تحولات منطقه

۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۴:۲۶
کد مطلب: ۱۱۳۱۱۰۶

تفاوت نسل، تفاوت نگاه می‌آورد

کوروش محمدی، رئیس انجمن آسیب‌های اجتماعی

براساس تجربیات گذشته، ما اغلب زمانی متوجه ضعف در کیفیت گفت‌وگو و نوع گفتمان میان اعضای خانواده می‌شویم که بحران از راه می‌رسد.

زمان مطالعه: ۴ دقیقه

براساس تجربیات گذشته، ما اغلب زمانی متوجه ضعف در کیفیت گفت‌وگو و نوع گفتمان میان اعضای خانواده می‌شویم که بحران از راه می‌رسد. برای مثال با همه‌گیری کرونا و تعطیلی شهرها و کسب‌وکارها، خانواده‌ها مجبور شدند مدت بیشتری را در کنار یکدیگر بگذرانند و عملاً چاره‌ای جز هم‌زیستی نزدیک نداشتند. در همان روزها بسیاری از مسائل پنهان، خود را آشکار کرد؛ از میزان بالای پرخاشگری تا ضعف در شکل‌گیری روابط سالم و مؤثر. این اتفاق‌ها زنگ هشداری جدی بود که نشان می‌داد بنیان‌های ارتباطی در خانواده‌ها آن‌قدر که تصور می‌کردیم مستحکم نیست. به همین دلیل، دوران پساکرونا را نیز باید جدی گرفت و دستگاه‌های مسئول باید متمرکزتر از گذشته برای تقویت گفت‌وگو و تعامل میان اعضای خانواده برنامه‌ریزی کنند؛ چرا که بدون بازسازی این پیوندها، عبور از بحران‌های آینده دشوارتر خواهد بود.
با وجود نقش مؤثر گفت‌وگو در کاهش تنش‌های روانی در فضای خانواده، متأسفانه کمتر کوشیده‌ایم گفتمانی مؤثر و مشترک میان اعضای خانواده شکل دهیم و همین غفلت، به‌تدریج فاصله‌های نسلی را عمیق‌تر کرده است؛ فاصله‌ای که حتی میان زوجین نیز خود را در قالب سوءتفاهم‌ها و اختلال در ارتباط نشان می‌دهد. وقتی این بنیان‌های ارتباطی سست باشد، با بروز هر بحران اجتماعی ــ از جنگ گرفته تا شرایط ملتهب و نااطمینانی‌های گسترده ــ آسیب‌ها چند برابر می‌شود و به‌طور مستقیم بر روح و روان جامعه اثر می‌گذارد. حال‌وهوایی شبیه همان اضطراب فراگیری که در دوران کرونا تجربه کردیم، با این تفاوت که این بار، علاوه بر اضطراب؛ اندوه، ترس، نگرانی‌های مداوم و برداشت‌های آزاردهنده نیز به آن افزوده می‌شود و بار روانی سنگین‌تری را بر دوش افراد و خانواده‌ها می‌گذارد. در چنین شرایطی، نبود گفت‌وگوی سالم و ارتباط مؤثر، بیش از هر زمان دیگری خود را به‌صورت خلأیی جدی نشان می‌دهد.
وقتی افراد درگیر بحرانی فراگیر می‌شوند، یکی از مهم‌ترین عواملی که می‌تواند جامعه را به سوی آرامش سوق دهد، همان گفتمان جاری و گفت‌وگوی روزمره میان مردم است؛ اینکه هرکس بتواند بی‌واسطه، ساده و صمیمی حرف بزند و شنیده شود.
این در حالی است که ما برای تمام افراد جامعه، مشاور یا نظام مشاوره‌ای در دسترس نداریم. نه سیستم‌های تخصصی آن‌قدر فعال‌اند و نه فرهنگ مراجعه به مشاور آن‌گونه که باید جا افتاده است. اما در دل زندگی اجتماعی، نوعی «مشاوره پنهان» جریان دارد؛ مشاوره‌ای که در قالب گفت‌وگوهای سالم و ارتباط‌های مؤثر میان اعضای خانواده و حتی میان خانواده‌ها با یکدیگر شکل می‌گیرد.
اگر این گفت‌وگوها زنده و غالب باشد، افراد در کنار هم نوعی همبستگی جمعی را تجربه می‌کنند؛ احساسی از همراهی و همدلی که به‌تنهایی می‌تواند از شدت فشارهای روانی، تنش‌ها و استرس‌ها بکاهد و تاب‌آوری جامعه را افزایش دهد.
اما اگر این گفتمان جای خود را به سکوت یا فاصله ‌دهد، نقش دیالوگ عملاً به فضای مجازی و رسانه‌ها واگذار می‌شود. در چنین وضعیتی، رسانه‌هایی نبض روایت‌ها و احساسات را در دست می‌گیرند که هرکدام اهداف، نگاه‌ها و هیجانات خاص خود را دنبال می‌کنند و ناخواسته یا آگاهانه، ذهن و روان جامعه را در مسیری هدایت می‌کنند که لزوماً به آرامش ختم نمی‌شود، بلکه گاه بر دامنه تنش‌ها می‌افزاید.
در این شرایط بیش از همه، آن بخش از جامعه آسیب می‌بیند که یا توان گفت‌وگو و تحلیل را از دست داده، یا اساساً هرگز نیاموخته چگونه اطلاعات را آرام و منطقی پردازش کند؛ به‌ویژه نوجوانان و جوانان که کمتر فرصتی برای یادگیری سواد رسانه‌ای و مهارت‌های هیجانی داشته‌اند.
نکته اساسی در این میان، مدیریت هیجان است. اگر هیجانات کنترل نشوند، حتی هیجانات مثبت می‌توانند مسیر خود را به سمت آسیب و رفتارهای مخرب باز کنند؛ برای مثال، خشمِ مدیریت‌نشده به پرخاشگری تبدیل می‌شود.
بنابراین آموزش و توانمندسازی در مدیریت هیجانات، پیش‌شرطی ضروری برای سلامت روان خانواده و جامعه است.
از سوی دیگر جامعه ما بخش زیادی از دیالوگ‌های مؤثر میان اقشار مختلف را از دست داده و فراموش کرده است. وقتی بحران رخ می‌دهد، تازه می‌خواهیم به فکر سلامت روان مردم بیفتیم و برنامه‌ریزی کنیم، اما برای جامعه‌ای که از ریشه و اساس هیچ برنامه‌ای برای سلامت روان، آموزش مهارت‌های فردی و اجتماعی و ایجاد گفت‌وگوی مؤثر در خانواده‌ها نداشته، این اقدامات در شرایط بحرانی تقریباً بی‌اثر است. بحران‌ها بدون آماده‌سازی پیشین، تنها خلأها و ضعف‌ها را بیشتر نمایان می‌کنند.
در شرایط بحرانی، دادن راهکارهای مستقیم به خانواده‌ها و انتظار اینکه بلافاصله از آن‌ها استفاده کنند، نه تنها بی‌تأثیر، بلکه نوعی اشتباه راهبردی است.
این مسیر درست نیست که منتظر بمانیم بحران بگذرد و بعد در آرامش نسبی دست به اقدام بزنیم؛ بلکه از همان روز پس از بحران باید برنامه‌ریزی دقیق و کارشناسی آغاز شود.
یکی از ضعف‌های بزرگ جامعه ما این است که بدنه کارشناسی به حاشیه رانده می‌شود و رفتار متولیان حوزه خانواده و مسائل اجتماعی اغلب هیجانی و کوتاه‌مدت است.
برای تقویت سلامت روان و تاب‌آوری اجتماعی، لازم است برنامه‌ریزی عمیق و مستمر توسط کارشناسان و دانشگاهیان صورت گیرد؛ این برنامه‌ریزی باید به‌طور مشخص روی ایجاد و استمرار گفتمان در خانواده و جامعه تمرکز کند. گفتمان جاری، چه در فضای اجتماعی و چه در فضای خانواده، محور اصلی ارتباط مؤثر است. توسعه مهارت‌های گفت‌وگو و توانایی مدیریت روابط، به افزایش اعتماد میان مردم و حاکمیت و همچنین میان شهروندان و رسانه‌ها کمک می‌کند. شفافیت در رسانه‌ها نیز یکی از پیش‌شرط‌های اعتمادسازی است؛ رسانه‌ای که شفافیت ندارد یا در مقاطع مختلف مسیر صداقت را ترک کرده و فضاسازی‌های هیجانی ایجاد کند، موجب بی‌اعتمادی عمومی می‌شود و مردم از همه رسانه‌ها فاصله می‌گیرند.
بنابراین، مسیر درست این است از بعد بحران، نه به شکل واکنشی، بلکه با برنامه‌ریزی کارشناسی و مستمر، هم مهارت‌های ارتباطی خانواده‌ها تقویت شده و هم اعتمادسازی اجتماعی و رسانه‌ای به‌طور همزمان دنبال شود.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

حرم مطهر رضوی

کاظمین

کربلا

مسجدالنبی

مسجدالحرام

حرم حضرت معصومه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha