پس از نشست افتتاحیه هیئت صلح ترامپ که در واشنگتن رقم خورد ممکن است نوعی ناامیدی در برخی محافل دوستدار مقاومت رسوب کرده باشد و شروع رسمی فعالیت این نهاد را نوعی سازش حماس و جهاد در غزه بدانند. از نگاه برخی حتی باید پایان مقاومت را در نظر گرفت و به باور این افراد، اسرائیل اکنون قدرت برتر منطقه محسوب میشود. اما بررسی دقیق این ماجرا و کنکاش در آنچه طی ۸۰سال گذشته در فلسطین رقم خورده نشان میدهد این اولین بار نیست که چنین اتفاقاتی برای محور مقاومت رخ میدهد. البته نمیتوان منکر هزینه زمانی، مالی و جانی شد و باید با در نظرداشت همه این عوامل، تحلیلی جامع ارائه داد، اما از طرفی ناگزیر باید قبول کرد هزینه سازش تاکنون بسیار بیشتر از این بوده است.
ترامپ ظاهراً میخواهد فصل جدیدی از «صلح» را با پول و نیرو باز کند: بازسازی غزه، نیروی تثبیت چندملیتی، حکومت تکنوکرات موقت و درنهایت انتقال به تشکیلات خودگردان پس از «اصلاحات». اما این طرح، هر چقدر هم پر زرقوبرق باشد، در برابر سه واقعیت بنیادین مقاومت فلسطینی و منطقهای، شکننده و ناپایدار است.
۱- مقاومت، مردمی است؛ نه دولتی، نه وارداتی: مقاومت بر سر فلسطین، چه درون مرزهای فلسطین، چه بیرون از آن، از دل مردم برآمده، نه از کابینه دولتها یا قراردادهای بینالمللی. مقاومت بر سر آرمان فلسطین را نه جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرده است و نه هیچ دولت ساختارمند دیگری. در غزه، لبنان، یمن و حتی داخل کرانه باختری، پایگاه اصلی مقاومت، باورهای عمیق، تجربه اشغال و حس تحقیر مداوم است. هیئت صلح میتواند میلیاردها دلار چک بنویسد، برج و آسمانخراش بسازد، یا نیروی خارجی مستقر کند، اما نمیتواند قلب و ذهن نسلی را که زیر بمباران و محاصره بزرگ شده، بخرد یا تغییر دهد. تاریخ نشان داده پروژههای بازسازی بدون ریشه کن کردن عوامل بیعدالتی (مثل برخی طرحهای پس از اسلو یا کمکهای مشروط غربی) اغلب به ابزار کنترل تبدیل شدهاند، نه رهایی. مقاومت مردمی دقیقاً به همین دلیل زنده میماند، چون دولتی نیست که با یک امضا تعطیل شود؛ چون ریشه در هویت جمعی دارد.
۲- ققنوس مقاومت در دل تاریخ: مقاومت هر بار که به ظاهر شکست خورده، درواقع قویتر برخاسته است. از شکست ظاهری انتفاضه اول و دوم تا عقبنشینیهای تاکتیکی حزبالله در ۲۰۰۶، تا چندین دور جنگ غزه که هر کدام حماس را ضعیفتر جلوه داد اما در دور بعدی سازمانیافتهتر و مرگبارتر برگشت. طوفانالاقصی (۷ اکتبر ۲۰۲۳) خودش نمونه بارز بود: پس از سالها محاصره و «مدیریت درگیری»، ضربهای زد که معادلات را عوض کرد. حالا هم حتی اگر آتشبس شکننده ترامپ-نتانیاهو ادامه یابد و کمکها برسد، تجربه تاریخی میگوید هر دوره آرامش ظاهری، فرصتی برای بازسازی، بازآموزی و نوآوری تاکتیکی است. شکست ظاهری، اغلب مقدمه پیروزی استراتژیک بعدی بوده است. مقاومت امروز هم در حال بازسازی است؛ نه در هتلهای دوحه، بلکه در زیر آوار، در ذهن جوانان و در شبکههای پنهان.
۳- تا اسرائیل هست، مقاومت هم هست: یادمان باشد علت تامه ایجاد و تولد مقاومت، حضور اسرائیل بهعنوان یک غاصب در منطقه است. تا وقتی اشغال ادامه دارد، تا وقتی شهرکسازی پیش میرود، تا وقتی کودکان در غزه و کرانه زیر چکمه سربازان اسرائیلی بزرگ میشوند، مقاومت نه تنها زنده میماند، بلکه «علت وجودی»اش تقویت میشود. هیئت صلح ترامپ – که حتی طبق گزارشها، فلسطینیهای واقعی را نمایندگی نمیکند و بیشتر بر غیرنظامیسازی حماس و کنترل امنیتی تمرکز دارد – نمیتواند این علت را حذف کند. برعکس؛ استقرار نیروی خارجی، پایگاه نظامی احتمالی (طبق برخی گزارشها ۵هزار نفری) و جداسازی بیشتر غزه از کرانه (دو غزه جدا، غرب اشغالی ضمیمهشده) میتواند حس «قیمومیت جدید» ایجاد کرده و خشم را شعلهورتر کند. مقاومت بدون دشمن اشغالگر، معنایش را از دست میدهد؛ اما تا وقتی دشمن هست، مقاومت هم هست و هر چه فشار بیشتر، پاسخ هم عمیقتر و گستردهتر.
در نهایت، هیئت صلح ترامپ شاید بتواند چند سال آرامش ظاهری بخرد، چند برج بسازد و رسانهها را با عکسهای بازسازی پر کند، اما مقاومت را نمیکشد؛ چون مقاومت یک پروژه دولتی نیست، یک پاسخ طبیعی به ظلم است. هر بار که فکر میکنند تمام شده، از دل همان خاکستر، قویتر، هوشمندتر و مصممتر برمیگردد. این نه آرزو، که قانون تاریخ این منطقه است.
۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۳:۴۹
کد مطلب: ۱۱۳۲۱۷۸
پس از نشست افتتاحیه هیئت صلح ترامپ که در واشنگتن رقم خورد ممکن است نوعی ناامیدی در برخی محافل دوستدار مقاومت رسوب کرده باشد و شروع رسمی فعالیت این نهاد را نوعی سازش حماس و جهاد در غزه بدانند.
زمان مطالعه: ۳ دقیقه
منبع: روزنامه قدس




نظر شما