بر اساس سنت لایتغیر الهی، زمین هیچگاه از حجت و هدایت تهی نمیماند و رشته تدبیر امور امت با رفتن یک رهبر گسسته نمیشود؛ چرا که حقیقت ولایت، نوری است واحد که از منبع فیض ازلی سرچشمه گرفته و در کالبد برگزیدگان زمان جاری میگردد. همانگونه که خداوند متعال در آیه ۳۲ سوره مبارکه توبه میفرماید: «یُریدُونَ أَنْ یُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ یَأْبَی اللَّهُ إِلاَّ أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ» (میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند، ولی خدا جز این نمیخواهد که نور خود را کامل کند)؛ این اراده الهی ضامن بقای مسیر حق و انتقال بلادرنگ مشعل هدایت به دست سکاندار بعدی است. در این میان، نقش مجلس خبرگان، نقشی از جنس «کشف و شناسایی» است، نه جعل و قرارداد محض. اعضای این نهاد عالیرتبه، وظیفهای خطیر و قدسی بر عهده دارند تا در لحظات حساس گذار، با تمسک به تقوای الهی و بهرهگیری از بصیرتی نافذ که از زنگارهای جناحی و دنیوی پاک گشته است، بر روی شاخصهای الهی متمرکز شوند. آنان در واقع چشم بینای امت هستند تا تشخیص دهند نور ولایت و صلاحیت اداره جامعه پس از ولیفقیه سابق، بر وجود کدام شخصیت وارسته تابیده است. نهایتاً، این تشخیص دقیق و معرفی هوشمندانه از سوی خبرگان، حلقه وصلی است که مانع از ایجاد خلاء رهبری و سرگردانی امت میشود. معرفی فرد منتخب، در حقیقت رونمایی از کالبدی است که شایستگی صیانت از آرمانهای انقلاب و اجرای احکام الهی را داراست. با این سازوکار حکیمانه، پیوستگی مسیرِ حق تضمین شده و امت با اطمینان خاطر، ذیل پرچم هدایتِ رهبری که ریشه در مشروعیت الهی و تشخیص نخبگانی دارد، به سوی آرمانهای تمدنساز خود حرکت میکند.
مشروعیت الهی
در منظومه فکری نظام ولایی، مشروعیت حاکمیت نه یک قرارداد صرفاً اعتباری، بلکه ریشهای عمیق در اراده و انتصاب الهی دارد که از طریق شاخصهای قدسی تبیین شده است. قرآن کریم در آیه ۵۸ سوره مبارکه نساء میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَیٰ أَهْلِهَا» (همانا خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحبانشان بازگردانید)؛ بر این اساس، رهبری و ولایت به عنوان بزرگترین امانت الهی در عصر غیبت، باید توسط کسانی که به زیور تقوا و فقاهت آراستهاند، شناسایی شده و به دست صاحب صلاحیتش سپرده شود تا حق هدایت در مسیر صحیح خود جاری گردد. نقش کلیدی نخبگانِ فقیه در مجلس خبرگان، در حقیقت نقشی «کاشفانه» و حقیقتیاب است که بر مبنای معیارهای دقیق دینی صورت میگیرد. این برگزیدگان با بررسی ویژگیهای ممتازی چون عدالت، شجاعت، تدبیر و فقاهت، در واقع پرده از یک واقعیتِ از پیش موجود برمیدارند و فردی را که به لحاظ کمالات با الگوهای ولایی انطباق کامل دارد، به عنوان نایب امام عصر (عج) شناسایی میکنند. این فرآیند عالمانه و متقیانه تضمین میکند که انتخاب رهبری، فراتر از مناسبات سیاسی مرسوم، همواره بر مدار معیارهای ثابت الهی باقی بماند. ثمره نهایی این سازوکار دقیق، حفظ ثبات و استواری نظام اسلامی در تلاطمهای دوران گذار است که مانع از هرگونه خلأ یا گسست در رشتهی تدبیر امور امت میگردد. با معرفی فرد شایسته به پیشگاه جامعه، نهتنها مشروعیت الهی تبلور مییابد، بلکه پیوند مستحکم میان امام و امت نیز بر پایهای استوار بنا میشود. این تداوم هوشمندانه، آرامش خاطر را برای جامعه ایمانی به ارمغان میآورد و اطمینان میدهد که کاروان انقلاب بدون وقفه و با اقتدار، به سوی قلههای تمدنساز خود حرکت خواهد کرد.
مقبولیت مردمی و بیعت
در ساختار مردمسالاری دینی، مقبولیت رهبری ریشهای عمیق در اراده و وکالت مردم دارد که ابتدا در سپردن مسئولیت به خبرگانِ منتخب متجلی میشود. این انتخابِ غیرمستقیم، در واقع شالودهی اصلی بیعت و پذیرش ولایت را بنا مینهد و پیوند میان کارگزارانِ بصیر و تودههای مردم را به رسمیت میشناسد؛ فرآیندی که طی آن، امانتِ هدایت جامعه با پشتوانهی آراء عمومی به شایستهترین فرد سپرده میشود تا نظم و انتظام امور بر مدار رضایت الهی و اراده ملی استوار گردد. تجدید بیعتِ حضوری و آگاهانهی امت با رهبر سوم انقلاب، فراتر از یک تشریفات سیاسی، یک مانور اقتدار و حرکتی راهبردی در برابر جبهه استکبار است. خداوند متعال در آیه ۱۸ سوره مبارکه فتح میفرماید: «لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِم فَأَنْزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِیبًا» ( یقینا خداوند از مؤمنان -هنگامی که زیر آن درخت با تو بیعت میکردند- راضی شد؛ و آنچه را در درون دلهایشان بود دانست؛ از این رو آرامش را بر دلهایشان نازل کرد و پیروزی نزدیکی را به عنوان پاداش نصیب آنها فرمود). این حضور حماسی، پیامآور یأس برای دشمنانی است که به گسست میان امام و امت دل بستهاند. ثمرهی این پیوند قلبی و بیعت آگاهانه، ایجاد فضایی آکنده از آرامش و «سکینه» در کالبد جامعه اسلامی است که مایه دلگرمی و ثبات قدمِ مؤمنان میشود. هنگامی که مردم با بصیرت و نشاط، میثاق خود را با سکاندار جدید انقلاب تازه میکنند، روح امید در رگهای نظام جاری شده و جبههی حق با تکیه بر این پشتوانهی عظیم مردمی، گامهای بلندتری به سوی آرمانهای متعالی برمیدارد. این انسجامِ بیبدیل، همان کلید فتحی است که پیروزیهای پیاپی را در عرصههای جهانی برای ملت بزرگ ایران تضمین خواهد کرد.
عبرتهای تاریخ
تاریخ اسلام همواره صحنهی آزمونهای بزرگ و بزنگاههای سرنوشتسازی بوده است که میزان ثبات قدم مومنان را در پیروی از حق میسنجد. خداوند متعال در آیه ۱۴۴ سوره مبارکه آلعمران با هشداری صریح به کسانی که ایمانشان وابسته به شخص است، میفرماید: «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ ۚ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَیٰ أَعْقَابِکُمْ ۚ وَمَنْ یَنْقَلِبْ عَلَیٰ عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئًا ۗ وَسَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ» (و محمّد جز فرستاده ای از سوی خدا که پیش از او هم فرستادگانی [آمده و] گذشته اند، نیست. پس آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، [ایمان و عمل صالح را ترک می کنید و] به روش گذشتگان و نیاکان خود برمی گردید؟! و هر کس به روش گذشتگان خود برگردد، هیچ زیانی به خدا نمی رساند؛ و یقیناً خدا سپاس گزاران را پاداش می دهد)؛ این آیه به روشنی بیانگر این حقیقت است که مسیر هدایت یک جریان مستمر الهی است و نباید با تغییر در پرچمداران، در اصلِ حرکت و تبعیت از ولایت سستی یا بازگشتی صورت گیرد. یکی از عبرتهای بزرگ و تکاندهندهی تاریخ تشیع، ظهور فرقهی «واقفیه» است؛ گروهی که تا امام هفتم را با اعتقاد پذیرفتند، اما در لحظهی حساسِ انتقال امامت به حضرت رضا (علیهالسلام)، به دلیل دلبستگیهای مادی یا کجفهمیهای فکری، متوقف شده و از کاروان نور بازماندند. این توقفِ خسارتبار نشان میدهد که پذیرش بخشی از مسیر ولایت و ایستادن در میانهی راه، عملاً به معنای خروج از صراط مستقیم و گرفتار شدن در بیراههی تردید است که میتواند زحمات چندین سالهی یک مومن را به باد فنا دهد. در دوران معاصر نیز، انتخاب رهبر سوم انقلاب اسلامی یکی از آن گردنههای تاریخی است که نیازمند بصیرتی مضاعف و ایمانی راسخ است. نباید اجازه داد غبارهای ناشی از فتنههای فکری، شایعات معاندین یا لغزشهای سیاسی، مانع از درکِ ضرورتِ استمرار این زنجیرهی مقدس شود. برای آنکه از قافلهی تمدنساز انقلاب عقب نمانیم، باید با عبرت از گذشته، ذهن و دل خود را برای پذیرش و همراهی کامل با نایبِ برحق بعدی آماده کنیم تا پیوند میان امت و امامت همواره ناگسستنی و پویا باقی بماند.
استمداد از مشکات هدایت
در مسیر پرفراز و نشیب تاریخ و در کوران ابتلائات بزرگ، عقلِ بشری به تنهایی برای عبور از گردنههای سرنوشتساز کافی نیست و همواره نیازمند دستگیری و هدایتِ خاصهی پروردگار است. ما با قلوبی سرشار از ایمان، دست دعا به سوی قدرت لایزال الهی بلند میکنیم و از پیشگاه باریتعالی میخواهیم که در این برهه حساس، نخبگان و خبرگان امت را تحت عنایت خود قرار دهد؛ چرا که خداوند متعال در آیه ۲۹ سوره مبارکه انفال میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَانًا» (ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر از خدا پروا کنید، برای شما وسیلهای جهت جدا ساختن حق از باطل [بصیرت و شناخت] قرار میدهد). این «فرقان» الهی، همان نوری است که مسیر تشخیص را در غبار فتنهها روشن میسازد. توفیق در شناخت و تشخیص هوشمندانهی نایبِ برحق حضرت ولیعصر (عج)، نه یک امر تصادفی، بلکه پاداشِ تقوا و اخلاصِ کارگزارانی است که امانتدار آراء و سرنوشت امت اسلامی هستند. از خداوند منان مسئلت داریم که به اعضای مجلس خبرگان، نفوذِ نگاه و صفای باطنی عطا فرماید تا بتوانند آن خورشیدی را که لایقِ تابیدن بر مسند ولایت است، به درستی شناسایی کنند. این یاریِ غیبی، قلبهای مؤمنان را آرام کرده و اطمینان میدهد که پرچم هدایت، همواره در دستانِ استوارترین و شایستهترین یارانِ امام زمان (ارواحنا فداه) باقی خواهد ماند. نهایتاً، این شناختِ دقیق و الهی، کلید طلاییِ ثبات، اقتدار و استمرار عزت جامعهی اسلامی در دوران حساس گذار خواهد بود. ثمرهی این تشخیصِ صائب، تنها به انتخاب یک فرد محدود نمیشود، بلکه موجب ناامیدی بدخواهان و پیوستگیِ ناگسستنیِ ارکان نظام اسلامی میگردد. با استجابت این دعای خالصانه، آرمانهای تمدنساز انقلاب اسلامی با صلابتِ هرچه بیشتر به پیش خواهد رفت و جامعهی ایمانی با پشتوانهی بصیرتِ نخبگان و عنایتِ پروردگار، طعم شیرینِ امنیت و پیشرفت را ذیل سایهی ولایت خواهد چشید.
تألیف قلوب الهی
در ساحتِ اندیشه توحیدی، تسخیرِ دلها و ایجاد الفت میان آحاد جامعه تنها در حیطه قدرت لایزال الهی است، چرا که او «مقلبالقلوب» و دگرگونکننده باطنهاست. ما با تواضع و تضرع، از پیشگاه پروردگار مسئلت داریم که در این آزمون بزرگ، هدایتگرِ قلوب مومنین به سوی آن حقیقتِ تابناک و نوری باشد که در کالبد رهبر برگزیده متجلی گشته است. خداوند متعال در آیه ۶۳ سوره مبارکه انفال بر این قدرتِ وحدتبخش تأکید کرده و میفرماید: «وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ ۚ لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا مَا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ ۚ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ» (و میان دل هایشان الفت و پیوند برقرار کرد که اگر همه آنچه را در روی زمین است، هزینه می کردی نمی توانستی میان دل هایشان الفت اندازی، ولی خدا میان آنان ایجاد الفت کرد؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است)؛ از این رو، پیوند میان امت و امام، پیش از آنکه امری سیاسی باشد، تجلی اراده الهی در تألیف قلوب برای حفظِ ثباتِ خیمه حق است. این پیوندِ آگاهانه و بصیرتافزای عمومی، فراتر از یک همراهیِ ساده، نوعی «روشنبینی همگانی» است که ریشه در معرفت و اخلاص جامعه دارد. هنگامی که آحاد مردم با دلی سرشار از ایمان، نور ولایت را در وجود رهبر جدید بازشناسند و گردِ مِشکوٰت هدایت او حلقه زنند، انسجامی پدید میآید که هیچ نیرویِ اهریمنی را توانِ گسستن آن نخواهد بود. این همراهیِ همدلانه، ضامن عبور سرافرازانه از دوران گذار و استواریِ بنیانهای نظام در برابر تلاطمهاست تا جامعه اسلامی با آرامش و اطمینان، ذیل پرچم هدایتِ نایبِ برحق، به سوی قلههای عزت حرکت کند. در نهایت، غایتِ این پیوندِ قدسی میان امام و امت، فراتر از مرزهای معاصر، معطوف به افقی تمدنساز و مهدوی است. امید واثق داریم که این میثاقِ دوباره و استقرارِ ولایت در این مقطع حساس، به مثابه سپیدهدمی باشد که مژدهدهنده طلوعِ قریبالوقوع خورشیدِ ولایتِ عظماست. با تقویت این رشتهی الهی، زمینههای لازم برای ظهور موفورالسرور حضرت ولیعصر (ارواحنا فداه) فراهم خواهد شد و این انقلاب، تحت عنایت حضرتش، به قیام جهانی منجی منتهی میگردد تا عدالت و نور بر تمام گیتی سایه افکند و وعده الهی در وراثتِ صالحان بر زمین محقق شود.





نظر شما