوند.
اقتصادِ بقا
البته همین آمار و تحلیلها میگویند در جوامعی که با بحرانهای اقتصادی، اجتماعی یا روانی دستوپنجه نرم میکنند، مراوده با هوش مصنوعی کیفیت دیگری پیدا میکند. یعنی در ایران هم این تغییر فقط در کمیت و درصدها خلاصه نمیشود و گویا نوع و کیفیت رابطه ایرانیها با هوش مصنوعی و سؤالاتی که از آن میپرسند طی یک سال اخیر دستخوش تغییرات زیادی شده است. «اقتصاد نیوز» بهتازگی گزارش و تحلیلی از پایگاه اطلاعاتی آمار و دادههای بازار «استاتیستا» را منتشر کرده که نشان میدهد ما ایرانیها این روزها بیش از هر زمان دیگری با هوش مصنوعیها حرف میزنیم و البته هدفمان فقط گرفتن یک پاسخ فوری درباره اطلاعات عمومی نیست، بلکه بیشتر از پول، اعصاب و روان، رابطه، آینده چه خواهد شد و... میگوییم!
اقتصاد نیوز مینویسد: «... پرتکرارترین سؤال بخش قابل توجهی از گفتوگو ایرانیها با هوش مصنوعی حول اقتصاد روزمره میچرخد، نه تحلیلهای کلان یا سرمایهگذاریهای پرریسک، بلکه درباره دوام آوردن... درباره اقتصاد بقا!».
کاربران ایرانی از هوش مصنوعی میپرسند با این سطح درآمد چگونه هزینهها را مدیریت کنند؟ آیا خرید فلان چیز امروز عاقلانهتر است یا صبر کردن؟ تورم و گرانی قرار است تا کجا پیشرفت کنند؟
پس از اقتصاد، سلامت روان پرتکرارترین محور گفتوگوهاست. کاربران از بیخوابی، اضطراب دائمی، بیانگیزگی و خشم فروخورده مینویسند. از اینکه نمیدانم چرا حالم بد است؟ احساس میکنم عقب ماندهام و... .
در گفتوگوهای شخصیتر «رابطه» نقش پررنگی دارد. کاربران ایرانی درباره سردی عاطفی، خیانت، تردید در ازدواج یا ماندن در رابطهای فرسایشی حرف میزنند. خیلی از کاربران دنبال پاسخ قطعی هم نیستند و انگار بیشتر دارند هزینههای تصمیم مهمی را که میخواهند بگیرند، سبک و سنگین میکنند. بنابراین هوش مصنوعی در ایران تبدیل شده به محلی برای بیان تردیدها!
برخلاف فضای هیجانی و شعاری در شبکههای اجتماعی، گفتوگوهای سیاسی با هوش مصنوعی این حالت را ندارند و کاربران انگار بیشتر به دنبال فهمیدن هستند تا تخلیه خشم. برای همین سؤالهایی درباره اینکه آینده چطور میشود، چرا تغییرات مؤثری ایجاد نمیشود، آیا به کمک اعتراض امکان اصلاح وجود دارد یا خیر؟ مطرح میشوند. این گفتوگوها نشان میدهد بخشی از جامعه به دنبال روایتهای سادهسازیشده نیست و ترجیح میدهد در فضایی آرامتر، سؤالات پیچیدهترش را مطرح کند.
مهاجرت هم یکی از پرتکرارترین واژهها در گفتوگوی کاربران ایرانی با هوش مصنوعی است، اما نه بهعنوان رؤیا یا برنامه قطعی. بیشتر به شکل یک سؤال دائمی مطرح میشود: رفتن بهتر است یا ماندن؟ کاربران از هزینههای روانی مهاجرت، ترس از پشیمانی و آینده فرزندان میپرسند. این گفتوگوها نشان میدهد مهاجرت برای بسیاری از ایرانیها به یک وضعیت معلق تبدیل شده؛ تصمیمی که نه گرفته و نه کنار گذاشته میشود.
در قاموس دیجیتال ما ایرانیها، هوش مصنوعی از یک فناوری کاربردی به پدیدهای اجتماعی تبدیل شده و فضایی ایجاد کرده که در آن حرف زدن و پرسیدن هزینهای ندارد. هوش مصنوعی در ایران امروز مثل آینهای است که تصویر بیواسطهتری از حال و هوای جامعه را نشان میدهد؛ تصویری که از بسیاری از نظرسنجیها گویاتر است و مسئولان باید آن را دقیق و درست ببینند.



نظر شما