توجه به مزاج و تعادل قوای جسمانی از ویژگیهای برجسته طب سنتی ایرانی است. ایرانیان باستان بر این باور بودند که گرمی، سردی، تری و خشکی، چهار نیروی اساسی بدن هستند و سلامت انسان وابسته به تعادل آنها است. در طول تاریخ، این علم با بهرهگیری از تجربههای عملی و نظری، به درمان بیماریها میپرداخت و روشهایی برای پیشگیری و تقویت قوای جسم و روح کشف میکرد.
این علم علاوه بر اینکه مورد توجه پژوهشگران است بار دیگر با استقبال مردم مواجه شده است. ایران امروزه در این حوزه جایگاه ممتازی در جهان دارد؛ به گونهای که در سال گذشته رتبه پنجم و امسال رتبه چهارم تولید علم در این حوزه را پس از هند، چین و آمریکا کسب کرده است. با این حال، تفاوتهای طب سنتی با پزشکی نوین، گاهی توسط افراد سودجو به گونهای استفاده میشود که مردم را در انتخاب روشهای درمانی به چالش میاندازد.با وجود این چالشها، طب سنتی ایرانی با دستاوردهای علمی و تجربههای عملی خود، بهعنوان مکملی ارزشمند در کنار طب نوین شناخته شده و جایگاه ویژهای در مجامع بینالمللی یافته است.
مجید غضنفری، دبیر انجمن علمی طب سنتی ایران و عضو هیئت علمی گروه طب ایرانی دانشگاه علوم پزشکی سبزوار در گفتوگو با قدس به بررسی تفاوتهای طب ایرانی با پزشکی جدید و جایگاه این رشته در ایران پرداخته است.
«طب سنتی» با پزشکی نوین متفاوت است؟
در یکی از قدیمیترین کتابهای پزشکی به زبان فارسی، یعنی هدایة المتعلمین فی الطب تألیف اخوینی بخارایی در قرن چهارم هجری، پزشکی چنین تعریف شده است: پزشکی دانشی است که سلامت انسان را حفظ میکند و در صورت از بین رفتن سلامت، آن را با علم و عمل بازمیگرداند. در این تعریف چند نکته اساسی وجود دارد: نخست آنکه موضوع پزشکی سلامت انسان است؛ دوم آنکه هدف آن حفظ سلامت پیش از درمان است؛ و سوم اینکه پزشکی هم علم و هم عمل است و نیازمند مهارت و شایستگی تخصصی است.
بر اساس این تعریف، میان مفهوم سلامت و درمان تمایز وجود دارد. در قانون در طب اثر ابوعلی سینا نیز علم طب به دو بخش تقسیم شده است: علم حفظ صحت و علم معالجات.
در بخش حفظ صحت، پزشک به بررسی سبک زندگی فرد و عوامل مؤثر بر بقای بدن میپردازد. این بررسی شامل مجموعهای از نیازهای اساسی بدن است که در طب ایرانی در قالب شش دسته آب و هوا، خوردنیها و آشامیدنیها، احتباس و استفراغ ، خواب و بیداری، حرکت و سکون، و حالات روحی و روانی طبقهبندی شدهاند. این شش عامل «ضروریات ششگانه» نام دارند و در شرح حالگیری از بیمار مورد توجه قرار میگیرند.
در بخش معالجات نیز ۳ شیوه اصلی تدابیر درمانی، استفاده از داروها و اعمال یداوی وجود دارد. تدابیر درمانی برخلاف تدابیر حفظ سلامت، بر اساس اصلاح وضعیت مخالف اختلال موجود انجام میشود. اعمال یداوی نیز شامل روشهایی مانند ماساژ، روغنمالی و انواع خونگیری از جمله فصد، حجامت و زالودرمانی است.همچنین داروها که در طب ایرانی غالباً منشأ گیاهی، حیوانی یا معدنی دارند، هرچند این تصور که داروهای گیاهی فاقد عوارض هستند نادرست است و هر دارویی میتواند عوارض خاص خود را داشته باشد.
طب سنتی واقعی با آنچه امروز در جامعه و فضای اینترنت رواج یافته، تفاوت دارد؟
طب سنتی واقعی دارای ساختار علمی، مبانی نظری و روشهای مشخص درمانی است، در حالی که بسیاری از مطالب رایج در فضای عمومی فاقد این چارچوب علمی هستند.
آیا طب سنتی همان طب ایرانی است؟
طب سنتی مجموعهای از دانشها، آگاهیها و رفتارهای بهداشتی و درمانی است که در فرهنگهای مختلف به صورت تاریخی و سینهبهسینه منتقل شده است. این مفهوم در جهان به صورت گسترده وجود دارد و شامل انواع مختلفی از نظامهای پزشکی میشود، از جمله طب چینی، طب هندی (آیورودا) و طب ایرانی که گاه با عنوان طب یونانی نیز شناخته میشود.
بنابراین طب ایرانی یکی از شاخههای طب سنتی است و در کنار دیگر نظامهای درمانی سنتی قرار میگیرد. این نظامها در اصول کلی شباهتهایی دارند، هرچند در مبانی نظری و روشها تفاوتهایی میان آنها دیده میشود.
در طبهای سنتی، برخلاف پزشکی جدید که بدن را بر اساس سلول، بافت و عضو بررسی میکند، مفاهیمی مانند عناصر و مزاج مطرح است. در طب ایرانی چهار عنصر آتش، هوا، آب و خاک مطرح میشود که هر یک دارای کیفیتهایی مانند گرمی، سردی، تری و خشکی هستند. این عناصر در فرآیندی به نام مزاج با یکدیگر ترکیب شده و ویژگیهای بدن و عملکردهای آن را شکل میدهند. در بررسی بیماری نیز پزشک با مشاهده اختلال در عملکرد بدن، به جستوجوی علت آن در زنجیره عوامل بنیادی میپردازد.
آیا چیزی به نام طب اسلامی هم وجود دارد؟
طب به طور کلی شامل دو بخش بهداشت و درمان است. درباره آنچه به عنوان طب اسلامی مطرح میشود، منابع اصلی باید قرآن، احادیث یا روایات باشند. در قرآن توصیههایی درباره سلامت جسمی و روحی مانند پرهیز از اسراف در خوردن یا استفاده از غذاهای پاک وجود دارد، اما دستورهای مشخص درمانی، نسخههای پزشکی یا روشهای درمان بیماریها در آن بیان نشده است.
در حوزه احادیث و روایات نیز گزارشهایی درباره توصیههای خاص به افراد در شرایط ویژه وجود دارد، اما این موارد غالباً محدود به شرایط خاص اشخاص بوده و قابلیت تعمیم عمومی به همه افراد و همه زمانها را ندارند. افزون بر این، بسیاری از این روایات از نظر اعتبار سند یا مفهوم مورد تردید قرار گرفتهاند. از این رو، بر اساس این دیدگاه، نمیتوان نظامی جامع و مستقل به نام طب اسلامی با دستورهای عمومی درمانی تعریف کرد.
و چه عواملی باعث شده مردم دوباره به طب سنتی گرایش پیدا کنند؟
علت استقبال مردم از طب سنتی را میتوان در چند عامل خلاصه کرد. نخست، دسترسی آسان به بسیاری از مواد و روشهای مورد استفاده در این طب است. دوم، مقرونبهصرفه بودن خدمات و هزینه کمتر درمان نسبت به برخی روشهای دیگر؛ سوم، محدودیتهای طب کلاسیک در درمان برخی بیماریها و نارساییهای موجود در آن و چهارم، عوارض متعدد برخی روشهای درمانی رایج در پزشکی جدید است. در نهایت تصور اثربخشی مناسبتر یا عوارض کمتر در روشهای طب سنت مردم را به سوی این نوع درمان میکشاند.
در حال حاضر این نوع طب در جهان پذیرفته شده است؟
سازمان سازمان جهانی بهداشت با توجه به دسترسیپذیری و مقبولیت طب سنتی در جوامع مختلف، برنامههایی را برای ترویج و استفاده از این ظرفیتها در نظامهای سلامت کشورهای مختلف تدوین کرده است.
و جایگاه علمی طب ایرانی در حال حاضر چگونه است؟
طب ایرانی یکی از غنیترین نظامهای طب سنتی محسوب میشود که بر پایه حکمت و نظریه اخلاط شکل گرفته است. پیش از تأسیس دارالفنون، این طب در جامعه ایران رایج بود، اما پس از آن و با گسترش پزشکی جدید، جایگاه آن تضعیف شد و حتی در دورههایی استفاده از آن محدود یا ممنوع گردید. پس از انقلاب اسلامی، رویکردها نسبت به طب سنتی تغییر کرد و زمینه توسعه آن فراهم شد. در سال ۱۳۸۶ رشته دانشگاهی طب سنتی ایران در مقطع دکترای تخصصی راهاندازی شد. امروزه در بسیاری از دانشگاههای کشور دانشکدهها و گروههای تخصصی طب ایرانی فعال هستند.
از نتایج این توسعه علمی، ثبت «پزشکی ایرانی» به عنوان یک کلیدواژه تخصصی در نظامهای علمی بینالمللی از سال ۲۰۲۲ و رشد چشمگیر تولیدات علمی ایران در حوزه طب سنتی است. ایران در سالهای اخیر از نظر تولید علم در این حوزه در میان کشورهای پیشرو جهان قرار گرفته است.
با توجه به گرایش مردم به طب ایرانی و لزوم گسترش و پیشرفت آن، ادغام این رشته در نظام سلامت کشور چگونه انجام شده است؟
در سالهای اخیر برنامهای برای ادغام آموزههای طب ایرانی در نظام شبکه بهداشت و درمان کشور آغاز شده است. در این برنامه، مجموعهای از پرسشها بر اساس ضروریات ششگانه طراحی شده و در مراکز بهداشتی از مراجعهکنندگان پرسیده میشود. بر اساس نتایج، افراد در سه سطح طبقهبندی میشوند: وضعیت مطلوب، نیازمند اصلاح سبک زندگی یا نیازمند ارجاع به پزشک.
هدف این طرح اصلاح سبک زندگی افراد و پیشگیری از بیماریهاست. بسیاری از بیماریهای شایع امروز، از جمله فشار خون، دیابت، سرطانها و سندرومهای متابولیک، بیماریهای غیرواگیر محسوب میشوند و ارتباط مستقیم با شیوه زندگی دارند. با اصلاح سبک زندگی و بهرهگیری از اصول طب ایرانی میتوان از بروز یا تشدید بسیاری از این بیماریها جلوگیری کرد.
مهمترین کارکرد طب ایرانی در جامعه چیست؟
مهمترین کارکرد طب ایرانی توجه به پیشگیری و اصلاح سبک زندگی است. این نظام پزشکی با تأکید بر حفظ سلامت، تنظیم عوامل مؤثر بر زندگی روزمره و پیشگیری از بیماریها میتواند در کاهش بیماریهای غیرواگیر، بهبود کیفیت زندگی و ارتقای سلامت عمومی نقش مؤثری ایفا کند. در صورت اجرای صحیح برنامههای مرتبط با آن، انتظار میرود نتایج قابل توجهی در سطح سلامت جامعه حاصل شود.




نظر شما